در برخورد اول، آنها را در چشم شما کم نمایاند وَ یقَلِّلُکمْ فی اعْینِهِمْ و شما را هم در چشم آنها کم نمایاند. لِیقْضِی اللَّهُ امْراً کانَ مَفْعولًا خدا کاری را که میخواهد انجام دهد و قضای حتمیاش این است که آن کار را بکند، با این وسائل انجام میدهد. وَ الَی اللَّهِ تُرْجَعُ الْامورُ همه کارها به سوی خداوند بازگردانده میشود.
بعد از این آیات، چند آیه داریم که آداب جهاد را ذکر میکند: یا ایهَا الَّذینَ امَنوا اذا لَقیتُمْ فِئَةً فَاثْبُتوا وَ اذْکرُوا اللَّهَ کثیراً لَعَلَّکمْ تُفْلِحونَ ای اهل ایمان! آنگاه که با دشمن در میدان جنگ روبرو میشوید، پابرجا و محکم بمانید. اول دستور ثبات است.
در آیه دیگر میفرماید: انَّ اللَّهَ یحِبُّ الَّذینَ یقاتِلونَ فی سَبیلِهِ صَفّاً کأَنَّهُمْ بُنْیانٌ مَرْصوصٌ[1]خدا آن جمعیتی را دوست میدارد که در راه او میجنگند، صفی تشکیل میدهند مثل دیواری روئین. اولین دستور، ثبات است و ایستادگی و استقامت.
مواظب باشید روحیهتان را نبازید، فرار نکنید.
وَ اذْکرُوا اللَّهَ کثیراًیاد خدا
یاد خدا سبب قوّت قلب انسان است. مخصوصاً وقتی که انسان در شرایط سختی قرار میگیرد، یاد کردن خدا که انسان از قدرت الهی استمداد کند، روحیه انسان را قوی میکند. یا ایهَا الَّذینَ امَنُوا اسْتَعینوا
[1]. صف/ 4.
بِالصَّبْرِ وَ الصَّلوة[1]. نماز ذکر خداست. قرآن میگوید از نماز مدد و نیرو بگیرید.
یادم هست که سالها پیش شخصی که سابقه طلبگی داشته و میآید تهران در باند کسرویها قرار میگیرد، کتابی در رد شیعه نوشته بود که به آن جواب نوشتند. از جمله ذکر خدا را تحقیر کرده و گفته بود آیا اینکه یک پاسبان در دل شب خانههای مردم را پاسبانی کند بهتر است و خدا راضیتر است یا بنشیند یک جا و هی لبهایش را تکان بدهد بگوید من ذکر میگویم؟ مرد عالمی جواب خوبی داد، گفت: شقّ سومی دارد و آن اینکه پاسبان در همان حالی که تفنگش را روی دوشش گرفته و در خیابانها قدم میزند و پاس میدهد ذکر خدا میگوید. اسلام که نمیگوید یا برو پاسبانی کن یا ذکر خدا بگو، یا برو خلبان باش یا ذکر خدا بگو، یا برو کشتیبان باش یا ذکر خدا بگو. اسلام میگوید هرکاری که میکنی ذکر خدا بگو، آنوقت کارت را بهتر انجام میدهی و روحیهات قویتر میشود. چرا اینطور میگویی که آیا یک پاسبان خانهها را پاسبانی کند بهتر است یا بنشیند در خلوت و تسبیح هزاردانه دستش بگیرد و ذکر خدا بگوید؟ مثل اینکه قرآن گفته ذکر خدا فقط به این است که انسان در چلّه بنشیند، درها را به روی خود ببندد، تسبیح هزاردانه هم دستش باشد و ذکر بگوید. قرآن به مجاهدین میگوید: یا ایهَا الَّذینَ امَنوا اذا لَقیتُمْ فِئَةً فَاثْبُتوا وَ اذْکرُوا اللَّهَ کثیراً لَعَلَّکمْ تُفْلِحونَ ای اهل ایمان! آنگاه که با دشمن روبرو میشوید و مرگ دندانهای خود را به شما نشان میدهد پابرجا باشید و یاد خدا بکنید.
[1]
. بقره/ 153.
آداب جهاد
وَ اطیعُوا اللَّهَ وَ رَسولَهُ وَ لا تَنازَعوا فَتَفْشَلوا وَ تَذْهَبَ ریحُکمْ وَ اصْبِروا انَّ اللَّهَ مَعَ الصّابِرینَ.
وَ لاتَکونوا کالَّذینَ خَرَجوا مِنْ دِیارِهِمْ بَطَراً وَ رِئاءَ النّاسِ وَ یصُدّونَ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ وَ اللَّهُ بِما یعْمَلونَ مُحیطٌ. آداب جهاد را ذکر میکند. دوتایش را ذکر کردیم که گفت ثابتقدم و به یاد خدا باشید. سوم: اطیعُوا اللَّهَ وَ رَسولَهُ انضباط داشته باشید، از پیش خود کار نکنید. ببینید امر خدا چیست، همان را انجام بدهید. امر پیغمبر را اطاعت کنید که او ولی امر شماست و خدا به او اختیار داده است. پس شرط سوم در باب جهاد، انضباط است، هم انضباط به اصطلاح شرعی و هم انضباط عملی. انضباط شرعی یعنی دستورهای خدا را مو به مو عمل کنید. انضباط به اصطلاح نظامی یعنی دستور فرمانده خود را که خدا معین کرده است صد درصد به موقع اجرا بگذارید. چهارم:
وَ لاتَنازَعوا کوشش کنید خودتان با همدیگر اختلاف نداشته باشید که خیلی خطرناک است. تنازع نکنید که اگر تنازع بکنید تَفْشَلوا سست میشوید. جنگ و اختلاف داخلی سستی میآورد، یعنی شما باید در مقابل دشمن یک مشتِ گره کرده باشید. آن وقتی که خودتان با یکدیگر نزاع و اختلاف میکنید، آن نیرویی که باید علیه دشمن مصرف بشود علیه خودتان مصرف میشود.
ببینید این اختلافات داخلی که میان مسلمانها هست چه بر سر مسلمین آورده؟
فلسطینی اردنی را میکشد و اردنی فلسطینی را. من تجربه دارم؛ خدا میداند به آن اندازه که نیروی ما صرف خدمت به اسلام و مبارزه با دشمن اسلام میخواهد بشود، چند برابر این نیرو صرف خراب کردن خودمان میشود. قرآن میگوید: وَ لاتَنازَعوا نزاع نکنید فَتَفْشَلوا نتیجهاش این است که سست میشوید، استحکامتان را از دست میدهید. وَ تَذْهَبَ ریحُکمْ یعنی آن بادِ عزت و غلبه و دولت که برایتان میوزید از بین میرود. نسیم دولت و قدرت و غلبه، بعد از تنازع از بین میرود چون تنازع سستی میآورد و سستی نسیم عزت و دولت و غلبه را از شما میگیرد. این هم یک دستور که تنازع نکنید.
وَ اصْبِروا خویشتندار باشید، امید به آینده داشته باشید، بدانید صبر ظفر میزاید. انَّ اللَّهَ مَعَ الصّابِرینَ خدا با صبر کنندگان است؛ یعنی اگر انسان صبر و خویشتنداری و مقاومت کند خدای تبارک و تعالی او را مدد میدهد.
وَ لاتَکونوا کالَّذینَ خَرَجوا مِنْ دِیارِهِمْ بَطَراً وَ رِئاءَ النّاسِ وَ یصُدّونَ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ وَ اللَّهُ بِما یعْمَلونَ مُحیطٌ. دستور دیگر: با اخلاص باشید، کار را برای هدف بزرگ اسلامی انجام دهید. خودنمایی و چشم و همچشمی و تجملات را کنار بگذارید. مانند آنها نباشید که با «بَطَر» از خانهشان بیرون شدند. «بطر» آن خفّتی[1]است که از نعمت به انسان دست میدهد؛ مثل اینکه سربازی میخواهد به جنگ برود، کوشش میکند که بهترین لباس جنگی را داشته باشد، بهترین چکمهها را به پایش کند، بهترین نشانهها و درجهها را داشته باشد، مدالهای متعدد به
[1]. [به معنی سبکسری]
خودش بیاویزد. بعد میآید بیرون و خیلی قیافه میگیرد. نه، اینطور نباشید. از آنان که با ریا کار میکنند نباشید، مخلص باشید. چه خوب فرمود رسول اکرم که هرکس که در جهاد با ما شرکت کرد، صِرف اینکه برود در میدان جنگ و شجاعتش را نشان بدهد، خیلی از افراد دشمن را هم از میان ببرد، کافی نیست. ما باید تحلیل کنیم که این فردِ مجاهد برای چه مجاهده میکند؟ اگر برای خدا و رسول است قبول است؛ ولی از کجا که این مجاهد به امید اینکه غنیمت ببرد مجاهده نمیکند؟ از کجا که او به امید اینکه زن اسیری نصیبش بشود مجاهده نمیکند؟ فرمود هرکس که با این هدفها مجاهده کند، [مقصدش] هم همینهاست و از اینها بالاتر نخواهد رفت.
وَ لاتَکونوا کالَّذینَ خَرَجوا مِنْ دِیارِهِمْ بَطَراً وَ رِئاءَ النَّاسِ از آنها نباشید که از خانهشان بیرون آمدند به عنوان جهاد، اما از روی بَطَر یعنی از روی مغرور شدن به نعمتها، و یا از روی ریاکاری. وَ یصُدّونَ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ اینها مانع مردم میشوند از راه خدا. وَ اللَّهُ بِما یعْمَلونَ مُحیطٌ خدا به اعمال اینها احاطه کامل دارد یعنی خدا چنین اعمالی را نمیپذیرد. فرق میان کار خوب خدایی و کار خوب غیر خدایی این است که در کار خوب غیر خدایی، شخص میگوید این کار انجام بشود به هر انگیزهای که شد. مثلًا فردی یک کسی را میفرستد که برود دشمن او را تأدیب کند. وقتی برمیگردد از او میپرسد آیا خوب کتکش زدی؟ خوب نَرمَش کردی که دومرتبه صدایش در نیاید؟ دیگر نمیپرسد انگیزه و هدفت در این کار چه بود؟ اما کار خدا اینطور نیست. اول چیزی که سؤال میکنند هدف و انگیزه انسان است. و صلی اللَّه علی محمد وآله الطاهرین.
این صفحه فاقد متن است
تفسیر سوره انفال (8)
اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم
وَ لاتَکونوا کالَّذینَ خَرَجوا مِنْ دِیارِهِمْ بَطَراً وَ رِئاءَ النّاسِ وَ یصُدّونَ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ وَ اللَّهُ بِما یعْمَلونَ مُحیطٌ. وَ اذْ زَینَ لَهُمُ الشَّیطانُ اعْمالَهُمْ وَ قالَ لاغالِبَ لَکمُ الْیوْمَ مِنَ النّاسِ وَ انّی جارٌ لَکمْ فَلَمّا تَراءَتِ الْفِئَتانِ نَکصَ عَلی عَقِبَیهِ وَ قالَ انّی بَریءٌ مِنْکمْ انّی اری ما لاتَرَوْنَ انّی اخافُ اللَّهَ وَ اللَّهُ شَدیدُ الْعِقابِ[1].
آیه اول ترجمهاش این است: ای مسلمانان! شما مانند آن مردم نباشید که آنگاه که از خانههای خود بیرون آمدند با یک حالت غرور و نعمتزدگی، و به خاطر ریا و تظاهر، و متظاهراً بیرون آمدند، همانها که مانع مردم از راه خدا هستند، و خدا بر همه کارهای آنها احاطه دارد.
این آیه دنباله دو آیه قبل است. اشارهای به آن دو آیه بکنیم تا
[1]. انفال/ 47 و 48.
معنی این آیه روشن بشود. این سه آیه متوالی، دستور و آداب است برای مجاهدین مسلمان که ای مسلمانان مجاهد! آنگاه که با حریف روبرو میشوید و برای جهاد بپا میخیزید اینگونه باشید.
به نکاتی که در اینجا هست توجه بفرمایید و بعد مقایسه کنید میان دستورهایی که اسلام به سربازان و مجاهدین میدهد و دستورهایی که معمولًا و بلکه عموماً به سربازها میدهند. و مخصوصاً توجه کنید که از جنبه احساسی، اسلام احساسات مجاهدین را در چه جهتی رهبری میکند، و معمولًا تربیتهای بشری احساسات سربازان را در چه جهتی رهبری میکنند؟ البته یک قسمتهایی هست که مشترک است. مشترکات و مختصات هر دو را عرض میکنم.
در آن آیه خواندیم: یا ایهَا الَّذینَ امَنوا اذا لَقیتُمْ فِئَةً فَاثْبُتوا وقتی که با دشمن روبرو شدید ثابتقدم باشید. دستور ثبات و استحکام و پایداری است. این چیزی است که دیگران هم به سربازان همینطور دستور میدهند، و سرباز و مجاهد باید هم همینطور باشد، غیر از این اگر باشد نمیتواند سرباز باشد. و البته در میان ادیان، این از مختصات اسلام است که پیروان خود را دعوت به قوّت و قدرت میکند. ویل دورانت، مورخ معروف، یک دوره تاریخ تمدن نوشته است که بیشتر قسمتهای آن به فارسی ترجمه شده و در جلد یازدهم از ترجمهها درباره تمدن اسلامی بحث کرده که خواه ناخواه مربوط به اسلام میشود. در آنجا میگوید هیچ دینی مانند اسلام پیروان خود را دعوت به قوّت و قدرت نکرده است. و این یک حقیقتی است. یا ایهَا الَّذینَ امَنوا اذا لَقیتُمْ فِئَةً فَاثْبُتوا وقتی که گروهی از دشمن را ملاقات