همه اين موضوعات در تاءمين يك هدف نهايى ، كه سعادت بشر است ، مشتركند و زير مجموعه يك علم شمرده مى شوند كه به عنوان (فقه) ناميده شده است .
تقسيمات فقه
بسيارى از فقها بدون اشاره به دسته بندى ابواب فقه ، موضوعات فقهى را از كتاب طهارت شروع كرده و به كتاب حدود و ديات خاتمه داده اند.[1]
ولى عـده اى ازفـقها ـ اعمّ از سنّى و شيعه ـ ابواب فقهى را به گونه اى تقسيم و دسته بندى كرده اند كه به بعضى از آن ها در اين جا اشاره مى شود:
1ـ تقسيم به چهار بخش : عبادات ، معاملات ، احوال شخصى و مرافعات شرعى ؛
2ـ تقسيم به پنج بخش : عبادات ، عقود، جنايات ، وصايا و مواريث .[2]
3ـ تـقـسـيـم بـه دو بـخـش كـلى : عـبـادات و مـعـامـلات و تقسيم معاملات به دو بخش عقودو احكــام .[3]
4ـ مـحـقـّق حـلّى (مـتـوفاى 676ه . ق) در كتاب شرائع الاسلام ، تمامى ابواب فقه را به چهار قسمت كرده است .
الف ـ عبادات ، شامل ده باب ؛ از جمله طهارت ، صلاة و صوم ؛
ب ـ عقود، شامل نوزده باب ؛ از جمله تجارت ، اجاره و نكاح ؛
ج ـ ايقاعات ، شامل يازده باب ؛ از جمله طلاق ، جعاله ، نذر ؛
د ـ احكام ، شامل دوازده باب ؛ از جمله صيد و ذباحه ، ارث ، حدود و ديات .
شهيد اول (ره) (م 786 ه . ق) در قواعد، بدون اين كه اشاره اى به دسته بندى محقّق
[1]اصـحـاب ائّمـه7هـر كـدام دربـاره يـك موضوع ، كتاب جداگانه اى نوشته بودند؛ يكى درباره نماز و ديگرى درباره روزه ، حج و مانند آن . از اين نظر، در دوره هاى بعدى و پس از تـاءليـف جـوامع فقهى (كتاب هاى جامعى كه درباره همه ابواب فقه مطلب داشته باشد) نيز رسـم بر اين قرار گرفته است كه از ابواب فقه به عنوان (كتاب) ياد مى شود و به جاى ايـن كـه بنويسند (باب الصّلاة) يا (باب الحج) مى نويسند: (كتاب الصّلاة) يا (كتاب الحج) .
[2]ر.ك . به : موسوعة الفقه الاسلامى ، وزارت اوقاف مصر، ج 1، ص 42 (مقدمه) .
[3]ر. ك . به جوامع الفقهيه ، (مراسم ، سلاّ ر ديلمى) ، ص 627.
حلّى (ره) داشته باشد، مى گويد:
در عـلم كـلام ، اثـبـات شـده اسـت كـه كـارهـاى خدا بيهوده نيست ، بلكه داراى غرض صحيحى مى بـاشـد كـه به نفع و مصلحت بندگان خدا تمام مى شود و آن مصلحت يا جلب منفعت است و يا دفع ضرر و هر يك از اين ها يا دنيوى است و يا اخروى .
پـس اگـر غـرض از احـكام الهى دفع ضرر يا جلب منفعت اخروى باشد، (عبادت) است . و اگر غـرض ، دفـع ضـرر و يـا جـلب مـنـفعت دنيوى باشد و تحقّق آن موقوف به اجراى صيغه خاص نـبـاشـد از (احـكـام) و اگـر مـوقـوف بـه اجـراى صـيغه خاص طرفينى (طرف ايجاب و طرف قـبـول) باشد از (عقود) و اگر با اجراى صيغه يك جانبه محقّق و واقع گردد از (ايقاعات) شمرده مى شود.[1]
5ـ مـرحـوم عـلاّمـه حـلّى (مـتـوفاى 726ه . ق) نيز، كه شاگرد مرحوم محقّق است ، مجموع فقه را احـتـمـالا در چـهـار بـخـش ، عـبـادات ، عـقـود(ايـقـاعـات و احـكـام) تـقـسـيـم نـمـوده كـه دو بـخـش اول را در كـتـاب تـذكـرة الفـقـهـاء بـحـث كـرده و از دو بـخـش نـهـايـى بـه دليل ناتمام ماندن كتاب خبرى نيست .[2]
6ـ يكى از فقهاى معاصر ابواب فقه را در شش بخش دسته بندى كرده است :
الف ـ عبادات ، شامل طهارات سه گانه ، نماز، روزه ، اعتكاف ، حج و عمره و كفّارات ؛
ب ـ شـؤ ون فـردى ، شـامـل آب هـا، تـخـلّى ، نجاسات ، ظروف ، سوگندها، نذر، عهد و اطعمه و اشربه (خوردنى ها و آشاميدنى ها) ؛
ج ـ شؤ ون خانوادگى ، شامل نكاح ، طلاق ، ايلاء، تجهيز اموات و ارث ؛
د ـ امـوال شـخـصـى و چـگـونـگـى كـسـب و مـصـرف آن هـا، شـامـل احـياى موات ، صيد و ذباحه ، لُقطه ، مكاسب ، بيع ، اجاره ، وكالت ، دِين ، رهن ، ضمان ، كفالت ، غصب و...؛
ه ـ احكام مربوط به ولايت و حكومت ، شامل جهاد، امر به معروف و نهى از منكر، خمس ، زكات ، حجر و سبق و رمايه ؛
[1]نـضـد القـواعـد الفـقـهـيـه ، شـهـيـد اول ، تـنـظـيـم فاضل مقداد سيورى ، ص 7.
[2]عبارت علاّمه چنين است (رتبتُ هذا الكتاب على اربع قواعد: القاعدةُ الاُولى فى العباداتِ و هـى تـشمل على ستّةِ كتبٍ)... و (القاعدة الثانية فى العقودِ فيها كتبٌ)، تذكرة الفقها، علاّمه حلّى ، ج 1، ص 2 و 462.
و ـ شؤ ون قضايى و جزايى ، شامل قضا، شهادات ، اقرار، حدود و تعزيرات ، قصاص و ديات .[1]
تـا ايـن جـا بـه شـش نـوع دسته بندى كلى از فقه اشاره كرديم . دسته بندى هاى ديگرى نيز وجود دارد كه در سال هاى اخير انجام گرفته است .[2]
تامّلى در دسته بندى ها
با بررسى اين دسته بندى ها و مقايسه عنوان بخش ها با ابواب مربوط به هر بخش ، به اين نـتـيـجـه مـى رسـيـم كـه هـيـچ كـدام از دسـتـه بـنـدى هـاى يـاد شـده جـامـع و كـامـل نـيـست و همه موضوعات فقهى را در بر نمى گيرد؛ هر يك از آنهااز جهت خاصى انجام شده كه فقط از همان جهت صحيح است از جهت ديگر، هر كدام اشكالات خاصى دارد.
بـيـش تـر فقها هيچ گونه دسته بندى خاصى از مباحث فقه ارائه نداده اند؛ زيرا سيره فقهاى اسـلام ايـن بـوده اسـت كـه ابـواب فقهى را از طهارت تا ديات به صورت يك امانت گرانبهاى سـلف صـالح ، مـورد بـحـث و بـررسـى و تـدقـيـق قـرار دهـنـد و بـه نـسل هاى بعدى تحويل نمايند. اين وظيفه مهم را به نحو احسن انجام داده اند، هر چند دسته بندى جـامـع و كـامـلى ارائه نـداده باشند. با وجود آن كه اين دسته از فقها هيچ گونه دسته بندى از ابـواب فـقـه ارائه نـداده انـد، عـلاوه بـر آن ، تـقسيم بندى هاى ارائه شده نيز بعضا خالى از اشكال نيست ، اما كسى نمى تواند گستردگى و جامعيت فقه را انكار نمايد.
در درس هـاى آيـنـده ، دسـتـه بـنـدى مرحوم محقّق حلّى را، كه بين علما مشهور است ، مبناى كار خود قرار مى دهيم و ابواب فقه را در چهار بخش عبادات ، عقود، ايقاعات و احكام به اختصار بيان مى كنيم .
[1]ر.ك . بـه : الفـقـه المـاءثور، على مشكينى ، ص 13ـ14؛ مصطلحات الفقه ، همو، ص 405ـ406.
[2]ر.ك . بـه : رسـاله نـويـن ، عـبـدالكـريم بى آزار شيرازى ، ص 54ـ61، در اين كتاب كـليـه ابـواب فـقـه بـه چـهـار بـخـش سـعـادت و خـودسـازى ، مـسـائل اقـتـصـادى ، مـسـائل خـانـواده و مـسـائل سـياسى و حقوقى تقسيم شده است . در كتاب فقه سـيـاسـى ، ابـوالفضل شكورى ،، ج 1، ص 58، مباحث فقه به شش بخش فقه تطهيرى ، فقه عـبـادى ، فـقـه مـعـاشـرت ، فـقـه اقـتـصـادى و فـقـه قـضايى و فقه سياسى و در مبادى فقه و اصـول ، عـليـرضـا فـيـض ، ص 132، بـه هـشـت بـخـش عـبـادات ، احـوال شـخصى ، احكام مدنى ، احكام جنايى ، احكام مرافعات ، احكام سياسى ، احكام بين المللى و احكام اقتصادى منقسم گرديده است .
خلاصۀ درس
1 - علم فقه از علوم وسيع و گستردهاى است كه براى تمام جوانب حيات بشر قانون دارد و همۀ مسائل عبادى، فردى، اجتماعى، حقوقى و سياسى در آن بيان شده است.
2 - عدهاى از فقها ابواب فقه را دسته بندى كردهاند، ولى دسته بندى آنها با يكديگر متفاوت است.
مشهورترين آنها تقسيمى است كه مرحوم محقّق حلّى در كتاب شرائع الاسلام ارائه دادهاند. ايشان كلّيۀ ابواب فقه را به چهار بخش عبادات، عقود، ايقاعات و احكام تقسيم كردهاند.
3 - اگر چه بيشتر دسته بندىهاى ارائه شده از ابواب فقه اشكالاتى دارد، ولى اين موجب خلل در وسعت و گستردگى علم فقه نمىگردد.
پرسش
1 - چهارنمونه از موضوعاتفقه را نام ببريد كه هركدام با يكى از ابعاد زندگى بشر مرتبطباشد.
2 - سه نمونه از تقسيمات فقه را نام ببريد.
3 - محقق حلّى (ره) فقه را به چند بخش دسته بندى كرده است؟ ضمن ذكر نام آنها، براى هر كدام يك باب فقهى نام ببريد.
4 - بيان شهيد اول (ره) را در توجيه دسته بندى فقه ذكر كنيد.
درس پنجم
عبادات[1]
(عـبـادات) در تـقـسـيـم بـنـدى محقّق حلّى (ره) اعمالى است كه منظور از آن ، جلب منفعت يا دفع ضرر اخروى باشد.[1]
عبادات ، شامل ده باب مى باشد كه عبارت است از: طهارة ، صلاة ، زكاة ، خمس ، صوم ، اعتكاف ، حج ، عمره ، جهاد و امر به معروف و نهى از منكر.
كتاب الطهارة
(طهارت) به معناى پاكى و پاك سازى از آلودگى مى باشد و بر دو گونه است :
1ـ طـهـارت از خـبـث ( نـجـاسـت) و آلودگـى ظاهرى و عارضى كه عبارت است از: تطهير بدن يا لباس يا چيز ديگرى كه در اثر تماس با يكى از نجاسات ، متنجّس شده باشد.
فـقـهـاى اسلام در اين قسمت ، ضمن بيان نجاسات ( ناپاكى ها) و چگونگى متنجّس شدن چيزهاى پاك به وسيله آن ها، مطهّرات ( پاك كننده ها) و كيفيت تطهير با آن ها را نيز بيان كرده اند.
2ـ طـهـارت از حـدث و آلودگـى مـعنوى كه عبارت است از: تطهير باطن از آلودگى معنوى كه در اثـر بـعـضـى از حـوادث طبيعى از قبيل خواب ، ادرار و جنابت پيدا مى شود. اين تطهير با انجام وضـو، غـسـل و يـا تـيـمـّم ، بـراى پـيـدا كـردن ليـاقـت انـجـام عـبـاداتـى از قبيل
[1]ر.ك . به : نضد القواعد الفقهيه ، ص 7.
نماز و طواف صورت مى گيرد.[1]
كـتـاب طـهـارت ، مـتـكـفـّل بـيـان احـكـام مـربـوط بـه گـونـه هـاى طـهـارت (وضـو، غـسـل ، تـيـمـّم) اسـت و بـه تـنـاسـب بـحـث غـسـل مـسّ مـيـّت ، كـه يـكـى از اقـسـام غـسـل مـى بـاشـد، هـمـه احـكـام مـربـوط بـه مـردگـان از قبيل احكام احتضار، غسل ، كفن و دفن ميّت نيز در اين كتاب مطرح شده است .
كتاب الصّلاة
(صـلاة) در لغـت ، بـه مـعـنـاى دعـا كـردن اسـت ، امـا در اصطلاح شرع اسلام ، عبارت از انجام كـارهـاى خـاص مـانـنـد ركـوع و سـجـود بـا كيفيت مخصوصى است كه در زبان فارسى ، به آن (نماز) مى گويند.[2]
نـمـاز عـبادتى است كه انسان را از زشتى ها و گناهان باز مى دارد.[3]ستون دين است ، اگـر قـبـول شـود اعـمـال ديـگـر نـيـز قـبـول خـواهـد شـد و اگـر مـردود شـود اعمال ديگر نيز مردود مى گردد.
قـرآن مـجـيـد در آيات متعدّدى درباره نماز سخن گفته است . همچنين در احاديث فراوان ، پيشوايان معصوم7آن را به عنوان بهترين اعمال معرفى كرده اند.
نماز انواع گوناگونى دارد، اما به دو قسم كلّى واجب و مستحب تقسيم مى شود:
الف ـ نمازهاى واجب
1ـ نمازهاى يوميّه كه مشتمل بر پنج نماز است : نماز صبح (دو ركعت) ، ظهر و عصر (هركدام چهار ركـعـت) ، مـغـرب (سـه ركـعـت) و عـشـاء(چـهـار ركـعـت) ؛ نمازهاى چهارركعتى را در مسافرت ، با شروطى بايد دو ركعت خواند.
[1]ر.ك . بـه : فـرهـنـگ معارف اسلامى ، سيد جعفر سجّادى ، واژه (طهارت) ؛ آشنايى با عـلوم اسـلامـى (فـقـه) ، عـلاّمـه شـهـيـد مـرتـضـى مـطـهـّرى ، ص 92؛ اجـمـاعـيّات فقه الشيعه ، اسماعيل بن احمد حسينى مرعشى ، ج 1، ص 50.
[2]مـفـردات الفـاظ القـرآن ، راغـب واژه (صـلا)؛ فرهنگ معارف اسلامى ، واژه (صلوة) ؛ مصطلحات الفقه ، على مشكينى ، ص 325.
[3]عنكبوت (29)، آيه 45.(اِنَّ الصَّلوةَ تَنْهى عَنِ الفَحْشاءِ وَ المُنْكَرِ)
2ـ نـمـاز طـواف واجـب خـانـه خـدا كه پس از هر طواف واجب ، بايد دو ركعت پشت مقام ابراهيم7خواند؛
3ـ نماز آيات كه در صورت وقوع كسوف يا خسوف و يا زلزله و مانند آن با كيفيت خاصى ، دو ركعت نماز خوانده مى شود؛
4ـ نـمـاز مـيـّت كـه بـر مـيـت مـسـلمـان پـس از غـسـل و كـفـن و پـيـش از دفـن ، بـه شكل خاصى (بدون ركوع و سجود) خوانده مى شود؛
5ـ نماز قضاى پدر كه بر پسر بزرگتر واجب است ؛
5ـ نمازى كه به سبب اجاره يا نذر و عهد يا قسم واجب مى شود؛
6ـ نماز جمعه (كه مورد اختلاف است و طبق نظر امام خمينى (ره) ، در زمان غيبت واجب تخييرى است ؛
8ـ نـمـاز عـيـد فـطـر و قـربـان (كـه در زمان حضور امام معصوم7واجب است و بايد به جماعت خوانده شود، ولى در زمان غيبت ، مستحب است) .
ب ـ نمازهاى مستحب
اين گونه نمازها، كه به صورت داوطلبانه خوانده مى شود و آن را (نافله) مى نامند گونه هـاى فـراوانـى دارد كـه مـعـروف تـريـن آن هـا نـافـله هـاى يـومـيـّه (34 ركـعـت) اسـت كـه بـه شكل ذيل مورد تاءكيد اسلام قرار گرفته :
1ـ نافله صبح (2 ركعت ، پيش از نماز صبح) ؛
2ـ نافله ظهر (8 ركعت ، پيش از نماز ظهر)؛
3ـ نافله عصر (8 ركعت ، پيش از نماز عصر)؛
4ـ نافله مغرب (4 ركعت ، پس از نماز مغرب) ؛
5ـ نافله عشاء (2 ركعت نشسته پس از نماز عشا ـ كه يك ركعت به حساب مى آيد)؛
6ـ نافله شب و شفع و وتر (11 ركعت ، پيش از اذان صبح) .
نمازهاى مستحبى ـ غير از نماز وتر ـ دو ركعتى خوانده مى شوند.
شـروط، مقدمات ، مبطلات ، مستحبات ، شكيات ، و سهويات نماز، نماز قضا و مسافر، نماز جماعت و فرادا و مانند آن در كتاب (الصلاة) مورد بحث و بررسى قرار مى گيرد.
كتاب الزّكاة
(زكات) در لغت ، به دو معنا آمده است : يكى رشد و نموّ و ديگرى پاكى .[1]
در فـقـه اسـلامـى ، زكـات عـبـارت اسـت از : حـقّ واجـبـى كـه بـه بـخـشـى از امـوال اغـنيا تعلق مى گيرد و بايد به نفع فقرا براى صرف در مصالح عمومى پرداخت شود. اغـنـيـا بـا دادن زكـات ، از صـفـات زشـتـى مـانـنـد حـرص و بـخـل (تـا اندازه اى) پاك مى گردند و اموالشان نيز با خير و بركت دنيوى و اخروى ، رشد و نموّ خواهد كرد.[2]
امام خمينى (ره) در تحرير الوسيله ، ابتداى (كتاب الزّكاة) مى نويسند:
اصـل وجـوب زكات از ضروريات دين مقدس اسلام است كه منكر آن مرتد و از كافران شمرده مى شود.[3]
در قـرآن كـريـم و روايـات مـعـصومان7درباره زكات ، بسيار تاءكيد شده ، حتى در روايتى صحيح ، امام باقر7فرمودند:
(اِنَّ اللّهَ تـَبـارَكَ وَ تـَعـالى قـَرَنَ الزَّكـاةَ بـِالصَّلاةِ فـَقـالَ:(وَ اَقـيـمـوُا الصَّلوةَ وَ اتـَوُا الزَّكوةَ))[4]فَمَنْ اَقَامَ الصَّلاةَ وَ لَمْ يُؤْتِ الزَّكاةَ فَكَاَنَّهُ لَمْ يُقِمِ الصَّلاةَ)[5]
[1]اصـل كـلمه (زكاة) به معناى رشد و نموّى است كه از بركت الهى در چيزهاى دنيوى و اخـروى حـاصـل مـى شـود. اطـلاق كـلمـه (زكـاة) بـه سـهـم الهـى ، كـه انـسـان مـؤ مـن از مـال خـود خـارج مـى كـنـد و بـه فـقـرا مـى دهـد. بـه ايـن دليـل اسـت كـه در پـرداخـت آن ، امـيـد رشـد و افـزايـش مـال هـمراه با خيرات و بركات دارد، يا موجب تزكيه و پاكى روح پرداخت كننده مى شود و يا از هر دو جنبه است ، زيرا هر دو فايده در پرداخت زكات وجود دارد. (مفردات ، واژه (زكا)
[2]ر.ك . به : مسالك الافهام ، شهيد ثانى ، ج 1، ص 50؛ مصطلحات الفقه ، ص 280.
[3]ر.ك . بـه : تـحـريـر الوسـيـله ، ج 1، ص 311؛ مـرحـوم شـيـخ حـرّ عـامـلى نـيـز در وسـائل الشـيـعـة ، (كـتـاب الزكـاة) ، باب مستقلى تحت عنوان (باب ثبوت الكفر و الارتداد و القـتـل بـمـنـع الزكـاة اسـتـحـلالاً و جـحـوداً) آورده و در آن ، نـُه حـديـث نقل كرده است . (ر.ك . به : وسائل الشيعة ، ج 9، ص 31ـ35).
[4]بقره (2)، آيه 43.
[5]وسائل الشيعة ، ج 9، ص 22.