بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 537


حضرت علىّ عليه السّلام فرمود : و امّا آيهء : * ( وَما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَه الله إِلَّا وَحْياً أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحِيَ بِإِذْنِه ما يَشاءُ ) * ، همچنين است فرمايش خداوند متعال كه رسول را جز رسولانى از آسمان وحى نمىكنند ، و آن را رسولان آسمانى به رسولان زمينى مىرسانند ، يعنى گاهى كلام وحى ميان ربّ العالمين و ميان رسول زمين است و واسطه در ميان رسول آسمان نيست ، اين است كلام از روى وحى و از وراء حجاب .
پس رسول خدا صلَّى الله عليه و آله فرمود : « اى جبرئيل آيا پروردگارت را ديده اى ؟ » و او پاسخ داده كه : « پروردگار من ديده نمىشود » . رسول خدا صلَّى الله عليه و آله فرمود : « پس از كه وحى را اخذ مىكنى ؟ » و گفت : « از اسرافيل مىگيرم » ، فرمود : « اسرافيل از كه دريافت مىكند ؟ » گفت : « از فرشته اى مقرّبتر از خود از روحانيّين اخذ مىكند » ، فرمود : « اين فرشته وحى را از كه مىگيرد » گفت : « خداوند در دل آن فرشته چيزى به كرم اندازد » .
پس اين وحى است ، و آن همان كلام خداوند مىباشد ، و كلام خدا به يك نحو نيست ، چنان كه در بعضى مقام با رسولان خود متكلَّم گرديده ، و بعضى از كلام آن است كه خدا در دلهاى انبياء و رسولان اندازد ، و برخى را در خواب به رسول ظاهر گرداند ، و بعضى را به وحى و تنزيل بر رسولان تلاوت و قرائت كنند و اين همان كلام خداوند عزّ و جلّ است .


صفحه 538


حضرت علىّ عليه السّلام فرمود : و امّا آيهء : * ( كَلَّا إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ ) * هر آينه روز قيامت را خواسته كه از ثواب پروردگارشان محجوبند ، و آيهء : * ( هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا أَنْ تَأْتِيَهُمُ الْمَلائِكَةُ أَوْ يَأْتِيَ رَبُّكَ أَوْ يَأْتِيَ بَعْضُ آياتِ رَبِّكَ ) * ، محمّد را باخبر مىسازد از جماعت مشرك و منافق همانها كه به فرمان خدا و رسول جواب مثبت ندادند . پس فرموده : * ( هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا أَنْ تَأْتِيَهُمُ الْمَلائِكَةُ ) * ، آنجا كه خدا و رسول را اجابت نكردند ، * ( أَوْ يَأْتِيَ رَبُّكَ أَوْ يَأْتِيَ بَعْضُ آياتِ رَبِّكَ ) * مراد از اين آيه : عذاب دنيايى است كه بر آنان نازل مىشود همان طور كه امّتهاى پيشين را عذاب نموده ، پس اين خبرى است كه محمّد صلَّى الله عليه و آله را از آن آگاه مىسازد ، سپس فرموده : * ( يَوْمَ يَأْتِي بَعْضُ آياتِ رَبِّكَ لا يَنْفَعُ نَفْساً إِيمانُها لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ ) * ، يعنى : پيش از نزول اين آيه ايمان نياوردند ، و اين آيه طلوع خورشيد از مغرب آن است ، و در آيهء ديگر فرمايد : * ( فَأَتاهُمُ الله مِنْ حَيْثُ لَمْ يَحْتَسِبُوا ) * يعنى : بر ايشان عذابى نازل فرمود ، و همچنين است ارسال عذاب بر بنيانشان آنجا كه فرموده : * ( فَأَتَى الله بُنْيانَهُمْ مِنَ الْقَواعِدِ ) * ، يعنى بر آن جماعت عذاب فرستاد .
حضرت علىّ عليه السّلام فرمود : و امّا آيهء شريفه : * ( بَلْ هُمْ بِلِقاءِ رَبِّهِمْ كافِرُونَ ) * ، و آيهء :


صفحه 539


* ( الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُوا رَبِّهِمْ ) * ، و : * ( إِلى يَوْمِ يَلْقَوْنَه ) * ، و : * ( فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّه فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً ) * ، مراد از لقاى خداوند همان رستاخيز و قيامت است كه آن را لقاء ناميده است ، و همچنين است آيهء : * ( مَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ الله فَإِنَّ أَجَلَ الله لَآتٍ ) * ، يعنى :
هر كس كه يقين دارد كه برانگيخته خواهد شد ، پس وعدهء الهى حتمى است كه يا ثواب دهد يا عقاب كند ، پس مراد از لقاء در اين آيه رؤيت نيست ، و آن همان رستاخيز است ، و همچنين است آيهء : * ( تَحِيَّتُهُمْ يَوْمَ يَلْقَوْنَه سَلامٌ ) * ، يعنى : در روز رستاخيز ايمان از دلهاشان زايل نشود .
حضرت علىّ عليه السّلام فرمود : و امّا آيهء : * ( وَرَأَى الْمُجْرِمُونَ النَّارَ فَظَنُّوا أَنَّهُمْ مُواقِعُوها ) * ، يعنى : يقين دارند كه حتما بدان داخل مىشوند ، و همچنين است آيهء : * ( إِنِّي ظَنَنْتُ أَنِّي مُلاقٍ حِسابِيَه ) * .
و امّا آيه اى كه براى منافقين است : * ( وَتَظُنُّونَ بِالله الظُّنُونَا ) * و آن ظنّ ؛ شكّ است نه يقين . و ما دو گونه ظنّ داريم : يكى ظنّ شكّ ، و ديگر ظنّى كه معنى يقين مىدهد ، پس آنچه مربوط به امر معاد است ظنّ يقين مىباشد ، و آنچه مربوط به مسائل دنيا است آن ظنّ شكّ مىباشد .


صفحه 540


حضرت علىّ عليه السّلام فرمود : و امّا آيهء : * ( وَنَضَعُ الْمَوازِينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيامَةِ فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئاً ) * پس آن ميزان عدل است ، و همهء خلايق در آن در بارهء دين خدا بازپرسى شوند ، مردمان برخى از برخى ديگرند ، و توسّط كردارشان پاداش گيرند ، و ستمكار به مظلوم مجازات و كيفر شود ، و مراد از آيهء * ( فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُه فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ وَمَنْ خَفَّتْ مَوازِينُه ) * قلَّت و كثرت حساب است ، و مردم در آن روز در طبقات و منازل مختلفى هستند ، برخى از ايشان حساب آسانى داشته و خوشحال به أهل خود بازگردند ، و برخى از ايشان بدون حساب و كتاب به بهشت روند ، زيرا ايشان كار دنيا را متلبّس و مختلط نساختند ، زيرا حساب در آنجا براى كسى است كه كار دنيا را متلبّس نمايد ، و برخى ديگر از ايشان به حساب قليل و كثير و صغير گشته پس از آن داخل شعلهء آتش گردند ، و برخى از ايشان سران كفر و حكَّام ضلالت و ارباب ظلم و شقاوتند ، اين گروه در روز قيامت نزد پروردگار عارى از وزن اعتبار و اعتنايند ، زيرا در دنيا هيچ اعتنايى به امر و نهى حضرت حقّ تا روز قيامت نداشتند ، و ايشان روز قيامت « به دوزخ مخلَّد خواهند بود ، آتش دوزخ صورتهاى ايشان را مىسوزاند و در جهنّم زشت منظر خواهند زيست - مؤمنون : 103 و 104 » .


صفحه 541


و از جمله سؤالات فرد زنديق تضادّ در اين آيات بود كه : * ( قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ ) * و : * ( الله يَتَوَفَّى الأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها ) * و : * ( الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ طَيِّبِينَ ) * ، در آيه اى فعل ستاندن جان را به فرشتهء مرگ ؛ و در جاى ديگر به خود ، و در جاى ديگر به ملائكه نسبت داده است ! .
و دو آيهء متضادّ ديگر يكى : * ( فَمَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحاتِ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلا كُفْرانَ لِسَعْيِه ) * ، و ديگرى آيهء * ( وَإِنِّي لَغَفَّارٌ لِمَنْ تابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صالِحاً ثُمَّ اهْتَدى ) * است ، حضرت حقّ در آيهء نخست خبر مىدهد كه اعمال صالحه كفران نمىشود ( از بين نمىرود ) ، و در آيهء دوم ؛ ايمان و اعمال صالحه بدون هدايت شدن عارى از هر نفع و سودى مىداند .
و آيهء ديگر اين است كه : * ( وَسْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلِنا ) * ، چگونه پيش از قيامت فرد زنده اى قادر است از مردگان سؤال نمايد ؟ .
و در آيهء ديگر مىفرمايد : * ( إِنَّا عَرَضْنَا الأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَالأَرْضِ وَالْجِبالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها وَأَشْفَقْنَ مِنْها وَحَمَلَهَا الإِنْسانُ إِنَّه كانَ ظَلُوماً جَهُولًا ) * ، اين امانت چيست ؟ و اين انسان چه كسى مىباشد ؟


صفحه 542


و خداوند عزيز و عليم منزّه از تلبيس بر بندگان است .
و خداوند در آيات گوناگون انبياى خود را به صفات ناپسند مشهور داشته مثلا آيهء :
* ( وَعَصى آدَمُ رَبَّه فَغَوى ) * ، و در آيهء : * ( إِنَّ ابْنِي مِنْ أَهْلِي ) * حضرت نوح را تكذيب نموده كه :
* ( إِنَّه لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ ) * ، و إبراهيم را بترتيب عابد ستاره ، ماه و خورشيد معرّفى نموده ، و يوسف را اين گونه تعريف نموده كه : * ( وَلَقَدْ هَمَّتْ بِه وَهَمَّ بِها لَوْ لا أَنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّه ) * ، و موسى را در اين آيه تهجين فرموده كه : * ( رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ قالَ لَنْ تَرانِي ) * ، و بخاطر فرستادن جبرئيل و ميكائيل بسوى داود كه از محراب بالا روند - تا آخر قصّه ، و اينكه يونس را بخاطر اينكه با غضب و ذنب از شهر خارج شد در شكم ماهى حبس نمود ، و با اين آيات خطايا و لغزش انبياء را نمودار ساخته ، سپس بصورت مكتوم اشاره به فردى دارد كه فريب خورده و شيّادى كرده و گمراه ساخته و گمراه شده ، و نامش را نبرده در اين آيه : * ( وَيَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى يَدَيْه يَقُولُ يا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلًا يا وَيْلَتى لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَلِيلًا لَقَدْ أَضَلَّنِي عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جاءَنِي ) * ، آيا فرد ظالم در آيه اسم يكى از انبياء است كه نامش را نبرده ؟ .


صفحه 543


و در آيات : * ( وَجاءَ رَبُّكَ وَالْمَلَكُ صَفًّا صَفًّا ) * ، و * ( هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا أَنْ تَأْتِيَهُمُ الْمَلائِكَةُ أَوْ يَأْتِيَ رَبُّكَ أَوْ يَأْتِيَ بَعْضُ آياتِ رَبِّكَ ) * ، و * ( وَلَقَدْ جِئْتُمُونا فُرادى كَما خَلَقْناكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ ) * ، يك بار آمدن را نسبت بذات مقدّس خود نمود ، و در بار ديگر نسبت آمدن به خلايق داده است .
در آيه اى يافتم كه كار پيغمبر خود را شاهدى دنبال مىكند ، و آنكه دنبال كار نبىّ را مىگيرد روزى از ايّام عمرش بتپرست بوده است ! .
و نيز در آيهء : * ( ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ ) * ، مراد از نعيمى كه بندگان از آن سؤال شوند چيست ؟
و نيز در آيهء : * ( بَقِيَّتُ الله خَيْرٌ لَكُمْ ) * ، اين بقيّه چيست ؟
مراد از جنب ، وجه ، يمين ، و شمال در آيات : * ( يا حَسْرَتى عَلى ما فَرَّطْتُ فِي جَنْبِ الله ) * و * ( فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْه الله ) * ، و * ( كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَه ) * ، و * ( وَأَصْحابُ الْيَمِينِ ما أَصْحابُ الْيَمِينِ ) * ، و * ( وَأَصْحابُ الشِّمالِ ما أَصْحابُ الشِّمالِ ) * چيست ؟ زيرا مطلب آن بسيار ملتبس است .
و در آيات : * ( الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى ) * ، و * ( أَ أَمِنْتُمْ مَنْ فِي السَّماءِ ) * ، و


صفحه 544


* ( وَهُوَ الَّذِي فِي السَّماءِ إِله وَفِي الأَرْضِ إِله ) * ، و * ( وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ ) * ، و * ( وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْه مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ ) * ، و * ( ما يَكُونُ مِنْ نَجْوى ثَلاثَةٍ إِلَّا هُوَ رابِعُهُمْ ) * مكانهاى مختلفى براى خدا معيّن ساخته .
و در آيهء : * ( وَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتامى فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ ) * ، هيچ شباهتى در عدل و انصاف يتيمان در نكاح زنان نيست ، و همهء زنان كه يتيم نيستند ، پس معنى آيه مذكور چيست ؟
و در آيهء : * ( وَما ظَلَمُونا وَلكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ ) * چگونه خداوند مورد ظلم واقع شده و اين گروه ظالمان كيانند ؟
و مراد از واحده در آيهء : * ( إِنَّما أَعِظُكُمْ بِواحِدَةٍ ) * چيست ؟
و در اين آيه مىفرمايد : * ( وَما أَرْسَلْناكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ ) * مشاهده مىكنيم مخالفان اسلام و ايمان هميشه بر مذهب باطل خود بوده و استقامت دارند و هيچ ميلى به بازگشت به دين محمّد ندارند ، و نيز ارباب اسلام كه أهل فسادند در عقيده با هم اختلاف داشته و همديگر را لعن مىكنند ، در اين اوضاع ديگر چه جايى براى رحمت عامّه و مشتمل بر همگان مىماند ؟