فراهم كردن زمينه تعطيلى ساير احكام الهى در جامعه؛
بازماندن از كمالات روحى: مال با همه خوبى ها و فوايدى كه دارد گاهى مشكل آفرين و فسادآور است. اگر انسان به بيمارى مال دوستى و دنيا طلبى گرفتار شود و ثروت اندوزى را هدف قرار دهد از كمالات روحى و اخلاقى باز مى ماند. انسان بايد به مال به عنوان ابزار زندگى نگاه كند و بداند كه مال براى انسان خلق شده است نه انسان براى مال.
غفلت از ياد خدا: فلسفه وجودى انسان، بندگى خدا و به ياد او زيستن است ولى مال دوستى و عدم اداى حقوق مالى، انسان را از ياد خدا غافل مى كند و چون طبيعت انسان به مال گرايش دارد در جمع و حفظ آن مى كوشد. مشغول شدن ذهن و دل به جمع آورى و افزودن مال و به همراه آن آرزوهاى طولانى و حرص و طمع بى پايان، با عبادت و ياد خدا منافات دارد.
كمىِ زاد و توشه براى آخرت: كسى كه فقط براى دنيا و انباشتن ثروت كار مى كند در آخرت دستش خالى است و عمل خيرش كمتر است. خداوند متعال در قرآن كريم فرموده است:
(قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ* لَعَلِّى أَعْمَلُ صَالِحًا فِيمَا تَرَكْتُ)«1»
__________________________________________________
(1). سوره مباركه مؤمنون، آيات 99 و 100
«مىگويد: «پروردگار من، مرا بازگردانيد* شايد در آنچه ترك كردم (و كوتاهى نمودم) عمل صالحى انجام دهم»
ضربه به نظام اسلامى: عدم پايبندى ثروتمندان به حقوق افراد كم درآمد و فقير جامعه موجب ضربه به ساختار نظام اسلامى و در نهايت سوء استفاده دشمنان مى گردد كه پيامدهاى خطرناكى را به همراه خواهد داشت.
برادران و خواهران دينى، با توجه به اين خطرات و ناراحتى هايى كه از اثر نپرداختن خمس و وجوهات شرعيّه به انسان ها مى رسد و ده ها پيامدهاى ناگوار ديگر، بياييد با شيطان و نفس امّاره و وسوسههاى انسان هاى شيطان صفت و سم پاشى هاى مخالفان اسلام مبارزه كرده و هرچه زودتر به خدمت مرجع تقليد خود شرفياب گرديد و ذمّه خود را برى كنيد و حقوق خدا و نيازمندان را ادا فرماييد و بدين وسيله موجبات سعادت خود و بركت ثروت خود را فراهم آورده و بار سنگينى از دوش نيازمندان برداريد.
دچار شدن به فقر و بيچارگى و ورشكستگى در دنيا:
(وَ امّا مَن بَخِلَ وَ اسْتَغْنىَ* وَ كَذَّبَ بِالحُسْنىَ* فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْعُسْرَى)«1»
«امّا كسى كه بخل ورزد و (از اين راه) بىنيازى طلبد* و پاداش نيك (الهى) را انكار كند* بزودى او را در مسير دشوارى قرار مىدهيم»
__________________________________________________
(1). سوره مباركه ليل، آيات 8 الى 10
(وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْري فَإِنَّ لَهُ مَعيشَةً ضَنْكاً)«1»
«و هر كس از ياد من روى گردان شود، زندگى (سخت و) تنگى خواهد داشت و روز قيامت، او را نابينا محشور مىكنيم»
__________________________________________________
(1). سوره مباركه طه، آيه 124
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
بخش چهارم: استفتاءات مربوط به خمس و مسائل مرتبط با آن
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
فصل اوّل: «محاسبه، زمان و شرايط پرداخت خمس»
س 1: راه محاسبه خمس را ذكر نماييد؟
ج: تمام افرادى كه به نوعى درآمد كسب دارند بايد براى خود حساب سال خمسى داشته باشند؛ به اين صورت كه وقتى از دريافت اولين درآمد يك سال گذشت، آن روز را سررسيد سال خمسى خود قرار دهند؛ فلذا هر چه از مؤنه كه مورد استفاده قرار مى گيرد و عين آن از بين مى رود (مواد خوراكى و شوينده، وسايل تحصيلى مصرفى و ...) چنانچه تا آخر سال خمسى زياد بيايد و ارزش مالى داشته باشد، واجب است كه خمس آنها را (يك پنجم) پرداخت نمايد و امّا چيزهايى كه مورد نياز انسان بوده و با استفاده آنها عين باقى خواهد بود (وسايل زندگى، وسيله نقليه و ...) حتى اگر سال هم بر آنها بگذرد، خمس به آنها تعلّق نمى گيرد به شرط اينكه قبلًا به پول آن خمس تعلّق نگرفته باشد و اصطلاحاً با پول خمس نداده آن را نخريده باشد.
براى مثال، كارمندى كه پايان شهريور سال 1390، اولين حقوق خود را دريافت مى كند، سررسيد سال خمسى او پايان شهريور سال 1391 مى باشد. حال در اين تاريخ بايد يك پنجم
از اجناسى كه خمس به آنها تعلّق مى گيرد و نيز يك پنجم از پول نقدى را كه در دست دارد بابت خمس بپردازد.
س 2: ملاك در تعيين سررسيد سال خمسى چه تاريخى است؟ شمسى يا قمرى؟
ج: تفاوتى ميان آن دو نيست و هر دو كفايت مى كند.
س 3: آيا تغيير حساب سال خمسى جايز است؟
ج: جلو انداختن حساب سال به هر اندازه اشكال ندارد امّا تأخير آن جز با اجازه حاكم شرع جايز نيست.
س 4: در چه صورت بر انسان واجب است حساب سال داشته باشد؟ و آيا حتّى اگر درآمد انسان كمتر از مخارج سالش باشد باز حساب سال واجب است؟
ج: حساب سال لازم است زيرا در خانه بعضى از خوراكيها است كه سال خمسى به آن تعلّق مى گيرد. بايد در نظر داشت كه داشتن حساب سال خمسى به اين معنا نيست كه هر سال، خمس بر عهده او مى آيد بلكه داشتن حساب سال خمسى باعث تنظيم در حسابرسى اموال او مى شود.
س 5: آيا منظور از گذشتن سال بر اموال منقول و غير منقول، فرا رسيدن سال خمسى است يا گذشتن 12 ماه بر اين اموال كه به صورت جداگانه براى هر مورد بايد محاسبه گردد؟
ج: ملاك گذشت سال خمسى شخص مى باشد.