بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 103

2. مبارزه با كمونيسم‌

از ابتداى تأسيس حزب كمونيست ايران در دوران رضاخان و در شكل گسترده‌تر، حزب توده از سال 1320، درواقع دو تهديد جدى متوجه ايران بود: از بين رفتن و سلب هويت و ارزش‌هاى دينى، و سلطه كمونيسم و ديكتاتورى سياه آن بر ايران. اين دو تهديد، نگرانى و دغدغه همه نيروهاى مذهبى و به‌ويژه روحانيان را در پى داشت.

مبارزه با ماركسيسم و نفوذ شوروى در دوران 37 ساله پهلوى دوم، خواست مشترك رژيم و نيروهاى مذهبى، با انگيزه‌ها و شيوه‌هاى متفاوت بود. مبارزان غالباً در شكل نقد، تبيين و آموزش مبانى دينى، چاپ و انتشار كتاب، با ماركسيسم مقابله كردند؛ به‌گونه‌اى كه در دهه 50 ماركسيسم پايگاه و موقعيت گسترده قبلى خود را از دست داد و تنها شمارى از گروه‌هاى كوچك با گرايش‌هاى پراكنده هوادار باقى ماندند.

رژيم پهلوى با اين‌گونه فعاليت‌ها در ظاهر مخالفتى نداشت. اگرچه از گسترش موج گرايش به اسلام مبارز و انقلابى به شدت نگران و با تمام امكانات، حتى به‌كارگيرى تعدادى از ماركسيست‌هاى همكار رژيم، با آن مقابله مى‌كرد.

3. مقابله با جريان‌هاى فاسد

استكبار غرب براى تداوم سلطه و حاكميت خود، ايجاد تفرقه و نفى هويت ملى و دينى را استراتژى ثابت و اساسى خود قرار داده است.

نيروهاى مبارز مذهبى از ابتداى دهه 1320 با جريان‌هاى فكرى، فرهنگى و دينى منحرف و فاسد در اشكال مختلف، درگيرى و چالش داشتند. مقابله مكتوب و شفاهى، فردى و تشكيلاتى با جريان مشكوك و منحرف كسروى، بهائيت، ماترياليسم (ماده‌گرايى و الحاد) ضددين و معنويت و ليبرال- دموكراسى مروج سكولاريسم (جدايى دين از سياست)، بخشى از اين مبارزات و چالش‌ها بود. شكل‌گيرى و فعال شدن فداييان اسلام‌[1]و كشته شدن احمد

[1]. درباره جمعيت فداييان اسلام و مبارزات آنان در فصل آينده بحث خواهد شد


صفحه 104

كسروى با هدايت اين جمعيت، تخريب و بستن مراكز بهائيان، از جمله مبارزات نيروهاى مذهبى بود.

مطبوعات، مدارس، رسانه‌ها و امكانات دولتى در جهت گسترش تفكرات و ارزش‌هاى مورد حمايت سلطه غرب به اشكال گوناگون فعاليت مى‌كردند. روحانيان و نيروهاى مذهبى با امكانات بسيار محدود و با اتكاى به ايمان خود و حمايت نسبى مردم مبارزه را ادامه مى‌دادند.

4. مبارزه با سلطه بيگانه و عوامل آن‌

از ابتداى دهه 20 و همزمان با اشغال كشور و سقوط رضاخان، شرايط براى مبارزه با رژيم وابسته و سلطه خارجى تا حدودى فراهم شد. اگرچه مبارزات عده‌اى از روحانيان در دوران رضاخان، با وجود شرايط بسيار سخت و سنگين، ضرباتى بر نفوذ و سلطه بيگانه وارد نموده بود.

در اين دوران نيز بعضى از مراجع و علما، پيشتاز مبارزه بودند و اقداماتى از نجف، قم، مشهد و شهرهاى ديگر آغاز شد. دولت‌هاى ضعيف و بى‌ثبات اين دوره و بحران‌هاى متعدد، امكان مقاومت چندانى در مقابل حركت‌هاى دينى و سياسى روحانيان و مردم را به آنان نمى‌داد. حركت‌هاى گسترده‌اى در اشكال مختلف مكتوب، منابر، اجتماعات، نامه‌نگارى به مسئولان و احياى فرايض دينى (ازجمله حجاب)، بدون تشكيلات سراسرى و بدون برنامه‌اى خاص، و صرفاً بر اساس انگيزه و آگاهى دينى، سياسى صورت گرفت.

آيت‌الله سيدابوالقاسم كاشانى از جمله شخصيت‌هاى مبارز اين دور بود، كه با شركت فعال در جهاد با امپراتورى بريتانيا در سال‌هاى 98- 1296 (19- 1917 م.) براى استقلال عراق همراه با تعدادى ديگر از مراجع، شهرت و محبوبيت بسيارى كسب كرد. وى در دهه‌هاى 20 و 30 فعاليت‌هاى مبازراتى سختى بر ضدسلطه بيگانه و در دفاع از اسلام و منافع مسلمين داشت.[1]

[1]. در فصول بعد، مختصرى در اين زمينه تحليل و تبيين مى‌شود. كتاب‌ها و مقالات بسيارى درباره شخصيت، افكار و مبارزات آن عالم بزرگ نوشته شده كه تعدادى از آنها در منابع كتاب معرفى شده است


صفحه 105

در اين دوران بيشتر اقدامات و مبارزات، به‌علت شرايط تاريخى و گذشته پرماجرا و مأيوس كننده مردم، متوجه فعاليت‌هاى فرهنگى، آموزشى و تبليغاتى بود؛ زيرا علاوه بر ضرورت گسترش آگاهى و تربيت نيروهاى دينى مبارز، شرايط سياسى و اقتصادى همچنان به علت اشغال، نامساعد و بحرانى بود. دولت‌هاى اشغالگر در مقابله و ايجاد محدوديت براى جريان دينى وحدت‌نظر داشتند. در چنين وضعيتى، ماركسيست‌ها، ملى‌گراها، بهائى‌ها، طرفداران كسروى و بالاخره سازمان‌هاى جاسوسى، آزادى عمل كامل همراه با امكانات بسيار در اختيار داشتند. با وجود چنين شرايطى، از سال 1327 فعاليت‌هاى سياسى و تشكيلاتى گسترده‌تر نيروهاى مذهبى آغاز شد و آنان به‌عنوان جريان جديدى وارد معادلات سياسى- اجتماعى شدند.

مبارزات گروه‌ها و شخصيت‌هاى مسلمان در اين مقطع تاريخى، اگرچه سراسرى و همه‌جانبه نبود، ولى زمينه‌ساز تحولات و تبديل نهضت اسلامى دهه 40 به انقلاب اسلامى در دهه 50 گرديد.


صفحه 106

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 107

فصل دوم: نهضت ضداستعمارى‌

مقدمه‌

از جمله پى‌آمدهاى جنگ جهانى دوم، اهميت روزافزون نقش نفت به‌عنوان كالايى استراتژيك و تأثيرگذار بر روند تحولات ايران، منطقه و در سطح بين‌الملل و توجه به موقعيت ويژه ايران در معادلات بين‌المللى و منطقه‌اى بود. از اين رو رقابت قدرت‌هاى بزرگ در منطقه تشديد و ايالات متحده آمريكا به‌عنوان قدرت جديد استعمارى به صحنه تحولات ايران وارد شد به‌گونه‌اى كه به‌تدريج نقش آمريكا رو به افزايش و نقش شوروى و انگليس رو به كاهش نهاد. اين تغيير در سلطه، زمينه‌ساز دگرگونى‌ها و تغييراتى در جغرافياى سياسى، اقتصادى و حتى فرهنگى گرديد كه در فصول بعد به اختصار مورد تجزيه و تحليل قرار خواهد گرفت.

موقعيت جغرافيايى (استراتژيك) و ويژگى‌هاى سرزمينى (ژئواستراتژيك) ايران، علت اصلى بسيارى از تلاش‌هاى غرب براى جلوگيرى از سلطه شوروى بر اين كشور بوده است. در اين راستا برخورد شرق (شوروى) و غرب (آمريكا و اروپا) در ايران يكى از پديده‌هاى مهم روابط بين‌المللى پس از جنگ جهانى دوم به‌شمار مى‌رود.

غرب، براى رسيدن به اهداف منطقه‌اى خود در خليج فارس و خاورميانه، تسلط بر ايران را يك اصل خدشه‌ناپذير مى‌دانست؛ از اين رو آمادگى داشت تا با تعيين امتيازات محدود و منافع تعريف شده براى شوروى در اين منطقه و در نقاط ديگرى از جهان امتيازات بيشترى به اين كشور بدهد. به همين علت هر زمان غرب اراده اقدامات ويژه‌اى را در ايران داشت، افزون بر


صفحه 108

هماهنگى با شوروى، منافعى هرچند محدود براى ابرقدرت شرق در نظر مى‌گرفت و به اصطلاح بده و بستان مى‌كرد.

زمينه‌سازى سلطه پايدار

براى تثبيت حاكميت غرب در كشور و تمركز قدرت در دربار، طرح‌هاى متعددى به اجرا درآمد كه تشكيل مجلس مؤسسان و ايجاد تغييراتى در قانون اساسى، از جمله آنها بود. سقوط دولت قوام با رأى مجلس در سال 1326 و طرح ناموفق قتل شاه در پانزدهم بهمن 1327 در دانشگاه تهران، سركوب مخالفان، تبعيد آيت‌الله كاشانى، تعطيلى تعدادى از روزنامه‌ها و انحلال حزب توده را در پى داشت و زمينه‌ساز تسريع اجراى طرح تشكيل مجلس مؤسسان دوم شد.

1. تشكيل مجلس مؤسسان‌

نتيجه تجربيات چهار دهه پس از مشروطه براى قدرت‌هاى خارجى اين بود كه اگر روزى انتخاباتى آزاد و قانونى در ايران برگزار شود، قطعاً عناصر طرفدار و وابسته به آنها نخواهند توانست حكومت را در اختيار داشته باشند؛ بنابراين براى محدود كردن مجلس شوراى ملى و در مقاطعى، تعطيل كردن آن، طرح جديدى به اجرا گذاشته شد.

از سال 1326 تشكيل مجلس مؤسسان براى تغييراتى در قانون اساسى مطرح گرديد و سرانجام در نوزدهم اسفند 1327 فرمان تشكيل آن صادر و اين مجلس با پى‌گيرى و نظارت عوامل غرب، تشكيل شد. هدف از تشكيل مجلس مؤسسان اين بود كه محدوده قانونگذارى و تصميم‌گيرى‌هاى كلان به ترتيبى سازمان‌دهى شود كه دقيقاً ديدگاه‌ها و منافع غرب تأمين شود.

در هفدهم ارديبهشت 1328 اصل الحاقى به قانون اساسى و تغييرات اصل 48 به تصويب رسيد. بر اساس اين مصوبات، مجلس جديدى به‌نام «مجلس سنا» تشكيل شد. تعداد اعضاى‌


صفحه 109

مجلس جديد، شصت نفر بود كه سى نفر آنان را شاه و بقيه را مردم از طريق انتخابات تعيين مى‌كردند. به اين ترتيب تمامى مصوبات مجلس شوراى ملى مى‌بايست مورد تأييد شاه و دربار، و به‌عبارت ديگر مورد تأييد اروپا و آمريكا قرار گيرد؛ زيرا سناتورهايى كه ظاهراً مردم انتخاب مى‌كردند، غالباً از فئودال‌ها، سرمايه‌داران و يا مقامات بازنشسته دولتى بودند كه از قبل شناسايى و انتخاب مى‌شدند! درنتيجه اكثريت آراى سنا، هماهنگ با ديدگاه‌هاى شاه و منافع سلطه‌گران خارجى بود. در بيستم بهمن 1328 اولين دوره مجلس سنا همزمان با شانزدهمين دوره مجلس شوراى ملى افتتاح شد.

از اين زمان به بعد، هيچ مصوبه‌اى به زيان آمريكا و انگليس به تصويب نرسيد؛ زيرا اگر در مجلس شوراى ملى، لايحه‌اى به تصويب مى‌رسيد كه مخالف نظر دربار و يا به زيان يكى از دولت‌هاى غربى بود، در مجلس سنا تأييد نمى‌شد. فهرست نمايندگان سنا در مدت سى سال فعاليت آن، نشان مى‌دهد كه اعضاى آن غالباً يا از اعضاى فراماسونرى و يا از عوامل سيا و يا عامل دربار بوده‌اند. جعفر شريف‌امامى، استاد اعظم لژفراماسونرى ايران، چهارده سال رياست مجلس سنا را برعهده داشت.

2. گسترش نفوذ آمريكا

حضور و نفوذ ايالات متحده آمريكا در جريان جنگ، زمينه‌اى براى سلطه كامل و حذف شوروى و تا حدودى تضعيف سلطه انگليس شد. حمايت از تخليه ايران، مقابله با شوروى در جريان تجزيه آذربايجان، اعطاى كمك‌هاى اقتصادى و فنى، طرح شعارهاى استقلال و توسعه، بخشى از اقدامات اين كشور در راستاى نفوذ بيشتر و عقب‌زدن اروپا، به‌ويژه انگليس، از ايران بود.

نفوذ و سلطه همه جانبه انگليس از جمله عللى بود كه باعث مى‌شد آمريكا با ترديد براى هزينه‌كردن و سرمايه‌گذارى عمل كند و بنابراين آمريكايى‌ها با وجود مذاكرات و درخواست‌هاى متعدد مقامات ايرانى، تا سال 1329 تلاش فوق‌العاده‌اى براى حضور در ايران‌


صفحه 110

نداشتند، اما بلافاصله پس از انتخاب رزم‌آرا به نخست‌وزيرى در پنجم تير 1329، هنرى‌گريدى، اقتصاددان برجسته آمريكايى و تعدادى كارشناس اقتصادى، همراه وى به تهران آمدند.

در سال 1329 با تلاش دولت ايران و سفير آمريكا، يادداشت تفاهمى براى استفاده از اصل چهار ترومن امضا شد.[1]هدف اصل چهار، بهبود وضع روستاييان و اعطاى كمك كشاورزى و بهداشتى به آنان اعلام شد، اما در عمل فقط پانصد هزار دلار پرداخت شد كه نسبت به انتظارات و نياز ايران بسيار ناچيز بود. دولت انگليس هر گونه كمك به ايران را در اين مقطع، در دوران آغاز نهضت ضداستعمارى ملى شدن صنعت نفت، به زيان خود و به سود ايران و آمريكا مى‌دانست؛ از اين رو با تلاش بسيار، مانع كمك‌هاى بيشتر شد.

دولت‌هاى ايران تا كودتاى 28 مرداد 1332، از اين برنامه استقبال مى‌كردند و آن را نشانه حسن‌نيت ايالات متحده و ابزارى براى مقابله با سلطه استعمارى انگليس مى‌دانستند. با بررسى و تحليل اين حركت‌ها روشن مى‌شود كه دعوت از آمريكا براى حضور بيشتر در راستاى برقرارى موازنه با قدرت استعمارى مسلط بوده است.[2]

كمك‌هاى نظامى از سال 1326 به تدريج تحويل ارتش شد و قراردادهاى متعددى در اين زمينه به امضا رسيد. در چهاردهم مهر 1328 (6 اكتبر 1949)، كنگره آمريكا قانون كمك به دفاع مشترك را تصويب كرد و 27 ميليون دلار به ايران پرداخت كرد.

دولت ايران متعهد شد از جنگ‌افزارهاى مزبور، تنها در اجراى هدف‌هاى ذكر شده در يادداشت استفاده كند و كمك نظامى هيچ كشورى را بدون موافقت ايالات متحده نپذيرد!

[1]. ترومن، رئيس جمهور آمريكا، طى نطقى در اول بهمن 1327( 20 ژانويه 1949) به مناسبت آغاز دومين دوره زمامدارى برنامه‌اى براى كمك به كشورهاى فقير را براى جلوگيرى از خطر كمونيسم را بنياد نهاد:

« ما با يك برنامه شجاعانه براى اينكه پيشرفت‌هاى علمى و صنعتى خود را در اختيار مناطق عقب‌مانده جهان قرار دهيم، اين دوره را آغاز مى‌كنيم تا مناطق مزبور به سهم خود به پيشرفت نايل گردند ....»

اين برنامه اصل 4 ترومن عنوان گرفت

[2]. بنگريد به: دكتر حسن آيت، چهره حقيقى مصدق‌السلطنه