بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 141

انگلستان شد. مأموريت‌هاى اساسى امينى عبارت بود از: اجراى اصلاحات ارضى (از بين بردن فئوداليسم پايگاه و حامى انگليس)، مبارزه با فساد (براى رسيدگى به وضع طبقات پايين و كاهش فاصله طبقاتى)، اصلاح وضع اقتصادى (ايجاد طبقه متوسط به‌عنوان پايگاه نفوذ سرمايه‌دارى و مصرف‌كننده كالا)، ايجاد فضاى باز سياسى (در جهت تحقق دموكراسى هدايت شده و گسترش سلطه بر كشور) و نزديكى به علما و روحانيان (به ابتكار شخصى او براى فريب مردم و تظاهر به اسلام، برخلاف نخست‌وزيران گذشته كه سعى در تظاهر به دورى از روحانيان و مذهب داشتند.)

دكتر امينى را كه به ظاهر از وجهه ملى برخوردار بود، بر سر كار آوردند. او در مجالس علما و محافل دينى شركت مى‌كرد، ولى در پنهان از سياست‌هاى آمريكا طرفدارى مى‌كرد ... با اين كار مى‌خواست نظر آقايان را به خود جلب كند. در كوچه‌هاى قم پياده و به سرعت از خانه اين آقا به خانه آن آقا راه مى‌رفت. وقتى با امام ملاقات كرد، ايشان هشدار داده بود:

«شما سر كار هستيد، مواظب باشيد! اگر ما احساس كنيم اتفاقى مى‌خواهد بيفتد، ساكت نخواهيم نشست!»[1]

اولين اقدام او براى ازبين بردن محدوديت در تصميم‌گيرى و مقابله با نفوذ انگليس، انحلال مجلس بود؛ مجلسى كه طى انتخاباتى در دوره شريف امامى از تعداد زيادى فئودال و عوامل انگليس تشكيل شده بود. به اين ترتيب، كليه مصوبات دولت وجهه قانونى يافت.

انتخاب رابط ويژه با آمريكا، به دليل عدم اعتماد به وزارت خارجه؛ بركنارى تيمور بختيار و انتصاب تيمسار پاكروان، كه به اعتدال شهرت داشت؛ آزادى تعدادى از زندانيان سياسى؛ توقف بازداشت‌ها و شكنجه و آزادى نسبى مطبوعات و احزاب‌غرب‌گرا؛ تصويب لايحه اصلاحات ارضى در هيئت دولت، كه بيش از يك دهه در دستور كار بود و زمينداران بزرگ مانع تصويب آن بودند، بخشى از اقدامات امينى در دوره نخست‌وزيرى بود.

آمريكا تلاش بسيارى براى تقويت و تثبيت دولت مورد نظر خود به عمل آورد، ولى به‌

[1]. على باقرى، خاطرات پانزده خرداد، ج 1، ص 94


صفحه 142

دليل خطاهاى پرشمار در جلب نظر مردم و روحانيان و نگرانى شاه و دربار از تزلزل حكومت، امينى نه‌تنها موفق به ايجاد شرايط لازم براى تحقق سياست‌هاى جديد نشد، بلكه زمينه‌ساز استبدادى به مراتب خشن‌تر از پيش گرديد. اگرچه آمريكا تا آخرين روزهاى زندگى، او را مورد حمايت خود داشت.

مردم و مبارزان به‌خوبى مى‌دانستند كه مأموريت اصلى امينى، تحكيم سلطه آمريكا و تغيير ساختار اقتصادى- سياسى و فرهنگى است؛ زيرا كسى كه سابقه امضاى قرارداد كنسرسيوم و توجه ويژه رئيس جمهورى آمريكا را در پرونده خود داشت، نمى‌توانست دوستدار واقعى مردم و مصالح و منافع آنان باشد.

آقاى چستر پاولز، مشاور كندى در امور آسيا و افريقا، در سفر به تهران در 21 بهمن 1340 تصريح كرد كه: «اين دولت انجام يك انقلاب سفيد را از نظر مصلحت مردم ضرورى تشخيص داده و در پى اجراى كامل آن بعد از تصويب قانون اصلاحات ارضى مى‌باشد.»[1]

قدرت گرفتن امينى و نتايج اجراى برنامه‌هاى دولت او، شاه و دولت آمريكا را در چالشى شديد در اداره حاكميت قرار داد؛ به‌گونه‌اى كه زمزمه‌هايى از احتمال وقوع كودتا و اعلام جمهوريت شنيده مى‌شد. شاه از طريق اسدالله علم و تعدادى از يهوديان آمريكا و انگليس و با كمك «بنياد راكفلر» توانست موافقت كِنِدى براى سفر به ايالات‌متحده و ملاقات با او را جلب كند.

در 21 فروردين 1341، شاه به آمريكا رفت و ملاقات خصوصى سه ساعته‌اى با كِنِدى داشت. پس از ملاقات روزنامه‌ها نوشتند:

شاهنشاه اطمينان يافته كه آمريكا پشتيبانى سياسى و نظامى خود را از ايران ادامه خواهد داد. پرزيدنت كندى نيز اطمينان يافت كه شاهنشاه يك متحد استوار است كه تصميم قاطع به اصلاحات اقتصادى و اجتماعى دارد.[2]

[1]. سيدحميد روحانى، بررسى و تحليلى از نهضت امام خمينى، ج 1، ص 132

[2]. روزنامه اطلاعات، 26 فروردين 1341


صفحه 143

خلاصه بخش دوم‌

دولت‌هاى استعمارى، بدون توجه به استقلال، حق حاكميت و تماميت ارضى كشورهاى ديگر و تنها بر اساس منافع و مصالح خودشان با آنها برخورد مى‌كنند. دولت‌هاى وابسته و ضدمردمى، نظير خاندان پهلوى، كه پايگاه مردمى و بومى ندارند، در واقع مجريان اراده و فرمان‌هاى قدرت‌هاى استكبارى هستند. اين‌گونه حكومت‌ها يا با كودتا، نظير كودتاى سوم اسفند 1299، يا از طريق نفوذ در دستگاه‌هاى حكومتى و يا برگزارى انتخابات تقلبى به قدرت مى‌رسند و هيچ‌گاه مورد حمايت مردم نيستند و در مقابل تهديدات آسيب‌پذير و در صورت تعارض با منافع دولت استعمارى، سريعاً سرنگون مى‌شوند و كشور دچار هرج و مرج و يا اشغال مى‌شود.

سياست‌هاى شبه‌مدرنيستى دوران پهلوى كه عوامل وابسته و روشنفكران مرعوب و تسليم آن را به اجرا درآوردند، پى‌آمدها و آثار زيانبارى براى كشور داشت؛ از جمله وابستگى، عقب‌ماندگى، انحطاط فرهنگى و اخلاقى، كه جبران آنها نيازمند مدت زمانى طولانى است.

اشغال ايران توسط متفقين و تبديل آن به پل پيروزى، زمينه‌ساز نفوذ و سلطه بيشتر غرب و شرق، شكل‌گيرى دولت‌هاى بى‌ثبات و جريان‌هاى سياسى وابسته و آغاز روزگارى غم‌انگيز براى ملت شد. از يك‌سو جريان‌هاى كمونيستى و تجزيه‌طلب و از سوى ديگر جريان‌هاى التقاطى، سرمايه‌دارى و صهيونيستى در اشكال مختلف، كشور را در معرض تهديدات گوناگون قرار دادند، اما فرهنگ اسلامى، روحانيان مبارز و مجاهد و مردم مؤمن و


صفحه 144

مقاوم، شرايط را به گونه‌اى متفاوت از آنچه كه مستكبران خواسته بودند رقم زدند.

مبارزات گروه‌هاى مسلمان در چند جبهه، نهضت ضداستعمارى ملى شدن صنعت نفت و مقاومت در مقابل سلطه استعمار نوپاى آمريكايى، روند تحولات سياسى- اجتماعى را در جهت مقابل سياست‌هاى نظام استكبارى و رژيم وابسته پهلوى شكل داد. تحولات دهه‌هاى 20 و 30، گرچه به ظاهر در جهت سلطه كامل و بى‌چون و چراى آمريكا در جريان بود، اما نيروى مقاومت و فرهنگ اسلامى كه براى هيئت حاكم و دستگاه‌هاى دولتى واشنگتن تا حدودى ناشناخته بود، مقدمات نهضت اسلامى را فراهم ساخت.

شكست يك روزه ارتش رضاخانى، فعاليت‌هاى گسترده احزاب وابسته به شوروى و غرب، تجزيه بخشى از ايران، ملى شدن صنعت نفت، قيام سى‌ام تيرماه سال 1331 و بالاخره شكست نهضت ضداستعمارى و سرنگونى دولت ملى دكتر مصدق در كودتاى 28 مرداد و متلاشى شدن گروه‌هاى مسلمان، از جمله فداييان اسلام و شهادت رهبران آن، منزوى و مظلوم واقع‌شدن آيت‌الله كاشانى، درس‌هاى بزرگى به همراه داشت. اگر چه در آن دوران به تمامى اين درس‌ها اعتناى شايسته‌اى نشد، ولى در جريان انقلاب اسلامى و پس از پيروزى آن، مورد توجه قرار گرفت كه تأثير فراوانى در تثبيت و تداوم انقلاب داشت.


صفحه 145

پرسش‌ها

1. علت و شيوه اشغال ايران در شهريور 1320 را تحليل كنيد.

2. با تبيين تفكرات و پايگاه خارجى حزب توده علل گسترش سريع آن را بر شماريد.

3. مبارزات شخصيت‌ها و گروه‌هاى مسلمان را در فاصله سال‌هاى 1300 تا 1340 به اختصار توضيح دهيد.

4. نقش جريان اسلامى در جنبش ضداستعمارى ملى شدن صنعت نفت چه بود؟

5. مراحل نفوذ و سلطه آمريكا بر ايران و مقاطع تاريخى آن را چگونه تحليل مى‌كنيد؟

6. زمينه‌ها و پى‌آمدهاى قيام سى‌ام تير 1331 چه بود؟

7. اهداف كودتاى 28 مرداد را با بيان شواهد توضيح دهيد.

8. تا چه حد خطر كمونيسم در ايران واقعى بود؟ چرا؟

9. علل تشكيل پيمان بغداد و تبديل آن به پيمان سنتو و نقش اين پيمان در كمربند امنيتى غرب را تحليل كنيد.

10. سياست‌هاى كِنِدى براى كشورهاى تحت‌سلطه چه بود؟ چرا اين سياست‌ها انتخاب گرديد؟

11. موضع شوروى و حزب توده و عملكرد آنها در كودتاى 28 مرداد و دلايل آن چه بود؟

12. تغييرات سياست خارجى ايران پس از كودتاى 28 مرداد چه بود؟ علت آن را بيان نماييد.

13. هدف از گسترش طبقه متوسط در ايران چه بود؟ آيا به اين هدف دست يافتند؟


صفحه 146

منابعى براى مطالعه بيشتر

1. ظهور و سقوط سلطنت پهلوى، حسين فردوست.

2. فداييان اسلام، سيدحسين خوش‌نيت.

3. شير و عقاب، جيمز بيل، ترجمه فيروزه برليان.

4. سير تكوينى انقلاب اسلامى، جواد منصورى.

5. تاريخ سياسى بيست و پنج ساله ايران، غلامرضا نجاتى.


صفحه 147

بخش سوم: از نهضت تا انقلاب اسلامى‌


صفحه 148

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة