بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.

کتاب 13598

13598


جلد یک / صفحه 27

صفحه 27

به امام (ع) بعدى مى پرداختند كه نمونه هاى زيادى در كتب تاريخ و رجال مضبوط است. از جمله آنها، داستان ابوالاديان است كه نماينده امام حسن عسگرى (ع) بود و بعد از شهادت آن حضرت (ع) به سامرا آمد و بعد از تحقيقات زيادى خدمت حضرت ولى عصر (عج) رسيد و وجوه خمسى را به دست مبارك ايشان رسانيد. اكنون توجّه خوانندگان عزيز را به چند روايت از آن بزرگواران:درباره وجوب خمس و نقش حسّاس آن در جامعه اسلامى جلب مى نماييم.

خمس در گفتار امامان معصوم:

1. امام جعفر صادق (ع) فرمود:

«إِنَّ اللَّهَ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ لَمَّا حَرَّمَ عَلَيْنَا الصَّدَقَةَ أَنْزَلَ لَنَا الْخُمُسَ فَالصَّدَقَةُ عَلَيْنَا حَرَامٌ وَ الْخُمُسُ لَنَا فَرِيضَةٌ وَ الْكَرَامَةُ لَنَا حَلَال»«1»

همانا خدايى كه جز او خدايى نيست، صدقه را بر ما خاندان حرام كرده و خمس را براى ما قرار داد و آن را بر ما واجب كرد و براى ما كرامت و حلال است.

2. امام جعفر صادق (ع) در تفسير آيه شريفه وَ اعْلَمُوا

__________________________________________________

(1). وسائل الشيعه، ج 9، ص 483


صفحه 28

أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْ‌ءٍ «1» مى فرمايد:

«هِيَ وَ اللَّهِ الْإِفَادَةُ يَوْماً بِيَوْمٍ»«2»

سوگند به خدا، آن، فايده اى است كه روز به روز به دست مردم برسد.

3. امام محمد باقر (ع) مى فرمايد:

«إِنَ لَنَا الْخُمُسَ فِي كِتَابِ اللَّهِ وَ لَنَا الْأَنْفَالَ»«3»

همانا در قرآن براى ما خمس و انفال تعيين شده است.

4. امام محمد باقر (ع) مى فرمايد:

«فَإِنَّ لَنَا خُمُسَهُ وَ لَا يَحِلُّ لِأَحَدٍ أَنْ يَشْتَرِيَ مِنَ الْخُمُسِ شَيْئاً حَتَّى يَصِلَ إِلَيْنَا حَقُّنَا»«4»

خمس حق ماست و براى هيچ كس حلال نيست كه از مال خمس نداده چيزى بخرد، تا آن كه پيش از آن، حق ما را بپردازد.

5. امام محمد باقر (ع) فرمود:

«مَنِ اشْتَرَى شَيْئاً مِنَ الْخُمُسِ لَمْ يَعْذِرْهُ اللَّهُ اشْتَرَى مَا

__________________________________________________

(1). سوره مباركه انفال، آيه 41

(2). وسائل الشيعه، ج 9، ص 546

(3). وسائل الشيعه، ج 9، ص 549

(4). كافى، ج 1، ص 545


صفحه 29

لَا يَحِلُ لَهُ»«1»

كسى كه از مالى كه خمس آن را پرداخت ننموده چيزى بخرد، خداوند عذر او را نمى پذيرد؛ چرا كه چيزى را خريده كه بر او حلال نبوده است.

6. عبدالله بن سنان از امام جعفر صادق (ع) روايت كرده كه فرمودند:

«عَلَى كُلِّ امْرِئٍ غَنِمَ أَوِ اكْتَسَبَ الْخُمُسُ مِمَّا أَصَابَ»«2»

بر هر فردى كه غنيمتى به دست آورد يا كسبى كند، واجب است خمس فايده اى كه به دست آورده بپردازد.

7. امام على النقى (ع) فرمودند:

«وَ اللَّهِ لَيَسْأَلَنَّهُمُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَنْ ذَلِكَ سُؤَالًا حَثِيثاً»«3»

به خدا قسم كه خداوند متعال از كسانى كه خمس نمى دهند سؤال سخت و دشوارى مى نمايد.

8. در روايتى از ابوعلى بن راشد وكيل حضرت هادى (ع) آمده كه مى گويد:

__________________________________________________

(1). وسائل الشيعه، ج 9، ص 484

(2). وسائل الشيعه، ج 9، ص 503

(3). وسائل الشيعه، ج 9، ص 538


صفحه 30

«قُلْتُ لَهُ: أَمَرْتَنِي بِالْقِيَامِ بِأَمْرِكَ وَ أَخْذِ حَقِّكَ فَأَعْلَمْتُ مَوَالِيَكَ بِذَلِكَ؛ فَقَالَ لِي بَعْضُهُمْ: وَ أَيُّ شَيْ‌ءٍ حَقُّهُ؟ فَلَمْ أَدْرِ مَا أُجِيبُهُ. فَقَالَ: يَجِبُ عَلَيْهِمُ الْخُمُسُ»«1»

به حضرت عرض كردم: به من امر فرموديد كه حقّ شما را از مردم بگيرم. من هم پيام شما را به آنها رسانيدم. آنها از من پرسيدند: كه حق امام (ع) چيست؟ نمى دانستم چه بگويم. حضرت (ع) فرمودند: خمس بر آنها واجب است.

9. سكونى از امام صادق (ع) نقل مى كند كه فرمود:

شخصى به خدمت اميرالمؤمنين (ع) رسيد و عرض كرد: مالى را كسب كرده ام امّا به حلال و حرام آن توجه نداشتم. حال قصد توبه دارم امّا حلال و حرام آن براى من مشخّص نيست و مقدار اختلاط آن را نمى دانم. پس حضرت (ع) فرمود:

«تَصَدَّقْ بِخُمُسِ مَالِكَ فَإِنَ اللَّهَ رَضِيَ مِنَ الْأَشْيَاءِ بِالْخُمُسِ وَ سَائِرُ الْمَالِ لَكَ حَلَالٌ»«2»

خمس مال خود را بپرداز. به يقين خداوند با دادن خمس راضى مى شود و بقيه آن مال براى تو حلال است.

10. عمران بن خمس مى گويد: آيه خمس را در محضر امام موسى بن جعفر8خواندم. امام (ع) فرمود:

__________________________________________________

(1). وسائل الشيعه، ج 9، ص 500

(2). وسائل الشيعه، ج 9، ص 506


صفحه 31

«مَا كَانَ لِلَّهِ فَهُوَ لِرَسُولِهِ وَ مَا كَانَ لِرَسُولِهِ فَهُوَ لَنَا»«1»

آنچه براى خداست، از آن پيامبر6است و آنچه براى پيامبر6است براى ما هم هست.

سپس فرمود:

«وَ اللَّهِ لَقَدْ يَسَّرَ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَرْزَاقَهُمْ بِخَمْسَةِ دَرَاهِمَ جَعَلُوا لِرَبِّهِمْ وَاحِداً وَ أَكَلُوا أَرْبَعَةً أَحِلَّاءَ»

سوگند به خدا، خداوند روزىِ مؤمنان را در پنج درهم مقرر داشته است كه يكى را براى پروردگارشان قرار دهند و چهار درهم را خود استفاده كنند.

11. گروهى از شيعيان خراسان به حضور امام رضا (ع) رسيده و از ايشان خواستند كه خمس را بر آنان حلال بفرمايد. امام (ع) در پاسخ فرمود:

«مَا أَمْحَلَ هَذَا، تَمْحَضُونَّا بِالْمَوَدَّةِ بِأَلْسِنَتِكُمْ وَ تَزْوُونَ عَنَّا حَقّاً جَعَلَهُ اللَّهُ لَنَا وَ جَعَلَنَا لَهُ وَ هُوَ الْخُمُسُ لَا نَجْعَلُ لَا نَجْعَلُ لَا نَجْعَلُ لِأَحَدٍ مِنْكُمْ فِي حِلٍّ»«2»

اين خواسته شما چه رنج آور است. در دوستى با ما تنها به زبانتان بسنده مى كنيد و حقّى كه خداوند براى ما قرار داده است‌

__________________________________________________

(1). وسائل الشيعه، ج 9، ص 484

(2). كافى، ج 1، ص 548


صفحه 32

و ما نيز براى آن هستيم، از ما دريغ مى داريد و آن، خمس است. بر هيچ كس از شما خمس را حلال نمى كنم‌

اداى خمس و ديگر وجوهات، جهاد در راه خداست‌

حضرت على (ع) در بستر شهادت و لحظات آخر عمر شريف خود، فرمودند:

«وَ اللَّهَ اللَّهَ فِي الْجِهَادِ بِأَمْوَالِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ وَ أَلْسِنَتِكُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ»«1»

خدا را، خدا را، در [امر مهم‌] جهاد در راه خدا، به وسيله مال و ثروت خود و به وسيله جان خود و به وسيله زبان خود [در نظر داشته باشيد].

نكته مهم اين است كه اميرالمؤمنين (ع) اين سخن را در آخرين لحظات عمر، كه حالشان وخيم بود و از اثر زهر، توان سخن گفتن نداشتند، فرمودند. حضرت (ع) در چنين حالتى لب به سخن گشوده و مسائل بسيارى را به فرزندان خود سفارش كردند كه از جمله آنها سفارش به جهاد و از خود گذشتگى در راه خداست.

اهمّيّت كلام حضرت على (ع) زمانى مشخّص مى شود كه بدانيم سخن گفتن در چنين حالت و شرايطى، با حالات ديگر تفاوت بسيارى داشته و سخت و دشوار است.

__________________________________________________

(1). نهج البلاغه (صبحى صالح)، ص 422


صفحه 33

دوّم آنكه، امير مؤمنان (ع) درباره سفارش به بذل و بخشش، آن را به جهاد تعبير نموده و دادن اموال در راه خدا را همانند جهاد مى داند كه معلوم است جهاد از عبادات بسيار دشوار و طاقت فرساست.

نكته سوّم آنكه، در مقام شمارش اسباب جهاد در راه خدا، سه چيز را ذكر مى كنند: «مال، جان و زبان» و جهاد با مال را مقدّم بر جهاد با جان مى شمارند كه اين نكته نيز بسيارجالب ومهم است.

يك داستان جالب‌

در زمان سيّدالفقها، مرحوم آيه الله العظمى حاج سيّد محمد باقر شفتى (رحمه الله) معروف به رشتى، بانى مسجد «سيّد» اصفهان، كه از علما و مراجع بزرگ شيعه بودند، يكى از ثروتمندان اصفهان كه از ارادتمندان سيّد هم بود، به خدمت معظّم له رسيد و گفت: «من ثروتى فراوان دارم، ولى وجوهات آن را نپرداخته ام حتّى چندين بار تصميم به پرداخت گرفته ام ولى شيطان مرا وسوسه و متزلزل مى‌كند و موفّق به انجام وظيفه خود نمى گرديدم. درخواست مى كنم كه مرا راهنمايى كرده و از اين گرفتارى نجات دهيد». معظّم له فرمود: «من فردا به منزل شما مى آيم؛ كليد گنجينه و صندوق خود را به من بدهيد، من مشكل شما را حل خواهم كرد».

صبح فرداى آن روز مرحوم آيه الله العظمى شفتى به منزل آن مرد تشريف برده و كليد گنجينه را از او گرفتند. سپس‌


صفحه 34

دستور دادند كه دست‌هاى او را هم ببندند و درب صندوق را باز كنند. پس از آن، پول‌ها را بيرون آورده و در مقابل چشمان صاحبش شمارش كردند و يك پنجم آن را كنار گذارده و مابقى آن را در صندوق گذاشتند و درب صندوق را بستند و كليد را به آن مرد بازگرداندند. آن شخص برخاست و دست آقا را بوسيد و با چشمانى اشكبار گفت: «حضرت آيت الله! اگر اين عمل را انجام نمى داديد، من به هيچ وجه نمى توانستم خود را راضى به اين مبارزه با نفس كرده و بدهى خود را بپردازم. از شما تشكّر مى كنم و تا آخر عمر دعاگوى شما هستم؛ مرا از جهنم نجات داديد».

سفر آن نيست كه از مصر به بغداد روى از سر جان سوى جانان، سفر مردان است‌

ظفر آن نيست كه در معركه غالب گردى از سر نفس گذشتن، ظفر مردان است‌