بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 33


از تمامى صفت خسّت ، و حرمت شرك با خداى تعالى و تبارك محض از براى تأكيد خلقان است بر اخلاص ربوبيّت براى قادر منّان .
پس از آن تلاوت اين آيت وافى هدايت نمود كه : * ( اتَّقُوا الله حَقَّ تُقاتِه وَلا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ ) * يعنى اى معشر مردمان بپرهيزيد بحضرت واهب ديّان آنچه طريق پرهيز و وسيله ء نجات روز رستاخيز است بايد كه در وقت سپردن جان بر صنعت اسلام و ايمان باقى و پايدار باشيد .
آنگاه گفت : اى مردمان اطاعت طاعت ربّ العزّت بمأموريه و منهىّ عنه نمائيد و طريق مخالفت مپيمائيد و چون شما مطيع حضرت بيچون باشيد به يقين خايف و بدحال در هيچ محالّ در نزد حضرت ذو الجلال نباشيد چنانچه ميفرمايد كه : * ( إِنَّما يَخْشَى الله مِنْ عِبادِه الْعُلَماءُ ) * .
بعد از آن فرمود كه : أيّها النّاس بدانيد كه من فاطمه ام و پدرم نبىّ الأكرم محمّد صلَّى الله عليه و آله و سلَّم است ميگويم و گفته ام و باز خواهم گفت و آنچه گفته ام غلط نگفته ام و آنچه كرده ام بد نكرده ام .
آنگاه شروع در آيه كلام ملك علَّام نمود كه : * ( لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْه ما عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُفٌ رَحِيمٌ ) * ، يعنى : بدرستى و راستى كه بشما آمده رسول از جنس شما كه بغايت عزيز است در نزد حضرت ملك تعالى ، و بسيار حريص است بر شما بآنچه اراده نمائيد از مشتهيات و بأهل ايمان بسيار مهربان و رحيم و بغايت عطوفت و كريمست .
اگر بنوعى كه حضرت ايزد علَّام آن حضرت را بعزّت و احترام داشته شما نيز آن نبىّ الأنام را معزّز و مكرّم داريد بمعنى آنكه از فرموده ء آن رسول صلَّى الله عليه و آله و سلَّم تخلَّف و انحراف روانداشته در هر باب مطيع آن رسالتمآب


صفحه 34


باشيد يقين بىشايبه ابرام و لجاج در هنگام درماندگى و احتياج شما علاج آن بدست آن صاحب اللَّوا و المعراج است آن بزرگوار پدر منست نه پدر زنان شما مؤاخات با ابن عمّ من نمود نه با مردان شما بسيار نيكو است نسبت ابن عمّ من با حضرت رسول ايزد مهيمن ، و پدر عاليمقدارم پيوسته بحكم خدا آنچه ارادت و احكام دين مبين بود بشما تبليغ نمود و تنذير فرمود و هميشه بر طايفه ء مشركين خشمگين بود ، و مدام بواسطه ء عدم اطاعت آن لئام و قبول ننمودن طريقت ايمان و اسلام در ضرب و حرب بود و ايذاى بسيار از آن كفره ء أشرار به نبىّ المختار ميرسيد و آن حضرت صبر و تحمّل ميفرمود كظم خشم مينمود و آن جماعت را از روى حكمت حسنه بسبيل پروردگار ميخواند ، و ذكر أوثان و أصنام آلهه ء ايشان نمود آثار آن از جهان برانداخت و شكستگى تمام و تفرقه در ميان آن لئام انداخت تا آنكه همگى گريخته جلاى وطن نمودند و شب ظلمانى كفر گذشته صبح نورانى ايمان و اسلام از مشرق هدايت طالع گشته و حقّ از باطل ظاهر شده ، در آن حال بطفيل ذات رسول فرخنده خصال السنه ء شياطين گنگ دلال و كفيل دين و صاحب شرع مبين متكلَّم بحكم ايزد لا يزال گرديد لهذا شرافت نسبت و عزّت حسب أرباب نفاق معدوم و عقد كفر و غوايت و رشته ء خلاف و ضلالت أصحاب شقاق غير منظوم ماند بعد از آن شما بكلمه ء طيّبه ء اخلاص * ( لا إِله إِلَّا الله ) * متكلَّم گشته .
پس آنگاه بضعه ء رسول صلَّى الله عليه و آله و سلَّم تلاوت اين آيه كلام الله نمود كه : * ( وَكُنْتُمْ عَلى شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ ) * .
يعنى : همگى شما بواسطه ء اختيار شقاوت كفر بيشتر موطن و مقرّ بر لب حفره ء نار سقر داشتيد و مكان ذوق و مشرب شرب و شوق و محلّ طمع و


صفحه 35


فرصتگاه مطامع شما في الحقيقه در همان مقرّ سقر مقرّر بود چنان مقامى را محلّ آرام و موطئ أقدام خود ساختيد و مشرب شما مكانى بود كه شتران و ساير حيوانات از آن راه بمشارب و آرامگاه خود ميرفتند ، و سرگين و بول در آن آب منجلاب مىانداختند شما از آن آب نوشيديد و در كمال ذلَّت و خاكسار و بغايت خسّت و سوگوارى بوديد بعد از آن تلاوت اين آيت جلالت پايه فرمود كه : * ( تَخافُونَ أَنْ يَتَخَطَّفَكُمُ النَّاسُ ) * و پيوسته خايف و هراسان ، و متوهّم و ترسان بوديد كه مبادا مردم ساير أطراف و جوانب روى بشما آرند و شما را از موطن أصلى و مسكن جبلَّى اخراج نمايند آنگاه گفت :
* ( فَأَنْقَذَكُمْ مِنْها ) * ، پس شما را بوسيله ء ارسال وجود وافر السجود حضرت نبىّ المحمود از ذؤبان عرب و مرده ء أهل الكتاب صيانت نمود نگاه داشت .
بعد از آن بضعه ء نبىّ الانس و الجانّ تلاوت اين آيه نمود كه * ( كُلَّما أَوْقَدُوا ناراً لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا الله ) * الآيه .
يعنى : هر گاه آن طوايف مخالفين از مرده ء أهل كتاب و منافقين و مشركين آتش فتنه ء حرب برمىافروختند حضرت كريم آله آن آتش افروخته را بنوعى از أنواع احسان فرو مىنشاند و در هر زمان كه شيطان بتقويت ، و اعانت متابعان شاخ خود بيرون كردى مشركان از روى مسرّت و ابتهاج - دهنهاى خويش ميگشودند و اظهار شوكت و حشمت مينمودند .
برادر آن نبىّ العجم و العرب علىّ بن ابى طالب ( ع ) آرزو و هوسهائى كه آن طوايف در سويداى ضماير و خواطر مكنون و مستتر كرده بودند معدوم ميگردانيد مع هذا بآن ممنوع و منزجر نگشتند تا آن زمان كه جناح آن طايفه را از


صفحه 36


بيخ بركنده و آتش فتنه حرب و فساد آن جماعت را بآب شمشير آبدار فرونشاند و برادر رسول مجتبى بغايت مكدّر در معرفت ذات ملك تعالى بىنهايت مجدّ و مجتهد است در بندگى و اطاعت أمر ايزد سبحان و اجراى أحكام شرع بطوايف خلقان از انس و جان .
و على ( ع ) بسيار بسيار نزديك بحضرت نبىّ ايزد واهب است هم از روى حسب و نسب و هم از روى تحصيل علم و ادب و او سيّد اولياى خداى بحقّ و ناصح و أمين صادق و ساعى و كادح بجهت تمامى خلق است ، و پيوسته دامن شجاعت و مردى بر كمر و ابّهت و دلاورى بواسطه ء مجاهده با أهل نفاق و كفر مستحكم و مشمّر گردانيده ليكن شما هميشه در رفاهيّت عيش متنعّم و در سلامتى نفس خود متعيّش و متنعّم بوده بخاطر جمع أمين و مطمئن نشسته و چشم اميد شما بر آن نهج جارى است كه تمامى دواير بليّه و سوانح و صادرات غير مرضيّه روى بما آورد و شما را از شدايد آلام و مشقّت مأمون و سلامت دارد ، و شما در هنگام ظهور رنج و بليّت از طريقه ء متابعت برگشتيد بلكه در أكثر محال قتال و معارك جدال فرار بر قرار اختيار كرديد و شدايد جنگ و قتال در جمع ميدان جدال راجع بمحمّد و آل او بود .
و الحال كه آن نبىّ ايزد متعال را حضرت واهب لا يزال اختيار كرده بدار أنبياء و رسل انتقال و بمقام اصفياى عزّ و جلّ ارتحال فرموده شما حقد و كينه ء ديرينه كه در كانون سينه مضمر داشتيد ظاهر ساختيد و رداء دين را بر خلاف عادت أمين مقلوب گردانيده ايد ، كظم غاويان كه هميشه كه از ايشان در زمان حيات پيغمبر آخر الزّمان نشان نبود الحال صاحب نطق و بيان گشته و خمول گمنامان در آن زمان برطرف شده بود همگى صاحب نام و نشان شدند


صفحه 37


و اصالت و نجابت شجعان بدر ملكه ضايع و أبتر شده و ساير سوانح حنين بيقين از حركت شما ظاهر و هويدا گشته ، پس كار عرصات شما بسيار بسيار صعب و بزرگ و بغايت مشكل و بىبرگ است زيرا كه شيطان بواسطه ء ارتباط شما بساير تبعه و ياران او سر از گريبان خمول و گمنامى برون آورده هاتف شما او است شما هم بالتّمام الفت تامّ با او گرفته اجابت كلام و غرّت فعل مقصد و مرام او نموديد چون شيطان شما را خفيف العقل و مطيع خود يافته كه بسيار بسيار زود از اندك كلام او بجوش آمده فدوى مدهوش او گشته مستتبع أفعال و مستمع أقوال او در جميع أحيان و أحوال خواهيد بود .
بسيار بسيار الفت بشما گرفته و شما را از متابعان خاصّ و فدويان با اخلاص خود دانسته نشان خويش كرده و شما را از غير مشرب سابق شما تشرّب فرمود ، بلكه همگى شما را از خود نمود ، حال شما اين و عهد بغايت قريب و جراحت بىنهايت وسيع در جيب چنانچه از مرهم نااميد و بىنصيب است ، و حضرت نبىّ الأكرم هنوز در قبر مكين و مقرّ ننمود ، شما چيزى در نظر داشته بيشتر از همه أهل كفر از شما چنين أمر منكر بيّن و ظاهر شد قول شما ببهانه ء آنكه مبادا فتنه ظاهر شود چنين كرديم ، و شيطان شما را بواسطه ء اختيار اين كار در مهار تبعه ء خويش قطار كرد .
آنگاه بضعه ء رسول الله تلاوت اين آيه نمود كه * ( أَلا فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُوا وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكافِرِينَ ) * و شما الحال در فتنه گرفتار بلكه منخرط در سلك كفّاريد و جهنّم محيطست بكافران و محلّ مقرّ ايشان است و چون جهنّم شما را مقام و مأوى گردد بغايت شاد و منتهى شود ، و چرا چنين نشود كه شما در تحصيل دركات او كمال جدّ و سعى خود را مبذول و مرعى داشتند و حال


صفحه 38


آنكه كتاب حضرت ملك تعالى كه در ميان شما است و امور آن بغايت بيّن و و عيان و أحكامش ظاهر و اعلان و أعلامش ماهر و تبيان و زواجرش لايح و روشن و اوامرش واضح و مبرهن است شما بالتّمام آن را در پس پشت انداخته با شيطان و متابعانش ساختيد .
آيا شما از روى رغبت از قرآن رجعت نموديد يا بغير قرآن و أحكام أوامر و نواهى آن أمر و حكم نمائيد عمّا قريب شآمت اين عمل كه شما بدل آن برداشتيد بشما رسد .
آنگاه فرمود كه : * ( بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلًا ) * * ( وَمَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الإِسْلامِ دِيناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْه وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِينَ ) * .
يعنى : ظالمان كه كفر را بدل اسلام اختيار كردند و بدل عدل ظلم را شعار كردند بسيار بسيار بدل بد و بىغايت فعل ردّ است و كسى كه بعد از اسلام مرتدّ گشته اختيار دين غير اسلام نمايد هر چند بعد از آن توبه و رجعت بحضرت أحديّت نمايد أصلا توبه و رجعت او از براى أجر آخرت در حيّز قبول شرف وصول نيابد ، و بيگمان آن كس در آن مكان از أهل خسران است مع هذا شما را در دار دنيا لبث و درنگ و مكث نيست الَّا بقدر درنگ كسى در محلّ و مكان كه او را از سكنى آن مكان كمال نفرت و اندوه و بغايت در آزار و ستوه بود و خود را بجبر و اكراه در آن جايگاه لمحه ء نگاه دارد . پس شما چرا بواسطه ء اين مكث قليل آرزوى بسيار و هوس خربان در خاطر و ضمير مستطيل ساخته هيجان فتنه و فساد و در اشتعال جمرات نار افساد سعى فرموديد ، و اجابت هاتف شيطان غاوى و اطفاى أنوار دين جلى و انطفاى پرتو نور سنن نبىّ صفىّ نموديد . و الحال با اطمينان خاطر بلكه با نهايت حرص و طمع در هر


صفحه 39


مكان و مجتمع بكف خويش تشراب مينمائيد و براى أهل و أولاد توسعه ء زاد مانند مرغان هوا بجهت ايشان كوه و صحرا مىپيمائيد تا تحصيل آب و دانه نمائيد و شما مثل كارد قصّابان در قطع أعضاء و مانند رمح سنان در أحشاء و أبدانيد از هر طرف آنچه قطع توانيد نمود و بواسطه ء أولاد و خويش ذخيره فرموده نهايت جدّ و سعى خود را مبذول و مرعى ميداريد .
امّا زعم شما در حقّ من آنست كه مرا از حضرت رسول مهيمن ميراث نيست بعد از آن اين آيت تلاوت نمود كه * ( أَ فَحُكْمَ الْجاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ الله حُكْماً لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ ) * .
آيا شما بحكم جاهليّت و طريقه ء كفر عمل مينمائيد و ترك حكم ، خداى - عالم و او حكم است براى قوم أهل ايقان و ايمان نموديد آيا شما را علم و تميز و قدرت ادراك خوب و بد هرگز نيست يا ميدانيد ليكن خلاف آن معمول ميگردانيد ؟
يقين ميدانيد و اگر احيانا جاهل و نادان باشيد عنقريب بشما مانند آفتاب درخشان لايح و رخشان خواهد شد آخر بچه وجه و بچه دليل مرا از ميراث پدرم محمّد ( ص ) زجر و منع مينمائيد .
بعد از آن روى بجمعى از مهاجر و أنصار پيغمبر آخر الزّمان آورد گفت :
اى مسلمانان دست تصرّف مرا بر ميراث پدرم غالب گردانيد و هيچ أحدى را تصرّف در آن بقول حضرت نبىّ الانس و الجانّ بغير من و فرزندان جايز و عيان ندانيد زيرا كه تصرّف در ضياع فدك و منال در يوم لا ينفع بنون و لا مال به غير اذن رسول ايزد متعال موجب وزر و وبال و وسيله ء خلود و دوام عذاب و نكال است .
پس آنگاه روى سخن و مخاطبه بابى بكر بن أبى قحافه آورده گفت :


صفحه 40


اى ابن أبى قحافه در كتاب الله عزّ و جلّ هيچ مقام و محلّ مذكور و مقرّر است كه ترا از پدرت ميراث بود و مرا از پدرم ميراث نبود يقين خلاف اين حكم در كلام حضرت ربّ العالمين است .
آنگاه تلاوت اين آيت نمود كه : * ( لَقَدْ جِئْتِ شَيْئاً فَرِيًّا ) * يعنى أبو بكر آنچه از تو در باب منع ضياع فدك از من بغير حكم خداى مهيمن و أمر رسول ذو - المنن صادر گشته خارج از قوانين حكم و أمر خداى عزّ و جلّ و بيرون از قواعد دين حضرت خاتم الرّسل است .
آيا شما از روى تعمّد و دانستگى ترك أحكام كلام ايزد بارى نموديد يا حقايق أمر و نواهى ايزد خالق را پس پشت انداخته نسيان فرموديد .
اى أبو بكر در قرآن ايزد منّان در چند محلّ و مكان حقيقت فرايض ميراث در كمال ظهور و بيان مذكور و عيان است چنانچه در حقّ سليمان و داود فرمود كه : * ( وَوَرِثَ سُلَيْمانُ داوُدَ ) * الآيه . . . .
يعنى : حضرت سليمان و على نبيّنا و عليه التّسليم از پدر خود حضرت داود عليه السّلام بنا بر حكم ايزد علَّام ميراث برد ، حضرت عزّ و جلّ در محلّ ديگرى در هنگام بيان قضيّه ء يحيى و زكريّا ( ع ) ميفرمايد كه زكريّا از روى استدعا و التماس گفت : * ( رَبِّ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ ) * * ( وَلِيًّا يَرِثُنِي وَيَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ ) * .
و در محلّ ديگر نيز حضرت عزّ و جلّ فرمود كه : * ( وَأُولُوا الأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى بِبَعْضٍ فِي كِتابِ الله ) * الآيه . . . .
و نيز حضرت ايزد أكبر در آيه ء ديگر ميفرمايد كه : * ( يُوصِيكُمُ الله فِي أَوْلادِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الأُنْثَيَيْنِ ) * .
يعنى : ميراث و حصّه مرد از مورّث دو برابر زنست .