گويد : عرض كردم : اى زادهء رسول خدا ، آيا بهشت و دوزخ هم اكنون خلق شدهاند ؟
فرمود : آرى ، رسول خدا صلَّى الله عليه و آله هنگام معراج ، وارد بهشت شده و جهنّم را نيز ديدند .
عرض كردم : عدّه اى معتقدند كه اين دو فقط تقدير شدهاند و هنوز خلق نشدهاند .
حضرت فرمود : نه آنان از ما مىباشند و نه ما از ايشان ، هر كه خلقت بهشت و جهنّم را انكار كند ؛ پيغمبر و ما را تكذيب كرده است ، و جزء أهل ولايت و دوستان ما به شمار نمىآيد و براى هميشه در آتش دوزخ باقى خواهد ماند ، خداوند فرمايد : « اين جهنّمى است كه مجرمين آن را انكار مىكنند ، بين آن و بين آبى داغ و سوزان در رفت و آمدند - الرّحمن : 43 و 44 » . و خود رسول خدا صلَّى الله عليه و آله فرموده : « وقتى به معراج رفتم ، جبرئيل دستم را گرفت و به ببهشت برد و از خرماى آن به من داد من آن خرما را خوردم ، و آن به صورت نطفه اى در صلب من قرار گرفت ، و هنگامى كه به زمين بازگشتم ، با خديجه همبستر شدم و او به فاطمه حامله شد ، لذا دخترم فاطمه حوريه اى است از جنس بشر و من هر گاه مشتاق بوى بهشت مىشوم دخترم فاطمه را مىبويم » .
287 - حضرت رضا عليه السّلام آيهء مباركه : « صورتهايى در آن روز بشّاش و درخشان بوده ، به پروردگارش مىنگرد - قيامت : 23 و 24 » را اين گونه تفسير نمود كه :
يعنى اين صورتها درخشان بوده و منتظر ثواب پروردگارش بوده است .
288 - و نيز آن حضرت فرمود : خداوند عزّ و جلّ فرموده : « هر كه كلام مرا با رأى و نظر خود تفسير كند به من ايمان نياورده ! و كسى كه مرا به مخلوق تشبيه كند مرا نشناخته ! و هر كه در دين ، قياس بكار برد ، بر دين من نيست » .
289 - و حضرت رضا عليه السّلام فرموده : هر كه متشابهات قرآن را به محكمات آن ارجاع دهد ، به راه راست هدايت شده است .
سپس فرمود : در اخبار ما نيز همانند قرآن محكم و متشابه وجود دارد ، لذا متشابهات آن را به محكمات آن ارجاع دهيد و صرفاً به دنبال متشابهات آن نرويد كه گمراه مىشويد .
290 - و حضرت رضا عليه السّلام فرموده : هر كس خداوند را به مخلوقين تشبيه كند مشرك است ، و هر كه چيزى را كه خداوند نهى فرموده به خدا نسبت دهد ، كافر است .
291 - حسين بن خالد گويد : از حضرت رضا عليه السّلام شنيدم كه مىفرمود : خداوند هميشه ، عالم ، قادر ، حىّ قديم ، شنوا و بينا بوده است .
به آن حضرت عرض كردم : اى زادهء رسول خدا ، گروهى اين گونه مىگويند : خداوند هميشه با علم ؛ عالم بوده ، و با قدرت ؛ قادر بوده ، و با حيات ؛ زنده بود ، و با قدم ؛ قديم بوده ، و با شنوايى ؛ شنوا بوده ، و با بينايى ؛ بينا بوده است .
حضرت رضا عليه السّلام فرمود : هر كس چنين حرفى بزند و به آن معتقد باشد ، در واقع به همراه خدا ، به خدايان ديگرى قائل شده است ، و چنين شخصى از دوستان ما محسوب نمىشود ، سپس فرمود : خداوند هميشه به ذات خود عالم ، قادر ، حىّ ، قديم ، شنوا ، بينا بوده است ، خداوند والاتر و بالاتر از آن است كه مشركين و تشبيه كنندگان مىگويند .
292 - و باز حسين بن خالد گويد : به حضرت رضا عليه السّلام عرض كردم : مردم از رسول خدا صلَّى الله عليه و آله روايتى نقل مىكنند كه آن حضرت فرموده : « خداوند آدم را به شكل خودش آفريد » .
امام عليه السّلام فرمود : خدا ايشان را بكشد ! ابتداى حديث را حذف كردهاند ، [ ماجرا از اين قرار است كه روزى ] رسول خدا صلَّى الله عليه و آله بر دو مردى كه به هم دشنام مىدادند عبور كرد ، شنيد يكى به ديگرى گفت : « خدا سيماى تو و هر كه شبيه تو است را قبيح و زشت گرداند ! » ، با شنيدن اين دشنام پيامبر صلَّى الله عليه و آله بدو فرمود : اى
بندهء خدا اين دشنام به برادرت مگوى ، زيرا كه خداوند عزّ و جلّ حضرت آدم را به شكل او آفريده « .
293 - ابراهيم بن أبى محمود گويد : به حضرت رضا عليه السّلام عرض كردم : اى زادهء رسول خدا ، نظر شما در بارهء حديثى كه مردم از پيامبر صلَّى الله عليه و آله نقل مىكنند كه فرموده :
« خداوند تبارك و تعالى هر شب جمعه به آسمان [ دنيا ] مىآيد » چيست ؟ .
حضرت رضا عليه السّلام فرمود : خدا لعنت كند افرادى را كه كلمات را از محلّ خود جابجا و تحريف مىكنند ، سوگند به خدا ، پيامبر چنين سخنى نگفته است ، بلكه فرمودهاند :
« خداوند تعالى در ثلث آخر هر شب ، و هر شب جمعه از أوّل شب ، فرشته اى را به آسمان دنيا مىفرستد و آن فرشته به فرمان خداوند ندا مىكند : آيا درخواستكننده اى هست تا حاجتش را برآورم ؟ آيا توبه كننده اى هست تا توبه اش را بپذيرم ؟ آيا آمرزش خواهى هست تا او را بيامرزم ؟ اى طالب خير ! به اين سو بيا ، اى طالب شرّ ! دست نگهدار ! و اين فرشته تا طلوع فجر اين ندا را ادامه مىدهد و هنگام طلوع فجر به محلّ خود در ملكوت آسمان باز مىگردد » ، اين حديث را پدرم از جدّم و او از پدرانش از قول رسول خدا صلَّى الله عليه و آله برايم نقل كرد .
294 - محمّد بن سنان گويد : از حضرت رضا عليه السّلام پرسيدم : آيا خداوند قبل از اينكه مخلوقات را بيافريند به نفس خود آگاه بود ؟ فرمود : آرى .
پرسيدم : نفس خود را مىديد و صداى خويش را مىشنيد ؟ فرمود : احتياجى به اين كار نداشت زيرا از خود چيزى درخواست نمىكرد ، او خود هستيش و هستيش خودش است . قدرتش نافذ است لذا نيازى ندارد كه نامى براى خود برگزيند ، بلكه نامهايى براى خود برگزيده تا ديگران او را به آن نامها بخوانند ، زيرا اگر با نام خود خوانده نشود ، شناخته نمىگردد . اوّلين اسمى كه براى خود انتخاب نمود « علىّ عظيم » بود زيرا از همه چيز برتر است ، معنا و واقعيّت او « الله » است ، و نامش « علىّ عظيم » ، اين اوّلين نام اوست زيرا او بر همه چيز برترى دارد .
295 - و آن حضرت در بارهء آيهء كريمهء « روزى كه ساق نمايان مىشود - قلم : 42 » اين گونه بيان داشتند كه : روزى كه حجابى از نور كنار مىرود و أهل ايمان به سجده مىافتند ولى پشت منافقين سخت مىشود و نمىتوانند سجده كنند .
296 - آن حضرت از آيهء : « آنان در آن روز در پس حجاب و پرده اى هستند و پروردگار
خود را نمىبينند - مطفّفين : 15 « سؤال شده و فرمود : صحيح نيست و نمىتوان خداوند را اين گونه وصف نماييم كه در جايى قرار مىگيرد و بندگان در پس حجاب هستند و او را نمىبينند ، بلكه معنى آيه اين است كه از ثواب پروردگار خويش محرومند .
297 - و از آيهء مباركهء : « پروردگارت و فرشتگان صفّ بصفّ ، آمدند - فجر : 22 » سؤال شده فرمود : خداوند با رفتن و آمدن وصف نمىشود ، خدا برتر از انتقال و جابجايى است ، بلكه معنى آيه اين است كه فرمان پروردگار آمد و فرشتگان صفّ بصفّ بودند .
298 - و آن حضرت در بارهء اين آيه سؤال شد كه : « آيا منتظرند كه خداوند در پارههاى ابرها و نيز فرشتگان به نزدشان بيايند ؟ - بقره : 210 » فرمود : يعنى آيا منتظرند كه خداوند ملائكه را در ميان ابرها به سراغشان بفرستد ، و اين گونه نازل شده است .
299 - و در بارهء آيات مباركهء : « خدا آنان را مسخره كرد - توبه : 79 » ، و : « خداوند آنان را استهزاء مىكند - بقره : 15 » ، و : « آنان فريبكارى و مكر بكار بستند ، خدا نيز مكر و فريب بكار برد - آل عمران : 54 » ، و : « مىخواهند در مورد خدا خدعه و نيرنگ بكار برند ، ولى خدا به آنان خدعه مىزند - نساء : 142 » سؤال شد .
فرمود : خداوند نه مسخره مىكند نه استهزاء ؛ و نه نيرنگ و فريب بكار مىبرد ،
بلكه مطابق عمل مسخره و استهزاء و نيرنگ و فريب آنان به ايشان جزا مىدهد ، خداوند بسيار برتر از آن چيزهايى است كه ظالمين مىگويند و مىپندارند .
300 - و آن حضرت عليه السّلام در بارهء آيهء : « خدا را فراموش كردند ، او هم ايشان را فراموش كرد - توبه : 67 » سؤال شد و فرمود : خداوند نه سهو مىكند و نه چيزى را فراموش مىنمايد ، بلكه سهو و نسيان مربوط به مخلوقاتى كه نبودند و خلق شدند است ، مگر اين آيه را نشنيده اى كه فرموده : « و پروردگارت فراموش كار نيست - مريم : 64 » ، بلكه معنى آيه چنين است : خداوند ، كسانى كه او و قيامت را فراموش كردهاند را اين گونه جزا مىدهد كه خودشان را از ياد خودشان مىبرد ، همان طور كه در جاى ديگر فرموده :
« و همچون كسانى نباشيد كه خدا را فراموش كردند و در نتيجه خدا نيز آنان را از ياد خودشان برد - حشر : 19 » ، و نيز فرموده : « امروز ايشان را فراموش مىكنيم همان طور كه آنان ؛ چنين روزى را فراموش كردند - اعراف : 51 » ، يعنى رهايشان مىكنيم همان طور كه آنان ؛ از آماده شدن براى چنين روزى طفره مىرفتند و اين كار را ترك كرده بودند ، يعنى بر آن ايشان را جزا مىدهيم .
301 - و آن حضرت عليه السّلام از آيهء مباركهء : « پس هر كه را خدا بخواهد كه راه نمايد سينهء او را براى [ پذيرش ] اسلام مىگشايد ، و هر كه را بخواهد كه گمراه كند سينهء او را تنگ
و بسته مىگرداند [ تا پذيراى حقّ نباشد ] كه گويى به آسمان بر مىشود - انعام : 125 » سؤال شد ، در جواب فرمود : هر كس را خدا بخواهد ، با ايمانى كه در دنيا داشته به بهشت آخرت راهنمايى كند او را براى تسليم بودن در برابر خدا و اطمينان به خدا داشتن و آرامش و سكون از ثوابهايى كه خدا وعده داده آماده و راضى مىكند تا آرامش خاطر بايد ، و هر كس را بخواهد ، به خاطر كفر و عصيان در اين دنيا ، از بهشت آخرت محروم سازد او را دلتنگ و دلسرد مىنمايد تا در حال كفر ؛ دچار شكّ شده و در اعتقاد قلبى مضطرب گردد كه گويى به آسمان بر مىشود ، بدينسان خدا پليدى ( مرده دلى و انكار ) را بر كسانى كه ايمان نمىآورند مىنهد .
302 - أبو الصّلت هروىّ گويد : مأمون از حضرت رضا عليه السّلام در بارهء آيهء مباركه :
« و اوست آن كه آسمانها و زمين را در شش روز بيافريد و عرش او بر آب بود ، تا شما را بيازمايد كه كدامتان نيكوكارتريد - هود : 7 » سؤال نمود .
امام عليه السّلام در جواب فرمود : خداوند تبارك و تعالى عرش ، آب و ملائكه را قبل از خلقت آسمانها و زمين آفريد ، و ملائكه با توجّه نمودن به خود و عرش و آب ، بر وجود خداوند استدلال مىكردند ، سپس خداوند عرش خود را بر روى آب قرار داد