بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 242

انتخاب نخست‌وزير موجب اوج گيرى اختلاف‌ها شد؛ چرا كه گروه انقلابى (حزب‌الله) تخصص و مكتبى بودن را از شرايط اصلى نخست‌وزير مى‌دانست؛ در حالى كه بنى‌صدر مرتب از تخصص حرف مى‌زد. سرانجام دو جناح پذيرفتند كه اختلاف موجود را در هيئتى موسوم به «هيئت ويژه تشخيص صلاحيت نخست‌وزير و وزرا» حل كنند، كه سرانجام محمدعلى رجايى، كانديداى پيشنهادى مجلس به اجبار مورد پذيرش بنى‌صدر قرار گرفت.

مرحله دوم اختلاف دو جناح بر سر انتخاب وزيران بود كه مى‌بايست نخست‌وزير آنان را معرفى و رئيس‌جمهور تأييد كند. هنگام معرفى كابينه توسط رجايى به مجلس، بنى‌صدر در صحن مجلس حاضر نشد.

سرانجام اختلاف موجود بر سر وزيران نيز در هيئت ويژه حل و فصل شد و با تشكيل دولت رجايى، نيروهاى انقلابى و حزب‌الله از موضع ضعف بيرون آمده، در رأس كارها قرار گرفتند و با عبور از اين مرحله مسئوليت سه ستون اصلى قواى سه‌گانه كشور در اختيار نيروهاى طرفدار امام و انقلاب قرار گرفت.

مرحله سوم اختلاف‌ها زمانى رخ داد كه بنى‌صدر در دومين سالگرد شهداى هفدهم شهريور در ميدان شهداى تهران سخنرانى تندى درباره مسائل جارى كشور ايراد كرد. اختلاف بين طرفداران دو گروه سرانجام به درگيرى‌هاى خيابانى تبديل شد تا جايى كه سرانجام در چهاردهم اسفند 1359 گارد رياست جمهورى بنى‌صدر و ميليشياى (شبه نظاميان) سازمان مجاهدين خلق، با تمام توان وارد مبارزه با توده مردم مذهبى و انقلابى شدند.

اين در حالى بود كه از شهريور 1359 توطئه‌اى سنگين‌تر از اختلاف‌هاى داخلى، يعنى جنگ تحميلى نيز آغاز شده بود. اين كشمكش‌ها تأثير مخربى بر روحيه رزمندگان داشت.

بنى‌صدر كه فرماندهى كل قوا را نيز عهده‌دار بود، خود موجب بسيارى از ناهماهنگى‌ها در جنگ بود.

وقتى اختلاف‌ها به مرحله‌اى رسيد كه امكانى براى اصلاح باقى نماند و اساس اسلام و انقلاب در خطر قرار گرفت، امام در بيستم خرداد 1360 طى حكمى بنى‌صدر را از فرماندهى كل‌قوا عزل نمود.


صفحه 243

پس از اين اقدام امام، مجلس شوراى اسلامى مطابق قانون اساسى با اكثريت 177 رأى موافق و يك رأى مخالف و 12 رأى ممتنع، رأى به عدم صلاحيت بنى‌صدر براى رياست جمهورى داد.

از شيوه‌هاى شناخته شده استعمار، ترور شخصيت‌هاى كليدى انقلاب ماست. اين شيوه از همان آغاز انقلاب اسلامى در ايران نيز به‌كار گرفته شد. اين ترورها دو مرحله داشت: مرحله اول ترور شخصيت‌هاى تأثيرگذار انقلاب بود كه از ابتداى سال 1358 آغاز شد. تيمسار ولى‌الله قرنى، علامه مرتضى مطهرى، حجت الاسلام هاشمى رفسنجانى، حاج‌مهدى عراقى، آيت‌الله قاضى طباطبايى و دكتر مفتح از جمله شخصيت‌هايى بودند كه گروهك التقاطى فرقان دست به ترور آنها زد. با دستگيرى اعضاى اصلى اين گروهك در 22 دى‌ماه سال 1358 اين مرحله خاتمه يافت.

مرحله دوم داراى ابعاد گسترده‌ترى بود كه بسيارى از اين ترورها به دست سازمان مجاهدين خلق (منافقين) انجام گرفت و در فاصله كوتاهى شمار قابل توجهى از برجسته‌ترين مسئولان و شخصيت‌هاى مملكتى به شهادت رسيدند. اين مرحله به نوعى به كودتا شباهت داشت و پس از عزل بنى‌صدر آغاز شد.

نخستين ترور در ششم تيرماه 1360 متوجه آيت‌الله خامنه‌اى شد كه ايشان بر اثر انفجار بمب به‌شدت مجروح شد. در فرداى آن روز، بيش از هفتاد تن از اعضاى حزب جمهورى اسلامى به شهادت رسيدند كه شهيد آيت‌الله دكتر بهشتى در رأس اين گروه قرار داشت.

محمدعلى رجايى و دكتر باهنر شهداى بعدى بودند. پس از اين حادثه سران ضدانقلاب در خارج از كشور اظهار اميدوارى كردند كه به زودى بتوانند به ايران باز گردند و حكومت دلخواه خود را بر سر كار آورند.

نمايندگان امام در استان‌ها و كسانى كه سبب انسجام و وحدت مردم مناطق مختلف بودند، آماج تيرهاى كينه اين گروهك‌ها قرار گرفتند. شهداى محراب آيت‌الله دستغيب، آيت الله مدنى، آيت‌الله صدوقى، آيت‌الله اشرفى اصفهانى و آيت‌الله هاشمى‌نژاد برخى از اين شهدا بودند.[1]

آشنايى با انقلاب اسلامى ايران، ص: 244

ترور اين دانشمندان و حتى عالمانى از روحانيان اهل سنت، نشان‌دهنده اين بود كه دشمنان انقلاب بيش از هر چيز از انديشه متفكران اسلامى و نهادينه شدن فرهنگ اسلام در جامعه بيمناك هستند.

از اقدامات نافرجام ديگر آمريكا براى به سقوط كشاندن انقلاب اسلامى، جوسازى و ايجاد جنگ روانى، با بهره‌گيرى از تبليغات وسيع توسط شبكه‌هاى سراسرى و خبرى و مطبوعاتى بود.

تحميل جنگ بر ايران و پيامدهاى آن‌

در سى و يكم شهريور 1359 فرودگاه مهرآباد تهران و ديگر شهرهاى مهم ايران، به‌طور ناگهانى هدف بمباران جنگنده‌هاى عراقى قرار گرفت و همزمان، هجوم گسترده نيروهاى زمينى عراق به خاك ايران نيز آغاز شد.

مقاومت دليرانه مردم قهرمان ايران در برابر تجاوز نظامى عراق كه هشت سال به طول انجاميد، يكى از حوادث فراموش‌نشدنى تاريخ معاصر كشور است كه حيرت جهانيان را برانگيخت. اختلاف‌هاى تاريخى ايران و عراق را مى‌توان به دو دوره تقسيم كرد:

دوره اول كه نسبتاً طولانى است و از هنگام انعقاد قرارداد ارزروم بين ايران و عثمانى در سال 1238 ق. (1823 م.) تا زمان استقلال عراق در سال 1337 ق (1920 م.) به طول انجاميد.

دوره دوم كه از هنگام استقلال عراق تا آغاز جنگ آن كشور عليه جمهورى اسلامى ايران ادامه يافت.

با پيروزى انقلاب اسلامى و سقوط شاه به عنوان ژاندارم منطقه، ستون نظامى و ساختار امنيتى متمايل به غرب در منطقه فروپاشيد و روابط خارجى ايران به‌طور كامل دگرگون شد و در نتيجه منطقه خليج فارس با بحران خلأ قدرت رو به رو گرديد. تشكيل جمهورى اسلامى در سطح بين‌المللى نيز موازنه قوايى را كه پس از جنگ جهانى دوم به سود غرب و آمريكا شكل گرفته بود، براى نخستين بار دگرگون ساخت و رقابت كشورهاى منطقه بر سر كسب مقام ژاندارمى و جانشينى شاه را شدت بخشيد. سقوط شاه و حذف او در نقش ژاندارمى‌

[1]منصورى، جواد، آشنايى با انقلاب اسلامى ايران، 1جلد، دفتر نشر معارف - قم، چاپ: پنجم، 1390.


صفحه 244

ترور اين دانشمندان و حتى عالمانى از روحانيان اهل سنت، نشان‌دهنده اين بود كه دشمنان انقلاب بيش از هر چيز از انديشه متفكران اسلامى و نهادينه شدن فرهنگ اسلام در جامعه بيمناك هستند.

از اقدامات نافرجام ديگر آمريكا براى به سقوط كشاندن انقلاب اسلامى، جوسازى و ايجاد جنگ روانى، با بهره‌گيرى از تبليغات وسيع توسط شبكه‌هاى سراسرى و خبرى و مطبوعاتى بود.

تحميل جنگ بر ايران و پيامدهاى آن‌

در سى و يكم شهريور 1359 فرودگاه مهرآباد تهران و ديگر شهرهاى مهم ايران، به‌طور ناگهانى هدف بمباران جنگنده‌هاى عراقى قرار گرفت و همزمان، هجوم گسترده نيروهاى زمينى عراق به خاك ايران نيز آغاز شد.

مقاومت دليرانه مردم قهرمان ايران در برابر تجاوز نظامى عراق كه هشت سال به طول انجاميد، يكى از حوادث فراموش‌نشدنى تاريخ معاصر كشور است كه حيرت جهانيان را برانگيخت. اختلاف‌هاى تاريخى ايران و عراق را مى‌توان به دو دوره تقسيم كرد:

دوره اول كه نسبتاً طولانى است و از هنگام انعقاد قرارداد ارزروم بين ايران و عثمانى در سال 1238 ق. (1823 م.) تا زمان استقلال عراق در سال 1337 ق (1920 م.) به طول انجاميد.

دوره دوم كه از هنگام استقلال عراق تا آغاز جنگ آن كشور عليه جمهورى اسلامى ايران ادامه يافت.

با پيروزى انقلاب اسلامى و سقوط شاه به عنوان ژاندارم منطقه، ستون نظامى و ساختار امنيتى متمايل به غرب در منطقه فروپاشيد و روابط خارجى ايران به‌طور كامل دگرگون شد و در نتيجه منطقه خليج فارس با بحران خلأ قدرت رو به رو گرديد. تشكيل جمهورى اسلامى در سطح بين‌المللى نيز موازنه قوايى را كه پس از جنگ جهانى دوم به سود غرب و آمريكا شكل گرفته بود، براى نخستين بار دگرگون ساخت و رقابت كشورهاى منطقه بر سر كسب مقام ژاندارمى و جانشينى شاه را شدت بخشيد. سقوط شاه و حذف او در نقش ژاندارمى‌


صفحه 245

منطقه و ماهيت استقلال طلبانه انقلاب اسلامى ايران، فرصتى طلايى براى حاكمان عراق كه همواره آرزوى رهبرى جهان عرب را در سر مى‌پروراندند، به شمار مى‌رفت. اما استفاده از اين فرصت مستلزم ايجاد يك سلسله زمينه‌هاى سياسى و نظامى بود تا اين كشور بتواند برترى خود را در منطقه به اثبات برساند. در شش‌ماه اول سال 1359 (1980) بودجه نظامى عراق به حدود شش ميليارد دلار افزايش يافت و اين كشور به خريد اسلحه و تجهيزات نظامى جديد اقدام كرد كه گامى اساسى در رسيدن به اين هدف به‌شمار مى‌آمد.

در بعد سياسى نيز رژيم عراق كوشيد تا روابط دوستانه‌اى با كشورهاى عربى حاشيه خليج فارس برقرار سازد. به رغم قطع ارتباط سياسى با آمريكا، روابط بازرگانى خود را با اين كشور افزايش داد و در يك اقدام حساب شده تلاش كرد گرايش سياسى كشورش را كه در مرزبندى‌هاى بين‌المللى به سوى بلوك شرق گرايش داشت، به تدريج به سمت غرب و آمريكا متمايل سازد؛ هر چند هيچ‌گاه مناسبات خود با شوروى را كاهش نداد.

روحيه بيگانه‌ستيزى، استقلال و آزادى‌خواهى انقلاب اسلامى موجب شده بود كه برخى از حكومت‌هاى منطقه از بيم اينكه پيامدهاى انقلاب ايران پايه‌هاى مشروعيت آنان را متزلزل كند، با نوعى بى‌اعتمادى و سوءظن به روابط خود با جمهورى اسلامى ايران بنگرند.

آمريكا نيز با تبليغ و تحريك‌هاى مداوم خود به اين بدگمانى دامن مى‌زد.

سران عراق و برخى از كشورهاى عربى منطقه بر اين باور بودند كه هر كشورى بتواند در مقابل موج فزاينده انقلاب اسلامى بايستد، رهبرى منطقه را به دست خواهد گرفت. لذا حمله نظامى به ايران را ضرورى مى‌دانستند.

شرايط داخلى ايران در آستانه جنگ تحميلى‌

هر انقلابى پس از پيروزى دچار نابسامانى‌هايى اجتناب‌ناپذير مى‌شود كه زمانى نسبتاً طولانى لازم است تا به نظام نوپا و جديد خود، شكل و ساختار منطقى‌دهد.

انقلاب اسلامى در پرتو رهبرى هوشمندانه امام خمينى و آگاهى و بينش كم نظير مردم در زمان كوتاهى موفق به تدوين قانون اساسى خود شد و با تأسيس يك سلسله نهادهاى‌


صفحه 246

انقلابى، از گسترش هرج و مرج و بى‌نظمى در كشور جلوگيرى كرد، اما بحران‌هاى متعدد داخلى كه اغلب با هدايت و حمايت دشمنان خارجى ايجاد مى‌شد، سبب شد اوضاع كشور در آستانه تجاوز نظامى عراق آسيب‌پذير و آشفته باشد.

ارتش ايران كه پيش از انقلاب تحت‌نظر كارشناسان و مستشاران نظامى آمريكا اداره مى‌شد، به گونه‌اى طراحى شده بود كه بدون نظر آنها قادر به تصميم‌گيرى و اقدام نبود. ضمن آنكه وظيفه اصلى ارتش حفظ سلطنت پهلوى بود و پس از انقلاب بازسازى و سازماندهى ارتش، نياز به فرصت و زمان طولانى داشت.

طرح شعار انحلال ارتش از سوى گروهك‌هاى ضدانقلاب با هوشيارى امام خمينى خنثى شد؛ اگر چه لغو قراردادهاى خريد تجهيزات نظامى از سوى بختيار، كاهش بودجه ارتش و دوره خدمت سربازى به يك سال و بازپس دادن برخى جنگنده‌هاى پيشرفته به آمريكا از سوى دولت موقت، توان قواى دفاعى ايران را به تحليل برده بود. افزون بر اين، نبود يك سازمان اطلاعاتى قوى در ارتش، نياز به پاك‌سازى برخى از عناصر وابسته به رژيم شاه و صرف بخشى از توان ارتش در مقابله با توطئه‌هاى تجزيه‌طلبانه، آموزش ناكافى اعضاى سپاه تازه تأسيس پاسداران انقلاب اسلامى و تحريم تسليحاتى ايران از سوى آمريكا، از جمله معضلات دفاعى ايران، در آستانه حمله عراق بود.

پشتوانه اقتصادى عامل بسيار مؤثرى در هر جنگى محسوب مى‌شود؛ در حالى كه در آن زمان، توان اقتصادى كشور به دليل وابستگى به غرب در پيش از انقلاب، انتقال سرمايه‌ها به خارج از كشور در اواخر دوران حكومت شاه، و فقدان ذخيره‌هاى ارزى و ريالى به‌شدت تضعيف شده بود. به علاوه كاهش فروش نفت و كارشكنى‌هاى گروهك‌هاى ضدانقلاب در صنايع و كارخانه‌ها، باعث كندى حركت چرخ‌هاى اقتصاد كشور شده بود.

از سوى ديگر، اوضاع سياسى كشور به علت حضور بنى‌صدر در مقام رئيس جمهورى و فرماندهى كل‌قوا، با چالش‌هاى بسيارى رو به رو بود. امام خمينى همواره با سعه صدر، مسئولان را از تشديد تشنج و بحران‌هاى داخلى بر حذر مى‌داشت. با وجود اين، بنى‌صدر با


صفحه 247

رفتارهاى خود در عمل، به محور جبهه متحد ضدانقلاب تبديل شده بود و زمينه را براى بروز جنگ داخلى آماده مى‌كرد.

پيشينه تجاوز عراق به خاك جمهورى اسلامى ايران‌

تحرك‌هاى نظامى عراق بر ضد ايران كمتر از چهار ماه پس از پيروزى انقلاب اسلامى در چهارم خرداد 1358، با بمباران روستاهاى كردنشين آغاز شد. اين اقدام تحريك‌آميز با خويشتن‌دارى دولت جمهورى اسلامى ايران خنثى گرديد. عراق همچنين تهديدهاى جنگ‌طلبانه آشكار خود را بر ضد ايران و همزمان عمليات خرابكارانه خود در خطوط و ايستگاه‌هاى نفت و گاز و ساير تأسيسات اقتصادى ايران و پاسگاه‌هاى مرزى شدت بخشيد.

در دهم ارديبهشت 1359 پنج تن از عاملان رژيم عراق به سفارتخانه ايران در لندن حمله كردند و اعضاى سفارت ايران را گروگان گرفتند و دو تن از آنان را به شهادت رساندند.

رژيم عراق افزون بر اين تحركات، اقدام به شناسايى مراكز و نقاط راهبردى ايران و ايجاد استحكامات نظامى در طول خطوط مرزى كرد. در نيمه شهريور 1359 يكى از نقاط مرزى را به اشغال خود درآورد. عراق از فروردين ماه 1358 تا شهريور 1359، جمعاً 636 مورد تجاوز زمينى و دريايى به مرزهاى ايران صورت داد.

هدف‌هاى تجاوز

با اوج گيرى اختلاف‌هاى دو كشور، صدام حسين اعلام كرد كه آماده است با زور، تمام اختلافات عراق با ايران را حل و فصل كند. او براى بهبود روابط با جمهورى اسلامى ايران، سه شرط تعيين كرد:

- خروج نيروهاى ايران از جزاير سه‌گانه خليج فارس؛

- به رسميت شناختن عربى بودن منطقه خوزستان، با نام مجعول «عربستان» وتجزيه اين استان؛

- واگذارى كامل اروند رود به عراق.


صفحه 248

اين شرايط كه مغاير مفاد قرارداد 1975 بود به‌صورت آشكار از هدف‌هاى تجاوزگرايانه زمامداران عراق پرده برمى‌داشت و ثابت مى‌كرد كه طرح اين شروط هدفى جز نابودى انقلاب اسلامى و در نتيجه تجزيه ايران ندارد.

آمريكا كه در توطئه‌هاى قبلى خود بر ضد انقلاب اسلامى شكست‌خورده بود؛ با توسل به حربه نظامى قصد داشت تا هم خطرى كه در منطقه متوجه منافعش بود را دفع كند و هم به بى‌اعتبارى ايجاد شده براى آمريكا در سطح بين‌الملل در نتيجه افشاگرى‌هاى دانشجويانى كه سفارت آمريكا در تهران را به تسخير خود در آورده بودند، پايان بخشد. برژينسكى، مشاور امنيت ملى وقت آمريكا، در تيرماه 1359 طى ملاقاتى با صدام حسين در مرز اردن و عراق، مجوز آغاز جنگ را داد.

در 27 شهريور 1359، صدام حسين در برابر دوربين‌هاى تلويزيونى، قرارداد 1975 الجزاير را پاره كرد و آن را يك‌جانبه و كاملًا غيرقانونى، ملغى‌اعلام كرد. چهار روز بعد عراق با حمله همه‌جانبه به خاك ايران، جنگ را رسماً آغاز كرد تا به هدف‌هاى بزرگتر خود در منطقه دست يابد؛ چنان‌كه طارق عزيز، معاون نخست وزير عراق، به صراحت اعلام كرد اين جنگ به خاطر عهدنامه 1975 يا چند صد كيلومتر خاك و يا نصف شطالعرب (اروند رود) نيست. اين جنگ به خاطر سرنگونى رژيم جمهورى اسلامى ايران است.

از ديدگاه سازمان‌هاى بين‌المللى و حقوق‌دانان، اعلام لغو يك‌جانبه قرارداد 1975 الجزاير از سوى عراق و بى‌اعتنايى آن كشور به مقررات و قواعد حقوقى و بين‌المللى، خود معتبرترين سند محكوميت رژيم عراق در حمله و تجاوز عليه جمهورى اسلامى ايران محسوب مى‌شود؛ چرا كه احترام به قوانين و مقررات بين‌المللى در عهدنامه الجزاير، كنوانسيون وين، منشور ملل متحد و اعلاميه حقوق بين‌الملل مورد تأكيد قرار گرفته است.

دوره‌هاى مختلف جنگ تحميلى‌

مقطع اول: آغاز حمله و پيشروى عراق در خاك ايران‌

عراق با آمادگى كامل و هماهنگى‌هاى قبلى با جهان غرب و كشورهاى منطقه، در سى و يكم‌


صفحه 249

شهريور 1359، اقدام به بمباران فرودگاه تهران و نوزده شهر مهم ايران كرد كه به سبب آماده نبودن نيروهاى ايرانى، پاسگاه‌هاى مرزى تاب مقاومت در برابر تهاجم دشمن را نيافت و بخش‌هايى از استان‌هاى خوزستان، ايلام، كردستان و كرمانشاه، طى 48 ساعت به تصرف نيروهاى دشمن درآمد. هزاران تن از مردم بى‌دفاع شهرها و روستاهاى مرزى، اسير و مجروح شدند و يا به شهادت رسيدند. خرمشهر نيز پس از 35 روز مقاومت به تصرف نيروهاى عراقى درآمد. جمهورى اسلامى ايران نيز در اقدامى تدافعى با 140 فروند از هواپيماهاى نيروى هوايى ارتش در فاصله‌اى كوتاه از حمله عراق، هدف‌هاى نظامى بغداد و مناطق حساس ديگر دشمن را بمباران كرد.

امام خمينى از مردم خواست تا در برابر دشمن ايستادگى كنند. مردم به شكل خودجوش، در مراكز سپاه و ستادهاى اعزام نيرو گرد آمدند. در مدتى كوتاه، در سراسر ايران مساجد به مراكز آموزش نظامى و ستادهاى جمع‌آورى كمك‌هاى مردمى، براى جبهه‌ها تبديل شد.

نقش زنان در حماسه 35 روزه خرمشهر بسيارارزشمند بود و شمارى از دختران و زنان با حفظ عفت و عزت، با شجاعت و ايثار در اوج درگيرى‌هاى خرمشهر ايستادگى كردند و به شهادت رسيدند.

صدام، با بهره‌گيرى از ستون پنجم در داخل ايران، معتقد به جنگ سريع و رعدآسا در سايه جوّ تبليغاتى و ديپلماسى پرتحرك بود. او گمان مى‌كرد كه خواهد توانست در مدت شش روز جمهورى اسلامى ايران را سرنگون كند، اما آنچه در ارزيابى‌هاى دشمن به آن جدى نگريسته نشده بود، ميزان فداكارى و مقاومت دليرانه مردم بود. بر اين اساس مهم‌ترين و اصلى‌ترين اهداف عراق، يعنى تصرف اهواز، دزفول و آبادان، محقق نشد و راهبرد جنگ سريع به شكست انجاميد. فداكارى‌هاى بى‌بديل فرماندهانى چون دكتر چمران، در ساماندهى نيروهاى مردمى، ارتش و سپاه پاسداران در ممانعت از پيشروى عراق بسيار مؤثر بود.

به سبب حضور عناصر منافق در رأس امور، از جمله بنى‌صدر، مدافعان انقلاب و جوانانى كه با سلاح‌هاى سبك يا دست‌ساز به دفاع از شهرهاى مرزى مى‌پرداختند، مورد بى‌مهرى و كم‌توجهى قرار مى‌گرفتند و به شيوه‌هاى گوناگون در مسير دفاع آنان اختلال ايجاد مى‌شد.