اسلام و الگويى براى حركتهاى رهايىبخش ملتهاى محروم، به ويژه ملتهاى مسلمان منطقه خاورميانه، تبديل نموده است.
پيوند دين و سياست و ارائه الگويى نوين براى مردمسالارى دينى، رشد سياسى و آگاهىهاى عمومى مردم، شكست ابهت قدرتهاى سلطهگر غرب و شرق، عدم سلطهپذيرى و نفى هرگونه سلطهجويى، ترسيم چهرهاى صلحطلبانه از اسلام، با اثبات مظلوميت مردم ايران در جريان جنگ تحميلى و ساير تهاجمات، و طرح سياست تشنجزدايى در سطح دولتها را مىتوان از ديگر دستاوردهاى سياسى انقلاب اسلامى دانست.
ب) ابعاد فرهنگى
براى دستيابى به دركى واقعبينانه از ابعاد فرهنگى انقلاب اسلامى، يادآورى وضعيت فرهنگى دوران پيش از انقلاب ضرورى به نظر مىرسد. يكى از شاخصههاى فرهنگى حاكميت استبداد در دوران پهلوى، تخريب سنتهاى اصيل دينى و ملى مردم مسلمان ايران با ترويج فرهنگ مبتذل غرب، به بهانه تجددخواهى و نوگرايى بود كه بسيارى از مظاهر فرهنگ ملى و نشانههاى هويت تاريخى مردم مسلمان ايران را از ميان برد.
رواج فرهنگ ابتذال، لاابالىگرى و بىبندوبارىهاى اخلاقى و اقتصادى، كه بهطور رسمى از رسانههاى عمومى تبليغ مىشد، نهادهاى فرهنگى و اجتماعى را به تباهى و نابودى سوق داد و هويت اسلامى- ايرانى جامعه را نابود ساخت. وجود فساد گسترده در جامعه ايران پيش از انقلاب به يك ارزش تبديل شده بود كه رژيم پهلوى، آشكارا به ترغيب و تبليغ آن مىپرداخت.
اما آنچه كه بيش از هر چيز ايرانيان را رنج مىداد، ستايش و ترويج فرهنگ بيگانه و تحقير فرهنگ خودى بود كه سرانجام مردم مسلمان ايران را به رويارويى با حاكميت، و سرنگونى رژيم سوق داد.
انقلاب اسلامى با زدودن زنگارها و اوهام از چهره دين، به احياى فرهنگ اسلامى به عنوان مكتبى پويا و حياتبخش پرداخت. احياى دوباره تعاليم اسلام، احساس خودباورى،
اعتماد و اتكا به خود را در جامعه زنده كرد و از تداوم احساس حقارت و خودباختگى مردم ايران در برابر بيگانگان جلوگيرى نمود.
پيدايش روحيه اعتماد به نفس و خودآگاهى فرهنگى، مردم را در زمينههاى علمى، فرهنگى و اجتماعى به موفقيتهاى چشمگيرى رساند. افزايش سطح آگاهىهاى عمومى و رشد مطبوعات و نشريات، گسترش كانونهاى آموزشى و تربيتى و درخشش و تعالى آثار هنرى و فرهنگى ايران در سطح جهان، از دستاوردهاى فرهنگى انقلاب اسلامى ايران بهشمار مىآيد.
شخصيت اصيل زن ايرانى نيز كه در رژيم گذشته تحتتأثير فرهنگ منحط غرب، هويت خود را از دست داده بود، در سايه تعالىخواهى اسلامى احيا شد.
احياى تفكر دينى، تحول ارزشها و نگرشها و همچنين احياى مفاهيمى چون جهاد، شهادت، ايثار و اخلاص، مردمى شدن قواى مسلح و ايجاد و سازماندهى نيروهاى بسيج مردمى، هماهنگى بين تعهد، تخصص، ديانت و روشنفكرى و همكارى حوزه و دانشگاه، نيز از ديگر دستاوردهاى فرهنگى انقلاب اسلامى محسوب مىشود.
ج) ابعاد اقتصادى
پيش از انقلاب، اقتصاد وابسته و تكمحصولى ايران بر فروش مهارگسيخته نفت در چارچوب معيارهاى توسعه غربى استوار بود. در نتيجه دارايى و امكانات كشور، عمدتاً در برنامههاى غيربنيادى و غيرمولد صرف مىشد. اكثر فعاليتهاى اقتصادى، مبتنى بر درآمد حاصل از فروش نفت بود كه جز وابستگى اقتصادى، عدم تعادل در بخشهاى مختلف اقتصادى و نفى عدالت اجتماعى، نتيجهاى در پى نداشت. به كار گرفته نشدن درآمدهاى سرشار نفتى در تقويت بنيه اقتصادى كشور، ايران را به يكى از عمدهترين واردكنندگان كالاهاى مصرفى غرب تبديل نموده بود.
با پيروزى انقلاب اسلامى، از غارت ذخاير زيرزمينى كه همواره مورد سوءاستفاده بيگانگان و خاندان پهلوى و هزار فاميل بود، جلوگيرى شد. تلاش براى رسيدن به خودكفايى
و رهايى از اقتصاد تكمحصولى، آغاز گرديد. چنان كه علاوه بر تحمل مشكلات و معضلات اقتصادى ناشى از انقلاب، جنگ و كارشكنىهاى دشمنان، انقلاب توانست از آغاز پيروزى به توليد بسيارى از كالاها در داخل، و حتى صدور بعضى از آنها به خارج از كشور دست يابد.
توجه به عمران و آبادى روستاها و برخوردار شدن بيشتر روستاهاى كشور از نعمت آب و برق، مخابرات، مراكز آموزشى و بهداشتى، جاده و امكانات رفاهى را مىتوان از ديگر دستاوردهاى انقلاب اسلامى دانست.
يكى ديگر از كوششهاى مؤثر در زمينه پيشرفت اقتصادى در دوران پس از انقلاب، توجه به صنايع سنگين و انجام اقدامهاى بنيادى و زيربنايى در اين زمينه است. توسعه روزافزون صنايع نفت، پتروشيمى، ذوبآهن، فولاد، برق و ساخت سدهاى بزرگ و گسترش و نوسازى راههاى كشور، نقشى مهم در رشد و شكوفايى ساير بخشهاى اقتصادى كشور داشته است.
دستاوردهاى انقلاب اسلامى، بيش از آنكه جنبه فيزيكى و مادى داشته باشد، ساختارهاى فكرى و فرهنگى را هدف قرار داد و به تدريج متأثر ساخت؛ بهگونهاى كه امروز اسلام سياسى به يكى از مقولات بينالمللى قرن 21 تبديل شده؛ در حالى كه پيش از آن تصور مىشد پرونده نفوذ و حضور دين در صحنههاى اجتماعى و سياسى بسته شده است.
واكنشها، مقاومتها و دشمنىها با انقلاب اسلامى، بسيار گسترده و پيچيده است؛ از اين رو چالشهاى فراروى نظام جمهورى اسلامى و حركت جهانى اسلام سياسى، يكى از بحثهاى مهم مراكز تحقيقاتى و مطالعات استراتژيك است. استكبار جهانى با وجود تلاشهاى بسيار و هزينههاى سنگين نتوانسته است اين روند را متوقف سازد و پيشبينى مىشود كه تحولات گستردهترى در آينده ايجاد خواهد شد.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
خلاصه بخش چهارم
روند تحولات اوايل دهه 1350، در ظاهر نشاندهنده سركوب جريانهاى مبارز و مخالف رژيم و تثبيت نفوذ و سلطه آمريكا بود، در حالى كه اركان حكومت مستبد و فاسد در حال لرزش و شكاف بود. در سال 1355 با انتخاب كارتر و دگرگونى در سياست خارجى ايالات متحده، فشار داخلى و خارجى بر رژيم شاه تشديد شد؛ بهگونهاى كه بسيارى از سياستهاى رژيم دستخوش تغيير گرديد.
افزايش ناگهانى قيمت نفت، در حالى كه فرصت بىسابقهاى براى هيئت حاكم بود، به دليل فساد قدرت تبديل به زمينهاى براى افزايش تهديد بر ضد رژيم شد. افزايش فاصله طبقاتى، تورم شديد، تشديد وابستگى به نفت و تضعيف كشاورزى، بخشى از آثار فساد ناشى از درآمدهاى فوقالعاده نفتى بود. رواج شاهپرستى، تغيير تاريخ رسمى كشور از هجرى شمسى به شاهنشاهى، تشكيل حزب دولتى رستاخيز و اعلام غيرقانونى بودن هرگونه تشكل ديگر، اعدامها و كشتار بسيارى از مبارزان، افزايش خشم و نفرت عمومى از رژيم را در پى داشت. در اثر شدتگيرى فساد سياسى زمينههاى گسترش مبارزه و قيام بر ضدرژيم در ميان تودههاى مردم بيش از پيش به وجود آمد.
وقايع سال 1356 فضاى سياسى- مبارزاتى كشور را دگرگون ساخت. از ابتداى سال 1357 شعارهاى جديد كه نشاندهنده خواست عمومى براى ايجاد دگرگونىهاى بنيادى بود، شكل
گرفت. كارشناسان و مديران سياسى و امنيتى رژيم شاه و مقامات آمريكايى و اسرائيلى، به دليل اطمينان از ثبات و بقاى حكومت وابسته، وقايع سال 1356 را چندان جدى نمىدانستند و حتى تا اواسط سال 1357 نيز تصور روشنى از اوضاع كشور نداشتند.
در سال 1357 نيروهاى مبارز، با پشتوانه مبارزات گذشته، و نيروهايى كه از زندان آزاد شده بودند، توانستند تحت رهبرى امام، تودههاى ميليونى مردم را با شعارهاى اسلامى و انقلابى به صحنه مقابله با رژيم تا سرنگونى آن هدايت و رهبرى كنند. در 22 بهمن 1357 (11 فوريه 1979) مردم مسلمان ايران بدون حمايت شرق و غرب، متكى به رهبرى دينى و در يك حركت متحد و منسجم، نادرترين متحد آمريكا در جهان را ساقط كردند.
پس از پيروزى انقلاب اسلامى، قدرتهاى بزرگ، اطلاعات چندانى از ويژگىها، ماهيت، اهداف و نيروهاى عملكننده آن نداشتند؛ از اين رو تصور مىكردند كه انقلاب اسلامى، يك شورش عمومى بر ضد رژيمى فاسد و وابسته بود كه با سقوط آن، همه چيز به پايان مىرسد و پس از چند ماه اوضاع به حال عادى باز مىگردد، اما بازتاب و پىآمدهاى انقلاب و گسترش فرهنگ اسلامى و ظهور قدرت اسلام سياسى، پديده جديد و ناشناختهاى بود كه به تدريج جغرافياى فرهنگى و سياسى منطقه و تا حدودى صحنه بينالمللى را تحت تأثير قرار داد.
پرسشها
1. شعار كارتر، رئيسجمهور آمريكا چه بود؟ چرا اين شعار را برگزيد؟ بازتاب آن در ايران چه بود؟
2. جريان قيام نوزدهم دى 56 و پىآمدهاى آن را تحليل كنيد.
3. نقش فرهنگ و نهادهاى سنتى و عقايد دينى را در انقلاب اسلامى بررسى و علت عدم شناخت و برخوردهاى غيرواقعبينانه مستكبران را توضيح دهيد.
4. ويژگىهاى شخصيتى حضرت امام و رهبرى ايشان و تأثير آن بر روند انقلاب و تداوم آن را تبيين كنيد.
5. جريان هفدهم شهريور و پىآمدهاى آن را با قيام پانزدهم خرداد سال 1342 مقايسه نماييد.
6. عوامل پيروزى انقلاب و نقش آنها در تداوم آن و طرح دشمنان براى به شكست كشاندن انقلاب اسلامى را تحليل و نتيجهگيرى كنيد.
7. صدور انقلاب يعنى چه و چرا تفسيرهاى بىارتباط و تحريكآميز از آن مىشود؟
8. اصلىترين شعار انقلاب چه بود و چرا چنين شعارى داده شد و معناى آن چيست؟
9. مهمترين محورهاى توطئه بر ضدجمهورى اسلامى و چالشهاى فراروى آن را توضيح دهيد.
10. نظريه «جنگ تمدنها» چه ارتباطى با گسترش موج گرايش به اسلام سياسى دارد؟ و چرا مطرح شد؟
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة