كسى كه ولايت و سرپرستى امّت را پس از رسول خدا صلَّى الله عليه و آله بر عهده گرفته ، كه من خود از حضرت حقّ شنيدم كه مىفرمود : * ( تِلْكَ الدَّارُ الآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الأَرْضِ وَلا فَساداً وَالْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ ) *[1].
اى عمر بدان كه من عهده دار ولايت اهل مدائن نشدم مگر اينكه به همان شيوهء رسول خدا صلَّى الله عليه و آله اقامهء حدود الهى را از روى ارشاد و دليل نمايم و به طريق آن حضرت در ميان ايشان رفتار نمايم .
و اين را بدان كه اگر خداوند تبارك و تعالى خير و خوبى اين امّت يا اراده و ارشاد و هدايت اين طائفه را داشته باشد بىشكّ اعلم و افضل اين جماعت را والى ايشان گرداند ، و اگر اين امّت از حضرت حقّ ترسان بوده و تابع رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و عالم به حقّ مىبودند هرگز تو را أمير المؤمنين نام نمىنهادند ! ! * ( فَاقْضِ ما أَنْتَ قاضٍ إِنَّما تَقْضِي هذِه الْحَياةَ الدُّنْيا ) *[2]و به طولانى شدن عفو و بخشش الهى مغرور مشو زيرا كه عقوبت خداوند نيز در زمان خود خواهد رسيد .
و بدان كه عواقب عمل ناحقّ و ستم و كردار ناپسند و ظلم تو در دنيا و آخرت به تو
[1]قصص : 83 .
[2]طه : 72 .
خواهد رسيد ، و در آينده از كردار ما تقدّم و ما تأخّر خود بازپرسى شوى ، و الحمد لله وحده .
احتجاج أمير المؤمنين عليه السّلام بر قوم پس از وفات عمر بن خطَّاب بر پنج تن از اهل شورى براى اولويّت خود 55 - عمرو بن شمر از جابر بن يزيد جعفىّ و او از امام باقر عليه السّلام نقل نموده كه فرمود :
هنگامى كه زمان وفات عمر بن خطَّاب فرا رسيد و امر خلافت را به شورى مقرّر نمود به دنبال شش نفر كه علىّ بن ابى طالب عليه السّلام و عثمان بن عفّان و زبير بن عوّام و طلحة بن - عبيد الله و عبد الرّحمن بن عوف و سعد بن ابى وقّاص بودند فرستاد و دستور داد كه آنان در اطاقى نشسته و در پيرامون خلافت با هم مشاوره كرده ، و از ميان خودشان يكى را كه سزاوارتر و اولىتر مىبينند انتخاب نمايند ، و از آن مكان بيرون نروند تا با يكى بيعت كنند ، و هر گاه يك يا دو نفر در طرف اقلَّيّت واقع شده و از موافقت اكثريّت و بيعت آن كسى كه از طرف اكثريّت انتخاب مىشود امتناع نمايند : كشته شوند . و در نهايت مجلس به نفع عثمان تمام شد .
پس هنگامى كه أمير المؤمنين عليه السّلام تلاش جمع را در بيعت عثمان ديد ، براى اتمام حجّت و روشن شدن حقيقت برخاسته و فرمود :
گفتار مرا بشنويد و چنانچه آن حقّ و درست بود بپذيريد و اگر باطل و نادرست بود آن را انكار كنيد ، سپس فرمود :
شما را به خدا سوگند ! همان خدايى كه بر صدق و كذب شما واقف است آيا در ميان شما جز من كسى هست كه بر دو قبله نماز گزارده باشد ؟ گفتند : نه .
فرمود : شما را به خدا سوگند ! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه دو بار بيعت كرده باشد ، يكى بيعت فتح ، و ديگرى بيعت رضوان ؟ گفتند : نه .
فرمود : شما را به خدا سوگند ! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه برادرش مزيّن به دو بال در بهشت باشد ؟ گفتند : نه .
فرمود : شما را به خدا سوگند ! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه عمويش سيّد الشّهداء باشد ؟ گفتند : نه .
فرمود : شما را به خدا سوگند ! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه همسرش بانوى زنان عالميان باشد ؟ گفتند : نه .
فرمود : شما را به خدا سوگند ! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه دو فرزندش دو فرزند رسول خدا صلَّى الله عليه و آله بوده و آن دو آقاى جوانان بهشتى باشند ؟ گفتند : نه .
فرمود : شما را به خدا سوگند ! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه ناسخ را از منسوخ قرآن تشخيص دهد ؟ گفتند : نه .
فرمود : شما را به خدا سوگند ! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه خداوند رجس و ناپاكى را از او دور ساخته و او را پاك مطهّر گردانيده باشد ؟ گفتند : نه .
فرمود : شما را به خدا سوگند ! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه جبرئيل را در مثال دحية الكلبىّ ديده باشد ؟ گفتند : نه .
فرمود : شما را به خدا سوگند ! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه در حال ركوع زكات داده باشد ؟ گفتند : نه .
فرمود : شما را به خدا سوگند ! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه رسول خدا صلَّى الله عليه و آله روى چشمانش را مسح نموده و در روز خيبر رايت اهل اسلام را به او داده باشد و پس از آن ديگر هيچ گرمى و سردى را نبيند ؟ گفتند : نه .
فرمود : شما را به خدا سوگند ! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه رسول خدا صلَّى الله عليه و آله او را در غدير خمّ به اذن خداوند با دست مبارك خود بلند كرده و بفرمايد : « هر كه من مولاى اويم على مولاى اوست ، خداوندا با دوست او دوست و با دشمن او دشمن باش » ؟ گفتند :
نه .
فرمود : شما را به خدا سوگند ! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه برادر رسول خدا صلَّى الله عليه و آله در حضر و رفيق او در سفر باشد ؟ گفتند : نه .
فرمود : شما را به خدا سوگند ! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه در غزوهء خندق با عمرو بن عبد ودّ نبرد كرده و او را بقتل برساند ؟ گفتند : نه .
فرمود : شما را به خدا سوگند ! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه رسول خدا صلَّى الله عليه و آله در باره اش فرموده باشد : « تو در نزد من همچون هارون در نزد موسى مىباشى جز آنكه پس از من پيامبرى نباشد » ؟ گفتند : نه .
فرمود : شما را به خدا سوگند ! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه خداوند او را در ده آيه از قرآن ؛ مؤمن خوانده باشد ؟ گفتند : نه .
فرمود : شما را به خدا سوگند ! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه از رسول خدا صلَّى الله عليه و آله مشتى خاك گرفته و آن را بر روى كفّار انداخته و آنان تار و مار شوند ؟ گفتند : نه .
فرمود : شما را به خدا سوگند ! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه فرشتگان در روز جنگ احد با او ايستادگى نموده تا همهء كفّار فرار كردند ؟ گفتند : نه .
فرمود : شما را به خدا سوگند ! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه دين رسول خدا صلَّى الله عليه و آله را ادا كرده باشد ؟ گفتند : نه .
فرمود : شما را به خدا سوگند ! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه بهشت مشتاق ديدار او باشد ؟ گفتند : نه .
فرمود : شما را به خدا سوگند ! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه هنگام وفات رسول خدا صلَّى الله عليه و آله حضور داشته باشد ؟ گفتند : نه .
فرمود : شما را به خدا سوگند ! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه رسول خدا صلَّى الله عليه و آله را غسل داده و دفن و كفن كرده باشد ؟ گفتند : نه .
فرمود : شما را به خدا سوگند ! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه رسول خدا صلَّى الله عليه و آله طلاق همسرانش را بدست او سپرده باشد ؟ گفتند : نه .
فرمود : شما را به خدا سوگند ! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه رسول خدا صلَّى الله عليه و آله او را بر دوش مبارك خود سوار نموده كه به بالاى بام بيت الله الحرام براى شكستن بتها رفته باشد ؟ گفتند : نه .
فرمود : شما را به خدا سوگند ! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه در كارزار بدر منادى حضرت حقّ بنام او ندا كرده باشد كه * ( « لا سيف إلَّا ذو الفقار و لا فتى إلَّا عليّ » ) * ؟ گفتند : نه .
فرمود : شما را به خدا سوگند ! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه همراه رسول خدا صلَّى الله عليه و آله مرغ بريانشده اى كه به هديّه براى آن حضرت آورده بودند تناول كند ؟ گفتند : نه .
فرمود : شما را به خدا سوگند ! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه رسول خدا صلَّى الله عليه و آله به او فرموده باشد كه : « تو صاحب علم و رايت من در دنيا و آخرتى » ؟ گفتند : نه .
فرمود : شما را به خدا سوگند ! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه براى نجواى رسول خدا صلَّى الله عليه و آله صدقه اى را پيش فرستاده باشد ؟ گفتند : نه .
فرمود : شما را به خدا سوگند ! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه نعلين رسول خدا صلَّى الله عليه و آله را دوخته باشد ؟ گفتند : نه .
فرمود : شما را به خدا سوگند ! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه رسول خدا صلَّى الله عليه و آله به او فرموده باشد : « من برادر تو و تو برادر من هستى » ؟ گفتند : نه .
فرمود : شما را به خدا سوگند ! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه رسول خدا صلَّى الله عليه و آله به او فرموده باشد : « تو محبوبترين خلق و راستگوترين ايشان به من هستى » ؟ گفتند : نه .
فرمود : شما را به خدا سوگند ! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه صد دلو آب را در برابر صد دانه خرما بكشد و آن را به رسول خدا صلَّى الله عليه و آله بخوراند و خود گرسنه باشد ؟ گفتند :
نه .
فرمود : شما را به خدا سوگند ! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل همراه با سه هزار فرشتهء ديگر در كارزار بدر بر او سلام كرده باشند ؟
گفتند : نه .
فرمود : شما را به خدا سوگند ! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه چشمان رسول خدا صلَّى الله عليه و آله را [ هنگام وفات ] بر هم نهاده باشد ؟ گفتند : نه .
فرمود : شما را به خدا سوگند ! آيا قبل از من كسى در ميان شما هست كه خداوند را به يگانگى شناخته باشد ؟ گفتند : نه .