بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 80

شرافت کعبه

کعبه به واسطه ابراهیم بلکه احیانا از زمان آدم اَوَّلَ بَیتٍ وُضِعَ لِلنّاسِ لَلَّذی بِبَکةَ مُبارَکآ[1]. اولین نقطه‌ای از زمین که مسجد قرار داده شد و انتخاب شد برای اینکه خدای یگانه در آنجا پرستیده شود همین محل کعبه است. پس گذشته از اینکه یک معبد است اولین معبد است. بنابراین احترامی دارد مافوق احترام همه مسجدهای دیگر. از طرف دیگر یک مسجد به خاطر اینکه یک ولی از اولیای خدا در آن نماز خوانده با مسجدهای دیگر فرق می‌کند. مثلا مسجد کوفه به دلیل اینکه مسجد است مقدس است، به دلیل اینکه مسجد علی است و علی در آن نماز خوانده و خطبه خوانده و موعظه کرده است، بر قدسش افزوده شده، و به دلیل اینکه ائمه دیگر ]در آن نماز خوانده‌اند باز بر قدسش افزوده شده.[ مثلا نقطه‌ای از این مسجد مقام امام زین‌العابدین است که ایشان در آنجا دو رکعت نماز خوانده‌اند. آنجا به واسطه اینکه امام زین‌العابدین در آن نماز خوانده‌اند تشرفی پیدا کرده است. آنوقت برای ما مستحب می‌شود که در همان نقطه نماز بخوانیم. این، ارزش و شرف عبادت را می‌رساند.

وقتی که یک مسجد به واسطه اینکه یک ولی از اولیاء الله یک بار در آن نماز خوانده شرافت پیدا می‌کند، کعبه که هیچ پیغمبر و امامی در عالم نیامده الّا اینکه در آنجا نماز خوانده و دور آن طواف کرده، شرافتی پیدا کرده که هیچ مسجد و معبد دیگری پیدا نکرده است.

زمانها به واسطه انسان فضیلت پیدا می‌کنند

می‌آییم سراغ زمانها. زمانها هم همین طور است. زمانها به واسطه انسان

[1]. آل عمران / 96.


صفحه 81

کسب فضیلت می‌کنند؛ یعنی همین قدر که زمانی را برای عبادت قرار دادند و مردمی در آن وقت عبادت کردند و انسان در زمانی عبادت می‌کند که دیگران هم عبادت می‌کنند و همه این آهنگهای عبادت با یکدیگر به آسمان بالا می‌رود، این عبادت فضیلت دیگری پیدا می‌کند.

شب قدر، شب انسان کامل

حال بیاییم سراغ لیلة‌القدر. اولا آیا این شب قدر که از هزار شب بالاتر است یک شب در عالم بوده و آن همان شبی بوده که قرآن بر پیغمبر نازل شد و دیگر شب قدری در عالم نبوده؟ بعضی این طور گفته‌اند. البته از علمای شیعه کسی نگفته. این حرف به دلیل خود آیه قرآن حرف نادرستی است، که عرض خواهیم کرد. بسیاری از اهل تسنن گفته‌اند شب قدر بیش از یک شب بوده، ولی اختصاص دارد به دوره پیغمبر اکرم؛ تا پیغمبر بود شب قدر در هر سالی بود، پیغمبر که رفت شب قدر هم رفت. این هم حرف بی‌حسابی است.

پس شب قدر ادامه دارد. قبل از پیغمبر چطور؟ آیا قبل از پیغمبر شب قدر بوده یا نبوده؟ خود پیغمبر فرمود: هر پیغمبری که آمده شب قدر وجود داشته. بله، یک مسئله هست: آیا قبل از اینکه آدم و پیغمبری روی زمین پیدا شود شب قدر بوده یا نبوده؟ این دیگر محل تردید است. به بیانی که عرض ]خواهم کرد،[ شب قدر شب ولی کامل است در هر زمانی؛ شب قدر یعنی شب انسان کامل.

حال از خود قرآن چه می‌فهمیم؟ اولا قرآن فرمود: «لَیلَةُ الْقَدْرِ خَیرٌ مِنْ اَلْفِ شَهْرٍ» و نفرمود : «لَیلَةُ الْقَدْرِ کانَ خَیرآ مِنْ اَلْفِ شَهْرٍ» (شب قدر بهتر بود از هزار ماه)، در حالی که اگر شب قدر فقط یک شب در زمان گذشته بود باید این طور می‌گفت. بالاتر آنکه بعد از اینکه به صورت ماضی


صفحه 82

می‌گوید: قرآن را در شب قدر نازل کردیم، یعنی بعد از آنکه نزول قرآن را در یک شب قدر به صورت ماضی بیان می‌کند، به صورت فعل مضارع که دلالت بر دوام و استمرار دارد می‌فرماید : تَنَزَّلُ الْمَلائِکةُ وَ الرّوحُ فیها بِاِذْنِ رَبِّهِمْ در این شب فرشتگان و روح به اجازه پروردگارشان به زمین نازل می‌شوند. شبی است که میان زمین و آسمان پیوند و ارتباط برقرار می‌شود، شب برقراری ارتباط میان زمین و آسمان است، آنهم نه یک مَلَک و دو ملک، بلکه ملائکه فرود می‌آیند و روح فرود می‌آید. می‌فرماید: «فرود می‌آیند» نه «فرود آمدند»؛ کما اینکه در سوره دخان هم فرمود : «فیها یفْرَقُ کلُّ اَمْرٍ حَکیمٍ»[1]و نفرمود «فُرِقَ» یا «اُفْرِقَ»؛ یعنی اینجا هم فعل مضارع است: هر امر به هم بسته‌ای از یکدیگر باز می‌شود. این است که ائمه اطهار فرموده‌اند: از اهل تسنن بپرسید[2]قرآن که می‌گوید «در شب قدر ملائکه و روح فرود می‌آیند» به چه کسی فرود می‌آیند؟ آیا ملائکه و روح که فرود می‌آیند به زمین فرود می‌آیند[3]یا بر دل فرود می‌آیند؟ اینها بر دل فرود می‌آیند. نَزَلَ بِهِ الرّوحُ الاَْمینُ. عَلی قَلْبِک لِتَکونَ مِنَ الْمُنْذِرینَ[4]. ملائکه بر قلب انسان فرود می‌آیند. تا انسانی روی زمین نباشد که در این مرحله و دارای آن درجه از کمال باشد که ملائکه بر قلب او فرود بیایند، اصلا فرود آمدن ملائکه معنی ندارد. این مطلب صد در صد درست است. پس شب قدر شب انسان کامل است.

[1]. دخان / 4.

[2]. اكثر اهل تسنن و شاید اكثریت قریب به اتفاق آنها قبول دارند كه شب قدر بعد از پیغمبر هم هست و ادامه دارد،منتها آنها شب بیست و هفتم ماه رمضان را شب قدر می‌دانند. آنهایی كه قائل به ادامه شب قدر نیستند خیلیكم‌اند.

[3]. مثلا آیا ملائكه، فرشتگان، این موجودات آسمانی و عِلوی در مهمان‌خانه‌ای فرود می‌آیند؟ آیا در سرزمینیچادر می‌زنند؟

[4]. شعراء / 193 و 194.


صفحه 83

چرا شب قدر در ماه رمضان است؟

حال چرا شب قدر در ماه رمضان است؟ لا اقل در اسلام باید شب قدر در ماه رمضان باشد و در غیر ماه رمضان معنی ندارد. پیغمبران و همچنین اولیاء کمَّل الهی مثل ائمه اطهار که از بسیاری از پیغمبران مقام برتر و بالاتری داشته‌اند، در همان عالم قرب خودشان مسائلی دارند که برای ما درک این مسائل مشکل است. موسی بعد از آنکه پیغمبر شده است و الواح می‌خواهد بر او نازل شود به میقات پروردگار می‌رود، اول سی شب، ولی با سی شب نتوانست دوره سلوک خودش را به پایان برساند. وَ واعَدْنا موسی ثَلاثینَ لَیلَةً وَ اَتْمَمْناها بِعَشْرٍ فَتَمَّ میقاتُ رَبِّهِ اَرْبَعینَ لَیلَةً[1]. سی شب با موسی مواعده شد و در این سی شب موسی کمال مجاهدت را می‌کرد برای آنکه آن شایستگی نهایی برای نزول الواح را پیدا کند، ولی نتوانست و بعد ده شب دیگر اضافه شد. آن سی شب از اول تا آخر ماه ذی‌القعده بود، و ده شب دیگر که اضافه شد، از اول تا دهم ماه ذی‌الحجه بود. در دهم ماه ذی‌الحجه بود که «فتح» برای قلب موسی رخ داد و آنچه که باید، بر او فتح شد.

این تازه بعد از دوره پیغمبری موسی است. هر ولی کاملی بلکه هر مؤمنی و هر انسانی در هر سال یک دوره‌ای دارد. ما وظیفه داریم شبانه‌روز پنج نماز بخوانیم ولی یک ماه ماه عبادت است، ماه اختصاص برای عبادت و پاک شدن و سلوک الی‌الله و بالا رفتن. ماه رمضان برای این کار قرار داده شده و به همین دلیل تمام ماه رمضان افضل است از تمام ماههای دیگر؛ لا اقل در اسلام این طور است. شاید برای موسی و امتش دهه ذی‌الحجه با فضیلت‌ترین ایام بوده، ولی برای پیغمبر اسلام

[1]. اعراف / 142.


صفحه 84

بافضیلت‌ترین ایام، ماه رمضان است. هر امامی از اول ماه رمضان صد برابر و هزار برابر بیشتر از آن کسانی که از ماه رمضان بهره می‌برند، بهره می‌برد؛ یعنی از اول ماه رمضان آن دوره سلوک خودش را شروع می‌کند تا می‌رسد به یک شب که شب قدر است. در شب قدر، دیگر درها به روی او باز می‌شود: تَنَزَّلُ الْمَلائِکةُ وَ الرّوحُ فیها.

چرا شب قدر دقیقا مشخص نیست؟

حال، شب قدر کدام شب است؟ در روایات تعیین نکرده‌اند که شب قدر ]دقیقا [کدام شب است و تعمدی در کار بوده. در راز اینکه چرا شب قدر را تعیین نکرده‌اند، علما حرفها زده‌اند. آیا شب قدر شب نوزدهم است یا شب بیست و یکم و یا شب بیست و سوم؟ یکی از تعابیری که در روایات است این است که در شب نوزدهم یک سلسله مسائل تعیین می‌شود، بعد در شب بیست و یکم اینها ابرام می‌شود[1]و بعد در شب بیست و سوم به مرحله امضا می‌رسد.

احتمال دیگر در علت تعیین نکردن شب قدر این است که شب قدرِ هر سال به آن امام تعلق دارد و بستگی دارد به وضع امام در آن سال؛ یک سال ممکن است امام در شب نوزدهم دوره‌اش را به پایان برساند و در این شب نزول ملائکه بر او بشود، و سال دیگر ممکن است در شب بیست و یکم یا بیست و سوم. علی‌الظاهر از شب نوزدهم زودتر نمی‌شود و این کار بالاخره یا در شب نوزدهم یا در شب بیست و یکم و یا در شب بیست و سوم صورت می‌گیرد.

[1]. ]یعنی محكم می‌شود.[


صفحه 85

دخیل بودن انسان کامل در مقدّرات عالم

آنوقت آیا انسان کامل در مقدرات عالم و لا اقل در مقدرات انسانها دخالتی دارد؟ کمتر کسی می‌تواند باور کند انسان، این موجود کوچک، روحش لوح تقدیر الهی باشد. ولی ما که نمی‌توانیم باور کنیم به این دلیل است که انسان کامل را نمی‌شناسیم. روح انسان کامل لوح تقدیر الهی است؛ یعنی در آنجا این نزول و این اندازه‌گیری ]صورت می‌گیرد.[ البته قضا و قدر الهی مرتبه بالاتری در عالم عِلوی دارد، چون تقدیر مراتبی دارد. یک مرتبه تقدیر، نفس و روح و قلب انسان کامل است. این است که می‌گوییم شب قدر شب انسان کامل است.

در شب قدر قرآن نازل شد و پیغمبر هر سال شب قدر داشته است و هر امامی هر سال شب قدر دارد و هیچ وقت زمین از انسان کامل خالی نیست و به همین دلیل هیچ سالی از شب قدر خالی نیست. و شب قدر هم از ماه رمضان بیرون نیست.

ما راجع به شب قدر تا این مقدار را می‌توانیم به کمک قرائنی که از خود قرآن کریم و از اخبار و روایات و دعاها داریم و با منطق برهانی هم جور درمی‌آید، بدانیم که شب قدر در ماه رمضان است و شبی است که میان زمین و آسمان، میان مُلک و ملکوت یک ارتباطی برقرار می‌شود، به تعبیر قرآن: «درهای آسمانها به روی زمین باز می‌شود»[1]و اصلا طبیعت و ماوراء طبیعت در آن وقت یکی می‌شود، از راه وجود امام و در وجود امام که هم وجود مادی و مُلکی دارد و هم وجود ملکوتی و ماورائی.

[1]. نبأ / :19 وَ فُتِحَتِ السَّماءُ فَكانَتْ أبْوابآ.


صفحه 86

شب قدر بهتر است از هزار ماه

قرآن به طور اجمال و سربسته این مطلب را برای ما بیان کرده: «قرآن را در شب قدر نازل کردیم و تو چه می‌دانی شب قدر چیست!». این «تو چه می‌دانی!» البته خطاب به پیغمبر است، ولی مثل خیلی از خطابهای دیگر مقصود، مردم است. یعنی انسان چه می‌داند که شب قدر چیست! حال، چه چیزی از این یک شب بهتر است از هزار ماه؟ ارزش عبادتش. برای ما هم ارزش عبادتش بیشتر است از هزار ماهی که در آن، شب قدر نباشد. ما در نماز می‌خوانیم: «اِیاک نَعْبُدُ وَ اِیاک نَسْتَعینُ». عبادت وقتی با حالت جمعی باشد بیشتر بالا می‌رود. وقتی روحهای دیگر حالت عِلوی پیدا کرده‌اند، بر روحهای تاریک مثل روحهای ما هم اثر می‌گذارد. اینکه سحرها برای عبادت بهتر است و روح انسان در سحر برای عبادت آماده‌تر است و بیشتر حضور قلب دارد، یک مقدار برای این است که در آن وقت پاکانی و روحهای بزرگ و قویی هستند (قدر متیقّنش وجود مقدس حضرت حجت) که در حال عبادتند. امروز درباره عالم ماده ثابت شده که وقتی کسی فکر می‌کند موج فکری‌اش به آن سر دنیا می‌رسد، تا چه رسد به امواج روحی، که ما نمی‌توانیم درک کنیم. شعاع روح آنها بر دیگران هم اثر می‌گذارد.

حال اگر شب شب قدر باشد، شبی باشد که امام در چنین هیجانی و در چنین حالت قربی است و جوّ روحی عالم به گونه‌ای است که درهای زمین و آسمان به روی یکدیگر باز شده، در آن شب افرادی مثل ما هم اگر ولو ذره‌ای هماهنگی نشان بدهیم، فیضی که می‌توانیم ببریم برابر است با هزار سال شب دیگر که بخواهیم عبادت کنیم؛ یعنی آن جوّ روحی که در آن شب به وجود می‌آید آنقدر بالابرنده است و برای احیاء و زنده داشتن شب مناسب است که برتری دارد بر هزار ماهی که شبهای ساده‌ای


صفحه 87

داشته باشد و این وضع در آن شبها وجود نداشته باشد.

پس ما از قرآن این قدر می‌فهمیم که ما قرآن را در شب قدر نازل کردیم. نمی‌دانی شب قدر چه شبی است! از هزار ماه بالاتر است. مفسرین گفته‌اند «هزار ماه» به عنوان تکثیر است، نه اینکه هزار و یک ماه بهتر باشد ]از این شب.[ یعنی کثرت شبها هرگز به پای این شب نمی‌رسد، هزار ماه را هم اگر حساب کنید به این شب نمی‌رسد، چرا؟ مگر در این شب چه خبر است؟ تَنَزَّلُ الْمَلائِکةُ وَ الرّوحُ فیها.

روح

روح در قرآن حقیقتی است مافوق ملائکه. از امیرالمؤمنین علی (ع) در مورد روح سؤال کردند، فرمود: روح حقیقتی است که از ملائکه برتر و بالاتر است. لذا قرآن حساب او را از ملائکه جدا می‌کند. تَنَزَّلُ الْمَلائِکةُ وَ الرّوحُ فیها بِاِذْنِ رَبِّهِمْ ملائکه و روح در این شب با اجازه پروردگارشان فرود می‌آیند.

معنی «امر»

مِنْ کلِّ اَمْرٍ. «امر» در قرآن به دو معنا به کار رفته است: گاهی به معنای فرمان الهی است: اِنَّما اَمْرُهُ اِذا اَرادَ شَیئآ اَنْ یقولَ لَهُ کنْ فَیکونُ[1]. این امر الهی اراده الهی است و اراده الهی عین ایجاد است. اگر معنی «امر» این باشد معنی آیه این است که این نزول به ایجاد الهی است. و اگر «امر» یعنی «هرکاری» (معنای متعارفی که ما به کار می‌بریم) معنی آیه این است که ملائکه و روح نزول پیدا می‌کنند به خاطر هر کاری؛ یعنی این نزول اینها با

[1]. یس / 82 .