رمضان، ماه ضیافت خدا
شبهای احیاء دارد نزدیک میشود. چه تعبیر عجیبی دارد پیغمبر اکرم برای ماه مبارک رمضان؛ میفرماید: دُعیتُمْ فیهِ الی ضِیافَةِ اللَّهِ[1]شما در این ماه به مهمانی خدا خوانده شدهاید؛ در این ماه، خدا میزبان است و شما میهمان. پس به این مقیاس بفهمید چقدر درهای رحمت الهی در این ماه باز است! میدانید در رابطه میزبان و میهمان، این میزبان است که شأن مهمان را گرامی میدارد. هر کسی وقتی مهمان یک آدم کریم شد، به دلیل این که مهمان است، میزبانْ او را گرامی میدارد. فقط کوشش کنید که لااقل بتوانید به صورت یک مهمان بر سر سفره این میزبان وارد بشوید.
اوج معنویت ماه مبارک رمضان، شبهای قدر است که نزدیک است. ما باید در طول این بیست روز لااقل کاری کرده باشیم که در این ایام و لیالی قدر (نوزدهم، بیست و یکم و بیست و سوم) [بتوانیم به صورت یک میهمان بر سرسفره این میزبان وارد شویم.] این روزه گرفتنها، این- به خیال خودمان- زنجیر بر نفس امّاره زدنها، با طبیعت مبارزهکردنها، روحانیت را غلبه دادن بر طبیعت، ذکر زیاد کردن خدا، دعای زیاد خواندن، تلاوت قرآن زیاد کردن، در یاد خدا زیاد بودن، اینها همه آمادگی است برای این که در این شبهای احیاء بتوانیم مانند یک میهمان بر سر سفره رحمت خالق خودمان وارد بشویم [و در این ضیافت] شرکت کنیم؛ توبه کنیم، انابه کنیم، استغفار کنیم، از خدای متعال رحمت
[1]. خطبه شعبانیه.
بخواهیم؛ سعادت بخواهیم برای خودمان، برای برادران مؤمن خودمان، برای جامعه اسلامی خودمان، اصلاح نفس خودمان را بخواهیم. عبادت اصلًا برای نورانیت است. ما عبادت میکنیم برای این که به وسیله عبادت و به یاد خدا بودن و غیر خدا را فراموش کردن، از این ظلمتها و کدورتها و تیرگیها بیرون بیاییم و قلب ما به نور الهی منوّر شود.
از ذات مقدس خدای متعال مسئلت میکنیم که به همه ما توفیق عبادت واقعی عنایت بفرماید.
خدایا! جان ما و دل ما و قلب ما را بینا و شنوا و گویا قرار بده. خدایا! دلهای ما را به نور قرآن منوّر بفرما، توفیق توبه و اخلاص به همه ما کرامت کن، خیر دنیا و آخرت به همه عنایت بفرما، اموات ما غریق رحمت خودت بفرما.
تفسیر سوره نور (12)
اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیمالَمْ تَرَ انَّ اللَّهَ یزْجی سَحاباً ثُمَّ یؤَلِّفُ بَینَهُ ثُمَّ یجْعَلُهُ رُکاماً فَتَرَی الْوَدْقَ یخْرُجُمِنْ خِلالِهِ وَ ینَزِّلُ مِنَ السَّماءِ مِنْ جِبالٍ فیها مِنْ بَرَدٍ فَیصیبُ بِهِ مَنْ یشاءُ وَ یصْرِفُهُ عَنْ مَنْ یشاءُ یکادُ سَنا بَرْقِهِ یذْهَبُ بِالْابْصارِ.یقَلِّبُ اللَّهُ اللَّیلَ وَ النَّهارَ انَّ فی ذلِک لَعِبْرَةً لِاولِی الْابْصارِ[1].
این آیات، همه دنباله همان آیه مبارکه نور است و همه این آیات یک هدف را تعقیب میکند و آن هدف همین است که همه موجودات عالم در یک روشنایی به سر میبرند، روشناند به نور خدا و با یک اراده
[1]. نور/ 43 و 44.
کائنات جوّیه
یک سلسله حوادث بسیار مهم، نه در زمین و نه به اصطلاح در آسمان (به معنای مثلًا ماه و خورشید و ستارگان) بلکه در این جوّی که بر زمین احاطه کرده، در این قشری از هوا که بر زمین احاطه کرده است رخ میدهد که اینها را «کائنات جوّیه» میگویند؛ همین تشکیل ابر در این فضا، حرکت بادها، ریزش باران و برف و تگرگ، طوفانها و انقلابها که گاهی تبدیل به یک نقمت و بلا میشود، ولی به هرحال این حوادث یک سلسله چیزهایی است که زندگی جاندارها و از آن جمله انسان بستگی به اینها دارد. اگر باد نمیبود و هوا ساکن مطلق میبود، مثل یک حوض
آب صد درصد آرام که هیچ تکانی به آن وارد نشود، آیا امکان زندگی برای بشر در هیچ نقطهای حتی منطقههای معتدله بود؟ نه. خیلی واضح است که اگر ابر و باران نمیبود گیاه و حیوان و انسانی نبود. من خودم نشمردهام ولی بعضیها که شمردهاند مدعی هستند که در 105 آیه قرآن از باد و ابر و باران و تگرگ و امثال اینها سخن رفته است.
علم کائنات جوّی هم مانند همه علوم دیگر تدریجاً توسعه پیدا کرده است و مخصوصاً بعد از اختراع و کشف وسائل جدید شناختن حوادثی که در جوّ رخ میدهد برای علما خیلی آسانتر شده است. مثلًا برای یک عالمِ هزار سال پیش مطالعه کردن ابرها کار بسیار مشکلی بود. گاهی چون میدیدند که بعضی از ابرها از کوهها هم پایینتر میآید، میرفتند بالای کوهها- چه مسافرت پر زحمتی- که از آنجا وضع ابرها را مشاهده کنند. بوعلی میگوید من مکرر خودم در جاهایی قرار گرفتهام که دیدهام ابر پایینتر از جایی است که من قرار گرفتهام. یا در این که ابر از چه تشکیل میشود، او در یکی از نوشتههای خودش میگوید که در یکی از مسافرتها این مطلب برای من روشن شد که ابر گاهی از خود هوا به وجود میآید نه بخار آب (چون در قدیم میگفتند ابر فقط و فقط بخار است) و امروز هم این مطلب ثابت است که به طور کلی ابر عبارت است از خودِ هوای اشباع شده از بخار آب.
حالا که این وسائل پیدا شده، هواپیمای جت سوار میشوند (همین جتهای معمولی که ما سوار میشویم و همین مسافرتهای معمولی را میرویم) و از ابرها خیلی بالاتر میروند، که وقتی انسان نگاه میکند خیال میکند روی زمین برف زیادی آمده است؛ یا با پیدایش وسائل رادیویی، مخابراتی و غیره، کشفیات تازهای در زمینه ابر و باد و باران شده است.
با این که قرآن دنبال هدف خودش است[1]ولی تعبیراتی که قرآن در باب باد و باران و ابر و تگرگ و امثال اینها کرده است، برای کسانی که با تحقیقات علمی مخصوصاً عصر جدید آشنا هستند خیلی اعجابآمیز و بلکه اعجازآمیز از کار درآمده است و من مخصوصاً آقایان[2]و بالخصوص طبقه دانشجو را توصیه میکنم که کتابی را که چند سال پیش منتشر شده است به نام باد و باران در قرآن در این زمینه مطالعه کنند. این کتاب دارای دو بخش است: در یک بخش جریان حرکت بادها و تشکیل ابرها و ریزش باران و پیدایش تگرگ و این جور چیزها را بر اساس آخرین نظریات علمی امروز بیان میکند، و در بخش دوم آیات قرآن در این زمینه را یکیک ذکر میکند، و وقتی انسان مطالعه میکند حقیقتاً دچار اعجاب و شگفتی میشود و به قول آن کتاب، انسان احساس میکند که این تعبیرات به طور قطع از یک منبع آگاهی دیگری [است] که نه فقط پیغمبر به عنوان یک فرد بشر امکان نداشته به این مسائل آگاه باشد، اصلًا بشر گذشته تا نیم قرن اخیر از این جور مسائل اطلاع نداشته است، و به هرحال تعبیرات قرآن تعبیرات خاصی است.
ما دو آیه در قرآن داریم که این دو آیه خیلی به هم نزدیک است، یعنی مثل این است که دو آیه مجموعاً یک آیه باشند با اندک اختلافی. یکی همین آیه 43 سوره نور است که میفرماید:الَمْ تَرَ انَّ اللَّهَ یزْجی سَحاباً ثُمَّ یؤَلِّفُ بَینَهُ ثُمَّ یجْعَلُهُ رُکاماً فَتَرَیالْوَدْقَ یخْرُجُ مِنْ خِلالِهِ، یکی هم آیه چهل و هشتم از سوره روم است که میفرماید:اللَّهُ الَّذی یرْسِلُ الرِّیاحَ فَتُثیرُ سَحاباً فیبْسُطُهُ فِی السَّماءِ کیفَ یشاءُ وَ یجْعَلُهُ کسَفاً وَ تَرَی الْوَدْقَ یخْرُجُ مِنْ خِلالِهِ. حال
[1]. قرآن همیشه در هر چیزی توحید را جستجو میکند، میخواهد یک پلی میان انسان و خدا بزند، یکراه ارتباطی میان خدا و انسان برقرار کند؛ هدف قرآن همین است.
[2]. [اشاره به حضّار]
«ریح»و«ریاح»
آیه سوره روم میگوید: خداست، ذات حق است آن که بادها را میفرستد. اولًا یکی از نکاتی که گفتهاند این است که قرآن در بعضی موارد تعبیر میکند به «ریح» (باد) و در بعضی موارد تعبیر میکند به «ریاح» (بادها). به حسب استقصایی که کردهاند هرجا که این کلمه، مفرد آمده است آنجا بادهایی ذکر شده که آن بادها منشأ خرابی و هلاکت و عذاب بوده است، مثل«ارْسَلْنا عَلَیهِمُ الرِّیحَ الْعَقیمَ»[1]و هرجا که قرآن باد را به عنوان یک مبشّر رحمت بیان کرده است، به صورت جمع ذکر کرده: «ریاح» (بادها)، و علمِ امروز ثابت کرده است که بادهایی که منشأ بارانها میشوند «یک جبهه» نیست، جبهههای مختلفی است که به شکل خاصی دست به دست یکدیگر میدهند و فقط در آن وقت است [که منشأ باران میشوند.] و عجیبتر این است که این نکتهای که از خود قرآن استفاده میشود، در حدیث تصریح شده است. در یکی از دعاها وارد شده است که:اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ لَنا رِیاحاً وَ لا تَجْعَلْهُ لَنا ریحاً[2]خدایا باد را برای ما «ریاح» قرار بده نه «ریح»؛ یعنی وقتی که میوزد، به آن شکلش باشد چون تنها به آن شکلْ رحمت است. و حتی از ائمّه سؤال کردهاند که مگر چه فرق است میان «ریح» و «ریاح»؟ عین همین جواب را دادهاند، گفتهاند که هروقت باد «یکجبههای» باشد عذاب است و هروقت «چند جناحی» باشد رحمت است. و باز در حدیث دیگری امیرالمؤمنین علی علیه السلام باد را تشبیه کرده است به یک پرندهای که دارای سری و جناحهایی است. عین ا گرفته است.
[1]. ذاریات/ 41.
[2]. جامع الصغیر، ج 2/ ص 111.
این تعبیر را علمای فرنگی امروز [به کار بردهاند و] حدود پنجاه سال بیشتر از عمرش نمیگذرد، ثابت کردهاند که گاهی حرکت باد به این شکل است که اگر کسی جناحهای مختلف و وضع حرکت آن را ببیند خیال میکند یک پرنده عظیمی روی دنیا ر اینجا هم قرآن چون بادهای رحمت را بیان میکند، کلمه «ریاح» دارد. عرض کردم اگر کسی بخواهد این مطلب را بیشتر درک کند کتاب باد و باران در قرآننظام نزول باران
فَتُثیرُ سَحاباً. «تُثیرُ» از ماده ثَوَرَ (ث- و- ر) است. این ماده اصلش «انقلاب» است.
عرب به انقلاب میگوید «ثوره»، و به گاو نر هم از آن جهت میگوید «ثور» که وسیله شخم زدن زمین یعنی زیر و رو کردن زمین است. چون با شخم زدن، زمین را زیر و رو میکند، به اعتبار زیر و رو کردن به آن میگویند «ثور»؛ و بنابراین معنی «اثاره» پراکنده کردن نیست که گاهی چنین گفتهاند، صرفِ پراکنده کردن را «اثاره» نمیگویند، «اثاره» پراکنده کردنی است که در آن زیر و رو کردن هم باشد. باز ثابت کردهاند که در وقت تشکیل ابرها و بادها یک انقلابات و شورشهایی در جوّ رخ میدهد که واقعاً ثوره و اثاره است نه یک حرکت عادی.
فَیبْسُطُهُ فِی السَّماءِ کیفَ یشاءُدر ابتدا این ابرها را پهن میکند- مثل این که سفرهای را پهن کنند، که میگویند «ابرهای سفرهای»- مطابق آنچه حکمت و مشیتش اقتضا کرده است. ولی ابر پهنشده منشأ باران نیست مگر بعد از آن که «وَ یجْعَلُهُ کسَفاً» جمع و درهم فشرده شود و حتی در