
آشنایی با کرامات اهل بیت
تألیف
استاد حسين انصاريان
ناشر : قم، مركز علمى تحقيقاتى دارالعرفان
شماره جلد : 1
تعداد صفحات : 35
نوبت چاپ : چاپ اول، 1388
قطع : پالتویی
رويكردى است قرآنى و روايى نسبت به فضايل اهل بيت (ع) و جايگاه آنان، كتاب حاضر كه متن يكى از سخنرانى هاى استاد حسين انصاريان است. مباحثى در باره شئون مختلف اهل بيت (ع) و شناخت جايگاه و منزلت آنان ارائه شده است.
سخن ناشر
باسمه تعالى
آنچه انسان را در مسير پر فراز و نشيب زندگانى از نابسامانىها محفوظ مىدارد و موجب سعادت و
سرفرازى و سربلندى او در امتحانات الهى مىشود، پژوهش پيرامون علوم الهى و معارف اسلامى و پوشاندن جام عمل به دستورات بلند ربانى مىباشد.
در اين خصوص، دستيابى به حقيقت معارف الهى و آشنايى با جايگا حساس و ويژ آنها در حيات انسانى، ضرورى احساس مىشود.
مركز علمى تحقيقاتى دارالعرفان، در راستاى اهداف الهى خود، اين بار افزون بر استفاده از مطالب پربار و عالمان دانشمند محقّق حضرت استاد حسين انصاريان، با انتشار گلچينى از متن سخنرانىهاى معظّم له، از بيان پر حرارت و جذاب سخنرانىهاى استاد نيز تشنگانِ معارف سراسر نور ائمه اطهار: را بىنصيب نگذاشته و بدون خارج ساختن متن سخنرانى از قالب گفتارى آن، باب ديگرى را براى استفاده از معارف آلالله: و سيراب گشتن از اين چشم پرفيض باز نموده است.
اميد كه با عنايات خاص اهلبيت عصمت و طهارت: بيش از بيش بتوانيم از زمزم معارف آن ذوات مقدّس سيراب گرديم.
مركز علمى تحقيقاتى دارالعرفان الشيعى
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمدلله رب العالمين و الصلوه و السلام على سيد الانبياء و المرسلين حبيب الهنا وطبيب نفوسنا ابىالقاسم محمد صلى الله عليه و على اهل بيته الطيبين الطاهرين المعصومين المكرمين
قرآن كتاب يادآورى
كتاب خدا مىفرمايد:(إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ)[1]اين قرآن جز يك منبع يادآورِ حقايق عالم، يادآورِ احكام الهى، يادآورِ حلال و حرام خدا، يادآورِ سرگذشت گذشتگان براى
عبرتگيرى مخاطبان و يادآورِ مسائل بعد از مرگ براى جهانيان، نيست.
[1]1. تكوير: 27.
(إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ.)[1]: اين كتاب، يك منبع كامل هدايت، يك منبع كامل موعظه، يك منبع كامل پند، يك منبع كامل عبرت و درسآموزى، و يك منبع كامل قوانين زندگى است. اما براى چه كسى؟ اين قسمت خيلى مهم است:(لِمَنْ شاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ)[2]: براى كسى كه بخواهد در صراط مستقيم حق قرار گيرد، اين منبع اثربخش است:(لِمَنْ شاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ.)اين خواستن شما، خيلى مهم است و آن، خواستن شما به صورت فوقالعاده است، و
آن، خواستنى است كه موتور حركت شما براى پذيرش اين منبع، و به اجرا گذاشتن برنامههاى اين منبع است، امّا اگر كسى در دنيا، به اختيار خودش، اين منبع را نخواهد، چه سودى از اين منبع عايدش مىشود؟ بايد گفت، هيچ سودى از اين منبع به او نمىرسد. در آخرت هم از شفاعت اين كتاب بهرهاى نمىبرد؛ چون اين كتاب در قيامت شفاعتكننده رده اول است: (فانه شافع مشفع). اين سخن پيغمبر عظيمالشأن اسلام (ص) است كه منابع روايى شيعه و سنى اين روايت را نقل كردهاند.[3]
[1]1. همان.
[2]2. تكوير: 28.
[3]1. شيخ كلينى، كافى، ج 2، ص 599- بيهقى، سنن كبرى، ج 10، ص 9.
حالا اگر كسى بخواهد اين خواسته مثبت را كه اگر ارايه به غير خدا، به غير انبياء، به غير ائمه: و به غير قرآن بشود، يا اصلًا برآورده نمىشود؛ چون غير اين منابع، قدرت برآوردن اين خواستههاى مثبت را كسى ندارد، يا اگر برآورده بشود، در حدّ كاملى برآورده نخواهد شد:
دست حاجت چو برى، پيش خداوندى بر
كه كريم است و غفورست و رحيمست و دود
كرمش نامتناهى، نعمش بىپايان
هيچ خواهنده ازين در نرود بىمقصود[1]
[1]1. سعدى.
آن منابعى را هم كه خودش براى برآوردن خواستهها قرار داده، كار خودش را انجام مىدهند، مثل قرآن، مثل انبياء، مثل ائمه طاهرين:. اين جا آدم بايد عاقلانه كار كند؛ يعنى تمام خواستههاى مثبتش را ببرد درِ خانه خدا؛ ببرد درِ خانه انبياء؛ ببرد درِ خانه ائمه:؛ ببرد در پيشگاه قرآن مجيد. به اذن الله اين منابع مسئولند كه خواستههاى مثبت بشر را برآورده كنند.
شرك، ظلم عظيم
خيلى اين مسأله عظيم است. نمونهاى از قرآن را براىتان بگويم. قرآن شرك را (ظلم عظيم) مىداند؛ يعنى كسى بيايد در كنار پروردگار، يك قدرت ديگرى را قايل بشود و بگويد، به صورت مستقل كار به دست اين شريك در قدرت خدا هم هست. چيزى را عَلَم بكند، حالا
يا بت جاندار را، يا بت بىجان را، اين كار ظلم عظيم است:(إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ).[1]اين يك آيه است.(إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ)[2]: در قيامت هر گناهى را هر كس مىخواهد پيش من بياورد، من آن را مىبخشم، ولى شرك را نمىبخشم:(إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ.)[3]اين سخن را كه گفتم، در قيامت است؛ چون در دنيا تا آدم مهلت دارد، شرك قابل آمرزش است؛ چنانكه قبل از بعثت انبياء، درصد بالايى از مردم مشرك بودند. آنهايى از مشركان كه متديّن گشتند، آمرزيده شدند(إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ^)[4]،
[1]1. لقمان: 13.
[2]1. نساء: 48.
[3]2. همان.
[4]3. همان.
اين سخن، موضع خداوند نسبت به شرك است. حالا همين خدا با اين موضعگيرى سخت، چه در برابر خود شرك كه گفته است: ظلم عظيم است، و چه در اين كه گفته من شرك را نمىآمرزم. حالا شما بگو خدايا به كبريائت برنمىخورد، مشركين را هم بيامرز. نه اراده ازليش تعلّق گرفته به اين كه بعد از مردن، هيچ مشركى را نبخشد. معلوم مىشود، مشرك خيلى مورد نفرت خدا است. حالا همين خدا، در سوره توبه به پيغمبر: مىگويد، كه اگر لحنش را نگاه كنيد، لذّت مىبريد. آدم دلش مىخواهد براى چنين خدايى بميرد، از بس كه اين خدا خوب است:(وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجارَكَ)[1]:
[1]1. توبه: 6.