بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 491


آتشى فرستاده و آن نذور را مىخورد ، و آن فرد خوشحال و مسرور بازمىگشت ، و گر نه با كمال حزن و غم مراجعت مىنمود . و من قربانى و اداى نذور امّت تو را در شكم فقرا و مساكين امّت تو قرار دادم ، پس نشانهء قبول آن اين است كه او را به اجر مضاعف و چند برابر پاداش دهم ، و از هر كه نپذيرفتم عقوبتهاى دنيايى را از او دفع نمايم ، و اين تكليف شاقّ را از دوش امّت تو برداشتم ، و آن از جمله سختى و شدائدى بود كه بر امّتهاى پيشين قرار داشت .
و امّتهاى پيشين را رسم بر اين بود كه نمازهاى واجب ايشان در تاريكى شب و در ميان روز بود ، و اين از وظائف سخت و شديد آنها بود ، من آن را نيز از امّت تو برداشتم ، و نماز را بر آنان در اطراف شب و روز در اوقات نشاط ايشان واجب ساختم .
و بر امّتهاى سابق پنجاه نماز را در پنجاه وقت فرض گردانيدم ، و اين نيز از سختيها و شدائد امم انبياى سابقين بود ، من آن را هم از امّت تو برداشتم و بجاى آن پنج نماز در پنج وقت قرار دادم ، و مجموع آنها پنجاه و يك ركعت است ، و اجر و ثواب پنجاه ركعت را در اين نماز پنجگانه مقرّر داشتم .


صفحه 492


و كار نيك امّتهاى سابق يك حسنه داشت و در برابر كار بدشان نيز يك سيّئه ثبت مىشد ، و آن از سختيهاى آنان بود ، پس آن را نيز تغيير داده و كار نيك افراد امّت تو را ده برابر پاداش ، و كار بدشان را فقط يك سيّئه مقرّر نمودم .
و در امّتهاى پيشين رسم بر اين بود كه اگر كسى نيّت كار خيرى نموده ولى آن را انجام نمىداد هيچ حسنه اى برايش ثبت نمىشد ، و در صورت عمل يك حسنه محسوب مىشد ، ولى امّت تو اگر نيّت خيرى نمايد و عمل هم نكند يك حسنه در دفتر او محسوب خواهد شد ، و در صورت عمل به آن ده حسنه ، و اين از سختيهايى بود كه از امّتت برداشتم .
و امّتهاى سابق را رسم بر اين بود كه اگر يكى قصد خطايى داشت و عمل نمىكرد ثبت نمىشد ، و در صورت انجام يك خطا مكتوب مىشد ، ولى امّت تو اگر قصد خطايى كرده ولى انجام ندهند يك حسنه برايشان ثبت مىشود ، و اين دستور سختى براى امّت پيشين بود و آن را نيز از امّت تو برداشتم .
و امّتهاى سابق اگر مرتكب گناهى مىشدند آن خطا بر درب منزلشان مكتوب مىشد ، و توبهء ايشان را محروميّت از خوردن بهترين خوراك نزد او قرار داده بودم ، و اين را نيز از امّت تو برداشتم ،


صفحه 493


و از گناهشان فقط من خبر دارم و آن را بشدّت محفوظ مىدارم ، و توبه اشان را بدون عقوبت مىپذيرم ، و آنان را به محروميّت از خوردن غذا عقوبت نكنم .
و امّتهاى سابق را رسم بر اين بود كه صد سال به درگاه خداوند توبه مىكردند ، يا هشتاد يا پنجاه سال ، سپس توبه اش را - بىآنكه او را مبتلا به عقوبات دنيايى كنم - نمىپذيرفتم ، و اين نيز از جمله شدائدى بود كه از امّت تو برداشتم ، و در عوض يكى از افراد امّت تو اگر بيست سال مرتكب گناهى شود ، يا سى سال ، يا چهل سال ، يا صد سال ، سپس توبه كرده و يك لحظه پشيمان شود ، من همهء آنها را مىبخشم .
پس رسول خدا عرضه داشت : پروردگارا وقتى همهء اينها را بمن عطا فرمودى پس بر آن بيافزاى . فرمود : بخواه . عرض كرد : * ( رَبَّنا وَلا تُحَمِّلْنا ما لا طاقَةَ لَنا بِه ) *[1]، خداوند تبارك و تعالى فرمود : اين را در بارهء امّت تو انجام دادم ، و بلاياى عظيم را از دوش ايشان برداشتم ، در صورتى كه حكم من در بارهء همه اين است كه هيچ كسى را بالاتر از توانش تكليف نكنم . رسول خدا صلَّى الله عليه و آله عرضه داشت : * ( وَاعْفُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنا وَارْحَمْنا أَنْتَ مَوْلانا ) * ، خداوند فرمود :


[1]بقره : 286 .


صفحه 494


اين را در مورد توبه كنندگان امّت تو انجام دادم . سپس پيامبر عرض نمود : * ( فَانْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْكافِرِينَ ) * ، خداوند فرمود : امّت تو همچون خالى سفيد بر بدن گاوى سياهند ، آنان قادر و قاهرند ، همه را به خدمت گيرند و به خدمت هيچ كسى در نيايند ، و اين به جهت كرامت و احترام تو در نزد من است ، و بر من واجب است كه دين تو را بر تمام اديان چيره گردانم ، تا اينكه در شرق و غرب عالم جز دين تو باقى نماند ، و گر نه همهء ايشان به تو جزيه دهند .
عالم يهودى گفت : اين حضرت سليمان است كه شياطين به فرمان او بودند ، و هر چه مىخواست براى او مىساختند : معبدها و تنديسه‌ها و تمثالها .
حضرت علىّ عليه السّلام بدو فرمود : همين طور است ، و حضرت محمّد صلَّى الله عليه و آله بهتر و برتر از آن عطا شده ، شياطين در حالى تحت فرمان او بودند كه هنوز در كفر بسر مىبردند ، ولى شياطين تحت امر محمّد صلَّى الله عليه و آله همه مؤمن بودند ، پس نه نفر از اشراف گروه جنّيان ؛ يكى از جنّ نصيبين بود و هشت نفر ايشان از بنى عمرو بن عامر كه از أهل يقين ايشان بودند خدمت آن حضرت شرفياب شدند كه عبارتند از : شضاه ، مضاه ، هملكان ، مرزبان ،


صفحه 495


مازمان ، نضاه ، هاضب ، هضب و عمرو ، و ايشان كسانى هستند كه خداوند در باره اشان مىفرمايد : * ( وَإِذْ صَرَفْنا إِلَيْكَ نَفَراً مِنَ الْجِنِّ يَسْتَمِعُونَ الْقُرْآنَ ) *[1]و اينان نه نفر مىباشند ، پس جنّيان خدمت آن حضرت آمدند و پيامبر داخل نخلستان بود ، آنان عذرخواهى كرده و گفتند : ما گمان كرديم كه خداوند كسى را مبعوث نفرموده . و از پى آن هفتاد و يك هزار تن از ايشان با پيامبر بيعت نمودند كه روزه گيرند و نماز گزارند و حجّ بجاى آرند و جهاد كنند و خيرخواهى مسلمين كنند ، و از ياوه گوييهاى خود در بارهء خداوند عذر خواستند . اى يهودى اين عطا برتر از آن چيزى است كه به سليمان داده شده ، پس پاك و منزّه است خداوندى كه شياطين را پس از تمرّد براى نبوّت محمّد مسخّر نمود ، و آنان پنداشته بودند كه خداوند داراى فرزند است ، لهذا بعثت آن حضرت شامل بيشمارى از جنّ و انس گرديد .
عالم يهودى گفت : اين حضرت يحيى بن زكريّا است ، گفته‌اند : باو هنگام خردسالى حكم و حلم و فهم داده شده ، و او بىهيچ گناهى مىگريست ، و روزه را وصل مىكرد .
حضرت به او فرمود : همين طور است ، و حضرت محمّد صلَّى الله عليه و آله برتر از آن عطا شده ،


[1]احقاف : 29 .


صفحه 496


حضرت يحيى در زمانى زندگى مىكرد كه نه بتى بود و نه جاهليّتى ، و حضرت محمّد صلَّى الله عليه و آله در ميان بت پرستان و حزب شيطان حكم و فهم داده شد ، و كمترين رغبتى به بتها و مراسم آنان نشان نداد ، و هيچ دروغى از او شنيده نشد ، و او فردى امين بود و راستگو و حليم ، و او روزه را هفتگى به هم وصل مىكرد يا كمتر يا بيشتر ، و وقتى به اين عمل او اعتراض مىشد مىفرمود : من مانند هيچ كدام شما نيستم ، من زير سايهء [ الطاف ] پروردگارم بوده ؛ مرا غذا داده و آب مىنوشاند . و آن حضرت صلَّى الله عليه و آله بىهيچ جرمى و فقط از سر خشيت خداوند بقدرى مىگريست كه محلّ سجدهء او تماما خيس مىشد .
عالم يهودى گفت : اين حضرت عيسى بن مريم است ، مىپندارند كه او در گهواره سخن مىگفته .
حضرت على عليه السّلام بدو فرمود : همين طور است ، و حضرت محمّد صلَّى الله عليه و آله در حالى از شكم مادرش متولَّد شد كه دست چپ خود را بر زمين ، و دست راستش را به آسمان بالا گرفته ، و لبان خود را به يكتاپرستى حركت داد . در اين حال نورى از دهانش آشكار شده كه أهل مكَّه در آن قصرهاى بصرى و اطراف آن از شام ، و قصرهاى حمر از يمن و اطرافش ، و قصرهاى بيض از اسطخر و حوالى آن را ديدند . و تمام دنيا در شب تولَّد آن حضرت نورانى شد ، تا


صفحه 497


آنجا كه گروه جنّ و انس و شياطين به وحشت افتاده و گفتند : يك واقعه اى بر روى زمين رخ داده ، و در شب ميلاد ؛ ملائكه مشاهده شدند كه بالا و پايين مىروند و مشغول تسبيح و تقديس خداوند مىباشند ، و بعضى ستارگان به لرزه در آمده و برخى سقوط نمود ، و اينها همه از علائم و نشانه‌هاى تولَّد آن حضرت بود .
و ابليس لعين پس از مشاهدهء آن عجائب قصد آن نمود به آسمان رود ، و او را در آسمان سوم جايگاهى بود و شياطين استراق سمع مىكردند ، پس هنگامى كه آن شگفتيها را ديدند قصد استراق سمع نمودند ، و چون خواستند اين كار را انجام دهند از تمام آسمانها محجوب شده و با شهابهاى آسمانى ممنوع و مترود گشتند ، و اينها همه دلائل نبوّت او است .
عالم يهودى گفت : اين حضرت عيسى است كه مىپندارند مرض پيسى و جذام را به اذن خداوند شفا مىداده .
حضرت علىّ عليه السّلام فرمود : همين طور است ، و حضرت محمّد صلَّى الله عليه و آله برتر از آن عطا شده ، و آن حضرت بسيارى از دردمندان را درمان نموده ، روزى رسول خدا صلَّى الله عليه و آله در بين أصحاب خود نشسته بود و سراغ مردى از يارانش را گرفت ، گفتند : اى رسول خدا ،


صفحه 498


او از شدّت بلا و گرفتارى مانند جوجهء بىپر شده ، با شنيدن اين سخن آن حضرت بر بالين او آمده و فرمود : آيا براى سلامتى خودت دعايى به درگاه خداوند نموده اى ؟ گفت : آرى ، اين گونه دعا كردم كه : « اى پروردگارم مرا به هر عقوبتى كه مىخواهى در آخرت مبتلا نمايى همان را براى من در دنيا قرار بده » ، رسول خدا صلَّى الله عليه و آله فرمود : چرا اين گونه دعا نكردى كه : « پروردگارا در دنيا و آخرت به من حسنه اى عطا فرما و از آتش دوزخ مرا برهان » ، و چون اين گونه دعا نمود فى الفور از بند بيمارى رها گشت و صحيح و سالم برخاسته و با ما خارج شد .
و مردى از [ قبيلهء ] جهينه مبتلا به جذام سختى شده و از شدّت آن گوشتش تكَّه تكَّه گرديده بود روزى نزد آن حضرت آمده و از بيمارى شكايت كرد ، رسول خدا صلَّى الله عليه و آله آب دهان مبارك خود در قدحى از آب ريخته و فرمود : با اين بدن خود را مسح كن ، او با انجام اين كار شفا يافت بطورى كه هيچ اثرى از بيمارى در او ديده نشد .
و بار ديگر مرد عرب مبتلا به پيسى نزد آن حضرت آمده و ايشان آب دهان خود را بر آن سفيدى نهاده و آن برطرف شد و سلامت برخاست .
و اگر تو مىپندارى كه عيسى دردمندان را از مرضشان شفا داده ، بدان كه روزى محمّد صلَّى الله عليه و آله با