بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 161

ساواك در گزارش خود در اين‌باره نوشت:

... پس از اين حادثه بلافاصله جلسه ائمه جماعات در تهران در منزل آيت‌الله خوانسارى تشكيل و تصميمات شديدى براى مبارزه با اقدامات دولت گرفته شد ....[1]

نگرانى مقامات رژيم شاه از بازتاب واقعه و پى‌آمدهاى آن در داخل و خارج از كشور، به اندازه‌اى بود كه حتى شايعات و احتمالات را جدى مى‌گرفتند، و براى مقابله با آنها تصميم‌گيرى مى‌كردند.

نخست وزير، اسدالله علم، طى مصاحبه‌اى اعلام كرد كه بر اثر درگيرى ميان مخالفان اصلاحات ارضى كه روحانيان هستند و دهقانان كه به قصد زيارت به قم رفته بودند، يكى از دهقانان به قتل رسيده است![2]

مطبوعات و محافل سياسى غرب و به‌ويژه آمريكا، وقايع ايران را به نفع شاه و هيئت حاكم منعكس كردند، اما نكته مهم‌تر و عبرت‌آموزتر اينكه شوروى و حزب توده با ادعاى حمايت از مردم و ضديت با سلطه خارجى و ديكتاتورى داخلى، به شدت با روحانيان و نهضت اسلامى- مردمى مخالفت نمودند. راديو مسكو و راديو پيك ايران، پايگاه حزب توده، در چندين برنامه خود، جريان مدرسه فيضيه و طالبيه تبريز را به مبارزه روحانيان برضدآزادى زنان و اصلاحات ارضى تعبير كردند.

واقعه فيضيه به چالشى جدّى ميان رژيم شاه و روحانيان تبديل شد و عامل گسترش نهضت اسلامى و گرايش روزافزون مردم به امام و نفوذ بيشتر ايشان در ميان اقشار مختلف جامعه گرديد. به اين ترتيب، زمينه‌هاى حضور فراگير مردم مسلمان در صحنه مبارزه فراهم شد و نهضت اسلامى به رهبرى امام خمينى شكل گرفت. توطئه مهاجرت مراجع به نجف، برپايى تظاهرات دولتى در مخالفت با نهضت، جنگ تبليغاتى، ايجاد تفرقه بين علما،

[1]. جواد منصورى، قيام 15 خرداد به روايت اسناد، ص 563

[2]. روزنامه اطلاعات، 6 فروردين 1341


صفحه 162

دستگيرى شمارى از طلاب و اعزام آنان به سربازى و تشديد سركوب، بخشى از پى‌آمدهاى واقعه فيضيه بود.

محرم و عاشورايى ديگر

محرم 1383 برابر با خرداد 1342 در فضاى سياسى ويژه‌اى آغاز شد. شاه تهديد به سركوب مخالفان كرد. در مقابل، امام و روحانيان با استفاده از شرايط حماسى و معنوى ماه محرم و حضور مردم در اجتماعات خود را براى مقابله گسترده آماده مى‌كردند. در بخشى از دستورالعمل ساواك در اين روزها آمده بود:

... در ايام محرم عده‌اى درصددند كه با استفاده از تجمع‌هايى كه براى تعزيه‌دارى و تعظيم شعائر اسلامى از طرف مردم در شهرها و دهات به‌وجود مى‌آيد، تبليغات سوء براى گمراه كردن افراد بى‌اطلاع در موضوع اصلاحات اساسى كه در كشور در شئون مختلف و مخصوصاً اصلاحات ارضى شروع شده است بنمايند ....[1]

در آستانه ماه محرم، علاوه بر تهديد و آماده‌باش عوامل رژيم شاه، هيئت حاكم دست به يك فريب تبليغاتى زد. «انقلاب شاه و ملت» شعارى بود كه براى جدايى مردم از روحانيان و پيوند زدن آنان به شاه و رژيم و به‌منظور جلوگيرى از تأثيرگذارى حركت امام و گسترش نهضت، به‌عنوان جايگزين انقلاب سفيد مطرح شد.

روحانيان با استفاده از جلسات و مراسم ايام محرم و صفر، به تحليل شرايط كشور و رسوا كردن سياست‌هاى رژيم و تبليغات عوام‌فريبانه آن پرداختند، كه تأثير بسيارى در آگاه‌سازى و توجيه مردم داشت. به اين ترتيب، تنش و درگيرى با رژيم تشديد شد. هرچند در اين مرحله، تنها آگاه‌سازى و آمادگى مردم موردنظر بود، اما راهپيمايى بى‌سابقه مردم در روز عاشورا (سيزدهم خرداد 1342) با حضور گروه‌هاى مختلف و شعارهاى سياسى و انقلابى نشان‌دهنده تحول وضعيت و آغاز دوران جديدى در مبارزات بود.

[1]. جواد منصورى، قيام 15 خرداد به روايت اسناد، ص 617


صفحه 163

سخنرانى تاريخى امام‌

سخنرانى تاريخى امام در عصر عاشورا در مدرسه فيضيه، شرايط و اوضاع سياسى و مبارزاتى را دگرگون كرد. حضرت امام در اين سخنرانى در مقابل جمعيت كثيرى از طلاب و مردم، مواضع جديد و صريح خود را در سه محور اساسى اعلام كرد.[1]

الف) افشاى ماهيت رژيم‌

امام به‌خوبى مى‌دانست كه نظام‌هاى طاغوتى و ضدمردمى، براى ادامه حاكميت و سلطه خود بر دو اصل تكيه مى‌كنند: عرضه تصويرى قدرتمند و شكست‌ناپذير از حاكميت و ممانعت از دسترسى مردم به اطلاعات و اخبار واقعى، و استفاده از جهل مردم؛ زيرا تا زمانى كه مردم به اطلاعات واقعى دسترسى نداشته باشند، قدرت موضع‌گيرى و اقدام مؤثر را نخواهند داشت.

امام نيز با شناخت اين وضعيت و با اتكال به خداوند از موضع قدرت، اصول و اهداف خود را بيان مى‌كرد.

ب) تبيين خطر اسرائيل‌

با وجود روابط گسترده و عميق با اسرائيل و نفوذ سازمان‌هاى صهيونيستى و بهائيان در مراكز تصميم‌گيرى و سياست‌گذارى، تلاشى جدى براى مخفى نگهداشتن روابط و همكارى‌هاى دو طرف در جريان بود. گروه‌هاى ملى‌گرا هم چندان اهميتى به اين موضوع نمى‌دادند؛ زيرا اسرائيل مورد حمايت كامل غرب بود و به صلاح آنها نبود كه به خط قرمز حاميان خود حمله كنند.

افراد معدودى از نفوذ اسرائيل و عوامل آن (فرقه بهائيت) در طراحى و اجراى برنامه‌هاى رژيم شاه اطلاع داشتند. بيشتر مردم نمى‌دانستند كه هدف از ايجاد رابطه با اسرائيل و

[1]. بنگريد به: صحيفه نور، ج 1، ص 57- 54


صفحه 164

همكارى همه‌جانبه با آن، تضعيف اسلام و مسلمانان، گسترش فساد و نابودى امكانات زيربنايى كشور است. حضرت امام با تبيين ماهيت و اهداف صهيونيسم و اسرائيل و خطرات ناشى از سلطه آشكار و نهان اين رژيم بر كشورهاى منطقه، مقابله با اين خطر بزرگ را مسئله مهم جهان اسلام مى‌دانستند. اگرچه در آن زمان بعضى از مردم چندان به اهميت موضوع توجه نداشتند، ولى پس از گذشت چند سال، واقعيت‌هاى بسيارى آشكار شد كه منطقى و واقع‌بينانه بودن مواضع امام در اين زمينه را به اثبات رسانيد.

ج) دفاع از اسلام‌

برخى از تحليل‌ها و نظريه‌هاى ارائه شده درباره علل و عوامل پيروزى انقلاب اسلامى علت اصلى آغاز نهضت و سرانجام انقلاب اسلامى را مقابله با مظاهر غرب و سرعت در توسعه (!) و مخالفت با اصلاحات ارضى مى‌دانند؛ درحالى كه امام هيچ‌گاه درباره اصلاحات ارضى سخنى نگفت. امام در بيانات خود در عصر عاشورا فرمود:

مملكت ما، دين ما در خطر است. شما نگوييد كه آقايان نگويند دين در معرض خطر است.

ما اگر نگفتيم دين در معرض خطر است،[1]در معرض خطر نيست؟

سه محور اصلى سخنان امام مورد توجه ساواك قرار گرفت. رژيم نمى‌خواست كسى درباره جنايات شاه، خطر اسرائيل و در خطر بودن اسلام سخن بگويد. بيانات امام در عصر عاشورا محرك اصلى قيام مردمى براى سرنگونى رژيم پهلوى و تداوم مبارزه از پانزدهم خرداد 1342 تا بيست و دوم بهمن 1357 شد.

رژيم در چهاردهم خرداد با توجه به روند تحولات و نگرانى از سقوط سلطنت و شكل‌گيرى جريان ضدآمريكايى- ضداسرائيلى، تصميمات ويژه‌اى اتخاذ كرد. بخشى از

[1]. اين جمله امام، اشاره به تعهدى بود كه ساواك طى آن از وعاظ مى‌خواست كه در اين موارد صحبت نكنند، چرا كه در مردم براى مبارزه با رژيم ايجاد انگيزه مى‌كرد


صفحه 165

اعلاميه شهربانى چاپ شده در روزنامه‌هاى صبح پانزدهم خرداد نشان‌دهنده رويكرد جديد رژيم در برخورد با مسائل كشور بود.

... از اين به بعد [شهربانى كل كشور] به هيچ‌وجه اجازه نخواهد داد چنين تظاهراتى تكرار شود. محركين و مسببين اين قبيل تظاهرات را به شدت سركوب و تحت تعقيب قانونى قرار خواهد داد.[1]

اين سخنرانى و پى‌آمدهاى آن، كه بعدها به مبدأ انقلاب معروف شد، سرآغاز سلسله‌اى از تحولات شد كه بسيارى از ساختارها، سياست‌ها و برنامه‌ها را دگرگون كرد و شرايط جديدى را شكل داد.

[1]. روزنامه اطلاعات، 15 خرداد 1342


صفحه 166

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 167

فصل دوم: دستگيرى امام و قيام 15 خرداد

مقدمه‌

نگرانى از شرايط بحرانى و از كنترل خارج شدن اوضاع، موجب تشديد برخورد رژيم با مبارزان گرديد. در چهاردهم خرداد، ساواك طى بخشنامه‌اى به مراكز خود در سراسر كشور اعلام كرد:

... نظر به اينكه در اين اواخر تحريكات عده‌اى از روحانيون و وعاظ به‌ويژه پيروان [امام‌] خمينى برعليه مصالح عاليه [!] كشور به حدى رسيده كه ديگر قابل تحمل نيست، لذا تصميم گرفته شد كليه عناصر افراطى و محركين درجه اول دستگير شوند ... از هرگونه بى‌نظمى جداً جلوگيرى شود.[1]

در همين راستا درباره دستگيرى امام و تعدادى از روحانيان و مبارزان تصميم‌گيرى شد.

اگرچه دستگيرى امام از ماه‌ها قبل مطرح و پرونده‌اى هم در دادگسترى قم تشكيل شده بود، كه به دلايلى، از جمله فرا رسيدن ماه محرم، اين كار عملى نشد، اما پس از جريان عاشورا، وضعيت براى حكومت قابل تحمل نبود و بنابراين جز دستگيرى امام و تعداد ديگرى از روحانيان و به راه انداختن تبليغات و ايجاد جوّ رعب و وحشت چاره ديگرى وجود نداشت.

شاه كه نگران آينده رژيم بود، پيش از فرا رسيدن ماه محرم، در 28 ارديبهشت 1342 گفت:

اگر متأسفانه لازم باشد انقلاب بزرگ با خون يك عده بى‌گناه يعنى مأموران دولت و يك عده بدبخت گمراه آغشته شود، اين كارى است كه چاره‌اى نيست و خواهد شد.

[1]. جواد منصورى، قيام 15 خرداد به روايت اسناد، ج 2، ص 9


صفحه 168

قيام 15 خرداد

با دستگيرى امام در سحرگاه پانزدهم خرداد و انتشار خبر آن، بسيارى از مردم متدين و مبارز ناراحت و خشمگين شدند. قيام تاريخى و شجاعانه مردم مسلمان و فداكار، از تمامى اقشار و با انگيزه دينى و با شعار «يا مرگ يا خمينى» كه در روز پانزدهم خرداد 1342 اتفاق افتاد، كاملًا غيرمنتظره و پيش‌بينى نشده و خودجوش بود و پى‌آمدهاى مهمى داشت كه هيچ‌يك از كارشناسان و تحليلگران رژيم شاه و آمريكا تصور درستى از آن نداشتند. به‌گونه‌اى كه مى‌توان گفت پانزدهم خرداد نقطه عطفى در تاريخ معاصر ايران و سرآغاز جريان نيرومندى شد كه تحولات گسترده‌اى را در ايران، جهان اسلام و در صحنه بين‌المللى در پى داشت.[1]

آنچه درباره قيام مردم در پانزدهم خرداد بيشتر مورد بحث قرار مى‌گيرد، فداكارى، خودجوشى و شهادت يا زخمى شدن تعدادى از مردم است و آنچه كمتر مورد توجه واقع مى‌شود، تحول كيفى و عميقى است كه در آن روز در روند مبارزات ضداستعمارى مردم شكل گرفت و تا چندين دهه نيروى محركه اسلام سياسى، اسلام خمينى، اسلام ايرانى و به تعبير رايج در غرب، بنيادگرايى اسلامى شد.

ارتشبد فردوست، در اين‌باره مى‌نويسد:

... نكته‌اى كه بايد متذكر شوم، ناآشنايى و بى‌اطلاعى عجيب مسئولين اطلاعاتى و امنيتى كشور و شخص محمدرضا از حركت‌هاى مردمى بود. در آن زمان محمدرضا مسئله روحانيت را جدى نمى‌گرفت ... لذا ساواك نمى‌توانست اطلاعات و تحليل جامعى از اوضاع كشور داشته باشد. درباره تظاهرات پانزدهم خرداد، حتى شب قبل از آن اداره كل سوم [ساواك‌] و شهربانى هيچ اطلاعى نداشت ... تا ظهر پانزدهم خرداد هم محمدرضا، هم آمريكايى‌ها و هم انگليسى‌ها تظاهرات را يك طرح براندازى وسيع و سازمان‌يافته مى‌دانستند و به‌شدت دستپاچه بودند.[2]

[1]. براى آگاهى از جزئيات قيام تاريخى و سرنوشت‌ساز پانزدهم خرداد 1342 بنگريد به: جواد منصورى، قيام 15 خرداد به روايت اسناد

[2]. حسين فردوست، ظهور و سقوط سطلنت پهلوى، ص 520- 510