و اميدوارى و قطرهاى كه موجب نضارت و شادابى طاعت حضرت بارى گردد تحصيل نمايد ، در اين حال اگر كسى متكفل احوال كثير الاختلال او شود و از علوم ما آنچه بآن بنده ملك تعالى رسيده باو مواسات و احسان نمايد تا آنكه آن بنده مطيع به تعليم آداب شريعت دين مبين و تفهيم احكام طريقت ائمة المعصومين سلام الله عليهم اجمعين مستطيع و مهتدى شود در آن محل حضرت عز و جل بآن بنده متفضل از روى تفضل و استحباب باين خطاب مستطاب سرفراز و ممتاز گرداند كه اى بنده مواسى كريم و اى لايق و سزاوار عطيه مهيمن قديم من اولى بكرم و احرى باعطاى جزا و نعمم ، زيرا كه اكرم الاكرمين و ارحم الراحمين از صفات كامله و نعوت شامله منست .
در آن حال بواسطه ايصال عطيه مال واهب بىامتنان بملايكه جنان خطاب بدينسان نمايد كه اى مسبحين ملاء اعلا و اى مطيعين امر ايزد تعالى بايد كه در منازل خير محافل بهشت برين بعدد هر يك حرف از حروف تعليم علم دين هزار هزار قصر دلنشين بجهت سكنى آن مؤمن پاك دين ترتيب و تعيين نمايند و جميع لوازم آن مكان و مشتهيات لايقهء آن از ساير مستلذات و نعيم از البسه استبرق و سندس و رضوان و حور عين و غلمان و تسنيم معين فرمايند . حسب الامر ايزد منان ملايكه جنان جميع آن را سرانجام و سامان نموده در روز جزا و ثواب خلقان آن بنده بر گزيده حضرت رحيم الرحمن را با عطاى آن و بسكناى « * ( جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الأَنْهارُ ) * » مبتهج و شادمان گردانند .
و بهمين اسناد صحيحه از حضرت ابو محمد الحسن العسكرى عليه السّلام منقول و مروى است كه حضرت امام الباطن و الظاهر محمد بن على الباقر عليهما السّلام روزى با خواص تابعين اصحاب خطاب مستطاب فرمود كه اى مؤمنين مطيعين اهل بيت سيد المرسلين بدانيد كه عالمى كه در مراتب فضل و كمال دانا و بآداب شريعت سيد المرسلين شناسا باشد و از پرتو علم ظاهرش روشن و باطنش منور و مزين بود ؛ حال او بعينه در مشابهت و مماثلت
مثل كسيست كه در شب ديجور ظلمتكده دنيا شمع افروخته در غايت اضائت و انارت با او بوده باشد كه باعث هدايت و سبب استضائت طريق مقصود او و ساير الناس گردد ، يعنى هر كه نظر بدان شمع روشن كند پى بمقصد و مأمن برد بدان وسيله دعاى خير بجهت آن مؤمن نمايد ؛ حال عالم بدان منوالست گاهى كه با او شمع نورانى از پرتو اشعه علم و دانائى بوده باشد كه ازاله ظلمت جهل و رافع تيرگى حماقت و ضجرت بود ، چه هر كه از شعاع انوار علوم حقيقت مرسوم او مستضىء و مستنير گردد از وحشت آباد ظلمت جهالت خلاص گشته از نكبت آباد اذيات كودنى و حيرت نجات يابد ، بيقين در يوم الدين آن مؤمن پاك دين از عتقا و طلقاى آن عالم متين از نار سجين است ، و حضرت واهب بىمنت و غرض آن بنده مؤمن متعوض را باضعاف مضاعفه احسان و عوض دهد بنوعى كه هر موى كه در بدن مؤمن معتق بود بمعتق ثوابى عطا كند كه بمراتب زياده بلكه افضل و ازيد باشد از صدقه صد هزار قنطار ذهب خالص پاك كه در طريق رضاى حضرت خالق الافلاك بر وجه مأمور به عز و جل مشتمل و مؤدى گردد .
و صاحب صحاح اللغه ميفرمايد كه « قنطار » بنا بر روايت معاذ بن جبل و باقى اصحاب علم و عمل عبارت از يك هزار و دويست اوقيه است كه آن يك صد و بيست رطل مكه است يا مدينه على اختلاف القولين ، و گاه گفته مىشود كه قنطار پوست گاو نر است كه مملو از ذهب احمر بود كه جميع آن را در راه حضرت اله تصدق كند .
و باعتقاد بعضى از ارباب فضل و حال صدقهء آن مال بجهت آن بنده حضرت ايزد لا يزال و بال در مالست ؛ زيرا كه نظر بآنچه حضرت عز و جل براى آن بنده عالم كامل احسان بىامتنان نمايد بمراتب اكمل و افضل و انفع و اشملست از ثواب صدقه هزار هزار ركعت نماز كه در بيت الله الحرام بآن قيام و اقدام نمايد . و بنا بر حديث حضرت ختمى پناه عليه من الصلوات اذكاها و التحيات انماها يك ركعت نماز تام الشرائط و افعال كه بموافق رضاى ايزد متعال مؤدى گردد ثواب آن در مآل در هنگام عرض اعمال بنزد
واهب بيمثال بهتر از بيست حج تامة المناسك و الافعالست ؛ و يك حج بدلايل و حجج بهتر است از خانه مملو از ذهب احمر كه همهء آن در راه خالق اكبر بمساكين و فقرائى كه مضطر باشند عطا و احسان نمايند . بناء عليه ثواب نماز و بندگى ايزد مختار بمراتب بسيار زياده از مثوبات تصدق مال قنطار باشد ، پس ثواب علماى راشد در يوم الدين كه هدايت و ارشاد جهله مؤمنين نمايند از عنايت ارحم الراحمين از حد تعداد و تعين افزون و از حساب و شمار بيرون است . « اللهم وفقنا و اياهم بالهداية و الاهتداء الى يوم الدين انك خير موفق و معين » .
و نيز بهمين اسناد از امام الهمام ابى محمد الحسن العسكرى عليه السّلام مشهور و منقولست كه آن حضرت فرمود كه حضرت امام الخلائق جعفر بن محمد الصادق عليه السّلام در هنگام مكالمه با اصحاب اعيان چنين بيان فرمودند كه علماى شيعيان ما مرابطين و مرتبطين باشند و در ثغر و جايى كه آن جا بيم بوده باشد از مجاورت و همسايگى ابليس نابكار و عفاريت اعوان آن مردود ايزد جبار ، و هر گاه كه آن جماعت باغيه فجار اراده خروج بر ضعفاى جهلاى شيعيان ائمة الابرار و تسلط آن ملاعين اشرار بر آن طايفه اخيار و اغواء و اضلال مؤمنين ابرار نمايند يا از نواصب معابدين اهل البيت طيبين كسى كه وسيله جدال و لجاج يا باراده اثبات و احتجاج خواهد كه جهله طايفه شيعه ما را الزام فرمايد در آن هنگام و محال از علماى مرابطين بافضل و كمال كه پيوسته همت خود بر الزام و احتجاج طوايف كفره لئام و اهل لجاج يا از بواقى انام و مدعين اهل اسلام شخص كامل فاضل با آن طايفه وخيم العاقبه از روى تفرس معرفت و حال بمباحثه و مجادله قيل و قال درآيد و رفع شبهات فاسده و أسئله كاسده باطله آن جماعت از روى دليل و حجت نمايد ، ثواب آن عالم متقى بىشبهه و بيقين در نزد حضرت رب العالمين بمراتب بسيار افضل و اكثر از ثواب مجاهدين اخيار است كه هميشه آن طايفه با كفار ترك و روم
و خزر كه عرب آن گروه را « جبل » گويند بيقين بوسيله آن فعل مثاب و مأجور باشد ، بلكه هزار هزار مرتبه ثواب آن عالم مرابط انفع و ازيد از ثواب مجاهدين يوم الدين در شرع و آئين باشد ، زيرا كه عالم مرابط مجاهد رفع شبهات از دين محبين و دفع اذيات و بليات نواصب از مؤمنين بحجت و آئين نمايد ، و اين معنى ظاهر و عيان است كه رفع شبهات از دين ازيد ثواب است در عقبى از دفع بليات در دنيا . و الله اعلم بالاخرة و الاولى .
و نيز بهمين اسناد مقدم از حضرت امام الاكرم ابن جعفر الصادق موسى الكاظم عليه السّلام مروى و منقولست كه فقيه كه از شرف خدمت كثير المنفعهء ما منقطع و محروم ماند مثل يتيم از ايتام مؤمنان است كه محروم و منقطع از مشاهدت ما و از تعليم شرايع و اركان دين رسول آخر الزمان مايوس گردد ، و كسى نبود كه او را بتعليم ما هو المنقول في الفروع و الاصول معزز و ممتاز و مفخر و سرفراز گرداند و بدان وسيله او را از شر شياطين ضالين و تبعه مضلين آن رئيس گمرهان برهاند بنوعى بسبب وساوس تلبيس ابليس و اضلال اعوان آن خسيس ضال و هاوى و كاذب و خاوى نگردد ، و دست تسلط آن طايفه غاويه و جماعت باغيه از ذيل و گريبان عصمتش كشيده و كوتاه گردد ، البته آن ضال گمراه از طريق هدايت حضرت اله با تبعه و انصار در كمال قلق و اضطرار گشته در اوقات گاه و بيگاه عمرش بافسوس و بناله و آه مصروف و تباه گذرد و نامه اعمالش تيره و سياه گردد ، و اين مقدمه بر آن منحوس اصعب و اشد است از مقدمه اضلال هزار عابد زاهد كه آن ملعون ابدى و مطرود سرمدى با تبعه ضال در پى اغوا و اضلال آنها باشند زيرا كه هم و غم و اندوه و الم عابد همگى و تمامى مصروف و معطوف است از براى رهائى نفس خود بتنهائى و اصلا غم و الم ساير امم از اولاد بنى آدم ندارد بخلاف فقيه عالم كه با هم و غم رهائى نفس خود براى ساير بنى آدم محزون و متالم است بجهت
استخلاص ساير الناس از امم سيد ولد آدم يعنى امت نبى العرب و العجم از عبيد و اماء بلكه در فكر و ارشاد تمامى خلق الله تعالى است كه بچه نوع تمامى بنى نوع انسان را از وسوسه مكر شيطان و از حيله و فسوس مكر آن رئيس اهل طغيان آزاد و مطلق العنان و مستخلص از نوايب التهاب آتش نيران ساخته داخل فراديس جنان و مصاحب حور و غلمان گردانند ، و بواسطه همين اراده و قصد آن فقيه كامل بسيار بهتر از هزار عابد بلكه از هزار هزار عابدست « اللهم ارزقنا رتبة الكمال بمحمد النبى و الآل عليهم صلوات الملك المتعال » .
و همچنين از حضرت الامام الهمام ابو محمد الحسن العسكرى عليه السّلام مروى و منقول است كه روزى امام البرايا ابى الحسن على بن موسى الرضا عليه السّلام از لسان معجز نشان بيان نمود كه در روز قيامت حسب الامر رب العزت بآن فقيه كه پيوسته در دار المشقه دنيا بعبادت و بندگى ايزد تبارك و تعالى در تمامى ساعات ليالى و ايام و همگى اوقات صبح و شام جميع اجسام و اندام و ساير جوارح خود را بالتمام بطاعت حضرت ملك العلام اشتغال دارد ملايك گرام بحكم لازم الاحترام بآن فقيه نيكو سرانجام ندا و اعلام نمايند كه : چون تو مرد نيك نام و بعبادت ما پيوسته مشغول بودى الحال خاطر از فضايح آثام و سوانح يوم القيام جمع نمودى و كفايت مئونت خود از روى فراست بردى و جد بسيار و جهد بيشمار بجاى آوردى بحكم حضرت واهب بىمنت بايد داخل جنت گردى .
اينست حال عابد زاهد كه مطلب او همين رهائى نفس او بود و بس ، اما فقيه صاحب علم و عرفان كه پيوسته افاضه خير و احسان او بجميع افراد انسان بود و همت او مصروف بود بآن كه همگى و تمامى انسان را بقدر وسع و امكان از چنگ شياطين و تبعه مرده آن ظالم بىدين رهانيده بوسيله تعليم و تفهيم ساير آداب شرايع حضرت نبى الاكرم سبب
هدايت و ارشاد جهله شيعيان و دخول جنان ايشان و تحصيل رضاى ايزد منان بواسطه مؤمنان گردد حسب الحكم قادر سبحان آن فقيه عالم را در انشاء اخروى و در منازل آن جهانى منادى ندا نمايد كه : اى فقيه عالم چون تو كفيل حال و وسيله حصول امانى و آمال ايتام محبين محمد و آل عليهم السّلام كه منقطع از شرف صحبت كثير المسرت و المنفعة آن بهترين طوايف انام عليهم سلام الملك العلام شديد چون شما باعث هدايت و ارشاد اين عباد يعنى ضعفاى محبان و مواليان ائمة المعصومين عليهم سلام الله المنان گشتيد بايد كه در موقف عرصات كه محل و مكان شفاعت خطيئات و عرض عذر تقصيرات عصات امت سيد البريات و جهله شيعيان ائمه اطهار است توقف نمائيد تا آنكه جماعتى كه از شما تعليم آداب دين مبين و احكام شرع سيد المرسلين گرفته باشند يا از كسى كه آن كس همه طرق شريعت و آداب ملت را بواسطه يا بوسائط از شما استعلام و استفهام نموده باشند شفاعت آنان را پيش نهاد همت خود گردان كه التماس تقصيرات همگى ايشان از تو مبذول و مقبول است .
حسب الامر خالق اكبر آن فقيه مؤمن در آن مأمن فيضگستر توقف نموده شفاعت جمع بسيار بسيار بسيار كند تا آنكه بوسيله شفاعت آن فقيه نيكو كار جماعت بسيار و جماعت بسيار و جماعت بسيار داخل * ( جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الأَنْهارُ ) * گردند .
و لفظ « جماعت بسيار » از آن امام ابرار ده بار تكرار يافته ؛ و مراد از جماعت مذكور تلامذه بواسطه و وسايط آن عالمست كه جميع اركان دين مبين و آداب شرع سيد النبيين و منهاج ائمه معصومين سلام الله عليهم اجمعين را بجهله محبين اهل بيت طاهرين كه علوم آداب دين از آن فقيه فرا گرفته باشند يا از كسى تعليم گرفته باشند كه آن كس از فقيه فرا گرفته يا از كسى كه بدو سه واسطه از آن فقيه تعليم گرفته باشند نموده و نمايند تا روز قيامت .
بناء عليه هر كه ديده بصيرت و نظر خبرت گشايد و از روى عقل و معرفت و تفرس
و حذاقت ملاحظه و مشاهده نمايد ادراك رفعت محل عابد و عالم و عزت و منزلت آن دو سالم كند كه بچه كيفيت و عنوانست ، زيرا كه بعد از اطماع نظر و ابراح فكر مرتبه فضل و حال و مراتب معرفت و كمال هر يك بكمال وضوح و عيان رسد و ظاهر و بين گردد كه رتبه فقيه فاضل بچندين مراتب و مراحل اعلى و افضلست از عابد غير كافل .
و نيز از امام الهمام ابو محمد الحسن العسكرى عليه السّلام منقول است كه پدر بزرگوار ايشان حضرت امام على النقى عليه السّلام فرمود كه بعد از غيبت كبراى قائم آل محمد حجة الهادى محمد المهدى عليه السّلام از علماى راشدين ائمة المعصومين سلام الله عليهم مؤمنى اگر مردم را بحضرت اله خواند و همه اصناف بنى آدم را برضا و خشنودى حضرت مهيمن صمدى دلالت كند و بر منكرين دين سيد المرسلين از اهل الزام و لجاج بدليل و احتجاج حقيقت جميع واجبات ضروريات دين سيد الأنبياء و منهاج ائمة الهدى را ثابت و لازم گرداند و ضعفاى عباد الله تعالى را از شبكه دام مكر و تلبيس ابليس و مريدان آن لعين خسيس رهاند يا از دام نواصب مبغضين ائمة الانام مستخلص گرداند موجود و معين نبودى هيچ احدى از بنى نوع انسان از مكر و فسوس شيطان و تبعه پر افسوس او خلاص نشدى بلكه همگى خلقان از شيعيان انس و جان مرتد گشته در سلك ربقه اهل طغيان منخرط شدندى ، ليكن وجود و افر الجود آن ارباب فضل و حال و اصحاب معرفت و كمال وسيله صيانت و محافظت دين جهله شيعيانست ، و اين طايفه علماى تبعه ائمة الهدى زمام قلوب ضعفاى اهل شيعه را بيد قدرت علم و معرفت و محافظت كنند چنانچه صاحب سفينه و مالك كشكول چوبينه در هنگام تلاطم بحر مواج و تراكم قطرات سحاب ذى افواج در حفظ و حراست سكنه آن سعى فراوان و جهدى بىپايان نمايد تا كشتى او از غرقاب طوفان در صحت و امان ماند .
بر متفطن عارف و زيرك معارف واضح و لايحست كه چنانچه كشتى كه بوسيله
محكمى آلات و ساير ما يحتاج ضروريه آن از اخشاب و احبال و شراعيه و بادبان در غايت رصانت و نهايت متانت بود و كشتيبان نيز با جميع خدمه ايشان در كمال فراست و حذاقت بر كار سير و سلوك آن بحر بىپايان باشند بتحقيق و يقين سكنه آن جهاز از احسان مهيمين بىنياز در هنگام سير نشيب و فراز از خوف غرق طوفان بجمعيت خاطر سرفراز و ممتاز گردند و آنها را از عنايت ايزد منان ترس و خوف ظاهر و عيان نباشد .
همچنين اگر كسى در كشتى ولايت و امامت اهل بيت عليهم التحية و التسليم ساكن و مقيم گشته بتعليم جميع آداب دين قويم و احكام شرع مستقيم عزم خود را تصميم نمايد و خلاف شرع را بر آن تقديم ننمايد ، بلكه همگى لوازم دين را از ائمة المعصومين سلام الله عليهم اجمعين يا از علماى راشدين فرا گيرد و اصلا خلاف آن مذهب پيش نگيرد بيقين در يوم الدين مواصلت غلمان و حور عين و ادراك نعيم و بشرب كوثر و تسنيم مستفيض و مستقيم گشته از شعلات نواير جحيم و شرب ماء الحميم و تعذيب عذاب الاليم محفوظ و سليم گردد .
و اصل اين كلام صدق التيام مأخوذ است از قول سيد البشر عليه سلام الله الاكبر كه « مثل اهل بيتى كمثل سفينة نوح من ركب فيها نجى و من تخلف عنها غرق » زيرا كه تعليم از علماى راشدين خواه بواسطه و خواه بوسايط همان تعليم از ائمة المعصومين صلوات الله عليهم اجمعين است .
و نيز ابو محمد الحسن العسكرى عليه السّلام از پدر بزرگوار خود على النقى ابن محمد التقى عليهما السّلام نقل نمود كه آن حضرت فرمود كه علماى شيعه ما كه در دار دنيا ضعفاى محبان و مواليان ما را حافظ و معين از روى حق و يقين در تعليم علم دين باشند تا ايشان از شر وسوسهء شيطان در حفظ و امان رحيم الرحمن مانند و از الزام نواصب لجاج و اهل اديان بدليل و احتجاج عاجز و محتاج نمانند ، در