بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 56

3ـ روزه قـضـا؛ روزه هايى را كه به دليل مسافرت يا بيمارى و يا مانند آن در ماه رمضان ترك شده بايد قضا كرد.

4ـ روزه بـدل از قـربـانى ؛ اگر حاجى در منا بر قربانى قدرت نداشته باشد، بايد ده روز (سه روز در صفر حج و هفت روز پس از مراجعت از آن) روزه بگيرد.

5ـ روزه روز سوم اعتكاف ؛

6ـ قضاى روزه پدر كه بر پسر بزرگ تر واجب است ؛

7ـ روزه نذر و امثال آن .[1]

ب ـ روزه هاى مستحب :

روزه تـمـام روزهاى سال ، غير از روزه هاى حرام و مكروه ـ كه در اين درس گفته مى شود ـ مستحب است ، ولى بعضى از روزها تاءكيد بيش ترى دارد؛ از جمله آن ها است :

1 ـ سه روز در ماه (پنجشنبه اول و آخر هر ماه و اولين چهارشنبه پس از روز دهم) ؛

2 ـ ايّام بيض (سيزدهم ، چهاردهم و پانزدهم هر ماه) ؛

3 ـ تمام ماه رجب و شعبان ؛

4 ـ هر پنجشنبه و جمعه ؛

5 ـ عيد سعيد غدير (هيجدهم ذى الحجّه) ؛

6 ـ روز ولادت پيامبر اكرم6(هفدهم ربيع الاول) ؛

7 ـ روز مبعث پيامبر اكرم6(بيست و هفتم رجب) .[2]

ج ـ روزه هاى مكروه :

1 ـ روزه روز عاشورا؛

2 ـ روزه مستحبى ميهمان بدون اجازه ميزبان ؛

3 ـ روزه فـرزنـد بـدون اجـازه پـدر و مـادر و در صـورت نـهـى آن هـا، احـتـياط آن است كه

[1]تحرير الوسيله ، ج 1، ص 300.

[2]ر.ك . به همان ، ص 302 و 303 .


صفحه 57

ترك شود.[1]

د ـ روزه هاى حرام :

1ـ روزه عيد فطر (اول ماه شوال) ؛

2ـ روزه عيد قربان (دهم ذى الحجة) ؛

3ـ روزه يـوم الشـّك بـه نـيـّت رمـضـان (يـعـنـى : روزى كـه مـعـلوم نـيـسـت آخـر شـعـبـان است يا اول رمضان) ؛

4ـ روزه ايـّام تشريق (يازدهم ، دوازدهم و سيزدهم ذى الحجّة) براى كسى كه در منا باشد، اگر چه حج نگزارد؛

5ـ روزه وفا به نذر معصيتى ؛ يعنى : نذر كرده باشد كه اگر موفّق به انجام فلان حرام يا تـرك فـلان واجـب شـود، مـثـلا" يـك روز به عنوان شكرانه آن گناه روزه بگيرد، ولى اگر به عنوان مجازات بر خودش باشد، تا اين كه اين روزه مقدمه ترك معصيت باشد اشكالى ندارد.

6 ـ روزه سكوت ؛ يعنى : روزه بگيرد كه سخن نگويد .

7 ـ روزه وصال ؛ يعنى : روزه يك شبانه روز يا يك شب و دو روز بدون افطار در شب .

8 ـ روزه مستحبى زن با نهى شوهر از آن ؛

9 ـ روزه مستحبى مملوك (غلام يا كنيز) با نهى مالك از آن ؛

10 ـ روزه مستحبى فرزند در صورتى كه موجب ناراحتى پدر و مادر باشد؛

11ـ روزه مريض و هر كسى كه روزه برايش ضرر دارد؛

12 ـ روزه مسافرى كه روزه اش صحيح نيست ؛

13 ـ روزه دهـر؛ يـعـنـى : در تـمـام روزهـاى سـال ، حـتـى در روزهاى عيد فطر و قربان هم روزه باشد.[2]

فـقـهـاى اسـلام كـيـفـيت و شروط مفطرات و كفّاره روزه ، احكام روزه قضا و روزه مسافر

[1]تحرير الوسيله ، ج 1، ص 303؛ عروة الوثقى ، سيد كاظم يزدى ، ج 2، ص 71.

[2]العروة الوثقى ، ج 2، ص 71 و 72.


صفحه 58

را نيز در كتاب صوم توضيح داده اند.

6-كتاب الاعتكاف

(اعـتـكـاف) در لغـت ، بـه مـعـنـاى گـوشـه نـشـيـنـى و مـقـيـم شـدن در يـك محل معيّن و در اصطلاح فقهى ، عبارت است از: توقّف در مسجد به قصد عبادت به مدت سه روز يا بيش تر كه در هر سه روز، بايد روزه باشد.[1]

اعتكاف يك عبادت مستحبى است ، ولى اگر انسان آن را شروع كرد و دو روز گذشت ، روز سوم آن واجب مى شود.

اعـتـكـاف شـروطـى دارد كه در كتاب هاى فقهى ، بيان شده است ؛ از جمله آن كه بايد در يكى از مـسـاجـد چـهـارگـانـه (مـسـجـد الحرام در مكّه ، مسجد النّبى6در مدينه ، مسجد كوفه و مسجد بـصـره) و يـا در مـسـجـد جـامـع هـر شـهـر (طـبـق فتواى امام خمينى (ره) به قصد رجا و به اميد مطلوبيّت) انجام گيرد. در مساجد ديگر، مثل مسجد محلّه ، مسجد بازار و مانند آن اعتكاف جايز نيست .[2]

همچنين اعتكاف احكام و محرّماتى دارد كه در كتب فقهى ، مورد بررسى قرار گرفته است .

7-كتاب الحج

(حـج) در لغـت ، بـه مـعـنـاى قـصـد و در اصـطـلاح فـقـهـا، انـجـام اعمال و مناسك مخصوص در زمان خاص (ماه ذى الحجة) و در مكان معيّن (مكّه و اطراف آن) به قصد تقرّب به خدا است .[3]

حـج يكى از اركان دين اسلام و ترك آن از گناهان كبيره است و بر كسى كه داراى شروط وجوب حج باشد، فقط يك بار در عمر واجب مى شود.

[1]ر.ك . به : فرهنگ معارف اسلامى ، ج 1، ص 238، واژه (اعتكاف) .

[2]ر.ك . به : تحرير الوسيله ، ج 1، ص 305.

[3]ر.ك . به : مفردات الفاظ القرآن ؛ فرهنگ معارف اسلامى ، واژه (حج) .


صفحه 59

وجـوب حـج بـر شـخـص مـسـتـطـيـع ، فـورى اسـت ؛ يـعـنـى :واجـب اسـت در سـال اول اسـتـطـاعت آن را به جا آورد و تاءخيرش جايز نيست و در صورت تاءخير، واجب است در سال بعد انجام دهد و گرنه در سال هاى پس از آن .[1]

در قـرآن و احـاديـث اسلامى ، در مورد حج ، بسيار تاءكيد شده است . به عنوان نمونه ، در قرآن مجيد مى خوانيم :

(وَ لِلّهِ عـَلَى النـّاسِ حـِجُّ الْبـَيـْتِ مـَنِ اسـْتـَطـاعَ اِلَيـْهِ سـَبـيـلاً وَ مـَنْ كـَفـَرَ فـَاِنَّ اللّهَ غـَنِىُّ عَنِالْعالَمينَ)[2]

براى خدا بر مردم است كه آهنگ خانه (او) كنند؛ آن ها كه توانايى رفتن به سوى آن را دارند و هـر كـس كـفـر ورزد( و حـج را تـرك كـنـد، بـه خـود زيـان رسـانده) ، خداوند از همه جهانيان بى نيازاست .

به سند صحيح ، از امام صادق7روايت شده است :

(مَنْ ماتَ وَ لَمْ يَحُجَّ حَجَّةَ الاِسْلامِ لَمْ يَمْنَعْهُ مِنْ ذلِكَ حاجَةٌ تُجْحِفُ بِهِ اَوْ مَرَضٌ لايُطيقُ فيهِ الْحَجَّ اَوْ سُلْطانٌ يَمْنَعُهُ، فَلْيَمُتْ يَهُودِيّاً اَوْ نَصْرانِيّاً)[3]

كـسـى كـه حـاجـت ضـرورى يـا مـرضـى نـداشـتـه بـاشـد كـه او را از انـجـام اعـمـال حج باز دارد و نيز حاكمى از حجّ او جلوگيرى نكند( يعنى : همه شروط استطاعت را داشته بـاشد) در عين حال ، حَجَّة الاسلام را انجام ندهد، هنگام مرگ بايد يهودى يا مسيحى از دنيا برود. (چنين شخصى مسلمان نيست) .

اقسام حج

كيفيت انجام حج واجب سه گونه است :

1ـ حـجّ تـمـتـّع : وظـيـفـه كـسـانـى اسـت كـه فـاصـله وطـن آنـان بـامـكـّه 48ميل (حدود هفتاد و هشت

[1]ر.ك . به : تحرير الوسيله ، ج 1، ص 370، مساءله 1.

[2]آل عمران (3)، آيه 97.

[3]وسائل الشيعه ، ج 11، ص 30.


صفحه 60

كيلومتر) يا بيش تر باشد.

اعمال حجّ تمتع عبارت است از: احرام در مكّه ، وقوف در سرزمين عرفات ، وقوف در مشعر الحرام ، رمـى جـمـره عـقبه ، قربانى ، حلق يا تقصير، طواف حج ، نماز طواف ، سعى بين صفا و مروه ، طواف نسا، نماز طواف نسا، بيتوته در منا و رمى جمرات در روز يازدهم و دوازدهم ذى الحجّة .(در بعضى موارد روز سيزدهم ذى الحجّة نيز لازم است .)

2ـ حـجّ اِفـراد: وظـيـفـه كـسـانـى اسـت كـه فـاصـله وطـن آنـان بـا مـكـّه كـم تـر از 48 ميل باشد و اعمال آن نيز مثل اعمال حجّ تمتّع است ، با اين تفاوت كه قربانى در حجّ تمتع ، واجب و در حجّ اِفراد، مستحب است . همچنين در حجّ تمتع ، بايد پيش از حج ، عمره تمتّع (كه توضيح آن خواهد آمد) انجام داده شود و گرنه حج صحيح نيست ، ولى در حج افراد، بايد پس از اتمام حج ، عمره مفرده انجام داده شود، اگر چه پس از ماه ذى الحجّه باشد.

3ـ حـجّ قـِران : ايـن حـج نـيـز وظـيـفـه كـسـانـى اسـت كـه فـاصـله آن هـا بـا مـكـّه كـم تـر از 12 ميل باشد؛ يعنى : ساكنان مكّه و اطراف آن بين حجّ اِفراد و حجّ قِران مخيّرند.

تـفـاوت حـجّ قـران بـا حـجّ افـراد ايـن اسـت كـه در حجّ قران ، بايد (سوق هَدْى) كند؛ يعنى : قربانى همراه خود ببرد، اِشْعار و تقليد هم مستحب است .[1]

8-كتاب العمره

(عـمـره) و (اعـتـمـار) در لغت ، به معناى قصد كردن و اراده مكان آباد و نيز به معناى زيارت كردنى است كه موجب تجديد دوستى شود. در شريعت اسلام ، عمره عبارت است از: قصد مخصوص براى انجام اعمال خاص .[2]

بـه كـسـى كـه براى عمره احرام ببندد (مُعتمِر) گفته مى شود، همچنان كه به مُحرم براى حج (حاج) مى گويند.

[1]ر.ك . به : شرائع الاسلام ، محقق حلّى ، ص 67 و 68.

[2]ر.ك . به : مفردات الفاظ قرآن ، واژه (عمر)؛ مصطلحات الفقه ، ص 380.


صفحه 61

اقسام عمره

عمره را دو گونه مى توان انجام داد:

1ـ عـمـره تـمـتـّع : كـه بـايـد در يـكـى از مـاه هـاى حـج (شـوال ، ذيـقـعـده و دهـه اول ذى حجّه) انجام داده شود و پس از انجام آن ، از مكّه بيرون نرود تا در هشتم ذى الحجّه ، احرام حج ببندد.

اعـمـال عـمره تمتّع عبارت است از: احرام در يكى از پنج ميقات معيّن شده[1]، طواف خانه كعبه ، نماز طواف ، سعى بين صفا و مروه و تقصير (گرفتن مقدارى از مو و يا ناخن) .

2ـ عمره مفرده : اين عمره را در طول سـال مـى تـوان انجام داد و اعمال آن نيز همان اعمال پنج گانه عمره تمتّع است ، به اضافه دو عمل ديگر كه عبارت است از: طواف نسا و نماز آن .

در كتاب مناسك حجّ امام خمينى (ره) آمده است :

عـمـره هـم مانند حج به دو قسم (واجب) و (مستحب) تقسيم مى شود و در تمام عمر، يك بار بر شـخـص مـسـتـطيع واجب مى شود و وجوب آن مانند حج ، فورى است . در وجوب عمره ، استطاعت حج مـعـتـبـر نـيست ، بلكه اگر كسى براى عمره مستطيع باشد، ولى براى حجّ مستطيع نباشد، واجب اسـت عـمـره را بـه جا آورد، چنان كه عكس آن نيز صادق است ؛ به اين معنا كه اگر شخص براى حـج اسـتـطـاعـت داشـتـه بـاشد ولى براى عمره مستطيع نباشد، بايد حجّ به جا آورد، لكن بايد مـعـلوم بـاشـد كـه بـراى كـسـانـى كـه از مـكـّه دور هـسـتـنـد ـ مـثـل ايـرانـيـان كـه وظـيفه آن ها حجّ تمتّع است ـ هيچ گاه استطاعت حج از استطاعت عمره و استطاعت عـمـره از اسـتـطـاعـت حـجّ، جـدا نـيـسـت ؛ چـون حـجّ تـمـتـّع مـركـّب از هـر دو عـمـل است ، بر خلاف كسانى كه در مكّه يا نزديك آن هستند كه وظيفه آن ها حج و عمره مفرده است و نسبت به آن ها استطاعت براى يكى از دو عمل تصوّر مى شود.

بـراى كـسـى كـه مـى خواهد داخل مكّه شود، واجب است با احرام وارد شود و براى احرام بايد نيّت عـمـره يـا حـج داشـتـه بـاشـد و اگر وقت حج نيست و مى خواهد وارد مكّه شود، واجب است

[1]مـيـقـات هـاى پـنـج گـانـه عـبـارتـنـد از: مـسـجـد شـجره (ذو الحليفه) ، وادى عقيق ، قرن المنازل ، يلملم ، و جُحفه .


صفحه 62

عمره مفرده انـجـام دهـد، ولى كـسـانـى كـه بـه مـقتضاى شغلشان ، زياد وارد مكّه مى شوند و از آن خارج مى شوند، از اين حكم استثنا شده اند.[1]

اگـر چـه مـحـقق حلّى (ره) كتاب عمره را از كتاب حج جدا كرده ، ولى بيش تر فقها، عمره را نيز ضمن كتاب حج مطرح كرده و شروط وجوب حج ، اعمال حج و عمره ، كيفيت احرام و محرّمات احرام را در كتاب حج مورد بحث و بررسى قرار داده اند.

به دليل اين كه اعمال حج و عمره فروع و ريزه كارى هاى فراوانى دارد و مورد ابتلاى همه مردم نـيـسـت ، مراجع عظام آن ها را از رساله عملى جدا كرده اند و در كتاب مستقلى ، كه مناسك حج ناميده مى شود، تنظيم نموده و در اختيار مردم قرار داده اند.

[1]ر.ك . بـه : مـنـاسـك حـج ، امـام خـمـيـنى ، با حواشى آيات عظام اراكى ، گلپايگانى و خوئى ، ص 56.


صفحه 63

خلاصۀ درس

1 - روزۀ ماه رمضان يكى از واجبات مهّم اسلام است كه ترك آن موجب خروج روح ايمان از روزه‌خوار مى‌شود.

2 - اعتكاف، يك عبادت مستحبى است كه دست كم، به مدت سه روز، در يكى از مساجد چهارگانه همراه با روزه انجام مى‌شود.

3 - حج يكى از اركان دين اسلام مى‌باشد و بر اشخاص مستطيع واجب است كه در مدت عمر، يك بار آن را انجام دهند. كيفيت انجام حج سه گونه است: حجّ تمتّع، حجّ افراد و حجّ قِران.

4 - عمره نيز مثل حج، واجب است كه در طول عمر، يك بار انجام شود؛ همانند عمرۀ تمتّع يا عمرۀ مفرده.

5 - فقهاى بزرگ اسلام احكام و ريزه كارى‌هاى حج و عمره را در كتاب مستقلى به نام مناسك حج تبيين كرده‌اند.