بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 216


در نتيجه از نزديكى زنان مىافتد ، پس نزد طبيب رفته و از راه ديگرى او را علاج مىكند ، پس درمان مىشود .
پرسيد : چرا ميان فرزندان آدم شريف و وضيع بوجود آمده ؟ فرمود : شريف فرد پرهيزگار است و وضيع فرد گناهكار .
پرسيد : مگر ميانشان فاضل و مفضول نيست ؟ فرمود : ملاك فضل ؛ تقوا و پرهيزگارى است .
پرسيد : شما قائليد كه تمام اولاد آدم در ريشه برابرند و جز با تقوا بر هم فضيلتى ندارند ؟
فرمود : آرى ، من معتقدم كه اصل خلقت خاك است ، و حضرت آدم پدر و حوّا مادر است ، خالق پروردگار يكتاست و همه بندهء اويند ، بىشكّ خداوند از ميان بنى آدم گروهى را برگزيد ، ميلادشان را پاكيزه داشته و اجسامشان را طاهر نمود ، و آنان را در اصلاب مردان و ارحام زنان حفظ كرد ، و تمام انبياء و رسل را از ميان همين افراد خارج نمود ، پس اين گروه پاكترين شاخه‌ها و فروع حضرت آدم مىباشند ، اين براى كارى كه مستحقّ آن شدند نبود ، بلكه خداوند در همان عالم ذر دريافته بود كه اينان او را اطاعت نموده و عبادت مىكنند و شرك نمىورزند ، پس اينان در پرتو طاعت بكرامت و منزلت


صفحه 217


رفيع نزد خدا رسيدند ، و شرف و فضل و حسب براى آنان است و ديگران يكسانند ، بدان هر كه رعايت تقوا نمايد خدا او را گرامى بدارد ، و هر كه اطاعت حضرت حقّ كند محبوب او شود ، و خداوند محبوب خود را به آتش عذاب نكند .
پرسيد : بفرماييد چرا خداوند عزّ و جلّ تمام خلق را مطيع و موحّد نيافريد با اينكه بر اين كار قادر و توانا بود ؟
فرمود : در اين صورت ثواب معنايى نداشت ، زيرا اگر فعل خلق فقط طاعت بود بهشت و جهنّمى نبود ، بلكه خداوند انسان را آفريد و او را امر به طاعت نمود و از معصيت بازداشت و با ارسال رسل احتجاج نمود و با كتابهاى آسمانى حجّت را بر آنان تمام كرد ، تا دو گروه مطيع و معصيتكار شوند : مطيعان ثواب برند و معصيتكاران عقاب شوند .
پرسيد : آيا عمل نيك و بد آدمى همه و همه فعل خدا است ؟
فرمود : عمل نيك از بنده نتيجهء فعل خود اوست و خداوند بدان امر فرموده ، و عمل شرّ از بنده نيز از فعل خود او مىباشد و خداوند فقط از آن بازداشته است .
پرسيد : مگر فعل بنده با همان آلات و لوازمى نيست كه خدا برايش ساخته ؟


صفحه 218


فرمود : آرى خدا برايش ساخته ، ولى با همان آلات مىتواند عمل خير كند يا مرتكب عمل بدى شود كه حضرت حقّ آن را بازداشته .
پرسيد : آيا بنده در مقابل اين دستورات مسئوليتى دارد ؟
فرمود : خداوند به توان و استطاعت بندگان در اوامر و نواهى نيك واقف بوده و هست ، زيرا صفات حضرت حقّ عارى از جور و عبث و ستم و تكليف ما لا يطاق است .
پرسيد : آيا بنده اى كه خدا كافرش آفريده توان ايمان را دارد ، با اينكه او را در ترك ايمان بهانهء خوبى است ؟
امام صادق عليه السّلام فرمود : خداوند همهء خلق را تسليم آفريده و امر و نهى فرمود ، و كفر اسمى است كه هنگام ارتكاب به فاعلش مىرسد ، و خداوند در ابتدا هيچ بنده اى را كافر نيافريد ، و فقط وقتى كافر شود كه حجّت بر او تمام شده باشد ، در اين حال حقّ بر او عرضه مىشود و در صورت انكار كافر مىگردد .
زنديق پرسيد : آيا جايز است خداوند براى بنده اى بدى و شرّ مقدّر كند و همو را - با اينكه قرار نيست خوبى كند - امر به نيكى نموده و بر همان عذابش كند ؟


صفحه 219


فرمود : اين مطلب در خور عدل و رأفت خداوند نيست كه براى بنده اى بدى و شرّ مقدّر نمايد و همان را از او بخواهد ، سپس بكارى وادارد كه مىداند توان اخذ و ترك آن را ندارد ، سپس خداوند بر ترك آن عمل او را عذاب كند ؟ ! ! پرسيد : چرا گروهى ثروتمند و پر روزىاند و گروهى فقير و تنگدست ؟
فرمود : قصد خداوند از اين كار فقط آزمودن است ، اغنياء را به شكر ، و فقرا و درويشان را به صبر و شكيب .
و دليل ديگر : عطاى الهى به بعضى با شتاب در اين سرا ، و به ديگران در روز حاجتشان عنايت شود .
و دليل ديگر : خداوند تبارك و تعالى به هر كس در حدّ تحمّلش ثروت داده است ، و اگر تمام خلق ثروتمند و بىنياز بود تمام دنيا خراب و تدبير فاسد شده بود ، و تمام مردم هلاك و نابود مىشدند ، بلكه برخى را ( در اين داشتن و نداشتن ) كمككار برخى ديگر ساخت و اسباب روزى و رزقشان را در پرتو كار و صنعت قرار داد ، و اين براى دوام بقاء بهتر


صفحه 220


و در تدبير و فكر صحيحتر است ، سپس اغنيا را در جلب رضايت فقرا آزمود ، تمام اينها ريشه در لطف و رحمت خداوند حكيمى دارد كه تدبيرش خلل ناپذير است .
پرسيد : گناه نوزاد در آن همه درد و مرضى كه به او مىرسد چيست ؛ بىآنكه مرتكب جرمى در گذشته شده باشد ؟ ! فرمود : امراض چند گونه است : يكى مرض امتحان و ديگرى مرض عقوبت ، و مرضى كه علَّت فنا مىباشد ، و تو فكر مىكنى امراض ريشه در غذا و نوشيدنيهاى بد و آلوده دارد يا بخاطر مريضى مادر اوست ، و معتقدى اگر كسى رعايت تندرستى را بكند و مراقب جسم خود باشد و نيك و بد خوراكيها را بداند بيمار نشود ، و در نهايت بدين اصل معتقد معتقدشده اى كه بيمارى و مرگ ريشه در نوع خوراك و نوشيدنى دارد ! مگر ارسطو معلَّم طبيبان و افلاطون پيشواى حكما ؛ طعم مرگ را نچشيدند ، و خود جالينوس پير و نحيف شد ولى هنگام رسيدن مرگ نتوانست جلوى آن را بگيرد ، و هيچ كدام نتوانستند جان خود را حفظ نموده و مراقب آن باشند .
چه بسيار بيمارانى كه درمان بر دردشان افزوده ، و چه بسيار طبيبان عالم و آشنا بدوا


صفحه 221


و دارويى كه مردند ، و جاهلان به طبابت پس از ايشان دوره اى به زندگى ادامه دادند ، و نه آن را علم طبّ سود داد وقتى اجل رسيد ، و نه اين را جهل به طبّ در بقاى زندگى و تأخير اجل زيان رساند .
سپس افزود : بيشتر اطبّاء معتقدند انبياء علم طبّ نمىدانستند ! ! . ما با اين افراد كه با قياس پنداشته‌اند علمى را انبياء نمىدانند چه كنيم ؛ انبيايى كه حجّتها و معتمدين خدا بر مردم و در زمين ، و خزّان علم و ورثهء حكمت حضرت حقّ و راهنمايان به سوى او و داعيان به طاعت پروردگارند ؟ ! ! .
سپس من پى بردم كه مذهب بيشتر ايشان خوددارى از راه انبياء و تكذيب كتابهاى آسمانى است ، و همين مرا در بارهء افراد و علمشان بىرغبت و بىاعتنا ساخته .
پرسيد : چگونه به قومى بىاعتنايى نمايى كه خود مربّى و بزرگشان هستى ؟
فرمود : من وقتى در برخورد با طبيب ماهرى از او پرسشهايى مىكنم مىبينم هيچ سر رشته اى بر حدود نفس و تأليف بدن و تركيب اعضاء و مجارى اغذيه در جوارح و مخرج


صفحه 222


نفس و حركت زبان و مستقرّ كلام و نور ديده و انتشار ذكر و اختلاف شهوات و ريزش اشك و مجمع شنوايى و مكان عقل ، و مسكن روح و مخرج عطسه ، و برانگيختن غمها و اسباب شاديها ، و از علَّت لالى و كرى ندارد ، جز همانها همان مطالبى كه مورد پسند خودشان بوده و علَّتهايى كه ميان خود تجويز كرده‌اند .
پرسيد : بفرماييد آيا خداوند شريكى در ملك و مخالفى در تدبير خود دارد ؟ فرمود : نه .
پرسيد : پس اين فساد موجود در عالم چيست ؟ درندگان وحشى ، جانواران ترسناك ، حيوانات بدشكل ، كرمها و حشرات و مارها و عقربها ، و شما قائليد كه او هيچ چيز را بىعلَّت نيافريده ؛ چرا كه او أهل عبث و بيهوده كارى نيست ؟
فرمود : مگر خود تو معتقد نيستى كه زهر عقرب براى درد مثانه و سنگ و شب - ادرارى مفيد است ، و بهترين پادزهر درمان با گوشت مار افعى است ، كه اگر فرد جذامى آن را با زاج ( نوشادر ) بخورد سودش دهد ، و اينكه كرم سرخ كه از زمين بدست مىآيد چيز خوبى براى درمان خوره است ؟ گفت : آرى .


صفحه 223


فرمود : امّا دليل خلق پشه و ساس يكى اين است كه آنها خوراك گروهى از پرندگانند ، و نيز همان را وسيله اى براى خوار شمردن يكى از جبّاران متمرّد و منكر ربوبيّت خود نمود ، خدا نيز ضعيفترين خلق خود را بر او مسلَّط ساخت تا قدرت و عظمت خود را بدو بنماياند ، و آن همان پشه اى بود كه از بينى داخل مغزش شده و او را كشت .
و اين را بدان كه اگر ما در يكايك مخلوقات نظر كرده و علَّت خلق و آفريدنش را جستجو كنيم آن را خواهيم يافت و در نهايت با رسيدن به تمام معلومات بىنياز شده و برابر مىشويم[1].
پرسيد : آيا آفرينش و تدبير خداوند خدشه پذير است ؟ فرمود : نه .
زنديق افزود : در بارهء آفريدن پوست ختنه گاه چه ميگوييد آيا از سر حكمت بوده يا عبث و بيهوده ؟ فرمود : بلكه از روى حكمت حضرت حقّ است .
گفت : شما فعل خدا را دستخوش تغيير داده و كار خودتان را در ختنه كردن آن صحيحتر


[1]اين مطلب از موضوعات بسيار عميق در بحثهاى متداول ميان حكماى گذشته بوده كه چگونه مىشود شرّ و بدى از حكيم صادر شود ؟ و در پاسخ بدين سؤال جوابهاى گوناگونى داده شده : برخى مانند ثنويّه براى بدى خالق شرّ و براى خوبى معتقد به خالق خير شده‌اند ، و آنچه در متن از امام معصوم عليه السّلام نقل شده پاسخى متين در حلّ مشكل است .