آبهاى گرم خليج فارس و اقيانوس هند، ترويج و تبليغ كمونيسم و بالاخره رقابت و در مواردى همكارى با انگليس، از مشكلات سياست خارجى ايران در اين دوران با همسايه شمالى بود.
بهرغم دوستى كه شوروى نسبت به پادشاه جديد ابراز مىكرد، در نخستين ماههاى 1305، بدون هشدار قبلى ورود كالاهاى ايرانى به شوروى را ممنوع كردند و از حق ترانزيت به كالاهاى ايرانى از خاك روسيه خوددارى ورزيدند. در نتيجه توليدكنندگان و بازرگانان شمال ايران دچار بحران شديدى شدند و در آستانه ورشكستگى قرار گرفتند.
رضاشاه بهخوبى مىدانست كه هدف شوروىها جلوگيرى از برقرارى هرگونه نظم و ترتيبى در بازرگانى بين دو كشور و استمرار سلطه اقتصادى روسيه بر شمال ايران است؛ بنابراين با احتياط فراوان وارد عمل شد ... در مهر 1306 يك موافقتنامه تجارى امضا شد كه از نظر دولت ايران يك ترتيب موقت بود.[1]
از جمله عوامل تيرگى و سردى روابط دو دولت، فعاليتهاى زيرزمينى و تبليغ كمونيسم در ايران بود. در سال 1308 با افشاگرى يكى از جاسوسان شوروى بهنام ژرژ آقابگف، كه به انگليس پناهنده شده بود، اسرار شبكه حزب كمونيست در ايران و فعاليتهاى نفوذى و تخريبى آن كشور منتشر شد. رضاخان بسيار خشمگين شد و دستورات حادى براى برخورد با عوامل شوروى صادر كرد و تعداد بسيارى از كمونيستها دستگير شدند و تا زمان سقوط او در زندان بودند. در خرداد 1310 قانونى بهتصويب رسيد كه بر اساس آن هرگونه فعاليت گروهى ضدسلطنت و يا طرفدارى از كمونيسم، مجازات از سه تا ده سال زندان را در پى داشت.
شوروى در سال 1317 حدود سه هزار و پانصد نفر از مهاجران ايرانى مقيم قفقاز را اخراج كرد كه تيرگى بيشتر روابط دو كشور را در پى داشت. در سال 1320 پس از اشغال ايران روشن شد كه عدهاى از آنان جاسوس و عامل اجراى سياستهاى شوروى در ايران بودهاند.
[1]. عبدالرضا هوشنگ مهدوى، سياست خارجى ايران در دوران پهلوى، ص 28
4- 3. پيمان سعدآباد
از سياستهاى اساسى و استراتژيك دولت انگليس، رقابت با شوروى در ايران و جلوگيرى از نفوذ اروپا در خليج فارس و اقيانوس هند بود. از اين رو انگليس براى ايجاد كمربند امنيتى و سدّ دفاعى در برابر شوروى و اروپا، با استفاده از دولتهاى اقمارى و وابسته اقدام به ايجاد پيمان دوستى و عدم تجاوز ميان چهار كشور تركيه، افغانستان، ايران و عراق كرد.
بهموجب اين پيمان، اعضا مقرر كردند كه سياست هماهنگى در منطقه داشته باشند و در امور داخلى يكديگر مداخله نكنند و در مقابله با خطرى كه هريك از آنها را تهديد كند، يكديگر را حمايت نمايند.
اين پيمان را در هفدهم تير 1316، وزراى خارجه چهار كشور عضو در كاخ سعدآباد و در حضور رضاخان به امضا رساندند. هدف اين پيمان، كه به پيمان سعدآباد معروف شد، قدرتنمايى انگليس در مقابل رقبا بود. اين پيمان در عمل هيچ ثمرى نداشت و آلمان در سه كشور ايران، تركيه و افغانستان نفوذ كرد و حضور خود را در صحنههاى مختلف گسترش داد؛ بهگونهاى كه يكى از بهانههاى اشغال ايران در سال 1320 همكارى ايران و آلمان بود.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
خلاصه بخش اول
با ورود استعمار و نفوذ در دستگاههاى حكومتى و تأثيرگذارى بر جريانهاىفكرى، زمينه سلطه همه جانبه استعمارگران بر كشور فراهم شد. جنگهاى متعدد عقبماندگىهاى ايران را تشديد و ساختارهاى فرهنگى و مذهبى را نه تنها تضعيف، بلكه تجزيه و تخريب كرد.
شاهان ناتوان و بىصلاحيت قاجار بدون توجه به واقعيتهاى كشور و سير تحولات جهان اداره حكومت را به دست داشتند؛ در حالى كه بسيارى از وقت خود را در شكار و عيش و نوش در حرمسراها مىگذرانيدند. بخشهايى از سرزمين ايران در اين دوران از دست رفت به گونهاى كه مساحت كل كشور در پايان سلطنت قاجار، حدود نصف مساحت آن در ابتداىحكومت اين خاندان بود! از دست رفتن عمان و 103 جزيره در خليج فارس، جدا شدن قفقاز و نيمى از آذربايجان، هرات، تركمنستان و بخشى از بلوچستان، از جمله خيانتهاى انجام شده در اين دوره بوده است.
تشديد فقر، فساد، اعتياد به ترياك و وابستگى و سلطه كامل استعمار، زمينهساز قيام مردم براى ايجاد تحول شد. گفتمان غالب در قيام، كه به جنبش مشروطيت شهرت يافت، عدالتخواهى، قانونطلبى و نفى سلطه بيگانه بود.
پس از سه سال مبارزه، سرانجام در سيزدهم مرداد 1285 (1324 هجرى قمرى) با خواستههاى اعلام شده موافقت و بيانيه مظفرالدين شاه براى تأسيس عدالتخانه و مجلس شوراى ملى منتشر شد. نفوذ عوامل بيگانه مانع تحقق اهداف جنبش گرديد. با مرگ
مظفرالدين شاه و جانشينى محمدعلى شاه، دستپرورده روسها، مخالفت با مشروطيت و سركوب مردم آغاز شد و در يك مبارزه دو ساله و استبداد صغير، سرانجام تهران به دست طرفداران مشروطه فتح شد و شاه به سفارت روس پناهنده و بعد از مدتى از كشور اخراج گرديد و احمد ميرزا فرزند سيزده ساله او به وليعهدى انتخاب شد!
با دخالت عوامل خارجى، اختلافات طرفداران مشروطه بالا گرفت تا اندازهاى كه شيخ فضلالله نورى را كه خود يكى از فعالان جريان جنبش بود، اعدام كردند. شيخ فضل الله معتقد بود نفوذ افكار غربگرا و دخالت عوامل خارجى، مشروطيت را منحرف كرده و موجب شده موازين دينى در آن مورد توجه واقع نشود و بههمين خاطر با موازين شرعى انطباق كامل ندارد. او بر مشروطه مشروعه تأكيد داشت.
استعمار با بهرهگيرى از شرايط موجود، قراردادهاى 1907، 1915 و 1919 را براى تسلط كامل بر ايران تحميل كرد و قصد اجراى آنها را داشت كه به دلايلى امكان اجراى آنها فراهم نشد. بىتوجهى به علت اصلى فساد و استبداد، وجود اختلاف و ضعف آگاهى سياسى و اجتماعى، از جمله عواملى بود كه با وجود نهضتهاى اسلامى متعدد و فداكارىها و شهداى بسيار، جنبش مشروطيت را ناكام گذاشت.
شكست جنبش، زمينهساز هرج و مرج داخلى، تجزيه كشور و تشديد فقر و بالاخره كودتاى انگليسى و روى كار آمدن رضاخان و برپايى سلطنت پهلوى گرديد.
حاكميت شبهمدرنيستى و سلطه غرب، بهويژه انگليس با هدف اسلامزدايى، از بين بردن ساختارهاى ارزشى و سنتى، وابسته كردن كامل كشور و متلاشى كردن زيرساختهاى اقتصاد ملى، احياى ايران باستان و ترويج شاهپرستى براى مقابله با اسلام، بخشى از عملكرد حكومت كودتايى پهلوى اول بود.
پرسشها
1. كاپيتولاسيون، به چه معناست و در ايران چگونه و چند بار به اجرا درآمد و چگونه از بين رفت؟
2. رويكرد گرايش به غرب به چه دلايلى و چگونه شكل گرفت؟
3. گفتمانهاى اساسى جنبش مشروطيت چه سرانجامى داشت؟ چرا؟
4. چه دولتهايى و در چه شرايطى قرارداد 1907 را منعقد كردند؟
5. از مواضع و ديدگاههاى شيخ فضل الله نورى معروف به شيخ شهيد، چه مىدانيد؟ علت برخورد با وى چه بود؟
6. علل عدم موفقيت جنبشهاى دينى و ملى را چگونه تحليل و ارزيابى مىكنيد؟
7. مواضع انگليس و روسيه در قبال جنبش مشروطيت و رويدادهاى پس از آن چه بود؟
8. آثار و پىآمدهاى انقلاب اكتبر 1917 روسيه در ايران چه بود؟
9. از آثار و پىآمدهاى فروپاشى امپراتورى عثمانى در خاورميانه و ايران چه مىدانيد؟
10. زمينهها، چگونگى و عوامل مؤثر در كودتاى سوم اسفند 1299 چه بود؟
11. جنبههاى داخلى و منطقهاى اهداف امپراتورى بريتانيا در ايران، به ويژه در دوران پهلوى، چه بود؟ علل موفقيت و يا ناكامى استعمار انگليس در رسيدن به اين اهداف را تحليل كنيد.
12. عملكرد سيدضياءالدين طباطبايى، بهعنوان نمونهاى از جريان بيمار روشنفكرى وابسته را چگونه تحليل مىكنيد؟ سرانجامِ چنين جريانى چه شد؟
13. موقعيت و مواضع شهيد مدرس، شهيد شيخفضلالله و آيتالله كاشانى را مقايسه و نتيجهگيرى كنيد.
14. قرارداد نفتى 1312 (1933 م.) با قرارداد دارسى مقايسه و نتيجهگيرى شود.
15. از سياست خارجى دوران رضاشاه چه مىدانيد؟
منابعى براى مطالعه بيشتر
1. تاريخ مشروطه ايران، احمد كسروى.
2. روزشمار تاريخ ايران، باقر عاقلى.
3. تاريخ سياسى معاصر ايران، جلالالدين مدنى.
4. سياست خارجى ايران در دوران پهلوى، عبدالرضا هوشنگ مهدوى.
5. مدرس، تاريخ و سياست، (مجموعه مقالات)، از انتشارات مؤسسه پژوهشى و مطالعات فرهنگى.
6. تشيع و مشروطيت در ايران، عبدالهادى حائرى.
بخش دوم: اشغال ايران و پىآمدهاى آن