بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 103

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 104

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 105

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 106

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 107

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 108

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 109

مراکز متمدن دنیای آن روز می‌کردند. این بود که اشخاص واردی بودند. و ثالثآ یک آدم شعرشناس و ادیب بود و به ادبیات آن روز عرب کاملا آشنا بود.

پیغمبر اکرم در دعوت خودشان از جمله کارهایشان این بود که از آزادی‌ای که به خاطر کعبه وجود داشت استفاده می‌کردند، می‌آمدند در کنار کعبه در حِجر اسماعیل و مانند آن در نزدیک کعبه می‌نشستند، شروع می‌کردند با صدای بلند قرآن خواندن و بسیاری از مسلمین در همین جاها به اصطلاح امروز شکار شدند یعنی با قرآن خواندن پیغمبر اکرم جذب شدند؛ آمده‌اند نشسته‌اند ]و آیات قرآن را شنیده‌اند،[ بعد تحقیق کرده‌اند و مسلمان شده‌اند.

تأثیر قرآن بر ولید بن مُغَیره

آمدند پیش ولید که این محمد جوانانمان را یکی بعد از دیگری دارد گمراه می‌کند، یک فکری باید برایش کرد. به این نتیجه رسیده بودند که ما باید یک توجیهی برای قرآن بسازیم؛ این به صورت یک موج معنوی و یک فکر درآمده، فکر را با زور نمی‌شود از مغز جوانهای امروز بیرون آورد. قلمرو زور تا یک حد معینی است، از آن بیشتر دیگر قلمرو آن نیست. عده‌ای از این مردم و جوانها باورشان آمده است که قرآن سخن خداست، حالا ما باید یک فکر دیگری، یک تبلیغی در این زمینه بکنیم که باورشان نیاید. به او گفتند که تو بیا ببین چه توجیهی می‌توانی بکنی؛ با او مشورت کردند. گفت من خودم باید یک بار سخن او را بشنوم. قرار شد در یک نوبت که پیغمبر اکرم می‌آیند در نزدیک کعبه می‌نشینند به قرآن خواندن، او بیاید آنجا و خودش استماع کند. روزی به آنجا آمد که اتفاقآ رسول اکرم سوره حم سجده را می‌خواندند. وقتی که این سخنان را شنید


صفحه 110

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة