أَنَّه الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَمَا الله بِغافِلٍ عَمَّا يَعْمَلُونَ » ) *[1].
معنى آيه وافى هدايه و الله اعلم بالبداية و النهاية آنست كه ما ميبينيم يا محمد كه تو روى خود را بجانب آسمان مىگردانى براى انتظار وحى در باب تحويل قبله .
حقيقت معنى كلام ايزد علام آنست كه چون سيد عالم از قول يهود جهول ملول شد و آرزو نمود كه قبله او كعبه قبله ابراهيم عليه السّلام كه از اجداد گرام آن نبى الاكرام بود باشد در اين باب سخن بحضرت جبرئيل پيك ايزد ذو المنن نمود ، جبرئيل عليه السّلام از آن مقام متوجه كرياس ايزد علام گرديد و سيد كائنات عليه افضل الصلوات از پى آن بآسمان بود و انتظار وحى مينمود تا آنكه جبرئيل عليه السّلام بنوعى كه سابقا محرر شد از نزد رب جميل آمد و اين آيه مباركه آورد كه ما توجه تو را بآسمان ميديديم فلهذا تو را بقبلهاى كه ميخواستى متوجه گردانيديم بايد كه در نماز روى خود را - يعنى جميع بدن را - بجانب مسجد الحرام كه محيط و مدبر است بخانه كعبه بگردانى .
و اين در روز دوشنبه منتصف شهر رجب بود در سال دهم از هجرت سيد عالم نبى حليم دو ركعت نماز ظهر گزارده بود كه اين حكم نازل شد كه هم در نماز روى از صخره بميزاب توجه نمائى .
حضرت رسول انام بموجب حكم ايزد علام بآن جانب توجه نمود و آن مسجد بذو القبلتين اشتهار يافت . و بعد از تخصيص خطاب جهت تصريح بعموم حكم براى امت آن نبى عاليقدر ميفرمايد كه در هرجا باشيد و در بحر و بر و سهل و جبل و شرق و غرب چون خواهيد نماز گزاريد و بندگى و طاعت حضرت عزت بجاى آريد بايد كه روى خود بجانب مسجد الحرام بگردانيد .
يا محمد اگر جماعت اهل كتاب الحال از روى عصبيت و عناد تجاهل و انكار اين كردار تو كنند و گويند كه اين كار محمد بغايت مستنكر و بعيد است ، ايشان در
[1]سورة البقرة : 144 .
سخنان خود كاذب و دروغگويانند زيرا كه ايشان ميدانند كه تحويل قبله از بيت المقدس بجانب كعبه اقدس از پروردگار مقدس تو است بواسطه آنكه ايشان در توراة خواندهاند كه پيغمبر آخر الزمان بدو قبله نماز گزارد و قبلهاى كه در آخر باو مقرر گردد كعبه است .
چون يهودان بعد از استماع قول رسول ايزد منان مجاب گشتند گفتند كه آخر وجه گرديدن از بيت المقدس بكعبه چراست ، چون محمد مدت مديد در مكه و مدينه بجانب آن محل نماز و بندگى عز و جل بجاى آوردند آخر براى چه از آن برگشت .
حضرت ملك تعالى ايشان را باين جواب داد كه « * ( وَلِلَّه الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْه الله ) * »[1].
يعنى مشرق كه معبد نصارى در آن صوب افتاد و مغرب كه محل عبادت و معبد يهودان در آن جانب واقع است همهء آن ملك ايزد منان است و اگر شما را تكليف بتحريك و استقبال بجانب كعبه نمايد بعينه مانند آنست كه شما را تحويل از جانب بجانب ديگرى نمايد مثل آنكه شما را از كفر باسلام دلالت كند ، زيرا كه حضرت عزت هر كه را بخواهد هدايت و دلالت بصراط مستقيم ميكند و بر قساوت قلب آنكه مطلع باشد و داند كه او مهتدى نگردد او را بهمان حالت گذارد و او را مجبور نگرداند ، زيرا كه تكليف و هدايت كسى كه قبول آن ننمايد از بابت ارتكاب فعل عبث است . اما تكليف جمعى كه بشرف اسلام و ايمان متقبل و مشرف شوند هدايت آنان خوبى و مصلحت حال ايشان است چه قبول تكليف لازم دارد ارتكاب اعمال طاعت و افعال عبادت را و معرفت و بندگى حضرت كريم موجب وصول بجنات النعيم است .
[1]سورة البقرة : 115 .
و نيز از ابو محمد الحسن بن على العسكرى عليه السّلام منقول و مروى است كه روزى قومى از يهود عاقبت نابهبود بخدمت رسول ايزد معبود آمده گفتند : يا محمد اين قبله بيت المقدس كه شما چهارده سال عبادت واهب متعال در جميع اركان و افعال در حال توجه و استقبال بآن بجاى آورديد پس ترك توجه و استقبال آن در هنگام عبادت ايزد منان در اين زمان بجهت چه چيز است بيان نمائيد ؛ آيا در مرتبه اولى كه شما با اصحاب در بندگى ملك تعالى توجه و استقبال بجانب بيت المقدس ميكرديد برحق بود يا نه اگر برحق بود الحال كه شما آن را ترك كرديد پس از حق بباطل رجوع كرديد زيرا كه حق مخالف و مقابل باطل است ، يا آنكه نماز بندگى كه پيشتر بجهت ايزد داور باستقبال بيت المقدس بجاى آورديد همه بر باطل بود و در اين هنگام رجوع از باطل بحق نموديد ، اگر چنين باشد پس شما در اين مدت در غفلت بوديد . بناء عليه الحال ما چون از حال تو ايمن بود و اطاعت و متابعت تو چون توانيم نمود ؛ شايد كه الحال نيز بطريق سابق بر غفلت باطل باشى پس ما را بنا بر عقل از روى حق اطاعت تو سزاوار و لايق و مستحسن خرد و مطابق عقل نباشد .
در آن زمان حضرت رسول آخر الزمان از زبان معجز نشان بيان فرمود كه بندگى حضرت ايزد خالق در سابق باستقبال بيت المقدس بر نهج حق و در لاحق بتوجه و استقبال كعبه معظمه نيز بر نهج حق و مطابق حكم مهيمن صادق است چنانچه واهب مطلق ميفرمايد « * ( قُلْ لِلَّه الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ ) * » .
يعنى بگو اى محمد در جواب يهود و نصارى كه ملك تعالى هر گاه صلاح مآل بلكه نيكوى حال و استقبال شما داند در استقبال مشرق كه معبد نصارى در آنجاست بىشبهه و گمان شما را امر بآن نمايد و اگر صلاح نشأتين و صواب دارين شما در توجه استقبال جانب مغرب كه معبد يهود در آن صوب است شناسد ، بىشك و ريب شما را
باستقبال و توجه آن مأمور گرداند و اگر صلاح و صواب نحال شما در حال عبادت واجب تعالى غير جانب مشرق و مغرب داند شما را باستقبال آن جانب مأمور سازد .
و خلاصه كلام آنكه شما را در جميع مكان و مأوى اطاعت تبارك و تعالى واجب و لازم است اصلا انكار تدبير ايزد قدير در حق بندگان او از صغير و كبير مستحسن و جدير نيست زيرا كه هر چه سميع بصير بجهت بندگان تعيين و تقدير نمايد بغايت پسنديده و عين مصلحت و خوبى ايشان است .
پس آنگاه آن حبيب الله بآن قوم گمراه گفت كه آيا شما كه از روى تحقيق ترك عمل يوم السبت نموديد و در ساير هفته عمل ميكرديد ترك عمل شنبه از شما و ارتكاب عمل در ساير هفته آيا ترك حق و ارتكاب فعل باطل بود يا ترك عمل باطل و ارتكاب عمل باطل ديگر بود يا ترك عمل حق و ارتكاب عمل حق ديگر بود ، بايد كه هر چه اعتقاد شما باشد بيان نمائيد آنچه قول شما بود بعينه همان قول و جواب محمد است مر شما را .
يهودان گفتند : يا محمد ترك عمل در روز شنبه حق بود و عمل ساير ايام هفته نيز برحق بود .
در آن هنگام رسول ايزد علام گفت كه عبادت ايزد اقدس در سابق از ما باستقبال بيت المقدس بر نهج حق بود و عبادت اين زمان از ما باستقبال كعبه مقدسه نيز بر منهج حق است .
چون يهود تيره مآب اين جواب باصواب از حضرت رسالت مآب بر طريقى كه خود مذكور نمودند طابق النعل بالنعل بل وافق النقل بالعقل استماع نمودند ، در آن زمان يهودان گفتند : يا محمد آيا پروردگار تو از آن فعل كه شما را اول مأمور به آن گردانيده يعنى استقبال بيت المقدس كه در سابق ايزد خالق شما را بتوجه آن در حالت نماز و بندگى قادر سبحان امر نموده بود الحال بظن شما كه شما را از استقبال بيت المقدس
نقل باستقبال بكعبه بيت الاقدس فرمود از امر سابق بدا و پشيمانى نمود و راى نوى اختيار كرد يا نه ؟ حضرت رسول معبود فرمود كه حضرت واجب الوجوب را در باب امر من باستقبال كعبه معظمه هيچ نوع بدا و پشيمانى از امر سابق كه مرا باستقبال بيت المقدس نمود نبود ، زيرا كه عزيز عليم بر عواقب امور جميع برايا قادر بر رفع فساد و فعل مصالح از براى همه خلق الله تعالى است اصلا استدراك غلط و استحداث راى جديد كه خلاف راى سابق حضرت حميد مجيد باشد و در ذات پسنديده صفات واهب العطيات جارى و سارى نشد ، زيرا كه ذات عز و جل ارفع و اجل و أتم و اكمل از آنست كه باستحداث راى جديد مستعد و كامل گردد . و ديگر آنكه مانعى كه وسيله عدم حصول مراد خالق العباد باشد واقع نيست و بدا و پشيمانى نيست الا از براى امثال اين جماعت و خداى عز و جل متعالى و منزه است از ارتكاب مثل اين فعل و عمل « فتعالى الله عن ذلك علوا كبيرا » .
پس از آن رسول ايزد متعال روى توجه و اقبال بجانب اهل ضلال آورده فرمود اى جماعت يهود مرا خبر دهيد از سوانح ظاهريه كه خالق البريه بحيز ظهور ظاهر ميگرداند آيا خداى تعالى بعضى بندگان خود را مريض مينمايد و بعد از تقضى اندك زمان بصحت و توان ميرساند و اينكه صحيح را مريض ميگرداند آيا بحسب عقل اين فعل بدا و پشيمانى است ؟ .
گفتند : نه يا محمد .
حضرت رسول عزيز فرمود كه واهب العطيات بعضى را حيات ارزانى ميدارد و گروهى را در سلك ممات منخرط مىگرداند آيا هر يك از اين شغل و كار هيچ نوع بدا و پشيمانى در كار هست ؟
گفتند : نى يا محمد .
حضرت رسول فرمود كه همچنين حضرت عالم واحد طلب عبادت و بندگى از
پيغمبر خود باستقبال نماز بكعبه مقدسه نمود بعد از آنكه مدتى در سابق از او طلب عبادت و نماز باستقبال بيت المقدس كرده و ملك تعالى را بدا و پشيمانى در امر اول از روى خرد و عقل بهيچ نوع نه مجمل و نه مفصل ظاهر و مسجل نشد .
بعد از آن رسول آخر الزمان فرمود كه نه حضرت واهب منان زمستان بعد از انقضاى تابستان ظاهر و عيان گرداند ، آيا او را در ظهور هر يك از تابستان و زمستان بعد از ديگرى هيچ گونه بدا و پشيمانى هست ؟
گفتند : نه .
حضرت نبى المحمود فرمود كه ايضا واجب الوجود را بدا در تحويل قبله بيت المقدس بقبله كعبه مقدسه نبود .
باز رسول بىنياز بآن قوم بىامتياز گفت كه حضرت مهيمن كار ساز شما را در زمستان و هنگام شدت برد و سختى آن امر بادثار و پوشيدن لباسهاى غليظ بسيار كه بواسطه احتراز صعوبت سرماى آن زمان در كار بود نمود و در ايام تابستان و كثرت گرماى آن امر باحتراز از حراست آن فرمود و هر چه در زمستان بجهت احتراز از سرماى آن امر فرمود در هنگام تابستان امر بخلاف آن نمود .
آنگاه رسول الله فرمود : آيا اين بدا و پشيمانى است ؟ .
گفتند : نى .
حضرت رسول اقدس فرمود كه همچنين حضرت رب العالمين از شما طلب عبادت و طاعت در وقت خاص بچيز خاص باستقبال طرف خاص نمود بواسطه اصلاح حال شما كه خود عالم است بر آن . و باز حضرت كارساز از شما طلب عبادت در وقت ديگر بچيز ديگر بصلاح ديگر كه ايزد داور خود مطلع است بر آن امر نمود شما را ، در هر دو حال اطاعت و فرمانبردارى ايزد متعال بىقيل و قال واجب و لازم بلكه از فرض متحتم است ؛ پس اگر اطاعت واجب لا يزال در هر دو
حال من غير مهل و احتيال باستكمال رسانيد يقين مستحق ثواب و مستوجب عنايت ملك الوهاب ميگرديد .
بعد از آنكه حضرت رسالتمآب اين آيه مباركه نازل شد كه « * ( لِلَّه الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْه الله ) * » يعنى تمامى جهات مشرق و مغرب ملك ما مهيمن واهب است ، هر طرف كه شما متوجه امر و بندگى خداى اكبر شويد همان طرف كه شما روى خود در وقت عبادت معبود بآن صوب نموديد همان مقصد معبد شما و محل حصول ثواب مأمول و مكان پذيرفتن طاعت و قبول آنست .
پس از آن رسول آخر الزمان روى توجه باصحاب و ساير حاضر آن مجلس جنت نشان فرمود كه اى بندگان حضرت رحيم الرحمن همگى شما مرضى و بيماران و مهموم و حيرانيد و رب العالمين طبيب مهربان است ، صلاح حال بيمار و سبب صحت و بيمارى او در تدبير طبيب لبيب است بلكه شفاى كامل و صحت آجل و عاجل مقرون بعلم آن متعالج حبيب است نه بمشتهيات مريض و مقترحات قلب عريض او ؛ بايد كه در جميع اوقات ليل و نهار پيوسته همگى و تمامى دواعى و امر و كار خود بحضرت آفريدگار مسلم داريد و روى تضرع و مسكنت بمهيمن بارى آريد و او را نصير و معين در همه امر و كار شماريد تا از جمله فائزين بثواب بسيار و مستسعدين بسعادت بيشمار گرديد .
جماعت اصحاب مطيعين سيد المرسلين گفتند : يا رسول الله پدر و مادر ما فداى تو باد ما بندهء مطيع حضرت بصير و سميع و حكيم و امر شما را مترصد و مترقب ايستادهايم بلكه چون پرگار بر دايره امر تو داير و در كاريم .
در روايت آمده كه شخصى از حضرت ابو محمد الحسن العسكرى عليه السّلام پرسيد كه يا ابن رسول الله چرا رسول مجتبى از قبلهء اولى كه بيت المقدس بود بكعبهء مقدسه نقل نمود ؟ .
آن حضرت در جواب فرمود كه بنا بر قول ملك تعالى چنانچه ميفرمايد « * ( وَما جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِي كُنْتَ عَلَيْها إِلَّا لِنَعْلَمَ مَنْ يَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ يَنْقَلِبُ عَلى عَقِبَيْه ) * »[1]تفسير آيه مباركه و الله العالم بالبداية و النهاية آنست كه يا محمد ما نگردانيديم آن قبله كه تو بر آن بودى - يعنى بيت المقدس بجانب كعبه - تا بدانيم ما كه تابع رسول مهيمن است و كدام شخص از امت مراجعت بهمان ملت سابق خود مينمايد ، هر چند حضرت قادر عالم واقف و دانا بر حقايق احوال مستقرين بر دين و مستمرين بر قبله و آئين سيد المرسلين و مطلع بر حال مسترجعين از آن بىشبهه و گمان بود ليكن بواسطه اظهار و اعلام خلقان ايشان را باستقبال كعبه امر واضح و عيان نمود بواسطه آنكه دوستى اهل مكه نسبت بخانه مباركه كعبه است ، لهذا ايزد تعالى اراده نمود تا موافق حضرت رسول صادق را از مخالف ناحق تميز حق نمايد باتباع قبله كعبه معظمه است .
چون بعضى مهاجرين باستقبال كعبه و اطاعت حضرت در باب قبله كراهيت داشتند و حال آنكه رسول آخر الزمان ايشان را در هنگام اداى فرايض واهب منان امر بتوجه كعبه و استقبال آن نمود و مردم اهل مدينه چون بدوستى بيت المقدس حضرت واحد اكبر آنها را بخلاف خواهش و مراد ايشان امر باستقبال كعبه فرمود و مطلب واهب واجب بشخص مؤالف از مخالف و مخالف از مؤالف هر طايفه بود فلهذا امر نمود هر كه موافقت بحضرت رسالت دارد بايد كه كعبه مقدسه را قبله داند و تصديق حضرت رسالت مآب در اين باب ظاهر كند و ترك كراهيت نمايد .
بعد از آن حضرت خالق البريه ميفرمايد كه « * ( وَإِنْ كانَتْ لَكَبِيرَةً إِلَّا عَلَى الَّذِينَ هَدَى الله ) * » يعنى تحويل قبله بيت المقدس بكعبه مقدسه بسيار بسيار گران بر جهودان و بعضى از كافران است مگر آنان كه بشرف هدايت و ايمان مشرف گشتند و تحويل قبله را حق و صدق دانستند .
بر ضماير صافيه صاحب دلان و خواطر زاكيه نكتهسنجان مستور و مخفى نيست
[1]سورة البقرة : 143 .