صدقه را خوانده باشد.
2ـ پـس از آن كـه فـقـير صدقه را تحويل گرفت ، پس گرفتن آن جايز نيست ، اگر چه طرف بيگانه باشد.
3ـ صـدقـه سـيـّد بـه سـيـّد و غـيـر سـيـّد جـايـز و حـلال اسـت ، اگـر چـه مـثـل زكـات واجـب بـاشـد، ولى از غـيـر سـيـّد بـه سـيـّد، صـدقـه مـسـتـحـبـى حلال و صدقه واجب حرام است .
4ـ صـدقـه دهـنده بايد بالغ و عاقل باشد و سفيه يا ورشكسته نباشد. پس صدقه كودك اگر چه ده ساله باشد، صحيح نيست .
5ـ در گـيـرنـده صـدقه مستحبى ، احتياج شرط نيست ، همچنين شيعه يا مسلمان بودن آن نيز شرط نـيـسـت . بـنـابـراين ، صدقه دادن به شخص غنى ، سنّى و كافر ذمّى نيز جايز است ، اگر چه خويشاوند نباشد.[1]
15- كتاب السّكنى و الحبس
(حـبـس) آن است كه كسى منافع ملك خود را در موردى تعيين كرده و طبق آنچه معيّن نموده مصرف شـود؛ مـثـل ايـن كـه آن را در يـكـى از راه هـاى خـيـر و مـحـل هـاى عـبـادت از قبيل كعبه معظمه يا مساجد و مشاهد مشرفه حبس نمايد.[2]
(سكنى) آن است كه حق سكونت در خانه اى را براى شخصى قرار دهد و سه صورت دارد :
1 ـ بـراى سـكـونـت در خانه ، مدت تعيين نكند؛ در اين صورت ، پس از يك روز سكونت ، هر گاه خواست ، مى تواند ساكن را از خانه بيرون كند. به اين (سُكنى) گفته مى شود.
2 ـ مـدت سـكـونـت تـا پـايـان عـمـر صـاحب خانه يا پايان عمر سكونت كننده تعيين شود؛ در اين صورت ، پيش از انقضاى مدت ، كسى نمى تواند او را از خانه بيرون كند و به اين
[1]ر.ك . بـه : تـحـريـر الوسـيـله ، ج 2، ص 90 و 91، مسائل 1ـ5.
[2]همان ، ص 87، مساءله 1 .
(عُمرى) مى گويند.
3 ـ بـراى سـكـونـت ، مـدت مـشـخـّصـى مـثـل يـك سـال يـا دو سـال تـعـيـيـن شود. در اين صورت نيز كسى نمى تواند پيش از پايان مدت ، ساكن را از خانه بيرون كند و به اين (رُقبى) گفته مى شود.
در هـمـه مـوارد مـزبـور، اصـل مال از ملك مالك خارج نمى شود. بنابراين ، مالك مى تواند آن را بـفـروشـد، در عـيـن حـال كـه ايـن عـقـدهـا نـيـز تـا پـايـان مـدّت خـود، قـابـل اجـرا اسـت ومـشـتـرى نـمـى تـوانـد آن هـا را ابـطـال نـمـايـد. فـقـط در صـورت جهل ، مى تواند معامله را فسخ كند يا به همان صورت بپذيرد.[1]
16-كتاب الهبات
(هبه) عبارت است از خارج ساختن مال از ملك خود و به ملك ديگرى در آوردن آن به طور رايگان و آن قراردادى است كه به ايجاب و قبول احتياج دارد، به هر لفظى كه مقصود را برساند. به هـبـه كـنـنـده (واهـب) ، بـه هـبـه شـده (مـوهـوبٌ له) و بـه مال مورد هبه (عين موهوبه) گفته مى شود.
در صحّت هبه ، شرط است كه قبض و اقباض انجام گرفته باشد. بنابراين ، اگر پس از عقد هـبـه و پـيـش از قـبـض و اقـبـاض ، واهـب يـا مـوهـوبٌ له بـمـيـرد، عـقـد هـبـه بـه هـم مـى خـورد و مال به واهب يا وارثان او بر مى گردد.[2]
در هبه ، قصد قربت شرط نيست ، ولى اگر به قصد تقرّب به خدا باشد بهتر و ثوابش بيش تر است .
هبه از عقدهاى جايز است ؛ يعنى : هر گاه (واهب) خواست ، مى تواند آن را به هم بزند و هديه خود را پس بگيرد، مگر در موارد ذيل :
[1]شـرائع الاسـلام ، ص 157؛ تـحـريـر الوسـيـله ، ج 2، ص 87 و 88، مسائل 2، 5 و 6.
[2]ر.ك . بـه تـحـريـر الوسـيـله ، ج 2، ص 56 و 57، مسائل 1، 3 و 7.
1 ـ هبه معوّض باشد؛ يعنى : موهوب له نيز در مقابل هديه واهب ، چيزى به او بدهد، چه با شرط قبلى باشد و چه بدون شرط .
2 ـ بين واهب و موهوب له خويشاوندى نسبى باشد؛
3 ـ واهـب در هبه خود قصد تقرّب به خدا كرده باشد؛ (در اين صورت ، نيز هبه معوّض مى شود؛ (چون عوض هبه خود را در واقع ، از خدا گرفته است .)
4 ـ عين موهوبه با تصرّف موهوب له يا غير آن از بين نرفته باشد؛
5 ـ مـوهـوب له در عـيـن مـوهـوبـه تـغـيـيـر اسـاسـى داده بـاشـد؛ از قبيل فروش يا هبه به ديگرى ، بريدن پارچه ، آرد كردن گندم و مانند آن ؛
6 ـ يكى از طرفين هبه (واهب و موهوب له) بميرد.[1]
در مواردى كه پس گرفتن هبه جايز است ، باز هم بهتر است كه واهب آن را پس نگيرد؛ زيرا پس گـرفـتـن هـديـه بـيـن مـردم كـارى نـامـطـلوب شمرده مى شود و در روايتى از پيامبر اكرم6نقل شده كه فرمودند:
(مَنْ رَجَعَ فى هِبَتِهِ فَهُوَ كَالرّاجِعِ فى قَيْئِهِ)[2]
كسى كه هديه خود را پس بگيرد مانند كسى است كه چيزى را كه قى كرده دوباره بخورد.
17-كتاب السّبق و الرّمايه
(سـَبْق) به معناى مسابقه دادن و (رمايه) به معناى تيراندازى است و در اصطلاح فقهى ، نوعى عقد و شرط بندى است براى مسابقه سواركارى و تيراندازى كه فايده آن تمرين و كسب مهارت در تيراندازى و اسب دوانى براى آمادگى در ميدان جنگ است .[3]
در اسـلام ، بـا اين كه هر گونه مسابقه با شرط بندى تحت عنوان (قمار) ممنوع و از گناهان كـبـيـره شـمرده شده ، ولى به منظور آموزش فنون جنگ براى ايجاد حسّ مقاومت
[1]ر.ك . بـه : تـحـريـرالوسـيـله ، ج 2، ص 58ـ60، مسائل 8، 9، 11 و 17.
[2]وسائل الشيعه ، ج 19، ص 244.
[3]ر.ك . به شرح لمعه ، ج 2، ص 22.
در ميان مسلمانان و آمـادگـى بـراى دفـاع از حملات احتمالى دشمنان ، مسابقه (سواركارى) و (تيراندازى) نه تـنـهـا مـمـنـوع نـيـست بلكه در برخى از روايات ، مسلمانان براى انجام آن تشويق شده و سبق و رمـايـه از مـصـاديـق آيـه شـريـفـه(وَ اَعـِدُّوا لَهـُمْ مـَااسـْتـَطـَعـْتـُمْ مـِنْ قـُوَّةٍ وَ مـِنْ رِبـاطـِ الْخَيْلِ)[1]معرفى شده است .[2]
ايـن نـكـته را نبايد از نظر دور داشت كه سبق و رمايه در صدر اسلام با اسب و شتر و تيركمان انـجام مى گرفته است و امروزه كه وسايل جنگى و سوارى به صورت سلاح هاى مدرن و تانك و هـواپـيـمـاو زيـردريـايـى و اژدرافـكـن درآمـده و در آيـنـده نـيـز وسايل مدرن ترى اختراع خواهد شد، از اين رو، ذكر تيراندازى با تير و كمان و نيز اسب دوانى بـه عـنـوان مـصـادق رايـج در زمـان هـاى گـذشـتـه اسـت . بـه هـمـيـن دليل ، نبايد به ظاهر لفظ تيرو كمان و اسب دوانى جمود ورزيد.
18-كتاب الوصيّه
(وصـيـّت) عـبـارت اسـت از سـفـارش هـايـى كـه انـسـان در مـورد اموال و يا فرزندان كوچكش براى پس از مرگ خود مى نمايد.[3]
وصـيـّت كـردن بـراى هر مسلمانى ، به خصوص اگر حق يا امانت كسى نزد او باشد و يا نماز، روزه ، خمس ، زكات و ديگر وظايف شرعى در ذمّه او قرار دارد، واجب است .[4]
شـخـصـى بـه نـام ابـوصـبـاح كـنـانـى مـى گـويـد: از امـام صـادق7دربـاره وصـيـت سـؤ ال كردم ، فرمودند:
(هِىَ حَقُّ عَلى كُلِّ مُسْلِمٍ)[5]
وصيت كردن بر هر مسلمانى لازم است .
[1]انفال (8)، آيه 60 .
[2]ر.ك . به : وسائل الشيعه ، ج 19، ص 249ـ252.
[3]ر.ك . به : فرهنگ معارف اسلامى ، واژه (وصيت) .
[4]ر.ك . به : تحرير الوسيله ، ج 2، ص 93، مساءله 1.
[5]وسائل الشيعه ، ج 19، ص 258.
اگـر كـسـى وصـيـت كـنـد كـه پس از من ، فلان مال را به فلان شخص بدهيد، اين نوع وصيت را (وصـيـّت تـمليكيّه) مى گويند و در صورتى كه بيش از ثلث همه اموالش را در بر نگيرد، نافذ است .
امـا اگـر وصـيـت كـنـد كـه پـس از مـن ، بـرايـم اعـمـالى انـجـام دهـيـد؛ مثل نماز، روزه و حج ، به اين نوع وصيت (وصيت عهديه) گفته مى شود.
وصـيـت كـنـنـده را (مـُوصـى) ، كـسـى را كـه مـسـؤ ول انـجـام آن قرار داده مى شود (وَصِىّ) يا (مُوصى اِلَيْهِ)، مالى را كه درباره آن وصيت مى شود (مُوصى بِه) و كسى را كه به نفع او وصيت مى شود (مُوصى لَه) مى نامند.[1]
احـكـام و شـروط وصـيـّت در كـتـب فـقـهـى تـحـت عـنـوان (كـتـاب الوصـيـّه) بـه تفصيل ، بيان شده است .
19ـ كتاب النّكاح
(نـكـاح) عـقـد و قرارداد خاصّى است كه مقصود از آن شركت در زندگى و ايجاد نوعى اتحاد و رابـطه قانونى و شرعى بين زن و مرد است و داراى خصوصياتى مى باشد كه آن را از ساير عقدها متمايز مى سازد.[2]
دربـاره نكاح و ازدواج ، در ميان هر ملّت و جمعيتى به تناسب روحيّه و آداب و رسوم آنان ، قوانين و تـشـريـفـات خـاصـى از قديم وجود داشته است و هم اكنون نيز وجود دارد. دين مقدّس اسلام نيز اهميت خاصّى به نكاح داده است .
ازدواج يكى از مستحبات بسيار مؤ كّد اسلام مى باشدو احاديث بسيارى از پيامبر گرامى6و اهل بيت مكّرم ايشان7درباره ترغيب به ازدواج و مذمّت ترك آن صادر شده است .
[1]ر.ك . به : تحرير الوسيله ، ج 2، ص 94، مساءله 4.
[2]ر.ك . به : مصطلحات الفقه ، ص 546.
از حضرت رسول اكرم6روايت شده كه فرمودند:
(ما بُنِىَ بِناءٌ فِى الاِسْلامِ اَحَبَّ اِلَى اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنَ التَّزْويجِ)[1]
هـيـچ نـهـادى در اسـلام بـنـيـان گـذارى نـشـده اسـت كـه نـزد خـداى متعال محبوب تر از ازدواج (و تشكيل خانواده) باشد.
فقهاى اسلام در باب نكاح ، درباره شروط عقد نكاح و (محارم) ـ يعنى : كسانى كه ازدواجشان با همديگر حرام است ـ به بحث پرداخته اند. همچنين درباره دو نوع ازدواج (دائم) و (منقطع) و دربـاره (نـشـوز) ـ يـعـنـى : سرپيچى هر يك از زن و مرد از وظايف خود نسبت به حقوق طرف ديگر ـ و نيز درباره نفقات و لزوم اداره اقتصادى زن و فرزند از طرف پدر و كليه حقوق مدنى خانواده بحث كرده اند.
[1]وسائل الشيعه ، ج 20، ص 14.
خلاصۀ درس
1 - «وقف» يكى از كارهاى شايستهاى است كه پس از مرگ نيز ثواب آن به واقف مىرسد.
2 - صدقه دادن يكى از اعمال بسيار پسنديده است كه قصد قربت در ان شرط مىباشد.
3 - صدقۀ مستحبى از غير سيّد به سيّد، حلال ولى صدقۀ واجب (زكات مال و زكات فطره) از غير سيّد به سيّد حرام است.
4 - «حبس»، «سُكنى»، «عُمرىٰ» و «رُقبىٰ» نيز از ملحقات وقف شمرده مىشوند.
5 - «هبه» و هديه دادن نيز از كارهاى مطلوب است و پس گرفتن آن نيز در مواردى حرام و در مواردى ناپسند است.
6 - «سبق» و «رمايه» از لحاظ تمرين و آمادگى براى دفاع، جايز و بلكه مطلوب است.
7 - بر هر مسلمانى لازم است كه وصيت كند، به خصوص اگر امانتى نزد او باشد و يا عمل واجبى بر ذمّهاش قرار دارد.
8 - ازدواج و تشكيل خانواده يكى از كارهايى است كه در دين مقدس اسلام مورد ترغيب و تشويق قرار گرفته است
پرسش
1 - «وقف» را تعريف نماييد و اهميت آن را بيان كنيد.
2 - صدقه چگونه محقّق مىشود؟
3 - هر يك از «عُمرىٰ» و «رُقبى» را معرفى نماييد.
4 - در چه مواردى، پس گرفتن هبه جايز نيست؟
5 - «سبق» و «رمايه» با كدام آيۀ قرآن ارتباط دارد؟
6 - اهميت ازدواج را بيان نماييد.