من را از فرعون و از خانه فرعون نجات بده، پروردگارا در نزد خودت در بهشت برای من خانهای بساز که هم به نعم ظاهری منعّم باشم و هم در جوار قرب تو به سر ببرم (این جنبه معنوی قضیه است)، پروردگارا من از فرعون و از کردارهای فرعون متنفرم، مرا از فرعون و کردارهای فرعون و از این مردم ستمکار نجات بده.«وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذینَ امَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ اذْ قالَتْ رَبِّ ابْنِ لی عِنْدَک بَیتاً فِی الْجَنَّةِ»مثال به مریم علیها السلام
قرآن برای زن بد و شوهر خوب دو مثال آورده بود، برای زن خوب هم دو مثال میآورد، منتها مثال دوم زنی است که شوهر ندارد و آن مریم دختر عِمران است:«وَ مَرْیمَ ابْنَتَ عِمْرانَ الَّتی أَحْصَنَتْ فَرْجَها فَنَفَخْنا فیهِ مِنْ روحِنا»[1]و مثَل دیگر برای اهل ایمان مثل مریم دختر عمران است، همان که دامن خود را پاک نگه داشت. اینکه دامن خود را پاک نگه داشت، در نظر ما مسأله مهمی به حساب نمیآید. این از آن جهت است که یهود تا نزدیک به زمان ما همانطور که با مسلمین دشمن بودند
[1]. انبیاء/ 91.
با مسیحیها هم دشمن بودند. این قصه اسرائیل که پیش آمد و کشور اسرائیل تشکیل شد، میان پاپ و یهودیها آشتی داد. و چون یهود با مسیحیها دشمن بودند عیسی مسیح را متهم میکردند که العیاذ باللَّه زنازاده است و مریم العیاذ باللَّه زن بدکارهای بوده است. قرآن که این موضوع را بیان میکند و این همه اصرار دارد، میخواهد تودهنی به یهودیها بزند. خدمتی که قرآن به مسیح و مریم کرد، یعنی دفاعِ بحقی که از آنها کرد، اگر مسیحیهای دنیا همین یک نعمت و همین یک خدمت قرآن را در نظر بگیرند [باید قدردان قرآن باشند.]
یهودیها در آن زمان دنیا را پر کرده بودند که عیسی مسیح زنازاده است و مریم هم یک زن بدکاره بوده است. الآن در دنیا هفتصد میلیون جمعیت، یعنی مسلمانهای دنیا، همه به وحدت نظر میگویند مریم سلاماللَّه علیها صدّیقه و قدّیسه بود، و میخوانند:وَ مَرْیمَ ابْنَتَ عِمْرانَ الَّتی أَحْصَنَتْ فَرْجَها؛ یعنی قرآن سبب شده که هفتصد میلیون جمعیت عالم از حضرت مریم در مقابل این تهمتهایی که یهودیها میزنند دفاع کنند. اگر مسیحیها همین یک خدمت را در نظر بگیرند باید حق مسلمین را ادا کنند ولی علیرغم همه اینها الان دستگاه پاپ با یهودیها سازش کرده است، همان یهودیهایی که به عقیده خودِ آنها قاتل عیسی مسیح علیه السلام بودند. کتابهای خود مسیحیها پر است از این عقیده و کتابهای یهودیها پر است از نسبت ناروا به مریم، ولی مسیحیها دارند با یهودیها علیه مسلمین متحد میشوند!
قرآن کریم در این آیه مثَل دیگری برای زن پاک ذکر کرده است برای اینکه مقام قدّیسه بودن یک زن را بیان کند بدون اینکه از نظر رابطه با همسر هم چیزی بیان کرده باشد. مثَل دیگر برای اهل ایمان
مریم دختر عمران است، او که علیرغم تبلیغات دروغ یهودیها دامن خود را پاک نگه داشت، او «طاهره» و «مطهَّره» بود، او صدّیقه بود.«فَنَفَخْنا فیهِ مِنْ روحِنا» ما از روح خود به شکل اعجاز انگیزی در او دمیدیم و عیسی روح ماست که به وجودآمد.«وَ صَدَّقَتْ بِکلِماتِ رَبِّها» او زنی بود که سخنان پروردگار خود را تصدیق کرد، دستورات پروردگار خود را به درستی عمل کرد، به کتابهای پروردگار خود ایمان داشت.«وَ کانَتْ مِنَ الْقانِتینَ»کاملترین زنان جهان
در قرآن دو زن فوقالعاده تقدیس شدهاند. البته ما زنان دیگری هم داریم که در قرآن تقدیس شدهاند، اما نه در حد این دو زن، مثل مادر موسی علیه السلام. در احادیث ما رسیده است که کاملترین زنهای جهان چهار زن هستند که دوتای اینها در امم پیشین بودهاند، یکی همین زن فرعون، که میگویند نام او آسیه بوده است، و دیگری مریم مادر عیسی مسیح علیه السلام. عرض کردم اینها در درجه اعلی هستند، والّا قرآن از مادر همین مریم هم تجلیل کرده است، ولی نه در حد خود مریم. و دو زن در اسلام هستند که در عالیترین سطحها قرار گرفتهاند؛ یکی جناب خدیجه دختر خُوَیلَد، همسر بزرگوار پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله، که به اتفاق شیعه و سنی تا این زن- که همسر اول پیغمبر بود- زنده بود حضرت همسر دیگری انتخاب نکرد و با اینکه وقتی این زن از دنیا میرفت نزدیک هفتاد سال از عمر او گذشته بود، پیغمبر اکرم تا آخر عمر هر وقت نام
زهرای مرضیه، افضل زنان
دیگر حضرت زهرای مرضیه، صدّیقه طاهره سلاماللَّه علیها، که از این چهار زن افضلِ آنها ایشان هستند. باتوجه به اینکه کار پیغمبر هیچوقت حسابنشده و از روی احساسات بیمنطق بشری نیست، اگر ما رفتار پیغمبر را با حضرت زهرا در نظر بگیریم و سخنان پیغمبر را- که«ما ینْطِقُ عَنِ الْهَوی.انْ هُوَ الّا وَحْی یوحی[1]»- درباره حضرت زهرا در نظر بگیریم کافی است تا بفهمیم حضرت زهرا به چه کمالی از انسانیت رسیده است. مسأله این نبود که چون حضرت زهرا دختر ایشان بود احساسات پدری اقتضا میکرد که چنین تعبیر کند. کسی که کتاب آسمانیاش قرآن است و روابط فرزندی و پدری و روابط همسری را از نظر تأثیر در سعادت به این شدت میکوبد امکان ندارد که روابط حسنه او با دخترش و علاقه او به دخترش صرفاً جنبه احساسی و پدر و فرزندی داشته باشد و ریشه الهی نداشته باشد.
گفتیم که حضرت رسول صلی الله علیه و آله تا آخر عمر هرگاه که نام جناب خدیجه را میشنیدند اشک میریختند. این را زیاد نوشتهاند که در شب زفاف حضرت زهرا و حضرت امیر سلاماللَّه علیهما بعد از آنکه عروس را به خانه داماد بردند و زنها عروس را همراهی کردند چون عادت زنان آن زمان چنین بود- و زمانهای بعد هم گاهی همینطور بوده است- که
[1]. نجم/ 3 و 4.
بعد از آنکه عروس و داماد را به حجله میبردند دور و بر حجله را خالی نمیگذاشتند و گوش میکردند ببینند چه میگویند- که کار بد و زشتی است- رسول اکرم فرمود احدی از زنها حق ندارد در نزدیک حجله بماند.
همه رفتند. بعد از مدتی حضرت آمدند دیدند امّ ایمن در آن نزدیکهاست. فرمود: امّ ایمن مگر نگفتم که هیچ زنی حق ندارد نزدیک بماند، تو چرا ماندی؟ عرض کرد:
یا رسولَاللَّه! امر فرمودید، ولی من به علت دیگری این نزدیکها هستم. خدیجه همسر بزرگوار شما وقتی میخواست از دنیا برود به من گفت: امّ ایمن من هیچ ناراحتی ندارم، فقط یک ناراحتی در قلب خودم دارم و آن این است که دخترم فاطمه کوچک است، موقعی خواهد رسید که باید شوهر کند و دختر در شب عروسی احتیاج به مادر دارد، چون دختر حرفهایی دارد که فقط با مادرش در میان میگذارد و زهرای من مادر ندارد. فهمیدم که خدیجه چه میخواهد بگوید؛ یعنی آیا تو به جای من برای زهرای من مادری میکنی؟ گفتم: من حاضرم آن شب به جای شما باشم. یا رسولَاللَّه! من اینجا ایستادهام که اگر زهرا حاجتی داشته باشد و کسی را صدا کند من نزدیک بروم. امّ ایمن میگوید: تا نام خدیجه را بردم، اشکهای مبارک رسول اکرم جاری شد. بعد فرمود: پس تو اینجا بمان. امّ ایمن کنیز خدیجه و بسیار زن صالحهای بود و درواقع به منزله مادر دوم حضرت زهرا تلقی میشد.
علاقه رسول اکرم به زهرا سلاماللَّه علیها اعجابآور است. پیغمبر که گزاف حرف نمیزند میفرماید:«فاطِمَةُ انْسِیةٌ حَوْراءُ» فاطمه یک انسان بهشتی است (مثل اینکه ما میگوییم یک انسان فرشتهصفت، که هم انسان است و هم فرشته، هم فضائل انسان را دارد و هم فضائل
فرشته را).
باسمک العظیم الاعظم الاجلّ الاکرم یا اللَّه.
پروردگارا! دلهای ما را به نور ایمان منوّر بگردان.
پروردگارا! به ما توفیق عنایت بفرما که مراقب تغذیههای جسمی و روحی خودمان باشیم.
پروردگارا! ما را از همه لغزشها مصون و محفوظ بدار، ما را از شرّ نفس خودمان محفوظ بدار، نیتهای ما را خالص بفرما، اموات ما را مشمول عنایت و مغفرت خودت قرار بده.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
[تفسیر سوره ملک]
تفسیر سوره ملک (1)
بسماللَّه الرحمن الرحیم
تَبارَک الَّذی بِیدِهِ الْمُلْک وَ هُوَ عَلیکلِّ شَیءٍ قَدیرٌ.الَّذی خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَیوةَ لِیبْلُوَکمْ أَیکم أحْسَنُ عَمَلًا وَ هُوَ الْعَزیزُ الْغَفورُ.الَّذی خَلَقَ سَبْعَ سَمواتٍ طِباقاً ما تَریفی خَلْقِ الرَّحْمنِ مِنْ تَفاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَریمِنْ فُطورٍ.ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ کرَّتَینِ ینْقَلِبْ إلَیک الْبَصَرُ خاسِئاً وَ هُوَ حَسیرٌ[1].
این سوره مبارکه سوره «مُلک» نامیده میشود به اعتبار آیه اول، و بعلاوه بهطورکلی در این سوره راجع به مسائلی بحث شده است که با آنچه که در اینجا «ملک» نامیده و بیان شده است تناسب دارد. سوره با
[1]. ملک/ 1- 4.