بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 160

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 161

که حجم خیلی کوچکی دارد یعنی به حسب حجم ظاهری دبدبه و طنطنه و سر و صدایی ندارد ولی کسی نمی‌داند که همین حادثه خیلی بی سر و صدا در سرنوشت عالم مؤثر است.

یک وقتی در روزنامه مطلبی را می‌خواندم،از این تعبیر خوشم آمد. می‌دانید که راز اتم که بعد منجر به ساختن بمبهای اتمی شد و همین بمبهای اتمی معیار قدرت و تسلّط بر جهان و استعمار شد و هر کسی که داشت توانست در چاپیدن دنیا سهیم باشد، ابتدا آلمانیها به این راز پی بردند. بعد در آن جریان نازیها که عده‌ای از کسانی که این راز را به دست آورده بودند فراری شدند، یکی از آنها که راز اتم را با خود داشت (در مغز خودش داشت یا شاید یادداشتها و کتابهایش هم محرمانه همراهش بود) مثل یک مسافرِ خیلی ساده از آلمان خارج شد و خودش را به آمریکا رساند. او هم مثل هزاران مسافر دیگر با یک چمدان وارد آمریکا شد. در آن مقاله نوشته بود: کسی چه می‌دانست که این مسافر با همین سادگی که حرکت می‌کند همراه خودش چیزی را دارد که سرنوشت دنیا را تغییر خواهد داد، و داد.

این مطلب از آن جهت برای من جلب نظر کرد که خیلی قبل از آن یک وقت خودم این مطلب را راجع به هجرت رسول خدا فکر و بیان کرده بودم. آن سفر مهاجرت پیغمبر اکرم از مکه به مدینه، اگر انسان به حجمش نگاه کند یک حادثه خیلی کوچک است، چیزی نیست. همه مکه به اندازه یک قصبه بیشتر نیست. مردی از همین قصبه دعوتی را آغاز کرده و بزرگان این قصبه سیزده سال با او مخالفت کرده‌اند، آخرین تصمیمشان این بوده که این را باید معدوم کنند و دسته جمعی بکشند. منجر به مهاجرت می‌شود. خودش هست و فقط یک نفر همراهش که به تعبیر قرآن «ثانی اثنین» یعنی یک نفر که جز اینکه بگوییم «یک نفر»


صفحه 162

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 163

تمام کفر در طرف دیگر، الآن تمام اسلام با تمام کفر با یکدیگر روبرو شده‌اند یعنی سرنوشت کفر و اسلام اینجا دارد تعیین می‌شود.

این است که قرآن خودش دو وضع و دو موقعیت دارد: یک وضع و موقعیت از نظر عالم خلقت که آن خودش حساب دیگری دارد: کتاب الله است، کتاب نازل مِن عندالله است، ریشه‌ای در غیب ملکوت و حقیقتی در لوح محفوظ دارد؛ از آن جهت یکی از بزرگترین حقایق عالم است. و اگر از جنبه اجتماعی در نظر بگیریم، همین کتاب کوچک یکی از بزرگترین حوادث جهان است. آنها حالا امروز آمده‌اند می‌گویند: اِنْ هذا اِلّا سِحْرٌ یؤْثَرُ این یک سحر و جادو است، از آن کارهایی که در هر روز صدها هزارش صورت می‌گیرد، مثلاً پای درِ کجا را دعا بخوانند و آب بپاشند، بعد هم خیال کنند اثری کرده است! یعنی کجایید شما؟! حالا شما هر چه دلتان می‌خواهد بگویید ولی این یکی از بزرگترین حوادث عالم است و آینده نشان خواهد داد، و سی چهل سال بیشتر طول نکشید که آینده نشان داد که اِنَّها لاَِحْدَی‌الْکبَرِ.

نَذیراً لِلْبَشَرِ. گویی می‌خواهد بگوید که ای ولید بن مغیره بیچاره که سرت را از داخل پوسته خودت بیشتر نمی‌توانی در بیاوری! و تو هستی و همان مکه و کوههای اطراف مکه و همه جمعیتی که مثلاً قریشی هست و بنی‌تیمی و بنی‌عدیی و بنی‌مخزومی و بنی‌عبد الداری، و تو در بنی مخزوم رئیس هستی و خیال کرده‌ای که این قرآن فقط آمده برای اینکه آیا جناب ولید بن مغیره می‌پذیرند یا نمی‌پذیرند، اگر جناب ولید پذیرفت که چه بهتر از این، اگر ولید نپذیرفت دیگر شکستِ قطعی است! این قرآن سر و کارش با همه بشر است. میلیونها ولید بن مغیره هم بیایند از این سخنان بیهوده بگویند برای خودشان گفته‌اند و رفته‌اند. نَذیراً لِلْبَشَرِ این آمده است برای اینکه بشر را هدایت کند، بشیر و نذیر بشر باشد. این اعلام


صفحه 164

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 165

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 166

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 167

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة