بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 199

پرسش‌ها

1. هدف از تصويب لايحه انجمن‌هاى ايالتى و ولايتى و علت اعتراض مراجع چه بود؟

2. محورهاى اساسى سياست‌هاى جديد آمريكا براى ايجاد تحول و دلايل آن را تبيين و تحليل كنيد.

3. زمينه‌ها، آثار و پى‌آمدهاى واقعه فيضيه را به تفصيل بررسى كنيد.

4. مطالب و محورهاى مهم سخنان حضرت امام در عصر عاشوراى 1342 چه بود؟

5. اهداف برگزارى جشن‌هاى 2500 ساله شاهنشاهى را تجزيه و تحليل كنيد.

6. ويژگى‌هاى قيام پانزدهم خرداد و علت نام‌گذارى آن به مبدأ انقلاب را تبيين و تحليل كنيد.

7. علت تبعيد امام و پى‌آمدهاى آن چه بود؟

8. التقاط يعنى چه؟ مهم‌ترين جريان التقاطى در تاريخ معاصر ايران را معرفى كنيد.

9. حداقل پنج نفر از كسانى راكه در تحول فكرى مردم، به‌ويژه قشر تحصيل‌كرده جوان در دهه‌هاى 40 و 50 نقش برجسته و تعيين‌كننده‌اى داشتند، نام ببريد.

منابعى براى مطالعه بيشتر

1. نهضت امام خمينى قدس سره، سيد حميد روحانى.

2. شكست شاهانه، ماروين زونيس، ترجمه عباس مخبر.


صفحه 200

3. صحيفه نور يا صحيفه امام، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى قدس سره.

4. قيام 15 خرداد به روايت اسناد، جواد منصورى.

5. پاسخ به تاريخ، محمدرضا پهلوى.


صفحه 201

بخش چهارم: انقلاب اسلامى و تداوم آن‌


صفحه 202

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 203

فصل اول: تحولات سال 1356

مقدمه‌

در سال 1356 تحولات اجتماعى، فكرى و مبارزاتى مردم، شكل ويژه‌اى به خود گرفت. در اين سال، با سرعت گرفتن روند دگرگونى نهضت به انقلاب و سازمان‌دهى مردمى و حضور فعال روحانيان در صحنه، كنترل حاكميت بر كشور سست شد و مقدمات سقوط رژيم فراهم گرديد؛ اين در حالى بود كه هيئت حاكم همچنان اعتقاد داشت كه از تمامى امكانات و حمايت‌هاى لازم براى بقا و استمرار سلطه برخوردار است. به تصور سران رژيم، از يك سو كشور از نظر اقتصادى و تجارت خارجى، درآمد ارزى، توسعه صنعتى، در شرايط خوبى به سر مى‌برد و نمونه‌اى از ژاپن در غرب آسيا بود! و از سوى ديگر حكومت براى هماهنگى با سياست‌هاى جهانى آمريكا و تحقق شعار حقوق بشر و فضاى باز سياسى، اقداماتى را آغاز كرده بود.

مقامات و كارشناسان ايرانى و آمريكايى معتقد بودند كه با تشكيل حزب رستاخيز و سركوب تمامى گروه‌ها و جريان‌هاى سياسى مخالف و حمايت بى‌چون و چراى اروپا و شوروى از رژيم شاه، هيچ‌گونه تهديد داخلى و خارجى براى حاكميت رژيم وجود ندارد. اما در اين ميان، نفوذ عميق اسلام و فرهنگ تشيع، سازمان‌دهى نهادهاى دينى غيردولتى و غيررسمى (مساجد، حسينيه‌ها و هيئت‌ها)، نقش سياسى و دينى مرجعيت و روحانيان،


صفحه 204

افزايش آگاهى سياسى- اجتماعى مردم، به‌ويژه نسل جوان، در تجزيه و تحليل تحولات جامعه ايران ناديده گرفته شده بود.[1]

دستگاه‌هاى اطلاعاتى و امنيتى تصور مى‌كردند به دنبال سال‌ها مبارزه با فرهنگ اسلامى، تبليغ بر ضد روحانيان، جلوگيرى از فعاليت‌هاى سياسى، سركوب و كشتار مخالفان، تبليغات گسترده براى ترويج شاه‌پرستى و بازگشت به فرهنگ ايران باستان، اسلام‌زدايى و ترويج فرهنگ و ارزش‌هاى فاسد غرب، به آسانى مى‌توانند به حيات و حاكميت خود ادامه دهند.

دانشگاه‌ها و دانشجويان به تدريج با جريان‌ها و مراكز دينى مرتبط شدند و تحول دور از انتظارى اتفاق افتاد كه بيش از يك قرن دولت‌هاى استعمارى و پهلوى براى جلوگيرى از تحقق آن تلاش مى‌كردند. پيوند دانشجو و طلبه به دعوت حضرت امام، تحول كيفى در روند مبارزه و انقلابى شدن فضاى سياسى، مقدمه انفجارى شد كه ديگر كنترل آن براى رژيم مقدور نبود. تشكيلات سراسرى و اعلام نشده نهادهاى مذهبى و تشكل‌هاى دانشجويى، محور فعاليت‌ها و مبارزات انقلابى‌گرديد؛ پديده‌اى كه نه تنها رژيم شاه، بلكه عوامل قدرت‌هاى استكبارى هم ابزارى براى مقابله با آن در اختيار نداشتند.

با آغاز فعاليت‌هاى گسترده تشكيلات خودجوش مردمى، نوارها و اعلاميه‌هاى امام در كمتر از 48 ساعت پس از دريافت از نجف و پاريس (در نيمه دوّم سال 1357) در سراسر كشور و حتى غالب روستاها پخش مى‌شد. در حالى كه سازمان‌هاى سياسى با سابقه سى ساله و با امكانات گسترده، توانايى چنين فعاليتى را حتى در سطح شهرهاى بزرگ هم نداشتند!

درگذشت دكتر على شريعتى‌

درگذشت مشكوك دكتر شريعتى‌[2]در خردادماه 1356، با توجه به سوابق و موقعيت وى و

[1]. براى مطالعه بيشتر بنگريد به: جيمز ا. بيل، شير و عقاب، فصل آخر

[2]. على شريعتى در سال 1312 در دهكده مزينان از توابع مشهد متولد شد. پدرش محمدتقى شريعتى اولين معلم او بود. وى‌تحصيلات متوسطه را در يكى از دبيرستان‌هاى مشهد به پايان رساند و سپس به دانشسراى تربيت معلم راه يافت. در 1332 ليسانس ادبيات گرفت. در سال 1338 به دانشگاه سوربن فرانسه رفت و در سال 1343 در رشته زبان‌شناسى تطبيقى دكترا گرفت. فعاليت‌هاى سياسى خود را پس از كودتاى 28 مرداد 32 در نهضت مقاومت آغاز كرد و در سال 1340 به نهضت آزادى پيوست. در سال‌هاى 47 تا 52 در حسينيه ارشاد و دانشگاه‌ها تدريس و سخنرانى داشت. در سال 1352 توسط ساواك بازداشت و تا سال 54 در زندان بود. وى در 29 خرداد 1356 بر اثر حمله قلبى در لندن درگذشت


صفحه 205

شايعات متعددى كه در اين زمينه وجود داشت، انگيزه و فرصتى شد براى تشديد حركت‌هاى ضد رژيم. از اين رو ترس بسيارى از دانشجويان و طلاب از رژيم و فضاى خفقان از بين رفت كه اين سرآغازى شد براى راهپيمايى‌ها، گردهمايى‌ها و پخش اعلاميه و نوار در ميان مردم.

برگزارى مجالس ختم در چهلمين روز درگذشت دكتر شريعتى، در بسيارى از مساجد و حتى در بعضى از دانشگاه‌ها، به مقدمه‌اى براى تداوم و گسترش حضور مردم و روشى براى مبارزه تبديل شد كه بعدها آثار و پى‌آمدهاى بسيارى داشت.

آزادى زندانيان سياسى‌

آزادى زندانيان سياسى، از جمله مهم‌ترين شعارهاى مردم در جريان تظاهرات و فعاليت‌هاى مبارزاتى بود. به دليل محبوبيت نسبى زندانيان در ميان مردم، تصور رژيم اين بود كه با آزادى تعدادى از آنان، رضايت بخشى از مردم به دست خواهد آمد و از شدت مبارزات كاسته خواهد شد. حكومت مى‌دانست كه آزادى هر يك از زندانيان در واقع نيرويى براى تقويت مبارزه و جبهه مخالفان رژيم است و به همين دليل، ساواك به شدت با آزادى زندانيان سياسى مخالف بود.[1]سرانجام بر اثر فشارهاى داخلى و خارجى و در جهت پيشبرد طرح دموكراسى هدايت شده و نمايش حقوق بشر، تعدادى از زندانيان سياسى در سال 1356 به تدريج آزاد شدند. اما تعداد بيشترى از آنان تا نيمه‌دوم سال 1357 همچنان در زندان بودند و سرانجام با قيام عمومى مردم و در آستانه سقوط نهايى رژيم سلطنتى، آزاد شدند.

[1]. رژيم براى نشان دادن چهره‌اى دموكراتيك از خود در اوايل سال 1357 نصيرى را از رياست ساواك بركنار و به‌عنوان‌سفير، محترمانه به پاكستان تبعيد كرد. هرچند وى بعد از چند ماه به ايران بازگردانده شد و به دليل 25 سال جنايت، پس از پيروزى انقلاب‌اسلامى، با رأى دادگاه انقلاب اعدام گرديد


صفحه 206

تغييرات در هيئت حاكم‌

اوج‌گيرى نارضايتى‌ها، فساد ادارى و مالى، مشكلات اقتصادى و مهم‌تر از همه، خواست رئيس‌جمهور آمريكا، ايجاب مى‌كرد تغييراتى در مهره‌هاى رژيم داده شود. هويدا كه سال‌ها با جمهورى‌خواهان در ارتباط بود و ده‌ها ميليون دلار براى پيروزى اين حزب هزينه كرده بود، پس از انتخاب كارتر، كانديداى دموكرات‌ها، بايد قربانى مى‌شد؛ هرچند او در ارتباط با محافل صهيونيستى، فراماسونرى و با عضويت در جرگه عالى بهائيت و كمك اسدالله علم، وزير دربار، موقعيت مناسبى در حمايت از شاه و حفظ سلطنت به دست آورده بود.

از سوى ديگر با مرگ علم، يكى از تكيه‌گاه‌هاى اصلى شاه در دوران سلطنت، شاه نياز به جانشين مناسبى براى او به‌عنوان وزير دربارى داشت تا در اوضاع و احوال پيچيده سياسى و بين‌المللى او را حمايت و كمك كند. بنابراين با وجود شهرت اميرعباس هويدا به فساد، بى‌لياقتى و وابستگى به سازمان‌هاى بزرگ جاسوسى غرب، او را از نخست‌وزيرى بركنار و به وزارت دربار منصوب كرد.

جمشيد آموزگار، از مهره‌هاى سيا و از چهره‌هاى اقتصادى دولت هويدا كه مورد تأييد دموكرات‌ها بود، به نخست‌وزيرى منصوب شد. او كه مورد اعتماد شاه و آمريكا بود، موقعيت خود را قوى و تثبيت شده مى‌دانست كه اين تفكر موجب غرور او شد؛ به‌گونه‌اى كه وقايع جارى در كشور را جدى نمى‌دانست.

كارشناسان آمريكايى و بعضى از مديران ساواك تصور مى‌كردند كه مانند سال‌هاى 31 و 32 و يا 41 و 42 پس از يك فراز و نشيب سياسى و امنيتى، اوضاع به حالت عادى باز مى‌گردد و شاه با اقتدار بيشترى مى‌تواند حافظ منافع غرب در منطقه باشد! اما به رغم اين‌گونه تحليل‌ها و آينده‌نگرى‌ها، انقلاب شكل گرفت.[1]

[1]. در سال 1356 مقامات ساواك با تعدادى از زندانيان سياسى سرشناس و مشهور در زندان به مذاكره پرداختند كه خلاصه مطالب مديران ساواك اين بود:« ما الان دچار مشكلات هستيم. اگر چه از نظر اقتصادى، نظامى و امنيتى تهديدى نداريم، ولى از نظر سياسى در داخل مسائلى وجود دارد. اگر شما مذهبى‌ها با دولت همكارى كنيد، حداقل نتيجه‌اى كه براى مملكت دارد اين است كه به دام كمونيست‌ها نمى‌افتيم. چنانچه همكارى نكنيد شما هم در يك حكومت كمونيستى از بين مى‌رويد!»