به حوزههای علمیه میبرد . وی مشکل دوری نسل جوان را از فرهنگ اسلامی به خوبی و بهنگام شناخته و راه حل آن را نیز دریافته بود و بسیاری از آثار خود را دقیقا در جهت رفع این مشکل تألیف کرد . مجموعه " آشنایی با علوم اسلامی " که پس از شهادت آن استاد به چاپ میرسد از قبیل همین آثار است . این مجموعه را استاد برای جوانانی نوشت که نخستین قدم را در راه آشنایی با معارف اسلامی برداشتهاند ، وسعی او همه این بود که در این سلسله ، سادگی و اختصار را در عین صحت ، اساس قرار دهد و راه را برای ورود آنان به فضای روحپرور فرهنگ اسلامی باز کند . این سلسله دروس ، در اصل تقریرات درسهای آن استاد برای دانشجویان سالهای اول و دوم دانشکده " الهیات و معارف اسلامی " دانشگاه تهران بوده است و بعضی از بخشهای آن مانند " آشنایی با فلسفه اسلامی " در زمان حیات و با اجازه ایشان ، به دفعات متعدد در دانشگاه صنعتی شریف تدریس میشده است . استاد شهید قصد داشت این سلسله دروس را قبل از انتشار مورد باز بینی قرار دهد . دریغ که این فرصت به دست نیامد و شمع روشن زندگانی او توسط منافقان خاموش گشت . پس از شهادت استاد بهتر آن دیدیم که این مجموعه را بی هیچ تغییر و تبدیل و به همان صورت که بود ، منتشر سازیم . دفتر اول و دوم این مجموعه که " آشنائی با منطق و فلسفه اسلامی " و " آشنائی با کلام و عرفان اسلامی و حکمت عملی " بود
قبلا منتشر شد ، و اینکه سومین دفتر این مجموعه که " آشنائی با اصول فقه و فقه " است در دسترس جوانانی قرار میگیرد که در پی شهادت او پیکرش را با فریاد " معلم شهیدم ، راهت ادامه دارد " بدرقه کردند . رحمت بر روان پاکش باد . شورای نظارت بر نشر آثار استاد شهید مرتضی مطهری
در کتاب منتشر شده این صفحه خالی بوده است.
بخش اول اصول فقه
در کتاب منتشر شده این صفحه خالی بوده است.
درس اول مقدمه
موضوع بحث ما در این بخش ، کلیاتی درباره " علم اصول " است . فقه و اصول دو علم به هم وابسته میباشند . وابستگی آنها به یکدیگر ، چنانکه بعدا روشن خواهد شد ، نظیر وابستگی فلسفه و منطق است . علم اصول به منزله مقدمهای برای " علم فقه " است و لهذا آن را " اصول فقه " یعنی " پایهها " و " ریشهها " ی فقه مینامند . نخست لازم است تعریف مختصری از این دو علم به دست دهیم . " فقه " در لغت به معنی فهم است ، اما فهم عمیق . اطلاعات ما درباره امور و جریانهای جهان دو گونه است . گاهی اطلاعات ما سطحی است و گاهی عمیق است . از امور اقتصادی مثال میآوریم . ما دائما مشاهده میکنیم که کالائی در سالهای پیش موجود نبود اکنون به بازار آمده است و بر عکس یک سلسله کالاهای
دیگر که موجود بود اکنون یافت نمیشود ، قیمت فلان کالا مرتب بالا میرود و قیمت فلان کالای دیگر فرضا ثابت است . این اندازه اطلاعات برای عموم ممکن است حاصل شود و سطحی است . ولی بعضی افراد اطلاعاتشان درباره این مسائل عمیق است و از سطح ظواهر به اعماق جریانها نفوذ میکند و آنها کسانی هستند که به ریشه این جریانها پی بردهاند ، یعنی میدانند که چه جریانی موجب شده که فلان کالا فراوان شود و فلان کالای دیگر نایاب ، فلان کالا گران شود و فلان کالا ارزان ؟ و چه چیز موجب شده که سطح قیمتها مرتب بالا رود ؟ تا چه اندازه این جریانها ضروری و حتمی و غیر قابل اجتناب است و تا چه اندازه قابل جلوگیری است ؟ اگر کسی اطلاعاتش در مسائل اقتصادی به حدی برسد که از مشاهدات سطحی عبور کند و به عمق جریانها پی ببرد او را " متفقه " در اقتصاد باید خواند . مکرر در قرآن کریم و اخبار و روایات مأثوره از رسول اکرم و ائمه اطهار امر به " تفقه " در دین شده است . از مجموع آنها چنین استنباط میشود که نظر اسلام این است که مسلمین ، اسلام را در همه شؤون عمیقا و از روی کمال بصیرت درک کنند . البته تفقه در دین که مورد عنایت اسلام است شامل همه شؤون اسلامی است اعم از آنچه مربوط است به اصول اعتقادات اسلامی و جهان بینی اسلامی ، و یا اخلاقیات و تربیت اسلامی ، و یا اجتماعیات اسلامی و یا عبادات اسلامی و یا مقررات مدنی اسلامی و یا آداب خاص اسلامی در زندگی فردی و یا اجتماعی و غیره . ولی آنچه در میان
مسلمین از قرن دوم به بعد در مورد کلمه " فقه " مصطلع شد قسم خاص است که میتوان آن را " فقه الاحکام " یا " فقه الاستنباط " خواند ، و آن عبارت است از : " فهم دقیق و استنباط عمیق مقررات عملی اسلامی از منابع و مدارک مربوطه " . احکام و مقررات اسلامی درباره مسائل و جریانات ، به طور جزئی و فردی و به تفصیل درباره هر واقعه و حادثه بیان نشده است و امکان هم ندارد ، زیرا حوادث و وقایع در بی نهایت شکل و صورت واقع میشود بلکه به صورت یک سلسله اصول ، کلیات و قواعد بیان شده است . یک نفر فقیه که میخواهد حکم یک حادثه و مساله را بیان کند باید به منابع و مدارک معتبر که بعدا درباره آنها توضیح خواهیم داد مراجعه کند و با توجه به همه جوانب نظر خود را بیان نماید . این است که فقاهت توأم است با فهم عمیق و دقیق و همه جانبه . فقها در تعریف فقه این عبارت را به کار بردهاند : هو العلم بالاحکام الشرعیة الفرعیة عن ادلتها التفصیلیة . یعنی فقه عبارت است از علم به احکام فرعی شرع اسلام ( یعنی نه مسائل اصول اعتقادی یا تربیتی بلکه احکام عملی ) از روی منابع و ادله تفصیلی . ( بعدا درباره این منابع و مدارک توضیح خواهیم داد ) .