بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 76


در اينجا از امام عسكرىّ عليه السّلام نقل است كه ادامه فرمود : گروه ديگرى از يهوديان بخدمت رسول خدا صلَّى الله عليه و آله حاضر شده و گفتند : اى محمّد تو مدّت چهارده سال به سوى بيت - المقدس عبادت نمودى ، و اكنون از آن روى گردان شده اى ، اگر ترك آن ، حقّ و درست بوده ، عمل به آن باطل و نادرست ، و تنها باطلى با حقّ مخالفت نموده است ، و چنانچه ترك قبلهء ما باطل و نادرست بوده ، در تمام آن مدّت تو در باطلى بسر برده اى ، بنا بر اين چگونه مطمئن باشيم كه اكنون نيز همچون گذشته بر باطل نباشى ؟ ! رسول خدا صلَّى الله عليه و آله فرمود : هر كدام از آنها در جاى خود صحيح و حقّند ، خداوند مىفرمايد : « بگو مشرق و مغرب از آن خداست هر كه را بخواهد براه راست هدايت مىكند » هر گاه صلاح شما بندگان را در عبادت به سمت مشرق بداند به آن جانب امر مىكند ، و اگر مغرب يا جهت ديگر را صلاح بداند به همان سمت فرمان مىدهد . بنا بر اين در برابر تدبير پروردگار جهان نبايد مخالفت و عناد نمود .
سپس رسول خدا صلَّى الله عليه و آله به آنان فرمود : آيا شما نبوديد كه كار روز شنبه را تعطيل كرديد ، و سپس در روزهاى ديگر هفته مشغول كار شديد ؟ كداميك از آن دو حقّ بود ؟
مطابق استدلال شما [ در تحويل قبله ] اگر ترك كردن حقّ بود بايد مشغوليّت در ايّام ديگر هفته باطل باشد ، يا برعكس ، يا هر دو باطل ، و يا هر دو حقّ باشد ، و شما هر جوابى كه دهيد پاسخ من نيز به اعتراض شما همان خواهد بود .


صفحه 77


گفتند : ترك روز شنبه حقّ بود و مشغوليّت در باقى هفته نيز حقّ بود .
آن حضرت نيز فرمود : پس همين طور قبله بيت المقدس و كعبه هر كدام در زمان خود حقّ و درست بوده است .
گفتند : آيا هنگام تحويل قبله از بيت المقدس به كعبه براى خداوند امر جديد و تازه اى حادث شد كه از راى سابق خود برگشته و فرمان جديدى به شما داد ؟
فرمود : اين طور نيست ، چرا كه پروردگار جهانيان دانا به پايان امر و توانا بر مصالح است . نه خطايى از او سرمىزند تا جبران كند ، و نه عقيده اش عوض مىشود تا خلاف راى سابق عمل كند . و نه چيزى مىتواند مانع مقصد و عمل او باشد ، و بداى واقعى همان بود كه گفتم ، و خداوند با عزّت و جلال از تمامى اين پيرايه‌ها منزّه و برتر است[1].


[1]لازم است در اينجا توضيح داده شود كه « بداء » بمعنى از عزم برگشتن و يا پشيمان شدن از كارى كه قصد انجام آن را داشته است مىباشد و بايد دانست كه نسبت دادن آن بر خداوند روا نيست ، چون ذات بارى تعالى را محلّ حوادث دانستن است ، و اين خود نوعى كفر است ، و بدين معنى همهء بزرگان شيعه منع كرده‌اند و آن را جايز نمىدانند ، زيرا اين از خصائص ممكنات است نه واجب الوجود ، و ممكن نيست بگوييم خداوند تصميم بر كارى گرفته بوده و بعد صرف نظر كرده و تقدير خود را تغيير داده است ، مثلا عزم بر فلان كار را داشت و بعد سببى پيدا شده و از آن عزم برگشته است ، و بدائى كه شيعه بدان قائل است اين چنين چيزى نيست ! و بزرگان عالم تشيّع همه تصريح به بطلان چنين كلامى كرده‌اند ؛ از جملهء ايشان شيخ طوسى است كه در كتاب « عدّة الاصول » و « تفسير تبيان » ، و استادش سيّد مرتضى در « الذّريعة إلى اصول الشّريعة » . و علَّامهء حلَّى - رحمة اللَّه عليه - در نهاية الاصول در مقصد هشتم فصل اوّل بحث چهارم گفته است : « نسخ بر خداوند جايز است ، زيرا كه حكم او تابع مصالح است » تا آنجا كه گويد : « و البداء لا يجوز عليه تعالى لأنّه دلّ على الجهل أو على القبيح و هما محالان في حقّه تعالى » ، و نظير آن در تفسير مجمع البيان و تفسير أبو الفتوح رازىّ در چندين مورد ذكر شده كه از جملهء آنها در مجلَّد اوّل ابو الفتوح ( 13 مجلَّدى ) ص 4 و 286 . و اينكه پاره اى گفته‌اند : « مراد از بداء آنست كه خداوند حكمى كرده و ميدانسته كه در صورت پيدايش سببى آن را تغيير خواهد داد » ، اين معنى با نسخ سازگار است نه با « بداء » . و نيز اينكه گفته‌اند : « دو حكم در بارهء يك موضوع با دو شرط مختلف جايز است ، و تناقض ندارد مثلا خداوند حكم كرده كه عمر شخصى كوتاه باشد ، و اگر صدقه داد ، يا صلهء رحم كرد ، عمرش طولانى باشد ، اين اشكالى ندارد » اين درست نيست ، زيرا اراده و مشيّت و تقدير و قضاء جايى بكار مىرود كه شرطش حاصل مىشود ، نه در آنجا كه خداوند مىداند كه آن نخواهد شد ، و آنچه در اخبار آمده كه « بدا للَّه كذا » معنيش اين نيست كه رأى خداوند تغيير كرد و از مشيّت و يا تقديرش برگشت ، بلكه مانند غضب و رضا و اسف كه بخدا نسبت مىدهيم است ، مثل آيهء * ( فَلَمَّا آسَفُونا انْتَقَمْنا ) * و آيهء * ( نَسُوا اللَّه فَنَسِيَهُمْ ) * ، و آيهء * ( كَذلِكَ الْيَوْمَ تُنْسى ) * و امثال اين آيات كه معنى آن معامله كردن خدا است با آنان ؛ معاملهء ناراضى و معاملهء كسى كه فراموشش كرده ، يا معاملهء اندوهگين ، يا معاملهء پشيمان ، نه آنكه العياذ باللَّه خداوند در واقع اين صفات را پيدا كرده باشد مثل * ( وَمَكَرُوا مَكْراً وَمَكَرْنا ) * كه نتيجه دادن مكر آنهاست نه فعل مكر كه نسبتش بر خداوند قبيح است ، و علَّامهء مجلسىّ رحمه اللَّه نيز لفظ « بداء » را چون در روايات آمده است تأدّبا حفظ كرده ولى معنى را بنظير آنچه تحرير شد تأويل مىنمايد » . ( مرحوم علَّامهء شعرانىّ : زيرنويس شرح كافى ملَّا صالح مازندرانىّ . و ترجمه و اقتباس از استاد على اكبر غفّارى - ايّده اللَّه - )


صفحه 78


سپس رسول خدا صلَّى الله عليه و آله خطاب به يهوديان فرمود : آيا قبول داريد كه خود خداوند بيمار مىسازد و هموست كه بهبودى مىبخشد ؟ و دوباره هموست كه مريض مىنمايد يا اينكه زنده مىكند يا مىميراند ؟ آيا گردش شب و روز را نمىبينيد كه هر كدام از پى هم در رفت - و آمدند و همه تحت نظر خداوند است ؟ آيا در اين صورتها براى خداوند امر تازه و پيش - آمد تازه اى حادث شده كه از رأى سابق برگشته و امر جديدى فرمايد ؟ گفتند : نه .


صفحه 79


فرمود : به همين ترتيب نيز در موضوع قبله ، خداوند زمانى بيت المقدس را قبله قرار داده و در زمانى ديگر خانهء كعبه را تعيين فرمود ، و در اين تغيير و تحوّل هيچ بدايى براى خداوند رخ نداده است . و همچنين است موضوع تغيير فصلها ، آمد و شد تابستان و زمستان هيچ ربطى به مسألهء بدا ندارد .
فرمود : و همچنين در تغيير قبله نيز هيچ بدايى صورت نگرفته است .
سپس فرمود : مگر خداوند شما را در زمستان براى احتراز از سرما ملزم به پوشيدن لباس ضخيم نكرده ؟ و به همين ترتيب در فصل تابستان امر به پيشگيرى از گرما فرموده ، آيا در اين بايد و نبايدها تضادّ و بدايى در امر پروردگار پيش آمد نموده ؟ گفتند : نه .
فرمود : بنا بر اين خداوند روى صلاحبينى و تشخيص مصلحت به اقتضاى زمان ، امر به كارى مىفرمايد يا منع مىكند ، پس در صورت اطاعت امر خداوند در هر دو حالت شايسته و در خور ثواب و پاداش پروردگار قرار مىگيرد . و در اين موقع آيهء شريفهء : « مشرق و مغرب خداى راست ؛ پس به هر سو كه روى آريد همان جا روى خداست - بقره : 115 » ، يعنى : چون به آن جايى كه خدا امر فرموده متوجّه بشويد قصد او را نموده و آرزوى ثوابش را داريد ، بر آن حضرت نازل شد .


صفحه 80


سپس رسول خدا صلَّى الله عليه و آله فرمود : اى بندگان خدا ، شما مانند افراد بيماريد ، و ربّ العالمين همچون طبيب است ، و صلاح بيمار در اطاعت دستورات طبيب ، و عدم اعتنا به خواهشهاى نفسانى و تمايلات شخصى است . اى بندگان خدا تسليم امر پروردگار شويد تا پيروز و كامياب گرديد .
در اينجا يكى از اصحاب امام حسن عسكرى عليه السّلام پرسيد : چرا خداوند در ابتدا قبله را بيت المقدس مقرّر فرمود ؟ امام پاسخ فرمود : خداوند در اين آيه توضيح مىدهند كه : « و قبله اى را كه بر آن بودى - بيت المقدس - قرار نداديم مگر براى آنكه كسى را كه از پيامبر پيروى مىكند از كسى كه بر پاشنه‌هاى خود مىگردد - روى مىگرداند - معلوم كنيم - بقره : 143 » يعنى : مگر براى آنكه به وجود پيروانت پى ببريم ، پس از علم ما به اينكه در آيندهء نزديك آشكار مىشوند .
و اين بدين خاطر بود كه توجّه كردن به بيت المقدس براى أهل مكَّه و قريش بسيار سخت و دشوار بود ، همچنان كه توجّه به سوى خانهء كعبه نيز براى جماعتى از اهل مدينه از يهود و نصارى مشكل بود ، و اين تغيير قبله براى هر دو گروه امتحان بزرگى بشمار مىآمد ، تا بوسيلهء آن ، گروه حقّپرست و هوسران از هم تشخيص داده شوند .
سپس خداوند در ادامهء آيه فرموده : « و هر آينه [ قرار دادن قبله - مسجد الأقصى ] جز بر آنان كه خداوند ايشان را راه نموده است دشوار بود » يعنى : توجّه به بيت المقدس


صفحه 81


در آن زمان جز براى كسى كه خداوند هدايتش فرموده سخت و دشوار بود ، بنا بر اين معلوم مىگردد كه اطاعت خدا در مخالفت هوى و هوس است ، تا بنده را در آنچه درست نمىدارد بيازمايد .
از حضرت عسكرى عليه السّلام روايت است از قول جابر عبد الله انصارى نقل فرموده كه عبد الله بن صوريا - برده اى يهودى و كوژچشم كه بنا به عقيدهء آنان در تورات و دانش انبيا متخصّص بود - از رسول خدا صلَّى الله عليه و آله سؤالات بسيارى نمود تا آن حضرت را به مشكل اندازد ، و آن حضرت در مقام پاسخ به آنها به گونه اى عمل نمود كه هيچ راه گريزى براى انكار پاسخها برايش باقى نماند .
او پرسيد : اى محمّد ، چه كسى اين اخبار را از خدا به تو مىرساند ؟ فرمود : جبرئيل .
گفت : اگر جز او مثلا ميكاييل حامل وحى بود به تو ايمان مىآوردم ، زيرا جبرئيل در ميان ملائكه دشمن ما است . رسول خدا صلَّى الله عليه و آله فرمود : چرا جبرئيل را دشمن مىداريد ؟
گفت : زيرا توسّط او بلا و سختىها بر قوم بنى اسرائيل نازل شد ، همو بود كه دانيال را از كشتن بختنصّر منصرف ساخت تا كارش قوّت گرفت ، و يهوديان را از لب تيغ گذراند ، و خلاصه هر بدبختى و سختى را فقط جبرئيل نازل مىكند ، در حالى كه ميكاييل وسيلهء نزول رحمت است .


صفحه 82


فرمود : واى بر تو ! آيا نسبت به حقيقت امر پروردگار جاهل و بىخبرشده اى ؟ ! گناه جبرئيل در اطاعت فرمان خداوند در بارهء شما چيست ؟ آيا در بارهء فرشتهء مرگ انديشيده‌ايد ؟ آيا به جهت قبض روح مردم - كه شما هم گروهى از آنانيد - دشمن شما شده ؟
آيا اجبار پدر و مادر به فرزند در استفاده از دارويى تلخ كه به صلاح اوست ، آن دو را در زمرهء دشمنان فرزند در مىآورد ؟ ! نه مسلَّما اين طور نيست ، بلكه شما به حقيقت امر خداوند جاهل ، و از حكمت و تدبير او غافليد . من شهادت مىدهم كه جبرئيل و ميكاييل هر دو عامل به امر خدا ، و مطيع فرمان اويند . و من معتقدم كه دشمنى با يكى از آن دو ملزم به عداوت ديگرى است ، و كسى كه فكر مىكند يكى از آن دو را دوست مىدارد و از ديگرى بيزار است بىشكّ كافر و دروغگو است .
و بهمين ترتيب همان طور محمّد و على همچون دو برادرند كه جبرئيل و ميكاييل ، پس هر كس آن دو را دوست بدارد از اولياء الله است ، و هر كه دشمنشان بدارد از اعداء الله است و هر كس يكى از آن دو را دشمن بدارد و پندارد كه ديگرى را دوست دارد كاذب و دروغگو است ، و آن دو از او بيزارند ، [ و همين طور هر كه يكى از ما را دشمن بدارد و فكر كند ديگرى را دوست دارد بىشكّ كاذب است ، و هر دوى ما از او بيزاريم ] و خداوند متعال و فرشتگان و خوبان خلق خدا از او بيزارند . ( ) 26 - از امام عسكرى عليه السّلام نقل است كه فرمود : سبب نزول اين آيه : « بگو : هر كه


صفحه 83


دشمن جبرئيل باشد ، پس [ بداند كه ] او آن ( قرآن ) را به فرمان خدا بر قلب تو فرو آورده ، كه كتابهاى پيشين را باور دارنده و مؤمنان را راهنما و مژدگان است . هر كه دشمن خدا و فرشتگان و فرستادگان او و جبرئيل و ميكاييل باشد ، پس خدا هم دشمن كافران است - بقره : 97 و 98 » - سخنان زشت و حرفهاى نامناسبى بود كه دشمنان خدا يعنى يهود و ناصبيها ، در بارهء جبرئيل و ميكاييل و ساير فرشتگان خداوند بر زبان مىآورند . امّا جهت دشمنى ناصبيها با فرشتگان الهى اين بود كه رسول خدا ( صلى الله عليه و آله و سلَّم ) هر فضيلت و منقبتى از أمير المؤمنين على بن أبى طالب عليه السّلام ذكر مىنمود پيوسته مىگفت : « آن خبر را جبرئيل از خداوند متعال به من رساند » ، و در برخى از آنها مىفرمود : « جبرئيل از جانب راست على عليه السّلام ، و ميكاييل از جانب چپ ، و اسرافيل از پشت سر ، و عزرائيل در پيش روى او در حركتند ، و جبرئيل به جهت اينكه در سمت راست على است به ميكاييل افتخار مىكند ، و ميكاييل هم به اسرافيل و عزرائيل مباهات مىنمايد ، چنان كه در ميان ندماى پادشاه آنكه در جانب راست او مىنشيند بر نديم سمت چپى افتخار مىكند » .
و همچنين رسول خدا صلَّى الله عليه و آله مىفرمود : شريفترين ملائكه نزد خدا كسى است كه بيشتر اظهار محبّت در بارهء على مىكند . و سوگند ملائكه در ميان خودشان اين جمله است :