بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 72


فصل ذكر بيان احتجاج ابىّ بن كعب در باب ولايت حضرت أمير المؤمنين على عليه السّلام بر قوم بمثل آنچه سلمان احتجاج بايشان نمود از محمّد و يحيى پسران عبد الله بن الحسن كه هر دو از پدر بزرگوار خود و آن حضرت از آباى كرام از حضرت أمير المؤمنين على عليه السّلام نقل كردند منقولست كه أبىّ بن كعب رضى الله عنه بعد از وفات سيّد البشر و انقضاى شش ماه و چند روز ديگر روز جمعه اوّل ماه رمضان المبارك بعد از آنكه أبو بكر در آن محضر خطبه خواند از جاى برخاست و گفت :
اى معشر المهاجرين شما را حضرت تبارك و تعالى ذكره به واسطه ء اطاعت و متابعت : الَّذين اتّبعوا مرضات الله در قرآن ذكر نموده مدح و ثناى شما فرمود .
و اى معشر الأنصار شما را نيز حضرت مهيمن غفّار بذريعه ء : * ( الَّذِينَ تَبَوَّؤُا


صفحه 73


الدَّارَ وَالإِيمانَ ) * در قرآن ثناء بسيار كرد آيا شما فراموش كرديد يا خود را مثل فراموشان مينمائيد تبديل عهد و پيمان كرديد يا تغيير ملَّت و ايمان نموديد خذلان اختيار كرده برگشتيد يا عاجز از اطاعت أهل البيت شده اعانت و نصرت ايشان نمىكنيد ، آيا شما نميدانيد كه حضرت رسول خداى تعالى در چند محلّ و مكان در ميان ما و شما على عليه السّلام را بر ولايت و امامت امّت اقامت نموده و فرمود كه : من كنت مولاه فهذا علىّ مولاه مشار اليه على عليه السّلام بود و آن حضرت آن را خواسته و بواسطه ء امامت جميع بريّت تعيين نمود و گفت كه : هر كه را من مولاى باشم على مولاى اوست بعد از من ، و هر كه را من پيغمبر او باشم پس اين على أمير اوست .
نه اين سخنان از حضرت سيّد الانس و الجانّ بسيار مسموع ما و شما و تمامى أصحاب اسلام و ايمان شد ؟ .
آيا اى شما اى أنصار و مهاجر نميدانيد كه حضرت رسول ايزد تعالى خطاب مستطاب بآن ولايتمآب نموده فرمود كه : يا على أنت منّي بمنزلة هرون من موسى ( ع ) منزلت تو اى على در نزد من مانند منزلت هارون در نزد موسى عليه السّلام است .
يعنى : چنانچه هارون برادر و وصىّ موسى عليه السّلام است تو نيز برادر و وصىّ منى و چنانچه طاعت من در ايّام حياتم بر تمامى أنام واجب است اطاعت تو اى على عليه السّلام بعد از وفاتم بر همگى خلقان واجب و لازم است ، نهايت آنكه بعد از من پيغمبرى نيست و اگر ميبود تو ميبودى ، پس اطاعت على بر شما و ما لازم باشد .
اى أنصار و مهاجر آيا شما نميدانيد كه حضرت رسول ايزد شما را در


صفحه 74


باب نيكوئى با أهل بيت خود وصيّت نمود و فرمود كه ايشان را بر جميع فرق أنام مقدّم داشته امام خود دانيد و ديگران را بر ايشان تقديم ننمائيد و ايشان را أمير خود دانيد و ديگران را بر ايشان أمير نگردانيد الحال شما بر خلاف قول خاتم الرّسل عمل نموده و ديگرى را مقدّم داشته خليفه و أمير خود گردانيديد .
اى مهاجر و أنصار آيا شما نميدانيد كه حضرت رسول خداى كريم ، در حقّ اهل بيت خود فرمود كه : منار هدايت و آثار دلالت بر حضرت عزّتاند پس اختيار غير ايشان براى ارشاد و هدايت عين جهل و ضلالت بود .
اى مهاجر و أنصار آيا شما نميدانيد كه حضرت رسول ايزد وهّاب خطاب مستطاب بحضرت على ( ع ) نموده فرمود كه : اى على تو هادى و مرشد هر گمراهى و شفيع عصات محبّان در نزد اله خواهى بود پس طلب هدايت از غير آن امام البريّه بغير خسارت و ندامت آخرت نيست .
اى أنصار و مهاجر آيا شما نميدانيد كه حضرت رسول ايزد تبارك و تعالى فرمود كه : على محيى سنّت من و معلَّم امّت من و قايم بحجّت من و بهترين اين جماعتست كه من ايشان را بعد از خود براى امّت خود گذاشتم ، و علىّ سيّد أهل بيت من و دوسترين مردمان نزد منست طاعت على بر امّت من مثل طاعت من بر امّت من واجب است .
اى أنصار و مهاجر آيا شما نميدانيد كه حضرت سيّد البشر يكى از شما را هرگز بر أمير المؤمنين ( ع ) والى و سردار نگردانيد و در جميع أحيان و أوقات غيبت خود حضرت نبىّ المحمود على را بر همگى شما والى و سردار نمود .
اى أنصار و مهاجر آيا شما نميدانيد كه منزل حضرت نبىّ العربى ، و منزل و مقام أمير المؤمنين على ( ع ) در سفر در يك مكان مقرّر بود و ارتحال و


صفحه 75


انتقال در مقام و محالّ يكى بود و أمر ايشان نيز هميشه يكى بود و دوى در ميان نبىّ و ولىّ نبود چنان كه حضرت نبىّ الأبطحى گفت : يا على لحمك لحمى و دمك دمى و حربك حربى .
اى أنصار و مهاجر ازين كلام حضرت نبىّ الاكرام ظاهر شد كه محارب ولىّ محارب نبىّ است .
و اى مهاجر و أنصار آيا شما نميدانيد كه حضرت رسول خداى معبود فرمود كه : من هر گاه غايب گردم على را بجاى خويش در ميان شما ميگذارم به درستى و تحقيق در ميان شما براى امامت نميگذارم مگر آن مردى كه مثل منست در جميع امور .
و اى أنصار و مهاجر آيا شما نميدانيد كه حضرت رسول خداى تعالى پيش از وفات خود ما و شما را در خانه ء دختر خود حضرت سيّدة نساء العالمين فاطمه ( ع ) جمع نمود پس روى بشما بتمامى أصحاب حضّار آورده فرمود كه :
بدرستى كه خداى ايزد منّان وحى بموسى بن عمران فرستاد كه يا موسى با يكى از أهل بيت خود مؤاخات نما و او را پيغمبر ايزد عليم و شريك و سهيم خود در تبليغ احكام بامّت و در تعليم تمامى اين طايفه و أهل فرزندان او را فرزندان خود دان ، من كه حضرت مهيمنم أولاد آن كسى كه تو او را برادر گرفتى و فرزندان او را بجاى فرزندان خود دانستى و در مراعات حال و مراقبت أحوال آن جماعت دقيقه ء از دقايق مهربانى فرونگذاشتى ايشان را از آفات بليّات بطهارت ، و سلامت نگاهداشته از ريب خالص و باشكيب دارم و ايشان را معزّز و مكرّم گردانيده ضايع نگذارم .
چون موسى عليه السّلام استماع كلام ايزد علَّام و توجّه ما لا كلام در باره ء


صفحه 76


خود آن نبىّ الاكرام ملاحظه نموده هرون عليه السّلام را ببرادرى گرفت ، و فرزندان او را بعد از وفات خود أئمّه ء بنى اسرائيل گردانيد و هر چه موسى را ( ع ) حلال بود بر أئمّه ء بنى اسرائيل نيز حلال فرمود .
اى ياران مرا نيز خداى عزيز بارسال وحى أمر نمود كه حضرت أمير المؤمنين على عليه السّلام را بمؤاخات بپذيرم چنانچه موسى عليه السّلام - هرون را به برادرى گرفت و فرزندان او را بفرزندى قبول نمود من نيز أولاد على را بفرزندى برداشتم و ايشان را پاك خالص گردانيدم چنانچه موسى ( ع ) تطهير أولاد هارون ( ع ) نمود ، نهايت خداى تعالى بمن خطاب مستطاب نمود كه : يا محمّد ختم نبوّت بتو نمودم و بعد از تو پيغمبرى ديگر تا آخر الزّمان درين جهان براى خلقان پيدا و عيان نخواهد شد پس أولاد على و فرزندان من أئمّة البريّه عليهم السّلام و التّحيّه اند .
اى مهاجر و أنصار آيا شما نمىبينيد يا نميدانيد يا اينها كه مذكور شد نشنيديد يا نمىشنويد گوئيا شما را شبهات بلا نهايات بهم رسيد پس كار شما مثل كار آن مردى است كه در سفر باشد در بيابان گرفتار شود كه آب در آنجا كمياب باشد و حرارت بر او غلبه كرده بىتاب گرداند و او در طلب آب در تب و تاب افتد و از متردّدين تفحّص آب نمايد شخصى أمين صادق و هادى موافق مواجه او شود چون از او نشان آب پرسد او را نشان آب باين عنوان دهد كه در پيش روى شما دو چشمه آب است يكى بغايت شور و ناگوار و ديگرى بينهايت شيرين و سازگار أحيانا اگر بسر چشمه آب شور رسى بدان كه راه گم كردى و طريق بيراه برداشتى و از مقصد و مرام دور گشتى ، و اگر بهدايت قايد توفيق بسر چشمه ء شيرين رسى بيقين هدايت پذير گشته طريق سلامت بر


صفحه 77


داشتى و خود را در بيابان ضلالت ضايع نگذاشتى .
اى امّت مهمله حال شما مثل همين است و الله بخداى عالم قسم است كه شما را زعم چنانست كه در آن باب اهمال نكرديد خلاف واقع است امّا حضرت نبىّ ايزد متعال در حال شما بهيچ حال تقصير و اهمال ننمود چنانچه در ايّام حيات خود هدايت و ارشاد شما مهاجر و أنصار و ساير عباد فرمود ، و در مرض الموت و قبل از آن رسول آخر الزّمان تعيين وصىّ خود و ولىّ ربّ العزّت و امام الامّت نمود و حضرت أمير المؤمنين على عليه السّلام را مانند علم براى ولايت و امامت أرباب ملَّت مقرّر نمود ، و براى شما منصوب گردانيد علمى را كه بعد از او حلال و حرام را بشما ظاهر و اعلام گرداند اگر شما اطاعت ميكرديد هرگز اختلاف نميكرديد و مراجعت و معاودت بحالت اوّلى و شيوه ء أصلى خود نمىنموديد و مجادله و مقاتله با يك ديگر در هيچ أمر نميفرموديد ، و بعضى از شما با بعضى ديگر شيوه ء برائت و طريقه ء عداوت ظاهر نميكردند .
و الله بخداى عالم قسم است كه شما بعد از آن حضرت عليه السّلام اختلاف در شرايع و أحكام و نقض عهد رسول ايزد علَّام كه در خم غدير و باقى امام با حضرت نبىّ الاكرام در حقّ ولىّ خدا و وصىّ رسول مجتبى على ( ع ) كرده بوديد نموديد و شما بعزّت آن حضرت بزودى مخالفت ظاهر خواهيد فرمود ، و اگر سؤال از غير أرباب حال كه أئمّه ء ايزد متعال و أوصياى رسول كريم لا يزال باشند نمايند هر آينه آن غير البتّه جواب براى ناصواب خود و فتوى بغير رضاى ايزد وهّاب دهد پس بوسيله ء شما قبول آن جواب ناصواب و عمل بر آن قول دور از منتج أجر و ثواب از رحمت حقّ دور و از شفاعت رسول مهجور مينمايد گوئيا شما را زعم و گمان چنان بود كه خلاف با أهل بيت نبىّ العدنان رحمت و


صفحه 78


ثواب و باعث دخول جنان است هيهات هيهات آيه ء كتاب خداى جلّ ذكره بر خلاف قول و زعم شما نازل و عيان است چنانچه فرمود كه : * ( وَلا تَكُونُوا كَالَّذِينَ تَفَرَّقُوا وَاخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْبَيِّناتُ وَأُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ ) * ازين آيه وافى هدايت ظاهر و بيّن است كه اجر و پاداشت أرباب خلاف و أصحاب عداوت و اعتساف عذاب أليم در آخرت و نار جحيم است و حضرت خالق العدل و الانصاف حقايق تمرّد و اختلاف شما را بخلاصه ء دودمان عبد مناف اخبار و اعلام فرمود چنانچه ميفرمايد كه : / * ( وَلا يَزالُونَ مُخْتَلِفِينَ إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ وَلِذلِكَ خَلَقَهُمْ ) * يعنى شيوه ء آن جمعى دور از طريقه ء عدل و انصاف دائم تمرّد و اختلاف خواهد بود مگر كسى كه پروردگار تو اى محمّد ترحّم بحال او نمايد و ايشان را بهدايت بمودّت محبّت اهل بيت ارشاد فرمايد :
* ( وَلِذلِكَ خَلَقَهُمْ ) * ، يعنى : حضرت پروردگار عالم بجهت همين رحمت اهل بيت محمّد را ايجاد فرمود .
آنگاه گفت كه : من از حضرت رسول صلَّى الله عليه و آله و سلَّم شنيدم كه ميگفت : يا على بود شيعه ء تو بر فطرت موجود شديد و ساير النّاس از آن شرف سعادت مأيوس بىسعادتند .
اى معشر مردمان نه شما در ايّام حيات حضرت نبىّ الورى هر چه از آن حضرت شنيديد آن أمر و خبر را قبول كرديد امّا خبر و أمرى كه در باب وصىّ و وزير و أمين و برادر و ولىّ خود أمير المؤمنين على عليه السّلام بشما اعلام و اخبار نمود در حضور قبول كرديد ، و الحال كه آن حضرت ( ص ) غيبت فرمود ، نكث عهد و پيمان و نقض شرط رسول آخر الزّمان ظاهر و عيان نموديد ، و اين كار شما بغير رشك و حسد بر آن ولىّ حضرت ايزد واحد نيست زيرا كه دل على ( ع )


صفحه 79


از دلهاى شما أظهر ، و علمش از علم شما أعلم و أكثر ، و در اسلام از تمامى شما بيشتر ، و أعظم است از همگى شما در محافظت و صيانت سرّ حضرت سيّد البشر ، ميراث خود نبىّ المحمود بآن حضرت مفوّض داشت ، و أوصياى خود أولاد أمجاد ايشان را گذاشت و آن سرور را بعد از وفات و غيبت ذات أنور خود بر امّت خليفه و مهتر نمود ، و پيغمبر سرّ خود را در نزد أمير المؤمنين حيدر مودّع فرمود پس على عليه السّلام ولىّ حضرت نبىّ الملك العلَّام بود بر شما بالتّمام و أحقّ بولايت امّت ميباشد از شما و ساير أنام ، و بواسطه ء تعيين سيّد المرسلين بىسبب سيّد الوصيّين و وصىّ خاتم النّبيّين و أفضل المتّقين و مطيع برين امّت بحضرت ربّ العالمين حضرت أمير المؤمنين على عليه السّلام است در حضور ما و شما در حيات امام خود حضرت نبىّ الله امارت مؤمنان بديشان تفويض نمود و شما تمامى مهاجر و أنصار رسول ايزد غفّار در زمان حيات سيّد البريّات سلام بحضرت أمير المؤمنين و آن خلافت مسلمين جنّ و بشر كرديد و در خم غدير با حضرت سيّد البشر بر استقرار ولايت آن حضرت شرط و بيعت ، و عهد و متابعت نموديد از خداى أقدس بترسيد و از مخالفت حضرت رسول مقدّس بپرهيزيد آنگه شما را تنذير و تخويف نمود معذور داريد زيرا كه مطلب و أداى نصيحت بود براى كسى كه متّعظ گردد و وسيله ء بصارت و سبب هدايت أرباب عمل و ضلالت بود لهذا بذل جهد و سعى بقدر الوسع و الامكان براى شما و ساير مستمعان نمود اگر آنچه ما شنيديم شما نيز استماع نموديد و هر چه مشاهد ما گرديد بيقين منظور نظر شما أنصار و مهاجر نيز شده و هر چه ما از حضرت سيّد الورى ديديم مرئى و مشاهد شما نيز گشته خواهد بود .
چون أبىّ بن كعب كلام باين مقام رسانيد و شهادت كه در باب ولايت