بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 196

خواهند شد و تمام این نظامها بهم خواهد خورد. آن روزی که انسان فریاد بکشد فرارگاه کجاست؟

فَاِذا بَرِقَ الْبَصَرُ آنگاه که چشمْ خیره و مضطرب گردد وَ خَسَفَ الْقَمَرُ و ماه منخسف و بی‌نور شود وَ جُمِعَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ و ماه و خورشید در کنار یکدیگر قرار بگیرند (یعنی این نظامها در هم بریزد) آن وقت است که انسان (یعنی همین انسان، این گونه انسان که چنین سخنی بر زبان می‌آورد) می‌گوید فرارگاه کجاست؟ کلّا لا وَزَرَ بس کن، پناهگاهی نیست جز یک چیز: اِلی رَبِّک یوْمَئِذٍ الْمُسْتَقَرُّ قرارگاه همه بارگاه پروردگار و قضای حتم پروردگار است. قیامت چه وقت است؟ این وقت :

فَِاذا بَرِقَ الْبَصَرُ. وَ خَسَفَ الْقَمَرُ. وَ جُمِعَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ. یقولُ الاِْنْسانُ یوْمَئِذٍ اَینَ الْـمَفَرُّ. کلّا لا وَزَرَ. اِلی رَبِّک یوْمَئِذٍ الْمُسْتَقَرُّ.

بارگاه پروردگارت قرارگاه همه است. همه بازگشت به ذات او می‌کنند. یقولُ الاِْنْسانُ یوْمَئِذٍ اَینَ الْـمَفَرُّ انسان در آن روز می‌گوید فرارگاه کجاست؟ کلّا لا وَزَرَ پناهگاهی نیست. اِلی رَبِّک یوْمَئِذٍ الْمُسْتَقَرُّ قرارگاه به سوی پروردگار است، وعده‌گاه آنجاست؛ یعنی سخن از پناهگاه نگویید، سخن از وعده‌گاه و قرارگاه بگویید. قرارگاه، بارگاه پروردگار است.


صفحه 197

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 198

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 199

نیست. به عنوان مثال، در بعضی از کتب تاریخ نوشته‌اند که امیرالمؤمنین علی(ع) در منبر فرمود: سَلونی قَبْلَ اَنْ تَفْقِدونی قبل از آنکه مرا نیابید هرچه می‌خواهید از من بپرسید، هرچه بپرسید جواب می‌دهم. شخصی از پای منبر بلند شد و گفت: اگر تو همه چیز را می‌دانی بگو عدد این موهای ریش من (یا موهای سر و ریش من) چقدر است؟ فرض کنید که موهای ریش او (یا موهای سر و ریش او) پانزده هزار و چهار صد و نود و شش تا باشد. حالا اگر کسی این عدد را گفت مگر این قابل اثبات است و می‌شود بیاییم یک نفر را بخوابانیم بعد یکی یکی موی سر و ریش او را بشماریم، ببینیم جور در می‌آید یا جور در نمی‌آید.

امیرالمؤمنین جواب دیگری واضح و روشنتر داد، فرمود: این که سؤالی نیست که کسی بخواهد بکند. یک جواب واضح من به تو می‌دهم و آن اینکه تو یک توله (یعنی یک بچه کوچک) در خانه‌ات داری که عن‌قریبٍ قاتل فرزند من خواهد بود. به جای یک امری که برای طرف قابل اثبات نیست یعنی اگر انسان بخواهد آن حقیقت را بگوید او می‌گوید از کجا که این قدر باشد، چیز دیگری در جوابش فرمود که همه مردم بدون اینکه احتیاجی به آن گونه جریانها داشته باشند بعدها به طور روشن قضیه را درک می‌کنند.

حال فرض کنیم که دانستن علم ساعت از اسرار هم نباشد و فرض کنیم که تاریخِ زمانی و تقویمی دارد یعنی بشود آن را با تقویم دنیایی تعیین کرد. مثلاً بگویند که ]زمان قیامت[ ده میلیون و چهار صد و نود و هشت هزار و هشتصد و شصت و پنج سال و بیست روز و هفت ساعت و ده دقیقه و سه ثانیه دیگر است. از کجا برای این طرف می‌شود ثابت کرد که واقعاً چنین تاریخی داشته باشد؟ کسی بگوید تاریخ آن را بگو، تاریخ واقعی‌اش را هم بگویند؛ می‌گوید به چه دلیل؟ این برای او قابل اثبات


صفحه 200

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 201

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 202

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 203

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة