سه پرده به سه پرده و دو پردهء آن حضرت نشانهء فضل و برترى او است . خداوند عزّ و جلّ در وصف محمّد صلَّى الله عليه و آله مىفرمايد : * ( وَجَعَلْنا مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدًّا ) * اين پردهء أوّل . * ( وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا ) * و اين پردهء دوم . * ( فَأَغْشَيْناهُمْ فَهُمْ لا يُبْصِرُونَ ) *[1]و اين هم پردهء سوم . سپس فرموده : * ( وَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ جَعَلْنا بَيْنَكَ وَبَيْنَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ حِجاباً مَسْتُوراً ) *[2]و اين هم پردهء چهارم . سپس فرموده : * ( فَهِيَ إِلَى الأَذْقانِ فَهُمْ مُقْمَحُونَ ) *[3]و با اين تعداد پرده و حجابها به پنج مىرسد .
عالم يهودى گفت : اين إبراهيم است كه فرد كافر از برهان نبوّت او مبهوت شد .
حضرت عليه السّلام فرمود : همين طور است ، و نزد حضرت محمّد صلَّى الله عليه و آله تكذيبكنندهء بعث بعد از مرگ نزد او آمد و او همان ابىّ بن خلف الجمحى است ، روزى استخوان كهنه اى را نزد آن حضرت آورده و آن را ماليده و پراكند و گفت : اى محمّد * ( مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ وَهِيَ رَمِيمٌ ) *[4]؟ و خداوند زبان محمّد صلَّى الله عليه و آله را به آيات محكم گويا فرموده و ابىّ را توسّط برهان نبوّت او مبهوت ساخته و فرمود : * ( قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَها أَوَّلَ ) *
[1]يس : 9 .
[2]اسراء : 45 .
[3]يس : 8 .
[4]يس : 78 .
* ( مَرَّةٍ وَهُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيمٌ ) *[1]و آن فرد تكذيبكننده مبهوت بازگشت .
عالم يهودى گفت : اين حضرت إبراهيم عليه السّلام است كه از سر غضب براى خدا بتهاى قوم خود را خرد و نابود كرد .
حضرت عليه السّلام فرمود : همين طور است ، و حضرت محمّد صلَّى الله عليه و آله تعداد سيصد و شصت بت را از خانهء كعبه به زير كشيده و آنها را از جزيرة العرب نفى نمود و پرستندگان آنها را با شمشير خوار و ذليل نمود .
عالم يهودى گفت : اين حضرت إبراهيم عليه السّلام است كه پسر خود را دست و پا بسته به زمين خوابانيد [ تا آن را طبق دستور خدا قربانى نمايد ] .
حضرت فرمود : همين طور است ، و حضرت إبراهيم پس از اين كار فدى يافت ( يعنى بجاى پسر ؛ حيوانى را قربانى نمود ) ، ولى حضرت محمّد صلَّى الله عليه و آله را مصيبتى سختتر از آن رسيد ، آن حضرت بر سر جنازهء عمويش حمزه حاضر شد ، همو كه اسد الله و اسد رسول و ياور دين او بود ، و جدايى او همچون جدايى روح از جسد بود با اين حال اظهار حزن و شورش نكرده ، و به موضع او : از سر احساس خود و احساس أهل بيت او نگاه و نظرى نينداخت تا با اين صبر و تسليم امر بودن موجبات خشنودى خداوند را
[1]يس : 79 .
در تمام اعمال فراهم سازد ، و فرمود : اگر صفيّه ( همسر حمزه ) محزون نمىشد جنازهء او را هم ترك مىكردم تا روز قيامت از بطن درندگان و چينه دان پرندگان محشور شود ، و اگر نبود كه اين پس از من سنّت شود حتما اين كار را مىكردم .
عالم يهودى گفت : اين حضرت إبراهيم عليه السّلام است كه قومش او را روانهء آتش نمودند و او صبر و شكيب ورزيده تا خداوند عزّ و جلّ آتش را بر او سرد و سلامت گردانيد آيا يك چنين فضيلتى را مشمول محمّد صلَّى الله عليه و آله نموده است ؟
حضرت عليه السّلام فرمود : همين طور است ، و حضرت محمّد صلَّى الله عليه و آله وقتى وارد خيبر شد يك زن يهودى او را مسموم ساخت و خداوند سمّ را در دل آن حضرت سرد و سلامت داشته تا اجل او فرا رسد ، و آن سمّ بنوعى بود كه وقتى در دل واقع مىشد همچون آتش تمام آن محيط را مىسوزاند ، و اين از قدرت خداوند است كه انكارناپذير است .
عالم يهودى گفت : اين حضرت يعقوب عليه السّلام است ، كه از ناحيهء اولاد و اسباط خير بسيارى نصيب او گرديد ، و مريم دخت عمران نيز از دختران او بود ! فرمود : همين طور است ، و حضرت محمّد صلَّى الله عليه و آله از اين بابت داراى خير بيشترى است ، زيرا فاطمه سرور بانوان جهانيان از دختران او ، و حسن و حسين دخترزادهء او مىباشند .
عالم يهودى گفت : اين حضرت يعقوب عليه السّلام است كه در فراق و دورى فرزند خود بقدرى شكيب و صبر ورزيد كه از سر حزن مشرف به مرگ شد .
حضرت عليه السّلام فرمود : همين طور است ، و حزن يعقوب حزن دورى بود كه منجر به نزديكى و ملاقات شد ، و حضرت محمّد صلَّى الله عليه و آله هنگامى كه نور چشم و فرزند او إبراهيم در حيات آن حضرت وفات يافت ، با اين كار مورد امتحان واقع شد تا ثواب او بسيار شود ، پس آن حضرت فرمود : « جان محزون است ، و قلب در جزع ، و ما بر تو اى إبراهيم محزون و غمناكيم ، ولى هيچ سخنى كه موجب سخط الهى شود بر زبان نرانيم » ، و در تمام اين امور دنبال رضاى الهى و در تمام افعال در پى تسليم بودن محض به درگاه خداوند بود .
عالم يهودى گفت : اين حضرت يوسف عليه السّلام است سختى دورى و فراق پدر چشيد ، و براى پرهيز از گناه گوشهء زندان را برگزيد ، و تك و تنها در چاه انداخته شد .
حضرت عليه السّلام فرمود : همين طور است ، و حضرت محمّد صلَّى الله عليه و آله سختى و مرارت غربت و فراق و دورى أهل و اولاد و مال را چشيد ، و از حرم امن الهى مهاجرت نمود ، و هنگامى كه خداوند اين حال او را مشاهده فرمود ، خوابى را - همچون خواب يوسف - به او نماياند
و راستى و صدق آن را براى جهانيان نمايانده و فرمود : « همانا خدا خواب پيامبرش را بحقّ راست آورد كه اگر خداى خواهد هر آينه به مسجد الحرام در خواهيد آمد ، در ايمنى و سر تراشيده و كوتاه موى بىآنكه بيمى داشته باشيد - فتح : 27 » ، و اگر يوسف در زندان محبوس شد ، رسول خدا صلَّى الله عليه و آله خود را در شعب ابى طالب به مدّت سه سال محبوس نمود ، در حالى كه تمام اقارب و فاميل با او قطع رابطه نمودند ، و كفّار او را به شدّت در تنگنا قرار دادند ، در اين ميان خداوند ضعيفترين خلق خود را امر فرمود تا آن عهد مكتوب ايشان را در قطع رحم با آن حضرت بخورد . و اگر يوسف در چاه انداخته شد ، حضرت محمّد از - صلَّى الله عليه و آله - ترس دشمنش در غار مخفى شد تا اينكه به همراه خود فرمود : « اندوه مدار ، خدا با ماست - توبه : 40 » و خداوند با اين كلام وى را در قرآن مدح فرموده است .
عالم يهودى گفت : اين حضرت موسى بن عمران عليه السّلام است خداوند به او توراتى را عطا فرموده كه در آن حكم او مستور است .
حضرت عليه السّلام فرمود : همين طور است ، و حضرت محمّد صلَّى الله عليه و آله برتر از آن داده شده است ، به آن حضرت سورهء بقره و مائده در برابر انجيل داده شده ، و طواسين و طه و نصف
مفصّل و حواميم در برابر تورات داده شده ، و نصف ديگر مفصّل و تسابيح در برابر زبور داده شده[1]، و سورهء بنى اسرائيل ( إسراء ) و برائت در برابر صحف إبراهيم و صحف موسى عليه السّلام عطا شده است ، و خداوند عزّ و جلّ محمّد را به سبع طوال و فاتحة الكتاب ؛ كه سبع مثانى و قرآن عظيم است افزون و زيادى بخشيد ، و كتاب و حكمت نيز عطا گرديد .
عالم يهودى گفت : اين حضرت موسى عليه السّلام است ، با خداوند عزّ و جلّ در طور سيناء مناجات نمود .
حضرت فرمود : همين طور است ، و خداوند در سدرة المنتهى به محمّد صلَّى الله عليه و آله وحى فرستاد ،
[1]علَّت نامگذارى « مفصّل » به جهت كثرت فصول تسميه ميان سورهها مىباشد ، و گفتهاند : به جهت كوتاه بودن سورهها مفصّل ناميده شده است ، و در اينكه از كدام سوره آغاز مىشود اختلاف است ، برخى گفتهاند : از سورهء محمّد ( صلَّى اللَّه عليه و آله ) آغاز مىشود ، و : سورهء ق ، و سورهء فتح ، و از علَّامهء نووى نقل است كه مفصّل قرآن از سورهء محمّد آغاز مىشود ، و سورههاى كوچك آن از سورهء مباركهء ضحى تا آخر قرآن است ، و سورههاى طولانى آن تا سورهء مباركهء « عمّ » و سورههاى متوسّط آن تا « ضحى » مىباشد . و در خبر است كه « مفصّل » مشتمل بر 68 سوره مىباشد . ( نقل از : مجمع البحرين ) و مراد از « السّبع الطَّوال » بنا بر مشهور از سورهء مباركهء بقره آغاز و به سورهء مباركهء اعراف ختم مىشود ، و هفتمين آن سورهء مباركهء يونس ( عليه السلام ) يا انفال و يا برائت مىباشد ، زيرا برخى معتقدند كه دو سورهء انفال و برائت يك سوره مىباشد ، و ظاهرا در اينجا مراد آن سوره هايى است كه پس از اسقاط بقره و مائده و برائت باقى مىماند . و تسابيح سوره هايى است كه با تسبيح خداوند ، و طواسين با « طس » آغاز مىشود .
پس جايگاه وى در آسمان پسنديده ، و در آخر عرش مذكور مىباشد .
عالم يهودى گفت : خداوند عزّ و جلّ محبّتى را از خود در قلب موسى عليه السّلام نهاد .
حضرت عليه السّلام فرمود : همين طور است ، و حضرت محمّد صلَّى الله عليه و آله برتر از آن عطا شده است ، خداوند در بارهء او نيز همين محبّت را نهاده است ، بگو ببينم خداوند چه كسى را شريك در اين اسم نموده « أشهد أن لا إله إلَّا الله ، و أشهد أنّ محمّدا رسول الله » كه شهادت به وحدانيّت خداوند تنها با شهادت به رسالت محمّد به كمال مىرسد ، در هيچ مكان آواز به ذكر نام خدا بلند نگردد مگر آنكه بعد از آن ؛ اسم گرامى آن حضرت مرتفع گردد .
عالم يهودى گفت : خداوند به مادر موسى وحى فرستاد ، و اين نشان از فضيلت جايگاه موسى نزد خداوند عزّ و جلّ دارد .
حضرت عليه السّلام فرمود : همين طور است ، و خداوند مادر محمّد صلَّى الله عليه و آله را نيز مشمول لطف خود فرموده و به او رسانيد كه نام پسر تو محمّد است ، تا اينكه آن بانوى گرامى گفت :
من و تمام جهانيان شهادت مىدهيم كه محمّد همان رسول الله منتظر است . و تمام فرشتگان بر
انبياء شهادت دادند كه ايشان نام وى را در كتب خود ثبت نمودهاند . و در سايهء لطف خداوند به آن بانو بود كه نام آن رسول گرامى را به او اعلام نمود ، و اين تنها به جهت فضل منزلت او نزد خداوند بود ، تا اينكه آن بانو در خواب ديد كه به او مىگويند : هر آينه در شكم تو سرور و آقايى است ، پس هر گاه او را زاييدى نامش را محمّد گذار ، و خداوند نام او را از يكى از نامهاى خود مشتقّ ساخت ، خداوند محمود و او محمّد است .
عالم يهودى گفت : اين حضرت موسى عليه السّلام است كه خداوند او را نزد فرعون فرستاد و معجزهء بزرگى را به دست او نمايان ساخت .
حضرت عليه السّلام فرمود : همين طور است ، و حضرت محمّد صلَّى الله عليه و آله به سوى فراعنهء بسيارى فرستاده شد ، افرادى همچون أبو جهل بن هشام ، عتبة بن ربيعه ، و شيبه ، و أبو البخترىّ ، و نصر بن حارث ، و ابىّ بن خلف ، و منبّه و نبيه دو فرزند حجّاج ، و به سوى پنج نفر از مسخره كنندگان : وليد بن مغيره مخزومىّ ، و عاص بن وائل سهمى ، و أسود بن - عبد يغوث زهرىّ ، و أسود بن مطَّلب ، و حارث بن طلاطله ، تا معجزاتى در آفاق و انفس بر ايشان نماياند تا اينكه بخوبى آشكار گرديد كه او بر حقّ است .
عالم يهودى گفت : خداوند براى موسى از فرعون انتقام سختى گرفت .