این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
مقدمه
رويكرد رايج به تاريخ، بازگويى سرگذشت قدرتها و چگونگى ظهور و سقوط آنهاست.
از اين رو تعريف دقيق و جامعى از علم تاريخ و فلسفه آن در ميان تاريخپژوهان و متفكران ارائه مىشود. تاريخ، آزمايشگاه شناخت انسان و فضاى نمايش ويژگىهاى اختصاصى آن و معبرى براى عبور از گذشته و رسيدن به حال (عبرت) و درك قوانين حاكم بر جامعه و حكومت و روند تحولات آن (معرفت) است. تاريخ معلم انسان است و كسى كه از تاريخ، معرفت و عبرتى كسب نمىكند تجربهاى از زندگى نياموخته و از تكرار رويدادها و پديدهها مطالب چندانى نمىآموزد؛ چراكه تاريخ هم قدرت مشاهده مىدهد و هم توان استنتاج و آزمون.
اگر آشنايى با تحولات و سير تاريخى آنها براى عموم مردم سودمند و سازنده است، براى گروههاى انديشمند اجتماع و مسئولان علمى، سياسى و فرهنگى و دانشجويان، كه نقش تعيينكنندهاى در وضعيت عمومى كشور در درازمدت دارند، ضرورى و بسيار تأثيرگذار است؛ به ويژه در كشورى كه به علت موقعيت خاص جغرافيايى، در چهارراه وقايع، جريانها و قدرتها قرار دارد، و در دو قرن اخير، مردم آن، وقايع بسيارى را شاهد بوده و تجربيات فراوانى كسب كردهاند.
از جمله در آخرين سال قرن چهاردهم هجرى قمرى، بزرگترين پديده اجتماعى- سياسى تاريخ معاصر ايران روى داد كه نقطه عطفى، نه تنها در روند تحولات داخلى، بلكه در سطح جهان اسلام و تا حدودى در سطح بينالمللى بود.
پديده انقلاب اسلامى، براى قدرتهاى استكبارى و مكتبهاى مادى و الحادى، بسيار مهم و فوقالعاده، بلكه عجيب و باور نكردنى تلقى شد. انقلابى كه پىآمدهاى آن بيش از آنچه كه در ابتدا تصور مىشد، روند تحولات سياسى، اجتماعى، اقتصادى، فرهنگى و امنيتى منطقه و همچنين جغرافياى سياسى، فرهنگى و اقتصادى مناطق گستردهاى از جهان را تحت تأثير قرار داد. انقلاب اسلامى ايران، مشابه انقلابهاى ديگر قرون معاصر نبود تا قدرتهاى استكبارى با استفاده از تاكتيكها و شيوههاى اعمال شده در برخورد با ساير انقلابها، مسير و محتواى آن را منحرف كنند و دوباره سلطه استكبارى و استعمارى خود را به شكل متفاوتى برقرار سازند. زمامداران جهان غرب در سالهاى اوليه پس از پيروزى انقلاب، تصور مىكردند كه به زودى روند عادىسازى و بازگشت به گذشته آغاز مىشود؛ اما با تداوم انقلاب و گسترش موج گرايش به اسلامِ سياسى در مناطق ديگر جهان، جريان انقلاب اسلامى تا اندازهاى گسترده شد كه به جريانى جهانى تبديل گرديد. با توجه به اين واقعيت و اهميت آن، شناخت ريشهها، علل و عوامل شكلگيرى (چرايى) و همچنين مراحل ظهور و بروز انقلاب اسلامى تا پيروزى و تداوم آن (چگونگى)، آگاهى از آسيبها، تهديدها و چالشها و تحليل روند تحولات و افقهاى پيشرو و آيندهشناسى، براى دانشجويان و انديشمندان ضرورى مىنمايد.
مطالعه و تحقيق در مبانى فكرى و اجتماعى انقلاب اسلامى ايران، به اندازهاى گسترده شده است كه در بيشتر كشورهاى جهان، مراكز پژوهشى و مطالعاتى درباره ايران، اسلام، تشيع، بازتاب انقلاب اسلامى در جهان و موضوعات مشابه تاكنون هزاران اثر علمى تأليف، ترجمه و منتشر كردهاند.
در اين اثر سعى بر تبيين و تحليل فشردهاى از روند تحولات يك قرن اخير ايران از ابعاد متعدد و چگونگى نفوذ، حضور، سلطه استعمار و مبارزات ضداستعمارى بوده است و بسيارى از مطالب مهم براى جلوگيرى از حجيم شدن اثر، به اختصار مطرح شده و بعضى از منابع معتبر موجود براى مطالعه بيشتر معرفى شده است. همچنين فصلى به تحولات، پىآمدها، آسيبها و چالشهاى پس از پيروزى انقلاب اسلامى اختصاص داده شده كه دانشجويان عزيز و محققان ارجمند بتوانند تا اندازهاى با وضعيت موجود و ابعاد انقلاب آشنا شوند.
بخش اول: از ورود استعمار تا اشغال ايران
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
فصل اول: نفوذ و سلطه انگليس
مقدمه
در بررسى تاريخ تحولات سياسى- اجتماعى و مراحل آن، از نقاط عطف و مقاطعى بحث مىشود كه زمينهسازى و تأثيرگذارى بيشترى نسبت به ديگر وقايع دارند. از ديدگاه بسيارى از پژوهشگران، دوران حاكميت صفويه و ويژگىهاى آن، مهمترين و مؤثرترين نقطه عطف در سير تاريخى قرون معاصر ايران بوده است؛ چراكه در دوره صفويه افزون بر شكلگيرى مركزيت نيرومند و يكپارچه و دگرگونىهاى فرهنگى، سياسى و اقتصادى و توسعه ارتباط با دولتهاى اروپايى، همزمانى با گسترش منطقه نفوذ و سلطه استعمارى و توجه ويژه به ايران براى مقابله با قدرت روزافزون عثمانى و موقعيت جغرافيايى (استراتژيك) ايران، زمينهساز شرايط نوينى شد كه تحولات گستردهاى را به دنبال داشت.
ورود استعمار
دوران حاكميت صفويه همزمان با انقلاب صنعتى و ضرورت اجتنابناپذير يافتن بازارهاى جديد براى فروش كالاها و پيدا كردن منابع و امكانات مورد نياز در راستاى توسعه و تحكيم سلطه سرمايهدارى نوپاى غرب بود. ايران در اين دوره به دليل برخوردارى از مجموعه شرايط ويژه و همچنين ضرورت ايجاد موازنه با دو امپراتورى روس و عثمانى، در كانون رقابت قدرتهاى اروپايى قرار گرفت.
ورود هيئتهاى رسمى در پوشش فرستاده ويژه، نماينده منطقهاى، كنسول يا سفير و يا در پوشش غيررسمى بازرگان، سيّاح و مبلغ، براى بررسى محيطى، برقرارى ارتباط، عقد قرارداد و ايجاد دفترِ منافع آغاز شد. اينگونه اقدامات براى ايجاد پايگاه، كسب اطلاعات، سازماندهى منابع و شبكههاى نفوذى در مرحله ورود و ايجاد جاى پا صورت گرفت.
دولتهاى اروپايى در قرن گذشته با بهرهگيرى از ضعف و نيازهاى سلسلههاى صفويه، افشاريه، زنديه، قاجاريه و پهلوى توانستند عوامل خود را در ايران مستقر و منافع بلند مدت خود را تأمين كنند، به گونهاى كه حتى حضور خارجيان و ارتباط با آنان اقدامى مثبت و سازنده براى حفظ سلطنت تلقى مىشد.
پس از گذشت دوران نفوذ و استقرار قدرتهاى بزرگ و شكست ايران در جنگهاى سيزده ساله با روسيه، و تحميل قراردادهاى گلستان و تركمانچاى و از دست دادن بخشهايى از كشور در منطقه قفقاز، زمينه براى سلطه و قدرتنمايى روس و انگليس و با شدت كمترى فرانسه و عثمانى فراهم گرديد. در چنين وضعيتى اين رويكرد در سياست داخلى و خارجى كشور شكل گرفت كه ايران به تنهايى قادر به دفاع از موجوديت، تماميت ارضى و حفظ استقلال خود نيست و بهتر است با كمك بعضى از دولتها، در مقابل بعضى ديگر ايستادگى و از خود دفاع كند و اين رويكرد وسيلهاى براى توجيه پذيرش سلطه قدرتهاى استعمارى شد.
فروش كشور به خارجيان و وابسته شدن به آنها و تكيه بر كمك و نظر آنها موضوعى عادى و قابل قبول گرديد! و عوامل و منابع قدرتهاى استعمارى، تعيينكننده سياستهاى دولتهاى قاجار شد، به گونهاى كه به علت ضعف، بىلياقتى و ناآگاهى دولتمردان قاجار، نفوذىهاى خارجى حتى در امور خانوادگى آنان دخالت مىكردند. كاپيتولاسيون[1]حيثيت و منافع ملى ايران و مردم را از بين برد و عوامل خارجى و وابستگان آنها چنان رفتار مىكردند كه حتى در مستعمرات خود نيز امكان چنين رفتار گستاخانهاى را نداشتند.
[1].
1. ..
قراردادهايى كه به موجب آن شهروندان يك دولت در قلمرو دولت ديگر از نظر امور حقوقى و كيفرى تابع قوانين كشور خود باشند