بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 231

دست لطف خدا، ورای همه اسباب

«قُلْ أَرَأَیتُمْ انْ اصْبَحَ ماؤُکمْ غَوْراً فَمَنْ یأْتیکمْ بِماءٍ مَعینٍ» به حسب ظاهر آیه، دو مرتبه برمیگردد به حالت یک امر طبیعی. در جلسات پیش گفتیم که هرچه در عالم طبیعت هست اینچنین نیست که لازمه ضروری باشد که باید باشد و تخلفش محال است، بلکه زمام همه امور به دست خداوند است و خداوند است که هرچه را بخواهد باشد هست و اگر بخواهد نباشد نیست یا حتی اگر نخواهد باشد دیگر نیست. از این جهت است که انسان باید همه آنچه را که در عالم هست نعمتهایی بداند که دست لطف پروردگار به او داده است؛ یعنی از ورای همه اسباب و مسبّبات، باز باید دست لطف و عنایت او را ببیند. او اگر نخواهد، تمام این نظامها بهم میخورد. مثلًا اگر انسان به ظاهر و اسباب ظاهر نگاه کند، باران یک سلسله علل و اسباب دارد که آمدنش تابع آن است؛ خورشیدی است، بر دریاها میتابد، آب دریاها بخار میشود، این بخارها بالا میرود، ابر به وجود میآید، در اثر تغییر جوّ و حرارتْ باد به وجود میآید، ابر حرکت میکند، در یک جاهایی بالأخره به صورت قطرات باران پایین میآید. این دیگر لازمه نظام جبری عالم است، غیر از این شکل دیگری اساساً تصور ندارد. ولی اینطور نیست؛ سررشته همه این علتها و اسبابها در یک جا متمرکز است؛ در آنی اگر بخواهد، همه چیز تغییر ماهیت میدهد:

جمله ذرات زمین و آسمان

لشکر حقاند گاه امتحان

آب را دیدی که در طوفان چه کرد

باد را دیدی که با عادان چه کرد


صفحه 232

چه کسی اساساً از راز نهایی عالم آگاه است؟ آنچه که ما میبینیم، اموری سطحی است. سررشته همه اینها در دست خداست. اگر چشمهای میبینید، چاهی میبینید، آب زلالی میبینید، آب جاریای میبینید (ماء مَعین یعنی آب جاری) همه اینها را لطف خدا بدانید؛ اگر خدا نخواهد و اگر خدا خلافش را بخواهد چشمههای عالم خشک میشود. اگر خشک بشود، آن که بخواهد برای شما باز آبِ جاری بیاورد کیست؟

در بعضی از روایات به تعبیر این آیه توجه شده است؛ که مقصود از آن چشمه، تنها این چشمه ظاهری نیست، چشمه معنوی هم هست؛ درواقع کأ نّه اشاره است به خود حضرت رسول و ادامه وجود ایشان به وسیله اوصیاءشان؛ یعنی قدر این سرچشمه آب جاری و قدر این آب زلال را بدانید. اگر خدا بخواهد این سرچشمه را خشک کند و بگیرد، آن وقت کیست که برای شما آبی از نو جاری کند؟ آیا دیگر پیغمبری برای شما خواهد بود، هادی و راهنمایی برای شما خواهد بود؟ امامی برای شما خواهد بود؟ در احادیث آمده که اشاره به غیبت امام زمان است. بگو اگر این آب پنهان شود (چون آب اگر قاعر بشود معدوم که نشده، میرود در قعر زمین و مخفی میشود)، بگو اگر این آب که آب هدایت و راهنمایی است و به وسیله مقام امامت در میان شما جاری میشود از شما مخفی و پنهان بشود، کیست که باز آب جاری را به شما برگرداند غیر از ذات اقدس باریتعالی؟

در اینجا آیات سوره مبارکه ملک پایان میپذیرد.

ماه مبارک رجب است. برای جمعه اول رجب یک سلسله اعمال


صفحه 233

وارد شده است و یک ارزشهایی که دیگر اصلًا این حرفها در میان ما مطرح نیست. مصداق«قُلْ أَرَأَیتُمْ انْ أَصْبَحَ ماؤُکمْ غَوْراً فَمَنْ یأْتیکمْ بِماءٍ مَعینٍ» همینهاست. نام ماهها از قمری تبدیل میشود به شمسی؛ انسان اول خیال نمیکند که به دنبال خودش چه چیزهایی میآورد. ما که بچه بودیم، در منزل خود ما (من از هفت و هشت سالگی کاملًا یادم هست) اصلًا اینکه ماه رجب دارد میآید مشخص بود؛ میگفتند یک هفته به ماه رجب مانده، پنج روز مانده، سه روز مانده، امشب احتمالًا اول ماه رجب است، برویم برای استهلال؛ میرفتند برای استهلال، ماه را ببینند، شب اول ماه رجب است، اعمال ماه رجب را بجا بیاورند. در مسجد که جمع میشدند، همه صحبت آمدن ماه رجب بود. ماه مبارک رجب و ماه مبارک شعبان پیشدرآمدهای ماه مبارک رمضان هستند. من از بچگی همیشه این را میدیدم، مرحوم ابوی ما و مرحومه والده ما غیر از اول و آخر ماه رجب و غیر از ایامالبیض (یعنی سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم این ماه که اعمال بالخصوصی دارد و عمل معروفش به نام عمل «امّ داود» را ما آن زمان بچه بودیم بجا آورده بودیم، بعد بزرگ شدیم فراموش کردیم؛ به تبع آن جوّی که آن وقت وجود داشت، یعنی آب جاریای که در آن وقت بود، ولی وقتی که آبی رفت و مخفی شد، دیگر کیست که از نو آن را جاری کند) ایندو غیر از روز اول و روز آخر و سه روز وسط، حداقل پنجشنبه و جمعهها روزه بودند و بلکه مرحوم ابوی ما در بعضی از سالها دو ماه رجب و شعبان را پیوسته روزه میگرفتند و به ماه مبارک رمضان متصل میکردند، یعنی این سه ماه را یکسره روزه میگرفتند. اصلًا این ماه، ماه استغفار و توبه و عبادت است. حتی وارد شده است که اگر کسی نتواند روزه این ماه را بگیرد ذکری وارد شده


صفحه 234

یادی از حاجآقا رحیم ارباب و حاج میرزا علیآقا شیرازی

یادم است که در ماه مبارک رجب در سال 21- که تابستان بود و به اصفهان رفته بودیم- میرفتیم به درس آقای حاجآقا رحیم ارباب سلّمهاللَّه تعالی که از بزرگان هستند. من این ذکر را اول بار از این مرد شنیدم. میدیدم که خیلی کند صحبت میکند و اذکار را بالخصوص خیلی با تأ نّی و حضور قلب میگوید:سُبْحانَ الْالهِ الْجَلیلِ، سُبْحانَ مَنْ لاینْبَغِی التَّسْبیحُ الّا لَهُ، سُبْحانَ ذِیالْعِزَّةِ وَالْجَلالِ. میدیدم این مرد مرتب اینها را میگفت. چون پیرمرد بود و نمیتوانست روزه بگیرد، آن را با این جبران میکرد.

و باز یادم نمیرود که در همان سالها روز بیست و پنجم رجب بود (روز وفات حضرت موسی بن جعفر سلاماللَّه علیه)، ما در مدرسه نیماورد اصفهان بودیم، بعدازظهر بود، خوابیده بودیم، از خواب که بیدار شدیم یک وقت صدای مرحوم حاج میرزا علیآقا را شنیدم. ما در آن مدرسه غریبه بودیم، به عنوان تابستان رفته بودیم، ولی طلبههای آن مدرسه به مناسبت وفات از ایشان خواهش کرده بودند، آمده بود برای طلبهها موعظه میکرد و بعد هم ذکر مصیبت. حدیث دارد که در قیامت فریاد میکشند:«أینَ الرَّجَبیون» رجبیون کجا هستند؟ این مرد با همان آهنگی که داشت و با آن حال و روحی که داشت این تعبیر را به کار برد: آن وقتی که بگویند«أینَ الرَّجَبیون» و ما در پیشگاه پروردگار شرمسار


صفحه 235

باشیم، در ماه رجب هیچ چیزی نداشته باشیم و اصلًا جزء رجبیون شمرده نشویم، چه خواهیم کرد؟

غرض این است: این ماه، ماه استغفار و عبادت و روزه است و این سنتها در میان ما بکلی دارد فراموش میشود. ماه رجب میآید، بزرگهایمان [متوجه نمیشوند] تا چه رسد به بچهها. کمکم اگر به بچهها بگوییم ماههای قمری را از محرم تا ذیالحجه بشمار، نمیتوانند؛ اصلًا فراموش میکنند که یک چنین ماههایی هم وجود داشته است. ولی به هرحال تکلیف هرگز از ما ساقط نمیشود.


صفحه 236

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 237

[تفسیر سوره قلم]

تفسیر سوره قلم (1)

بسم اللَّه الرحمن الرحیم

ن وَ الْقَلَمِ وَ ما یسْطُرونَ.ما انْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّک بِمَجْنونٍ.وَ انَّ لَک لَاجْراً غَیرَ مَمْنونٍ.وَ انَّک لَعَلیخُلُقٍ عَظیمٍ.فَسَتُبْصِرُ وَ یبْصِرونَ.بِأَیکمُ الْمَفْتونُ.انَّ رَبَّک هُوَ اعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبیلِهِ وَ هُوَ اعْلَمُ بِالْمُهْتَدینَ.فَلا تُطِعِ الْمُکذِّبینَ.وَدّوا لَوْ تُدْهِنُ فَیدْهِنونَ[1].

سوره مبارکه قلم است که از سور مکیه است یعنی از سوری است که در سالهای ابتدای بعثت در آن جریان درگیریهای شدید پیغمبر اکرم با مشرکین مکه نازل شده است. سران قریش مردم نسبتاً جهاندیده و ثروتمند و باهوشی بودند به طوری که از کعبه به عنوان یک بتخانه استفادههای اقتصادی از تمام عربستان میکردند؛ یعنی کعبه برای آنها تنها یک مرکز عبادت و پرستش نبود، همه چیزشان بود. اینها علیه

[1]. قلم/ 1- 9.


صفحه 238

معنی«ن»

این سوره با دفع همین اتهام شروع میشود، به این صورت که با یک سوگند شروع میشود و خود این سوگند با موضوع سوگند که به اصطلاح مُقْسَمٌ علیه است- یعنی مقسمٌ به با مقسمٌعلیه- تناسب خاصی دارد. اول میفرماید:«ن». مقصود از کلمه«ن» چیست؟ یک معنی مسلّمش همین است که یکی از حروف هجائیه است، مثلالمکه در اوایل سورههای دیگر است،یس،حمو امثال اینها؛ یعنی یکی از حروف هجائیه است. راجع به اینکه این حروف مقطّعه قرآن در ابتدای سور به چه منظوری آورده شده است، تا به حال چند بار بحث کردهایم از جمله همین اواخر در اوایل سورهحمعسق؛ آنها را