هم مثل شما هستند؛ باید آنها را از خودتان بدانید و آنها را غیر حساب نکنید. ولی بعضی مثل صاحب تفسیرالمیزانآیه را جور دیگری تفسیر کردهاند، گفتهاند: در قرآن مکرر اعمال انسان را بهعنوان پیشفرستادهها تعبیر میکند مثل آیه سوره حشر:«یا أیهَا الَّذینَ امَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ»[1]و تعبیر«ما قَدَّمَتْ یداهُ»[2]و«بِما قَدَّمَتْ أَیدیهِمْ»[3]شُحّ نفس
«وَ مَنْ یوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَاولئِک هُمُ الْمُفْلِحونَ». این مضمون در آیات پیش هم آمده بود؛ در سوره حشر هم این مضمون را خواندیم. «شُح» عبارت است از بخل توأم با طمع و حرص. بخل یعنی امساک، در مقابل جود که بخشندگی است.
در قرآن، هم کلمه «بخل» و هم کلمه «شُح» آمده است. آنطور که بعضی گفتهاند بخل عبارت است از همان حالت امساک. در فارسی هم میگوییم فلانکس آدم بخیلی است، یعنی آدم ممسکی است، جود و بخشش ندارد. شُح، بخل است بهعلاوه حرص. حال ممکن است کسی بخیل باشد یعنی نسبت به آنچه دارد خیلی ممسک باشد اما حرص اینکه باز بیشتر به دست آورد نداشته باشد. حریص نیست اما آنچه را که دارد با گاز انبر هم نمیتوان از دستش بیرون آورد. بعضی دیگر حریص هستند،
[1]. حشر/ 18.
[2]. کهف/ 57؛ نبأ/ 40.
[3]. بقره/ 95؛ نساء/ 62؛ قصص/ 47؛ روم/ 36؛ شوری/ 48؛ جمعه/ 7.
آزمند هستند و دائماً میخواهند جمع کنند اما متقابلًا بخشنده هم هستند. ولی «شحیح» به آدمی میگویند که هر دو را با هم جمع کرده باشد، هم آزمند است و دائماً میخواهد جمع کند و هم آنچه را که دارد حاضر نیست به هیچ قیمتیجود کند. این دیگر بدترین صفتها در مورد مال و ثروت است.
رسول اکرم صلی الله علیه و آله در دوره اسلام در حال طواف بودند. مردی را دیدند که در حال طواف چنین دعا میکند: خدایا مرا بیامرز اگرچه میدانم که مرا نمیآمرزی! فرمودند: چرا خدا تو را نیامرزد؟ عرض کرد: یا رسولاللَّه! گناه من خیلی زیاد است.
از کوهها و از زمین و از آسمان هم بیشتر است. فرمودند: آیا گناه تو از خدا هم بزرگتر است؟ گناه تو از خدا که دیگر بزرگتر نیست؛ گناهت چیست؟ گفت: یا رسولاللَّه! من آدمی هستم که اگر کسی سراغ من بیاید و از من یک درهم بخواهد جان من میخواهد بیرون بیاید؛ اگر بفهمم کسی از من چیزی میخواهد اینچنین ناراحت میشوم. فرمود: دور شو، آیا نمیدانی کسی که اینچنین باشد بوی بهشت را نمیشنود؟ آیا این آیه قرآن را نشنیدهای:«وَ مَنْ یوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَاولئِک هُمُ الْمُفْلِحونَ»؟
تعبیر قرآن را ببینید. شح را برای انسان به منزله یک دشمن تلقی کرده است.
قبلًا خواندیم:«إنَّ مِنْ أَزْواجِکمْ وَ أوْلادِکمْ عَدُوّاً لَکمْ» برخی از همسران و فرزندان شما دشمنان شما هستند، و بعد خداوند چنین فرمود:«إنَّما امْوالُکمْ وَ أوْلادُکمْ فِتْنَةٌ». در اینجا دیگر ازواج ذکر نشده است. اولاد دو بار، ازواج یک بار و اموال هم یک بار ذکر شده است. در آیه مورد بحث میفرماید:«وَ مَن یوقَ شُحَّ نَفْسِهِ». شُح باز مربوط به مال است. هر کسی که نگهداشته بشود از شر شح، یعنی از این دشمن. میبینیم شح که صفتی مربوط به مال است مانند یک دشمن تلقی شده است. نتیجه این
میشود که همانطور که ازواج و اولاد عملًا گاهی بهصورت دشمن درمیآید، مال و ثروت هم گاهی بهصورت دشمن درمیآید ولی آن که دشمن است خودِ وجود عینی مال نیست بلکه آن صفت قائم به نفس انسان است که نامش «شُح» است. کسانی که از شر این دشمن نگهداشته بشوند آنها رستگاران هستند؛ یعنی درصورتی که کسی از این شر نگهداشته نشود هیچوقت رستگار نمیشود.
«إن تُقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً یضاعِفْهُ لَکمْ» اگر قرض بدهید به خدا، قرض نیک، قرضالحسنه، خدا آن را به شما رد میکند و مضاعف هم میکند.«وَ یغْفِرْ لَکمْ» و از گناهان گذشته شما هم میگذرد«وَاللَّهُ شَکورٌ حَلیمٌ» و خدا شکور و قدردان و حلیم و بردبار است. این تعبیر را در گذشته داشتیم:«مَنْ ذَا الَّذی یقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً»[1]. دراینجا میفرماید:«إنْ تُقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً»قرض حسن
کلمه «قرض» معنایش در اصطلاح معمولی همین است که کسی مالی را به شخص دیگری به عنوان قرض بدهد تا بعد پس بگیرد. این دو گونه است: یک وقت هست که بدون هیچگونه سودی و منفعتی آن را میدهد و پس میگیرد، این را میگویند قرض حسن. اما اگر سودی بخواهد، به هر نوع و به هر رنگی که باشد، این اسمش «ربا» است که از آن حرامترین حرامهاست یعنی یک گناه بسیار کبیره است. این در مورد قرض. قرآن همین تعبیر را ذکر کرده است ولی در تعبیرات قرآن وقتی میفرماید که به خدا قرضالحسنه بدهید، هم شامل قرضالحسنه معمولی میشود و هم
[1]. حدید/ 11.
شامل امری دیگر. در مورد اول، معنای آیه این میشود: آنچه که شما به بندگانی که نیازمند به قرض هستند بدون چشمداشت و سود قرض بدهید گویی به خدا قرض دادهاید، اجرش را از خدا بخواهید. ولی آیه قرآن منحصر به این نیست. هر نوع عمل خیری را قرآن قرضالحسنه تلقی میکند، مخصوصاً خیرات مالی را، یعنی آنچه را که شما انفاق میکنید. انفاقاتی که در راه خدا میکنید در واقع به خدا قرض دادهاید؛ یعنی هیچ انفاقی از انسان نیست که از دست برود. همین که انفاق میکنید، در واقع به خدا قرضالحسنه دادهاید.