بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 16

حمد اگر بخوانیم باز هم قرآن است. و می‌دانیم که در نمازهای واجب میان شیعه و سنی اختلاف نظر است از نظر سوره که در نماز خوانده می‌شود. از نظر ما که شیعه هستیم در نمازهای واجب بعد از حمد حتمآ باید یک سوره کامل خوانده بشود نه یک سوره ناقص. ولو یک آیه هم کسری داشته باشد اشکال پیدا می‌کند. ولی از نظر اهل تسنن مقداری قرآن بعد از حمد باید خوانده بشود اعم از آنکه یک سوره کامل باشد و یا یک سوره ناقص. و لهذا دیده‌اید که در مکه و مدینه آنها بعد از حمد گاهی از وسط یک سوره شروع می‌کنند، پنج آیه، ده آیه، پانزده آیه، بیست آیه را می‌خوانند، اعم از اینکه آن سوره به آخر برسد یا به آخر نرسد؛ به یک مقطع معین که

می‌رسد تمام می‌کنند. البته این را هم توجه داشته باشید که معمولا آن امامهایی که واردند، حساب شده این کارها را می‌کنند. چند آیه مربوط به هم را از یک جا شروع می‌کنند و به یک جا پایان می‌دهند که آن آیاتی که به یکدیگر مربوط بوده پایان پذیرفته است. در قرآنهایی که آنها چاپ کرده‌اند اغلب می‌بینید یک «ع» در حاشیه‌های قرآن نوشته‌اند که این علامت رکوع است. یعنی از هرجا شروع کردید، به اینجا که رسیدید رکوع کنید، چون قسمت دیگری شروع می‌شود. قهرآ اینها قسمتهای متناسب را می‌خوانند.

از نظر ما اگر در نمازهای واجب مثلا سوره یس را شروع کنیم، باید از اول تا آخرش بخوانیم، سوره بقره را هم شروع کنیم باید از اول تا آخرش بخوانیم، منتها این امر سبب شده که ما شیعه‌ها به حساب تنبلی همیشه آن راه آسانتر را بگیریم، یعنی همیشه سوره‌های کوچک و کوتاه قرآن را در نماز بخوانیم؛ سوره قل هو الله، سوره انّا اعطینا، سوره انّا انزلنا، سوره والعصر، این سوره‌های کوتاه را بخوانیم. چون می‌خواهیم سوره تمام بخوانیم یک سوره کوچک انتخاب می‌کنیم. این در نمازهای


صفحه 17

واجب.

در نمازهای مستحب اولا خواندن سوره لازم نیست و اگر کسی نخواند به نافله مستحبی ضرر نمی‌زند. و اگر بخواند، هر اندازه بخواند مانعی ندارد؛ یعنی در نماز مستحبی ضرورت ندارد انسان یک سوره کامل بخواند، بلکه شما می‌توانید چند آیه از قرآن بخوانید.

به هر حال غرض این جهت بود که در خود نماز، قسمتی قرآن خوانده می‌شود. این «وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتیلا» شامل این قسمت هم هست. آیا اختصاص دارد به آنچه که در نماز است؟ یا مقصود این است که قرآنهایی را که در شب می‌خوانی اعم از قرآنی که در نماز می‌خوانی یا قرآنی که در خارج نماز می‌خوانی به نحو ترتیل بخوان؟

معنی ترتیل

معنی ترتیل چیست؟ این، دستورالعمل خاصی است که نمی‌فرماید قرآن بخوانید، آن مفروض است، می‌گوید: قرآن را اگر می‌خوانی مُرَتَّل بخوان. مرتّل چیست؟ در باب ترتیل احادیث وارد شده است و این احادیث شبیه یکدیگر است. حدیثی را از حضرت امیر(ع) برای شما می‌خوانم. از حضرت امیر سؤال کردند معنی اینکه ما قرآن را به ترتیل بخوانیم چیست؟ فرمود: یعنی بَینْهُ تَبیینآ. وقتی قرآن می‌خوانید حروف و کلمات را آشکار کنید، آشکار بخوانید. وَ لا تَهُذُّهُ هَذَّ الشِّعْرِ وَ لاتَنْثُرْهُ نَثرَ الرَّمْلِ. در وقت خواندن نه آنچنان تند و پشت سر همدیگر بخوانید که گویی حروف و کلمات از یکدیگر جدا نمی‌شوند، و نه مانند اینکه ریگ می‌پاشید اینها را از یکدیگر جدا کنید. یعنی یک وقت انسان قرآن می‌خواند به این نحو که کلمات را از یکدیگر خیلی جدا می‌کند. فرض کنید سوره حمد است، می‌گوید: اَلْحَمْدُ بعد فاصله می‌شود، لِلّهِ، بعد


صفحه 18

دومرتبه فاصله می‌دهد، رَبِّ الْعالَمین. نه، باید کلمات با یکدیگر نحوی اتصال داشته باشند. از طرف دیگر کلمات نباید مثل گلوله تفنگ پشت سر یکدیگر بیاید. باید در یک حالت حد وسط باشد که کلمات نه خیلی از یکدیگر جدا باشد و نه خیلی تند پشت سر یکدیگر گفته شود که اصلا دل آدم خبردار نشود که زبانش چه گفت. فرمود این حالت وسط؛ نه آن طوری که یک شعر را پشت سر یکدیگر می‌خوانید و نه آن طوری که سنگریزه می‌پاشید. وَلکنْ أفْزِعوا (یا: أفِْرغوا)

قُلوبَکمُ الْقاسِیةَ وَ لایکنْ هَمُّ اَحَدِکمْ آخِرَ السّورَة[1]طوری بخوانید که (اگر اَفْزِعوا بخوانیم) این دلهای سنگین خودتان را با خواندن قرآن به فزع بیندازید. یعنی چه؟ یعنی اصلا خواندن قرآن برای این است که انسان معانی قرآن را تلقی کند و به قلب خودش برساند. به تعبیر امروز، خواندن قرآن باید برای خود انسان حالت تلقینی داشته باشد.

تلقین یک امر فوق‌العاده‌ای است. تفاوت خطبا با یکدیگر از نظر مؤثر بودن حرفها در قدرت تلقین است. بعضی از خطبا ممکن است خیلی شیرین هم صحبت کنند. در قدیم خیلی معمول بود که با آهنگ صحبت می‌کردند. از ابتدا که شروع می‌کرد: بسم الله الرحمن الرحیم، اصلا با آهنگ بسم الله را می‌گفت و الحمدلله با آهنگ و بعد حرفهایش را هم با آهنگ می‌گفت. حتی بعضیها در وسط صحبت آهنگ را تغییر می‌دادند و با آهنگ دیگری سخن می‌گفتند. مرحوم طبسی ـ هرکسی که منبرهایش را دیده باشد می‌داند ـ با آهنگ خیلی خوبی صحبت می‌کرد، بعد وسطها یکدفعه آهنگ را تغییر می‌داد؛ یک آهنگ تقریبآ هیجان‌آوری بلکه بگویم رقص‌آوری بود. ما زمانی که جوان بودیم، پای منبرش می‌رفتیم. با

[1]. بحار ، ج 92 / ص 216.


صفحه 19

اینکه وقتی ما منبر او را دیده بودیم تازه به ما می‌گفتند این سینه‌اش خراب شده و آن وقتی که سینه‌اش خوب بوده قیامتی و غوغایی بوده است. این جور سخن گفتنها خیلی زیبا خواهد بود یعنی آدم خوشش می‌آید گوش کند ولی هیچ خاصیت تلقینی ندارد.

اما یک نفر ممکن است که کلمه به کلمه و جمله به جمله با انسان حرف بزند ولی هر کلمه‌اش مثل سربی که در ماده نرمی بیندازند در روح انسان فرو برود. به طوری که انسان وقتی که از آن مجلس بیرون می‌آید تا مدتها و شاید تا آخر عمر آهنگ و معنی آن حرف در روح او اثر می‌گذارد، با اینکه هیچ زیبایی ظاهری ندارد. یعنی

ممکن است شخص، خوش‌صدا و خوش‌آهنگ نباشد ولی سخن او قدرت تلقینی داشته باشد. و معمولا سخنهای تلقینی آن سخنهایی است که همین‌جور گفته می‌شود، نه تندتند و نه خیلی از یکدیگر جدا و وارفته، به یک حالت حد وسطی که هر کلمه‌اش حالت القایی در روحِ انسان دارد یعنی این حرف را که می‌گوید آن معنا در روح انسان القاء می‌شود.

قرآن باید به این شکل خوانده شود که گویی خود شخص به خودش تلقین می‌کند. آنوقت است که روی انسان اثر می‌گذارد؛ یعنی اگر چند آیه بخواند، به خودش مطلب را تلقین کرده و خودش را متوجه معنی قرآن کرده است. به تعبیر امیرالمؤمنین دل سنگش به هیجان و به فزع درمی‌آید.

بعد فرمود: وَ لایکنْ هَمُّ اَحَدِکمْ آخِرَ السّورَةِ هرگز این طور فکر نکنید که همتتان این باشد که کی سوره تمام بشود. این خیلی اشتباه است در قرآن خواندن که انسان به کمّیت نگاه کند. مثلا من می‌خواهم روزی یک جزء بخوانم. بسیار خوب، یک جزء بخوان، زیاد نیست. اما من می‌خواهم یک جزء را در یک ربع بخوانم! تو حساب وقتت را بکن. حساب کن


صفحه 20

چقدر وقت می‌خواهی به قرآن خواندن بدهی. می‌گویی من بیش از یک ربع وقت ندارم. حالا چه ضرورتی دارد که تو در یک ربع یک جزء بخوانی که بعد تندتند بخوانی و کلمات را در هم ادا کنی. ببین در یک ربع چقدر می‌توانی قرآن را با ترتیل بخوانی. و لهذا یکی از آداب قرآن خواندن، قرآن خواندنِ با آوازخوش است. در اینجا مقصود از آواز خوش آوازی است که قدرت تلقین داشته باشد، متناسب با قرآن باشد. ممکن است کسی قرآن را با یک آهنگی بخواند که به اصطلاح متناسب مجالس لهو و لعب است؛ آن که سبب غفلت از قرآن می‌شود نه اینکه انسان را متوجه به قرآن می‌کند. باید با آهنگهای معنوی خوانده شود، آهنگهایی که حس معنوی انسان را بیدار می‌کند. و لهذا در احادیث درباره پیغمبر و هرکدام از ائمه این مطلب

هست که وقتی قرآن می‌خواندند با صدای بلند و با آهنگ خوش می‌خواندند که قهرآ برای هرکسی که می‌شنید خاصیت تلقینی داشت.

نظیر همین حدیث را در کلمات خود حضرت رسول هم اهل تسنن نقل کرده‌اند. همین جمله‌های امیرالمؤمنین هم نشان می‌دهد که ایشان از رسول اکرم استفاده کرده‌اند. جمله‌های اضافه‌ای از رسول اکرم نقل شده است؛ فرمود: قِفوا عِنْدَ عَجائِبِهِ. یعنی قرآن را با تأمّل و تدبّر بخوانید. آنجا که به شگفتیهای قرآن می‌رسید توقف کنید، زود رد نشوید. اگر به نکته‌ای برخورد کردید همان جا بایستید و روی آن تأمّل و تفکر کنید. وَ حَرِّکوا بِهِ الْقُلوبَ[1]دلها را به وسیله قرآن به حرکت درآورید.

پس ترتیل معنایش این است که وقتی در شب بپا می‌خیزید و در نماز یا خارج نماز قرآن می‌خوانید قرآن را با این حالت تلقینی بخوانید.

[1].بحار، ج 92 / ص 215.


صفحه 21

مثلا اگر انسان همین سوره حمد را بخواهد بخواند، این خیلی فرق می‌کند که انسان وقتی می‌خواهد بگوید: اَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمینَ اول معنی آن را در ذهن خودش خطور بدهد و بعد از روی خلوص قلب بگوید: اَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمینَ که واقعآ همان معنی حمد باشد. اَلرَّحْمنِ. رحمانیت خداوند، سعه رحمت رحمانی خداوند را در نظر بگیرد که همه اشیاء را دربر گرفته است و چیزی نیست که از این رحمت محروم باشد. الرَّحیمِ رحمت رحیمیه او که شامل کسانی است که در راه او قدم برمی‌دارند. این معانی را انسان ابتدا در ذهن خودش تصور کند، بعد این جمله‌ها را بگوید که آنها را به قلب خودش نفوذ بدهد. مالِک یوْمِ

الدّینِ. فورآ تصور قیامت و فکر قیامت را در ذهنش بیاورد: خدایی که مالک و مَلِک روز جزاست، روزی که در آن روز انسان به نتایج اعمال خودش می‌رسد. اِیاک نَعْبُدُ وَ اِیاک نَسْتَعینُ. این معنا را انسان درست در ذهن خودش فکر کند؛ تا همچنین بفهمد چقدر راست می‌گوید و چقدر دروغ می‌گوید. وقتی که خوب معنایش را فکر کند این امر انسان را می‌سازد و این‌گونه قرآن خواندن سازندگی دارد : پروردگارا! ما فقط و فقط تو را پرستش می‌کنیم، معبودی جز تو نداریم، فقط و فقط از تو کمک می‌خواهیم. اِیاک نَسْتَعینُ را به نیت استمداد و استعانت از خداوند متعال بگوید؛ و همچنین جمله‌های بعد را. آنوقت است که اثر می‌گذارد.

پس این، دستور قرآن خواندن است. خلاصه‌اش این شد که ترتیل یعنی قرآن را از نظر لفظ، نه خیلی تند خواندن و نه خیلی ]کند[ خواندن، بلکه در یک حالت متوسط و با وضعی خواندن که حالت القایی و حالت تلقینی برای انسان داشته باشد؛ اعم از آنکه قرآنی باشد که انسان در نماز می‌خواند یا قرآنی باشد که انسان در خارج نماز می‌خواند؛ چون در خارج نماز هم به هر حال خواندن قرآن خوب است در هر وقت و بالخصوص


صفحه 22

در شب.

دعای حضرت سجّاد (ع)

ما در صحیفه سجادیه دعایی داریم که حضرت سجاد (سلام‌الله‌علیه) در وقت ختم کردن قرآن می‌خوانده‌اند یعنی قرآن را که به پایان می‌رساندند این دعا را می‌خواندند. در آنجا این جمله‌ها هست. می‌دانید دعاهای صحیفه سجادیه بندبندش با صلوات از یکدیگر جدا می‌شود: اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اجْعَلِ الْقُرْآنَ لَنا فی ظُلَمِ اللَّیالی مونِسآ پروردگارا! قرآن را برای ما در تاریکیهای شب مونس قرار بده. (این، همین قُمِ اللَّیلَ اِلّا

بَعْضُکمْ بَعْضآ اَیحِبُّ اَحَدُکمْ اَنْ یأْکلَ لَحْمَ اَخیهِ مَیتآ»[1]را در مورد غیبت، از قرآن بخواند و تلقی کند و قرآن را در روح خودش وارد کند، او همان حالت گنگ بی‌آفت را پیدا می‌کند؛ یعنی پای غیبت که در میان بیاید بدون آنکه گنگ باشد گنگ می‌شود، یعنی زبان به این گناه

[1]. حجرات / 12.


صفحه 23

جاری نمی‌شود، و همچنین به فحش، تهمت و صدها نوع گناه دیگر.

وَ لاِقْدامِنا عَنْ نَقلِها اِلَی الْ مَعاصی حابِسآ[1]. قرآن را حبس‌کننده، کنده و زنجیر برای پای ما قرار بده؛ نه یک کنده و زنجیر چوبی یا آهنی، بلکه کنده و زنجیری که باز بدون اینکه هیچ عیب و آفتی در پای ما پیدا شده باشد و فقط نسبت به یک طرف که می‌خواهد برود، این پاها حبس می‌شود. یعنی قرآن این پا را در یک سو اگر بخواهد برود آزاد می‌گذارد، در یک سوی دیگر وقتی می‌خواهد برود قرآن این پا را سفت و محکم می‌گیرد و نگه می‌دارد، کنده و زنجیرش می‌کند، کجا؟ آن وقتی که این قدمها می‌خواهد به سوی معصیت برود. قرآنی که به تعبیر امام سجاد (سلام الله علیه) در ظلمتهای شب مونس انسان باشد اثرش هم روی اعضا و جوارح انسان اعم از زبان، چشم، دست، پا و حتی قلب یک چنین اثری می‌شود.

سخن سنگین

اِنّا سَنُلْقی عَلَیک قَوْلا ثَقیلا ای پیامبر شبها بپاخیز، به ترتیبی که گفتیم قرآن تلاوت کن، که عن‌قریبٍ سخنی

سنگین به تو القا خواهد شد (خیلی عجیب است)، کلامی سنگین به تو القا خواهد شد، باری بسیار سنگین به دوش تو گذاشته خواهد شد. چه تناسبی هست میان آنها و این؟ از حالا به پیغمبر می‌گوید شب‌خیز باش، اینچنین قرآن را تلاوت کن[2]. این شب‌خیزیها مقدمه چیست؟ البته از آن نظر که به شخص پیغمبر مربوط

[1]. صحيفه سجاديه، دعای 42، فقره 10.

[2]. مسلّم قسمتی از قرآن آن وقت نازل شده بوده، آن مقداری كه در نماز خوانده می‌شده است. سوره حمد جزواولين سوره‌هاست. بعضی سوره حمد را اولين سوره می‌دانند چون در نماز خوانده می‌شد.