را فراهم آورد .
و در آن مكان درختهايى بود كه بدستور رسول خدا صلَّى الله عليه و آله زير آنجا جاروب شده و از سنگها به شكل منبر استفاده گرديد تا آن حضرت بر روى آن رفته و بر همه مشرف باشد .
و تمام مسلمين از پيش و روى راه در آن مكان اجتماع كرده و سر تا پا گوش شدند تا پيامبر به بالاى منبر رفته و پيام آسمانى و الهى و سخن شيرين خود را آغاز نمايد . پس رسول خدا صلَّى الله عليه و آله پس از حمد و ثناى الهى گفت :
حمد و ستايش درخور پروردگارى است كه شريك و نظيرى نداشته و بىهمتا و يگانه است ، و حكومت او سراسر هستى را فرا گرفته ، و علم و توجّه به او همهء موجودات را احاطه نموده است ، و همه در پيشگاه قدرت و توانايى او خاضع و خاشعند . و پيوسته محبوب و محمود عالميان است ، خالق آسمانها و زمين و پروردگار روح و ملائكه و جهان هستى ، همه و همه غرق احسان و نيكويى و رحمت و فضل بىمنتهاى اويند ، كريم و حليم و صبور و شكيبا و بردبار است ، براى انتقام و عذاب گنه كاران شتاب نمىكند ، سرائر و ضمائر بندگان بر او پوشيده نمىشود ، افكار و نيّات و خاطرههاى مردم پيش او روشن و آشكار
است ، هيچ عجز و كوتاهى و نياز و ناتوانى بمقام عظمت او راه نيابد ، ادراك و عقول مردم از درك و شناخت كنه ذات و صفات كبرايى او عاجز و قاصرند ، برپا دارندهء قسط و عدل است ، هيچ معبودى جز او نيست ، عزيز و حكيم است ، بالاتر از آن است كه چشمها او را دريابند ، و او چشمها را دريابد ، و اوست لطيف و آگاه به آشكار و نهان ، هيچ كس با ديدن پى به وصف او نبرد ، و نه سرّ و آشكار او را دريابد مگر خود خداوند راهنمايى فرمايد .
و شهادت مىدهم كه قدس و پاكى خداوند متعال همهء طبقات دهر را پر كرده است .
و نور مقدّس او ابديّت را پوشانيده است ، خدايى كه بىهيچ يار و ياورى و شريك و مشاورى تقدير و امر خود را ايجاد مىفرمايد ، آنچه را كه بخواهد لباس هستى مىپوشاند و كوچكترين زحمت و تكلَّفى در كارهاى او در مقام خلق و تكوين كائنات ديده نمىشود ، كارهاى او محكم و منظَّم و متقن است ، كمترين خلل و سستى و جور و تجاوز و ظلمى در او نيست ، خداوند كريم است و مهربان ، و برگشت همه به سوى او خواهد بود .
و شهادت مىدهم همه چيز در پيشگاه با عظمت و قدرت او خاضع و متواضعند ، خورشيد و ماه و ملك همه در تحت تسخير و نفوذ او هستند ، اوراق و صفحات تكوين بدست تواناى او پيوسته در تغيير و تبدّل بوده ، و روز و شب و زندگى و مرگ و فقر و غنى و خوشى و گرفتارى و گرما و سرما و رنگهاى گوناگون پديدار مىشود ، درهم كوبندهء هر مخالف و معاندى است ، و نابودكنندهء هر شيطان نافرمان و سركشى است ، عارى از هر
حريف و همتايى است ، ( ضدّ و ندّى ندارد ) يكتا و يگانه است ، تنها بىنيازى است كه نيازها بدو برند ، نزاده و زاده نشده است ، و هيچ كس مر او را همتا و همانند نبوده و نباشد ، معبودى واحد و پروردگارى بزرگوار است ، هر چه مىخواهد اجرا مىكند و آنچه اراده مىكند انجام مىدهد ، مىداند پس به شمار آورد ، و مىميراند و زنده مىكند ، و فقر و غنى ، شادى و حزن ، و منع و عطاء ، همه و همه بدست با عظمت اوست ، پادشاهى از آن اوست ، نيكيها به دست او ، و او بر هر چيزى توانا است .
با افزودن و كاستن شب را در روز در مىآورد و روز را در شب ، هيچ معبودى جز او نيست ، عزيز است و غفّار ، همو كه دعاى بندگان اجابت و با سخاوت عطا مىكند ، شمارندهء نفسها ، و پروردگار جنّ و انس ، هيچ چيزى براى او مبهم و پيچيده نيست ، و نالهء دردمندان او را بستوه نياورد ، و پافشارى اصراركنندگان طاقتش را طاق نكند ، حافظ صالحان ، و توفيق دهندهء رستگاران ، و آقا و سرور جهانيان است ، همو كه شايستهء شكر و حمد همهء خلائق است .
حمد و ستايش مىكنم او را در همه حال ، در حال وسعت و تنگدستى ، و در حال عافيت و شدّت ، و ايمان دارم به او و به ملائكه و كتابها و پيغمبران او ، مطيع اوامر او بوده و در هر چه موجب رضاى اوست شتاب مىكنم ، و از سر ميل در اطاعتش و خوف از مجازاتش تسليم حكم و قضاى او هستم ، چرا كه « الله » همان خدايى است كه از نيرنگش ايمنى نيست و در نهايت عدالت و دادگرى است ، معترف به بندگى او مىباشم ،
و به خدائيش شهادت مىدهم ، و هر آنچه وحى شدهام را مىرسانم ، تا مبادا مشمول قهر و عذاب و غضب او شوم كه در اين صورت هيچ كس نتواند جلوى ارادهء او را بگيرد .
هيچ معبودى جز او نيست ، همو مرا آگاه فرموده كه در صورت عدم ابلاغ دستورات او مأموريتم ناتمام و ابتر بماند ، و نيز خداوند متعال متعهّد شده مرا در اين تبليغ محافظت فرمايد ، زيرا خداوند كفايتكننده اى كريم است .
از جانب خداوند به من وحى رسيده است كه : * ( بِسْمِ الله الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ) * : اى پيامبر ، آنچه را از سوى پروردگارت به تو فرو آمده - در بارهء خلافت على بن أبى طالب - برسان و اگر اين نكنى پيام او را نرسانده باشى ، و خدا تو را از [ فتنه و گزند ] مردم نگاه مىدارد .
اى گروه مردم ! شاهد باشيد كه من در رساندن فرمان خداوند هيچ كوتاهى نكردم ، بدانيد كه جبرئيل در اين سفر سه مرتبه از جانب خداوند بر من نازل شده و پس از ابلاغ سلام الهى مرا مأمور كرده است كه در مقابل همگان سفارش او را ابلاغ نموده و بگويم : على بن أبى طالب برادر و وصى ، و خليفه و امام بعد از من است ، و او در نزد من همان جايگاه هارون در نزد موسى را داراست ، جز اينكه پس از من پيامبرى نخواهد بود .
و او پس از خدا و رسول ، ولى و سرپرست شماست و خداوند متعال در اين خصوص آيه اى بدين مضمون بر من نازل فرموده كه : « همانا دوست و سرپرست شما خدا است و پيامبرش و كسانى كه ايمان آوردهاند ، آنان كه نماز را برپا مىدارند و زكات
مىدهند در حالى كه در ركوعند - مائده : 55 » . و آن همان على بن أبى طالب است كه نماز بپاى داشته و زكات پرداخته در حالت ركوع ، و اوست كه پيوسته و در همه حال متوجّه خداوند بوده و در تمام امور او را در نظر مىگيرد .
و نيز بدانيد كه من در ابتداى امر از جبرئيل خواستم مرا از ابلاغ اين مطلب به شما معذور بدارد زيرا به اين نكته واقف بودم كه تعداد اهل نفاق و دغل و دورويى بر پرهيزگاران امّتم غالبند ، و مسخره كنندگان اسلام را مىشناختم ، همانها كه در كتاب خدا اين گونه وصف شدهاند كه : چيزى با دهانهايشان مىگويند كه در دلهايشان نيست ، و آن را [ سخنى كوچك و آسان ] مىپنداشتند و حال آنكه در نزد خداوند ، بزرگ و عظيم است ، و شدّت آزارم را بدان جا رساندند كه مرا اذن ( سراپا گوش ) ناميدند ، و دليل اين نامگذارى اين بود كه مىپنداشتند من شنواى هر سخنى مىباشم ، تا اينكه خداوند اين آيه را نازل فرمود كه : « و از آنان كسانىاند كه پيامبر را مىآزارند و مىگويند : او [ سراپا ] گوش است - شنواى سخن هر كسى است - بگو : گوش نيكوست براى شما ، - يعنى براى كسانى كه مىپنداشتند او اذن است - به خدا ايمان دارد و مؤمنان را باور دارد - توبه : 61 » .
و اگر بخواهم مىتوانم نامهاى يكايك آنان را بشمارم ، و خصوصيات كامل و تفصيل امورشان را ذكر بكنم ، ولى بخدا قسم كه اين كار نه شايستهء حال من و نه مورد پسند خداست كه جز آنچه وحى شدهام را نگويم ، سپس اين آيه را خواند : « اى پيامبر آنچه را از سوى پروردگارت به تو فرو آمده - در بارهء علىّ بن أبى طالب - برسان و اگر اين نكنى
پيام او را نرسانده باشى ، و خدا تو را از [ فتنه و گزند ] مردم نگاه مىدارد .
پس اى گروه مردم بدانيد كه : خداوند متعال على بن أبى طالب را بر شما ولى و امام قرار داده ، و اطاعت او را به نيكويى بر تمام گروههاى مهاجر و انصار و تابعين آنان ، و بر حاضر و غائب و عرب و عجم و كوچك و بزرگ و عبد و آزاد و بر هر خداپرست واجب فرموده است ، او فرمانش قابل اجرا ، و سخنش مقبول ، و امرش نافذ است ، مخالف او ملعون ، و پيرو او مشمول رحمت خداوند است ، و هر كس او را تصديق كند و بدو گوش بسپارد و از او اطاعت كند مشمول غفران خداوند گردد .
اى گروه مردم ! اينجا آخرين محلّ گردهمايى و گفتگوى من با شما است ، پس امر پروردگارتان را نيك بشنويد و اطاعت كنيد و امتثال نماييد ، زيرا خداوند مولى و معبود شما است ، و پس از او فرستاده اش محمّد ، در برابرتان ايستاده و شما را خطاب مىكند ، و پس از من به امر پروردگار متعال ؛ « على » ولىّ خدا و سرپرست شماست و پس از او تا پايان عمرتان اولاد و ذرّيّهء او مولى و امامند . حلال همان است كه خدا فرموده ، و حرام همان كه ممنوع داشته ، حلال و حرام را به من آموخت ، و من تمام علوم افاضه شده از خداوند - از قرآن و حلال و حرام - را به على دادم .
اى گروه مردم ! خداوند متعال تمام علوم را بمن عطاء فرمود ، و من هم تمام آنها را به
على بن أبى طالب ؛ پيشواى پرهيزگاران و امام مبين تعليم نمودم .
اى گروه مردم ! از على غافل نشويد و او را ترك مكنيد ، و از ولايتش خوددارى مكنيد ، او راهنماى به حقّ و راستى و عامل به آن است ، باطل و پوچ را نابود و از آن منع مىكند ، و در راه خدا از ملامت ديگران متزلزل نمىشود ، او اوّلين مؤمن بخدا و رسول و فدايى پيامبر است ، او در حالى با رسول خدا به عبادت خداوند پرداخت كه همهء شما بتپرست بوديد .
اى گروه مردم ! على را بزرگ و محترم شماريد كه خداوند او را تفضيل و تكريم فرموده است و بدو روى آوريد كه خداوند او را به اين مقام منصوب فرموده است .
اى گروه مردم ! او از جانب خداوند امام و رهبر است ، و منكر ولايت او از پذيرش و غفران الهى بدور ، و بطور قطع و يقين مشمول عذاب الهى و آتش سوزان است .
از مخالفت با او برحذر باشيد و گر نه به آتشى رويد كه سوخت و هيمه اش آدميان و سنگهايند ، و براى كافران مهيّا شده است .
اى گروه مردم ! همهء انبياء و مرسلين گذشته به نبوّت من بشارت داده شدهاند ، و من خاتم انبياء و مرسلين ، و حجّت خدا بر همهء أهل آسمان و زمين هستم ، پس هر كس در اين مورد ترديد كند همچون كفر دوران جاهليّت كافر است . و هر كس در بارهء قسمتى از گفتار من شك نمايد به همهء گفتارم ترديد نموده است و مستحقّ آتش خواهد بود .
اى گروه مردم ! اين فضيلت و نعمتى است كه خداوند متعال مرا اعطا فرموده ، هيچ معبودى جز او نيست ، او را پيوسته حمد و سپاس گفته و از انعام و احسان خداوند براى هميشه تشكَّر مىكنم .
اى گروه مردم ! على را تفضيل دهيد كه او پس از من افضل همهء مردم است ، بوسيلهء ما است كه مردم مشمول نعمت و رحمت خداوند قرار مىگيرند ، و جبرئيل مرا خبر داده است كه خداوند متعال مىفرمايد : هر كه با على مخالفت و دشمنى كند ملعون و مغضوب بوده و از رحمت من دور مىشود . و هر كسى بايد بنگرد كه براى فرداى قيامت چه پيش فرستاده است ، و بترسيد از اينكه دوباره دچار لغزش شويد كه خداوند بدان چه مىكنيد آگاه است .
اى گروه مردم ! بدانيد كه على بن أبى طالب جنب پروردگار است ، و او مصداق اين آيهء است : « تا كسى نگويد : دريغا بر آن كوتاهى كه در بارهء خدا كردم - زمر : 56 » .
اى گروه مردم ! در بارهء قرآن بيانديشيد ، و از آياتش سر درآوريد ، و هميشه به محكمات آن ناظر باشيد ، و نبايد از آيات متشابه پيروى كنيد ، و قسم بخدا كه كسى نمىتواند حقائق و دقائق قرآن را تفسير و بيان كند مگر على بن أبى طالب كه برادر و وصىّ من است - و همزمان دست على را گرفته و بالا برد ؛ بحدّى كه زير بازوى آن حضرت هويدا شد - و من به شما اعلام مىكنم : « كسى كه من مولاى اويم على مولاى او است ، و موالات او