که برود آن را فریاد کند.[ ابوجهل خودش از افراد آن مجلس و از ذیرأیهای آنجا و بلکه از رؤسای آنجا بود. معمولا در هر مجلسی[1]چند نفر که نسبت به دیگران برجستگی داشته باشند بقیه را میچرخانند و در واقع قدرت در آنها متمرکز میشود. ابوجهل و ابوسفیان و چند نفر دیگر از رؤسا درواقع قدرت اصلی بودند.
قرآن میخواهد بگوید این مرکز قدرت متلاشی خواهد شد. میفرماید: چنان تکان شدیدی او را بدهیم، آنوقت برود فریاد کند آن مرکز قدرت سیاسی و آن نادی را. یعنی همه از بین رفته و دیگر چیزی به دردش نخواهد خورد.
سَنَدْعُ الزَّبانِیةَ. یکسره او را روانه جهنم خواهیم کرد. او نادی و دارالندوه خودش را صدا کند، ما زبانیه جهنم را صدا میکنیم و میگوییم بیایید تحویلش بگیرید! کلّا لا تُطِعْهُ وَ اسْجُدْ وَ اقْتَرِبْ. خطاب به پیغمبر اکرم است. مضمون آیه این است که اینها میخواهند جلوی تظاهر تو به عبادت را بگیرند. کأ نّه اینجا برای پیغمبر این مسئله مطرح است که آیا تقیه کند و دیگر عبادتش را در مسجدالحرام انجام ندهد و برود در خانه و مخفی عبادت کند چون اینها مزاحم میشوند؟ یعنی آیا به این تهدید اینها ترتیب اثر بدهد؟ یا نه، باز هم برود در مسجد عبادت کند و از این تهدیدها نترسد؟ آیه این است: گوش نکن به این حرفها! باز هم برو به مسجدالحرام و خدای خودت را عبادت کن! باز هم خدای خودت را سجود کن و به وسیله این سجودها تقرب به ذات مقدس پروردگارت بجوی!
[1]. مانند مجلس شورا یا مجلس سنا.
مزاحمتهای مشرکین قریش نسبت به پیغمبر اکرم
پیغمبر اکرم با همه مزاحمتهایی که مشرکین قریش میکردند علی الظاهر به خاطر همین دستور در عین حال میرفت و در مسجدالحرام عبادت میکرد. خیلی هم مزاحمت میکردند. به عنوان نمونه، یک روز که ایشان در مسجدالحرام بودند در حالی که سجود کرده بودند، اینها رفتند و امعاء و احشاء و کثافتهای داخل شکم شتری را که کشته بودند آوردند و برای اهانت به حضرت، روی ایشان ریختند. اینها خیلی از این جهت که پیغمبر تظاهر به عبادت خدا میکند، آن عبادتی که تنها به آن عبادت ایمان و اعتقاد دارد، و عبادت بتها را نفی میکند ]ناراحت بودند و لهذا [انواع مزاحمتها میکردند. گاهی که ایشان در کوچه حرکت میکرد ناگهان سطل زباله یا خاکستر را از آن بالا روی سرش میریختند. یا سحرها که گویا ایشان برای عبادت به مسجدالحرام میآمدند، گاهی سر راه ایشان از آن خارهایی که در صحرای عربستان پیدا میشود که از کارد تیزتر است میریختند تا ایشان نتوانند از منزل بیرون بیایند یا اگر بیرون میآیند پاهایشان مجروح بشود.
قرآن میفرماید: اعتنا نکن! تو باز هم برو پروردگار خودت را سجود کن و به این وسیله به پروردگار خودت تقرب بجو! ما هم به موقع کار خودمان را انجام خواهیم داد.
این صفحه فاقد متن است
تفسیر سوره قـدر
مقدمه*[1]
بسم الله الرحمن الرحیم
سوره بعد سوره مبارکه انّا انزلناه فی لیلة القدر است که فیالجملهای درباره آن توضیح میدهم و تفصیلش را برای جلسه بعد میگذارم.
سوره قدر یکی از سورههای مهم قرآن است و از نظر معنا و مضمون و مسائلی که مربوط به معارف الهی میشود و نیز از نظر مسئله امامت، سوره فوقالعادهای است. در حدیث آمده: سَیدُ حُجَجِکمْ اِنّا اَنْزَلْناهُ آقای استدلالهای شما در امامت «اِنّا اَنْزَلْناهُ فی لَیلَةِ الْقَدْرِ» است.
باید ببینیم این سوره چگونه «سَیدُ حُجَجِکمْ» است و اصلا معنای لیلة القدر چیست که این خودش مسئله مهمی است. آیا واقعا همان طور که ما شیعهها اعتقاد داریم ـ و همین طور هم هست ـ در سال یک شب وجود دارد که به آن میگوییم «شب قدر» و به نص قرآن شب قدر آنقدر پر فضیلت است که بهتر است از هزار ماه؟ هزار ماه میشود پانصد سی
[1]* ]مطالب این دو صفحه در پایان تفسیر سوره علق بیان شده است و لازم بود در بخش تفسیر سوره قدر به عنوانمقدمه قرار گیرد.[
روز و پانصد بیست و نه روز؛ ولی معلوم است که این «بهتر است از هزار ماه» در مقام این است که بگوید «خیلی بیش از این حرفها»؛ ممکن است یک شب قدری ارزشش از هزار سال هم بیشتر باشد. علیالظاهر مقصود این است که فوقالعاده با فضیلت است.
چرا شب قدر را شب قدر میگویند؟ آیا «قدر» اینجا به معنای همان ارزش است و شب قدر یعنی شب با ارزش؟ یا شب قدر به معنی شب تقدیر است؟ اگر شب تقدیر است، آیا به این معناست که تقدیرهای الهی در سال یک بار صورت میگیرد؟ یعنی خدا در سال یک بار فقط مقدّرات یک سال را تقدیر میکند و بیش از یک سال را تقدیر نمیکند؟ و اگر یک سال را تقدیر میکند، در خلال آن سال تقدیرهای الهی قابل برگشت هست یا نه؟ و معنی قابل برگشت بودن چیست؟ آیا تقدیر الهی میتواند قابل برگشت باشد؟ اگر قابل برگشت نیست دعا کردنْ دیگر چه معنایی دارد؟ وقتی که انسان دعا میکند از خدا تقدیر میخواهد، یعنی میگوید: «خدایا برای من اینچنین مقدّر کن!»، اگر همه چیز در یک شب تقدیر میشود آنوقت معنی دعا کردن که انسان از خداوند تقدیر مجدد میخواهد، چیست؟
تفسیر سوره قـدر
بسم الله الرحمن الرحیم
اِنّا اَنْزَلْناهُ فی لَیلَةِ الْقَدْرِ. وَ ما اَدْریک ما لَیلَةُ الْقَدْرِ. لَیلَةُ الْقَدْرِ خَیرٌ مِنْ اَلْفِ
شَهْرٍ. تَنَزَّلُ الْمَلائِکةُ وَ الرّوحُ فیها بِاِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کلِّ اَمْرٍ. سَلامٌ هِی حَتّی مَطْلَعِ الْفَجْرِ[1].
سوره مبارکه قدر است. این سوره از آن سورههایی است که لحن و آهنگ مخصوصی دارد. در این سوره کوچک مسئلهای سؤال انگیز مطرح شده است که باید ببینیم با تدبر در آیات این سوره و آیات دیگر چه مطلبی از این سوره کوچک استفاده میشود.
[1]. قدر / 1 ـ 5 .
ترجمه
اول ترجمه تحتاللفظی این سوره را عرض کنیم و بعد به تفسیر بپردازیم. میفرماید: «همانا (تحقیقا) ما فرود آوردیم آن را (یعنی قرآن را) در شب قدر. و چه میدانی تو که شب قدر چیست!». معلوم است که این جمله «و چه میدانی تو که شب قدر چیست!» در مقام تعظیم و تفخیم فوقالعادهای است. یعنی بشر چه چیز میداند از شب قدر؟! یعنی موضوعِ خیلی عظیم و بزرگی است. بعد میفرماید: لَیلَةُ الْقَدْرِ خَیرٌ مِنْ اَلْفِ شَهْرٍ. «شب قدر بهتر و برتر است از هزار ماه». در آیه بعد توضیح بیشتری برای این «بهتری» میدهد، میفرماید: «فرشتگان و روح به اجازه پروردگارشان، در این شب فرود میآیند از هر امری[1]». سَلامٌ هِی حَتّی مَطْلَعِ الْفَجْرِ. «تمام این شب سلام است، درود است، سلامت است تا طلوع فجر».
آنچه از مجموع آیات قرآن درباره شب قدر استفاده میشود
اولین مطلبی که در اینجا هست این است که در این سوره همین قدر میفرماید: «ما قرآن را در شب قدر نازل کردیم» ولی هیچ تعیین نمیفرماید که این شب قدر چه شبی از شبهای سال است. ولی آیه دیگری در سوره بقره هست که تا اندازهای شب قدر را مشخص میکند و آن آیه این است : شَهْرُ رَمَضانَ الَّذی اُنْزِلَ فیهِ الْقُرْآنُ هُدی لِلنّاسِ وَ بَیناتٍ مِنَ الْهُدی وَ الْفُرْقانِ[2]. میفرماید: ماه رمضان، که قرآن در آن نازل شد. پس اجمالا معلوم میشود که شب قدر در ماه رمضان است. آیه سوره بقره ماهی را که قرآن در آن نازل شده معین کرده و آیه سوره قدر نام و عنوان
[1]. این «از هر امری» را بعدا در تفسیر توضیح میدهم.
[2]. بقره / 185.
شبی را که قرآن در آن نازل شده معین کرده است. این دو آیه ثابت میکند که شب قدر از ماه رمضان بیرون نیست.
آیه دیگری که در سوره مبارکه دخان است توضیحی درباره شبی که قرآن در آن نازل شده داده است که از آن توضیح ضمنا مطلب دیگری استفاده میشود. میفرماید: حم. وَ الْکتابِ الْمُبینِ. اِنّا اَنْزَلْناهُ فی لَیلَةٍ مُبارَکةٍ اِنّا کنّا مُنْذِرینَ[1]. ما قرآن را در یک شب مبارک و پر برکتی نازل کردیم و ما همانا همیشه منذِر و هشدار دهنده و اعلام خطر کننده بودهایم و هستیم. بعد میفرماید: فیها یفْرَقُ کلُّ اَمْرٍ حَکیمٍ[2]. در این شب مبارک که قرآن نازل شد هر امر محکمی تفریق و جدا میشود. اینجا بیش از این بیان نکرده.
پس اجمالا معلوم است که آن شبی که قرآن در آن نازل شد، به حکم آیه سوره بقره جزء ماه رمضان است و به حکم آنچه که در سوره دخان آمده شبی است که در آن یک جریاناتی رخ میدهد؛ یعنی شب تقدیر است، شبی است که در آن یک سلسله مقدرات تقدیر میشود. در اینجا هم درباره شب قدر میفرماید: در این شب ملائکه و روح فرود میآیند از هر امری.
مجموعا معلوم میشود که از نظر قرآن و اسلام شب قدر، خودش یک مسئلهای است.
دو نوع نزول قرآن
اینجا چند مطلب است که باید درباره آن گفت و گو و بحث شود. اول اینکه سؤالی به وجود آمده ـو بجا هم هست ـ و آن این است: خود قرآن میگوید که قرآن در ماه رمضان و در شب قدر نازل شد. آیا این، دلیل بر
[1]. دخان / 1 ـ 3.
[2]. دخان / 4.