این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
خلاصه بخش اول
با ورود استعمار و نفوذ در دستگاههاى حكومتى و تأثيرگذارى بر جريانهاىفكرى، زمينه سلطه همه جانبه استعمارگران بر كشور فراهم شد. جنگهاى متعدد عقبماندگىهاى ايران را تشديد و ساختارهاى فرهنگى و مذهبى را نه تنها تضعيف، بلكه تجزيه و تخريب كرد.
شاهان ناتوان و بىصلاحيت قاجار بدون توجه به واقعيتهاى كشور و سير تحولات جهان اداره حكومت را به دست داشتند؛ در حالى كه بسيارى از وقت خود را در شكار و عيش و نوش در حرمسراها مىگذرانيدند. بخشهايى از سرزمين ايران در اين دوران از دست رفت به گونهاى كه مساحت كل كشور در پايان سلطنت قاجار، حدود نصف مساحت آن در ابتداىحكومت اين خاندان بود! از دست رفتن عمان و 103 جزيره در خليج فارس، جدا شدن قفقاز و نيمى از آذربايجان، هرات، تركمنستان و بخشى از بلوچستان، از جمله خيانتهاى انجام شده در اين دوره بوده است.
تشديد فقر، فساد، اعتياد به ترياك و وابستگى و سلطه كامل استعمار، زمينهساز قيام مردم براى ايجاد تحول شد. گفتمان غالب در قيام، كه به جنبش مشروطيت شهرت يافت، عدالتخواهى، قانونطلبى و نفى سلطه بيگانه بود.
پس از سه سال مبارزه، سرانجام در سيزدهم مرداد 1285 (1324 هجرى قمرى) با خواستههاى اعلام شده موافقت و بيانيه مظفرالدين شاه براى تأسيس عدالتخانه و مجلس شوراى ملى منتشر شد. نفوذ عوامل بيگانه مانع تحقق اهداف جنبش گرديد. با مرگ
مظفرالدين شاه و جانشينى محمدعلى شاه، دستپرورده روسها، مخالفت با مشروطيت و سركوب مردم آغاز شد و در يك مبارزه دو ساله و استبداد صغير، سرانجام تهران به دست طرفداران مشروطه فتح شد و شاه به سفارت روس پناهنده و بعد از مدتى از كشور اخراج گرديد و احمد ميرزا فرزند سيزده ساله او به وليعهدى انتخاب شد!
با دخالت عوامل خارجى، اختلافات طرفداران مشروطه بالا گرفت تا اندازهاى كه شيخ فضلالله نورى را كه خود يكى از فعالان جريان جنبش بود، اعدام كردند. شيخ فضل الله معتقد بود نفوذ افكار غربگرا و دخالت عوامل خارجى، مشروطيت را منحرف كرده و موجب شده موازين دينى در آن مورد توجه واقع نشود و بههمين خاطر با موازين شرعى انطباق كامل ندارد. او بر مشروطه مشروعه تأكيد داشت.
استعمار با بهرهگيرى از شرايط موجود، قراردادهاى 1907، 1915 و 1919 را براى تسلط كامل بر ايران تحميل كرد و قصد اجراى آنها را داشت كه به دلايلى امكان اجراى آنها فراهم نشد. بىتوجهى به علت اصلى فساد و استبداد، وجود اختلاف و ضعف آگاهى سياسى و اجتماعى، از جمله عواملى بود كه با وجود نهضتهاى اسلامى متعدد و فداكارىها و شهداى بسيار، جنبش مشروطيت را ناكام گذاشت.
شكست جنبش، زمينهساز هرج و مرج داخلى، تجزيه كشور و تشديد فقر و بالاخره كودتاى انگليسى و روى كار آمدن رضاخان و برپايى سلطنت پهلوى گرديد.
حاكميت شبهمدرنيستى و سلطه غرب، بهويژه انگليس با هدف اسلامزدايى، از بين بردن ساختارهاى ارزشى و سنتى، وابسته كردن كامل كشور و متلاشى كردن زيرساختهاى اقتصاد ملى، احياى ايران باستان و ترويج شاهپرستى براى مقابله با اسلام، بخشى از عملكرد حكومت كودتايى پهلوى اول بود.
پرسشها
1. كاپيتولاسيون، به چه معناست و در ايران چگونه و چند بار به اجرا درآمد و چگونه از بين رفت؟
2. رويكرد گرايش به غرب به چه دلايلى و چگونه شكل گرفت؟
3. گفتمانهاى اساسى جنبش مشروطيت چه سرانجامى داشت؟ چرا؟
4. چه دولتهايى و در چه شرايطى قرارداد 1907 را منعقد كردند؟
5. از مواضع و ديدگاههاى شيخ فضل الله نورى معروف به شيخ شهيد، چه مىدانيد؟ علت برخورد با وى چه بود؟
6. علل عدم موفقيت جنبشهاى دينى و ملى را چگونه تحليل و ارزيابى مىكنيد؟
7. مواضع انگليس و روسيه در قبال جنبش مشروطيت و رويدادهاى پس از آن چه بود؟
8. آثار و پىآمدهاى انقلاب اكتبر 1917 روسيه در ايران چه بود؟
9. از آثار و پىآمدهاى فروپاشى امپراتورى عثمانى در خاورميانه و ايران چه مىدانيد؟
10. زمينهها، چگونگى و عوامل مؤثر در كودتاى سوم اسفند 1299 چه بود؟
11. جنبههاى داخلى و منطقهاى اهداف امپراتورى بريتانيا در ايران، به ويژه در دوران پهلوى، چه بود؟ علل موفقيت و يا ناكامى استعمار انگليس در رسيدن به اين اهداف را تحليل كنيد.
12. عملكرد سيدضياءالدين طباطبايى، بهعنوان نمونهاى از جريان بيمار روشنفكرى وابسته را چگونه تحليل مىكنيد؟ سرانجامِ چنين جريانى چه شد؟
13. موقعيت و مواضع شهيد مدرس، شهيد شيخفضلالله و آيتالله كاشانى را مقايسه و نتيجهگيرى كنيد.
14. قرارداد نفتى 1312 (1933 م.) با قرارداد دارسى مقايسه و نتيجهگيرى شود.
15. از سياست خارجى دوران رضاشاه چه مىدانيد؟
منابعى براى مطالعه بيشتر
1. تاريخ مشروطه ايران، احمد كسروى.
2. روزشمار تاريخ ايران، باقر عاقلى.
3. تاريخ سياسى معاصر ايران، جلالالدين مدنى.
4. سياست خارجى ايران در دوران پهلوى، عبدالرضا هوشنگ مهدوى.
5. مدرس، تاريخ و سياست، (مجموعه مقالات)، از انتشارات مؤسسه پژوهشى و مطالعات فرهنگى.
6. تشيع و مشروطيت در ايران، عبدالهادى حائرى.
بخش دوم: اشغال ايران و پىآمدهاى آن
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
فصل اول: تحولات دوران اشغال
مقدمه
با آغاز جنگ دوم جهانى و گسترش آن به سمت شرق و احتمال سقوط شوروى، اروپا و آمريكا در موقعيت ويژه و پيشبينى نشدهاى قرار گرفتند. شكست شوروى و تسلط آلمان بر شرق اروپا و تسلط بر منطقه قفقاز از يك جهت خواست غرب بود و از جهت ديگر، پيروزى آلمان باعث از دست رفتن خاورميانه، خليجفارس و تهديد هند بود. با نزديك شدن نيروهاى آلمان به قفقاز و دسترسى به منابع نفت و سرازير شدن به سمت جنوب، شكست متفقين (آمريكا، انگليس و شوروى) قطعى مىگرديد.
در پنجم تيرماه 1320، در واقع پنج روز پس از حمله آلمان به شوروى، دولت ايران اعلام بىطرفى كرد و به سفير ايران در مسكو ابلاغ نمود كه دولت شوروى را از تصميم جدى ايران مطلع سازد. متفقين در چهارم و بيستوهشتم تيرماه همان سال، رسماً از دولت ايران خواستند كه چهارپنجم آلمانىها را از ايران اخراج كند كه مورد قبول قرار نگرفت.
با پيشروى ارتش آلمان، متفقين براى جلوگيرى از سقوط شوروى و عدم دسترسى نيروهاى دشمن به نفت، با وجود اعلام بىطرفى ايران، خواستار همكارى دولت در جنگ با آلمان شدند كه دولت از پذيرش آن خوددارى ورزيد.
در سوم شهريور 1320 (1941 م.) ساعت چهار صبح، نيروهاى متفقين وارد ايران شدند و ارتشى كه در طول بيست سال دوران حكومت رضاشاه بيش از پنجاه درصد بودجه جارى