تفسیر سوره نور (3)
اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم
انَّ الَّذینَ یحِبّونَ انْ تَشیعَ الْفاحِشَةُ فِی الَّذینَ امَنوا لَهُمْ عَذابٌ الیمٌ فِی الدُّنْیا وَ الْاخِرَةِ وَ اللَّهُ یعْلَمُ وَ انْتُمْ لاتَعْلَمونَ.وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیکمْ وَ رَحْمَتُهُ وَ انَّ اللَّهَ رَؤُفٌ رَحیمٌ.یا ایهَا الَّذینَ امَنوا لاتَتَّبِعوا خُطُواتِ الشَّیطانِ وَ مَنْ یتَّبِعْ خُطُواتِ الشَّیطانِ فَانَّهُ یأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکرِ وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیکمْ وَ رَحْمَتُهُ ما زَکیمِنْکمْ مِنْ احَدٍ ابَداً وَ لکنَّ اللَّهَ یزَکی مَنْ یشاءُ وَ اللَّهُ سَمیعٌ عَلیمٌ[1].
در جلسه قبل گفتیم که قرآن کریم تکیه فراوانی روی این مطلب دارد که جوّ جامعه اسلامی جوّ تهمت و بهتان و افترا و بدگویی نباشد. مردم مسلمان هر وقت چیزی در مورد برادران و خواهران مسلمان خود
[1]. نور/ 19- 21.
شنیدند، مادام که به سرحد یقین قطعی- نه ظنّ و گمان- نرسیدهاند که جای شک و شبهه نباشد و یا بینه شرعی اقامه نشده است، وظیفهشان این است که آنچه میشنوند به اصطلاح معروف «از این گوش بشنوند و از گوش دیگر بیرون کنند» و به تعبیر دیگر همان جا که میشنوند دفن کنند و حتی به صورت این که «من شنیدم» هم نقل نکنند؛ نه تنها به صورت یک امر قطعی نقل نکنند، حتی این طور هم نگویند که «من چنین چیزی شنیدهام.» همین گفتنِ «شنیدم» هم «پخش» است و اسلام از پخش این نوع خبرهای کثیف و ناپاک و آلوده ناراضی است. مخصوصاً یک جمله در ذیل دارد که میفرماید: وَ اللَّهُ یعْلَمُ وَ انْتُمْ لاتَعْلَمونَ. میخواهد بفرماید که شما نمیدانید این جنایت چقدر جنایت بزرگی است و طبعاً نمیدانید که عقوبت این جنایت چقدر بزرگ است. اسلام میخواهد که محیط و جوّ جامعه اسلامی بر اساس اعتماد متقابل و حسن ظنّ و ظنّ خیر و بر اساس خوبگویی باشد نه بر اساس بیاعتمادی و بدگمانی و بدگویی، و لهذا اسلام غیبت را آنچنان حرام بزرگی دانسته است که تعبیر قرآن این است: وَ لا یغْتَبْ بَعْضُکمْ بَعْضاً ایحِبُّ احَدُکمْ انْ یأْکلَ لَحْمَ اخیهِ مَیتاً[1]که خلاصهاش این است: آن که از کس دیگر غیبت میکند، در واقع دارد گوشت او را میخورد در حالی که او مرده است.
روی همین اساس است که قرآن با بیانات گوناگون، این مطلب را تأکید و تکرار میکند. از آن جمله این آیه است:
انَّ الَّذینَ یحِبّونَ انْ تَشیعَ الْفاحِشَةُ فِی الَّذینَ امَنوا لَهُمْ عَذابٌ الیمٌ.
[1]. حجرات/ 12.
معنی اول آیه
یکی از گناهان بسیار بزرگ که قرآن وعده «عذاب الیم» برای آنها داده است این است که کسی یا کسانی بخواهند خودِ فحشا را در میان مردم رایج کنند. هستند کسانی که عملًا مروّج فحشا هستند، حال یا به حساب پولپرستی و یا از روی اغراض دیگری، که غالباً در عصر ما این اغراض، اغراض استعماری است؛ میخواهند فحشا در میان مردم زیاد شود، چرا؟ برای اینکه هیچ چیزی برای سست کردن عزیمت مردانگی مردم به اندازه شیوع فحشا اثر ندارد. اگر شما بخواهید فکر جوانان یک مملکت را از مسائل جدی که منافع استعمار را به خطر میاندازد منصرف کنید تا هیچ وقت فیلشان یاد هندوستان نکند راهش این است که هرچه دلتان میخواهد مشروب فروشی اضافه کنید، کاباره زیاد کنید، زنانِ هرجایی زیاد کنید، وسائل تماس بیشتر دخترها و پسرهای جوان را اضافه کنید تا اینها دائماً دنبال سرگرمیهای عیش و نوش باشند و دنبال مسائل جدی نروند. به همان اندازه که هروئین و تریاک نیروی جسمی و روحی طبقه جوان را تباه میکند، اراده را از مردم میگیرد یا آن را سست میکند و مردانگی و احساس کرامت و شرافت را از بین میبرد، به همان اندازه فحشا این کار را میکند.
برنامه آمریکاییها برای فاسد کردن دنیا
آمریکاییها که یک برنامه عمومی برای فاسد کردن همه دنیا دارند برنامهشان همین است: فحشا را زیاد کنید، دیگر خیالتان از ناحیه مردم راحت باشد. میگویند مدیر یکی از مجلات به نام «این هفته»[1]تدبیر اسلام برای حفظ روح مروّت
اسلام طرفدار جلوگیری از ارتباط جنسی نیست؛ در حدود خانواده، آن را تصحیح میکند[2]و طرفدار نظر کاتولیکها و کلیسا نیست، اما از دایره ازدواج مشروع که خارج شد، دیگر به هیچ وجه اجازه نمیدهد و این یک تدبیر و توطئهای[3]است از ناحیه اسلام برای حفظ روح مروّت، مردانگی، انسانیت و شرافت در زن و مرد مسلمان. در آیاتی که بعد راجع به «حجاب» میآید، درباره این موضوع بیشتر صحبت خواهیم کرد. نقطه مقابل، کسانی هستند که برای کشتن همان روح، فحشا را زیاد میکنند. این است که قرآن میفرماید: انَّ الَّذینَ یحِبّونَ انْ تَشیعَ الْفاحِشَةُ فِی الَّذینَ امَنوا لَهُمْ عَذابٌ الیمٌ آنان که دوست دارند و علاقه دارند فحشا را در
[1]. [خواننده محترم توجه دارد که سخنرانی در زمان رژیم فاسد پهلوی ایراد شده است.]
[2]. [یعنی صحیح میداند.]
[3]. [به معنی طرحریزی.]
معنی دوم آیه
[برای روشن شدن معنای دوم آیه لازم است] یک نکته ادبی عرض کنم و آن درباره کلمه «فی» است. «فی» به جای کلمه «در» فارسی است. ما میگوییم «در خانه» و عرب میگوید «فِی الدّار». کلمه «فی» در زبان عربی گاهی به معنی همان کلمه «در» میآید و گاهی به معنی کلمه «درباره». اینجا این آیه را این طور هم میتوان معنی کرد و معنی هم شده است و هر دو معنی درست است[1]و هر دو معنی با آیات افک تناسب دارد. معنای دوم آیه این است: «آنان که دوست دارند که فحشا درباره اهل ایمان شایع شود.» مقصود این نیست که خودِ فحشا در میان اهل ایمان شایع شود، بلکه نسبت فحشا درباره اهل ایمان شایع شود؛ یعنی کسانی که دوست دارند عِرض اهل ایمان را لکهدار کنند.
یک عده مردم، به اصطلاح روانشناسی امروز «عقدهدار» هستند، هر جا فردی را میبینند که در میان مردم یک وجهه و حیثیتی دارد، برای اینکه به این اشخاص حسادت میبرند، همت و عرضه هم ندارند که خودشان را جلو بیندازند، فوراً به این فکر میافتند که یک شایعهای درباره او درست کنند. میگویند ما که نمیتوانیم به او برسیم پس او را
[1]. آیات قرآن اساساً این طور نازل شده که گاهی یک معنی، دو معنی، سه معنی درست- و بیشتر- درآنِ واحد از آن استنباط میشود.
بدترین مردم
پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله یک وقت در حضور اصحاب فرمود: الااخْبِرُکمْ بِشَرِّ النّاس؟ آیا به شما خبر ندهم که بدترین مردم کیست؟ گفتند: بَلی یا رَسولَ اللَّهِ! فرمود: بدترین مردم آن کسی است که خیر خودش را از دیگران منع میکند و هرچه دارد تنها برای خودش میخواهد. آنهایی که حاضر بودند گفتند: با این مقدمه ما فکر کردیم دیگر بدتر از این افراد کسی نیست. بعد فرمود: آیا میخواهید به شما بگویم از این بدتر کیست؟ صنف دیگری را ذکر فرمود. اصحاب گفتند: خیال کردیم بدتر از این گروه دوم دیگر کسی نیست. بعد فرمود: آیا میخواهید از آن بدتر را به شما بگویم کیست؟ گفتند: از این بدتر هم مگر هست؟! آنگاه صنف سوم را فرمود: بدتر از این افراد، مردمان بد زبانِ فحّاشِ تهمتزن و آبرو برند. اینجا دیگر حضرت توقف کرد، یعنی بدتر از اینها دیگر وجود ندارد.
پس معنای دوم آیه این است: آنان که دوست دارند نسبتهای زشت- که خود نسبت زشت هم زشتی است- درباره اهل ایمان شایع شود، بدان که برای آنها عذاب دردناکی است.
بعد میفرماید: فِی الدُّنْیا وَ الْاخِرَةِ در دنیا و آخرت عذابشان دردناک است؛ یعنی خدا اینها را نه تنها در آخرت عذاب میکند، بلکه در دنیا هم عذاب میکند.
مکافات گناه
مسئله مکافات قابل توجه است. چنین چیزی به ما نگفتهاند که هر گناهی عقوبتی در این دنیا دارد. خیلی از گناهان است که اساساً در این دنیا عقوبتی ندارد. هر گناهی در آن دنیا عقوبت دارد، اما خدا از بعضی گناهان در همین دنیا هم نخواهد گذشت. یکی از آن گناهانی که در همین دنیا عکسالعمل دارد- که میتوانید آن را تجربه و آزمایش کنید- گناه تهمتزنی و آبرو بری است. آن که تهمت به ناحق میزند، در یک روزی گرفتارش خواهد شد، حال یا کسی مثل خودش به او تهمت ناحق خواهد زد و یا به شکلی رسوا و مفتضح خواهد شد.
وَ اللَّهُ یعْلَمُ وَ انْتُمْ لاتَعْلَمونَ خدا میداند و شما نمیدانید. میخواهد بگوید مطلبْ خیلی بزرگ است. خدا میداند که این کار چقدر بزرگ است و شما نمیدانید!
وَ لَوْلا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیکمْ وَ رَحْمَتُهُ وَ انَّ اللَّهَ رَؤفٌ رَحیمٌاز شیطان پیروی نکنید
باز تأکید دیگری میکند:یا ایهَا الَّذینَ امَنوا لا تَتَّبِعوا خُطُواتِ الشَّیطانِ وَ مَنْ یتَّبِعْ خُطُواتِ الشَّیطانِ فَانَّهُ یأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکرِای اهل ایمان! گام جای گام شیطان نگذارید، دنبال شیطان نروید.
اگر بگویید ما که شیطان را نمیشناسیم و او را نمیبینیم، از کجا
بفهمیم گام جای گام شیطان میگذاریم؟ میگوید این دیگر دیدن نمیخواهد، شیطان را از وسوسههایش بشناسید. آنجا که شما میبینید یک وسوسهای در قلب شما پیدا شد که شما را به یک عمل زشت و منکر و ناپسند دعوت میکند بدانید که آنجا پای شیطان در میان است، شیطان جلو افتاده و به شما میگوید: بیا. آن وسوسه، «بیا» ی شیطان است. نمیخواهد شیطان را به چشم ببینی، به دل ببین. وَ مَنْ یتَّبِعْ خُطُواتِ الشَّیطانِ آن که جای گامهای شیطان گام میگذارد باید بداند فَانَّهُ یأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکرِهشدار به مسلمین
وَ لَوْلا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیکمْ وَ رَحْمَتُهُ. بار دیگر میگوید: ای مسلمین! در زمان پیغمبر در یک پرتگاهی قرار گرفتید که اگر فضل و رحمت خدا نبود- آنهم به خاطر پیغمبر- جامعه شما چنان سقوط کرده بود که نجات پیدا نمیکردید. همه اینها برای این است که اگر در زمانهای بعد نظیر این قضیه رخ داد و مسئله شایعه سازی علیه مسلمین زیاد شد، بدانید که سقوط خواهید کرد و بدبخت خواهید شد (همان طوری که ما امروز هستیم). وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیکمْ وَ رَحْمَتُهُ ما زَکی مِنْکمْ مِنْ احَدٍ ابَداً اگر فضل الهی نبود، یکی از شما پاک از آب درنمیآمد، وَ لکنَّ اللَّهَ یزَکی مَنْ یشاءُ وَ اللَّهُ سَمیعٌ عَلیمٌاهمیت قرآن به مسئله وحدت مسلمین
آیه دیگر باز مربوط به همین قضیه است، اما مربوط به مطلبی که در دنبال این قضیه است: