بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 13

آشنايى با حديث‌

پديدآور

استادان دانشكده علوم حديث‌

موضوع: مباحث مقدمى علوم حديث‌

زبان: فارسى‌

تعداد جلد: 1

ناشر: موسسه علمى فرهنگى دار الحديث، سازمان چاپ و نشر

مكان چاپ: قم- ايران‌

سال چاپ: 1390 ه. ش‌

نوبت چاپ: 1


صفحه 14

الصفحات من 1 الی14 فارغة فی النسخة المطبوعة/صفحات 1 الی 14 در مأخذ اصلی خالی است


صفحه 15

مقدّمه‌

حديث به عنوان روايتگر گفتار و رفتار والاترين و پاك‌ترين پيشوايان دينى، همواره در دل مسلمانان جاى داشته و سرچشمه جوشان معرفت در انديشه و باورهاى اسلامى بوده است و اين مجموعه نيز در پى تعميق اين باور و استوارسازى آن بر پايه آگاهى و خردورزى است.

آنچه خواهيد خواند، حاصل سال‌ها تلاش فكرى و تجربه عملى استادان دانشكده علوم حديث است كه دسترنج معنوى خود را بى دريغ و دلسوزانه به دامان جوانان و دانش‌دوستان مخاطب اين كتاب مى‌ريزند، بى آن كه رنج پيمودن مقدّمات طولانى را براى به دست آوردن اين محصول گران‌بها، بر آنان تكليف كنند.

همه مشتاقان به آگاهى از معارف والاى حديث و علاقه‌مندان به فراگيرى دانش‌هاى پيرامونى آن، مى‌توانند اين كتاب را دريچه‌اى به مقصود خود ببينند و به فراخور نياز و توان، از بخش‌هاى گوناگون آن، بهره جويند

بخش نخست كتاب، به دانش‌هاى پيرامونى حديث (مانند: تعريف‌ها، رابطه‌ها و تاريخ حديث) پرداخته، خواننده را با منابع، روش فهم و ياوران حديث، آشنا مى‌سازد و نسبت به بازمانده برخى احاديث ساختگى هشدار و شيوه مقابله با آنها را ارائه مى‌دهد.

بخش دوم، رويكردى معرفتى به موضوعاتى داردكه شناخت بهتر آنها (بويژه از چشم معصومان) مى‌تواند به تعامل با: خدا، خود، ديگر انسان‌ها و جهان، كمك كند.

اين بخش، با «نيايش» آغاز مى‌شود و در ادامه به «جوان»، «علم آموزى» و «سلامت‌


صفحه 16

و بهداشت» مى‌پردازد و سپس برخى مسائل مطرح در روابط انسانى را در دو مقاله «پيوستگى و همبستگى» و «دوستى» پى مى‌گيرد. مقاله «زهد و دنياگروى» نيز براى نيل به يك برداشت درست از مقوله زهد و تنظيم رابطه انسان و دنيا نوشته شده است.

در پايان، سه عنوان «حديث و ادب پارسى»، «احاديث داستانى» و «مثل‌هاى حديثى»، ارتباط عميق و پيوند ژرف و ديرين ادبيات ما ايرانيان را با سخنان آن جان‌هاى پاك بشرى، نشان مى‌دهند و جريان همه سويه اين معرفت زلال را در همه تار و پود فرهنگ ايرانى به تصوير مى‌كشند.

اميد كه اين مجموعه خُرد، دستگير خوانندگان گرامى و دانشور كتاب براى رسيدن به قلّه‌هاى كمال و رشته نگاه‌دارنده ما در گذر از صراط باشد.

سپاس‌گزارى از همه نويسندگان دانشور و فرزانه كتاب- كه بى همكارى صميمانه آنان اين مجموعه فراهم نمى‌آمد-، بويژه جناب حجّة الاسلام مهدى غلامعلى- كه افزون بر تأليف يك مقاله، رنج گردآورى و پيگيرى كار را به جان خريد- و نيز آقايان: محمّد دلّال موسوى و محمدباقر نجفى- كه در ويرايش و آماده‌سازى كتاب، نقش اصلى را داشته‌اند- و ديگر عزيزان دست اندركار، وظيفه‌اى اخلاقى است. خداى بزرگ منّان، همه آنان را در خدمت به نشر معارف اهل بيت عصمت و طهارت، توفيق دهد!

معاونت پژوهشى دانشكده علوم حديث‌


صفحه 17

بخش اول: دانش حديث‌


صفحه 18

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 19

چيستى حديث‌

عبد الهادى مسعودى‌[1]

حديث يعنى نو، و با حادثه، به معناى پيشامد، هم‌خانواده است. به سخن هم حديث مى‌گويند، چون نو به نو، پديد مى‌آيد. مسلمانان امّا، اين واژه را براى سخنان همه آدميان به كار نبردند. آنان، به گفته‌هاى پيامبر بزرگ خدا، محمّد (ص) حديث مى‌گفتند و اگر هم كسى سخنان پيامبر خدا (ص) را برايشان نقل مى‌كرد، به آن نقل قول‌ها هم حديث مى‌گفتند. گفتار زيباى پيامبر (ص) براى همگان، تازگى داشت و همه را به خود، جذب مى‌كرد. آنان كه در محيط جاهلى و روزگار تيره خويش، بيشتر ناسزا شنيده و آزار مى‌ديدند، در آغاز، آيه‌هاى زيباى قرآن را با شگفتى تمام شنيدند و سپس، دل به سخنان نغز پيامبرى سپردند كه آن‌ها را از جنس كلام خود، امّا در سطحى فراتر و بالاتر مى‌ديدند. قرآن نيز برايشان تازگى داشت، امّا آن را از جنس سخن انسان و حتّى فرستاده خدا نمى‌ديدند و با همه توانايى‌ها و شيوايى و فصاحت و بلاغتشان، آن را فراتر از دايره كلام خود و ديگر انسان‌ها مى‌نهادند.

[1]* عبد الهادى مسعودى در سال 1343 در قم متولد شد. در سال 1361 به حوزه علميه قم قدم نهاد و دروس فقه، اصول، فلسفه و تفسير را نزد اساتيد نام‌آشناى حوزه فرا گرفت و خود نيز به تدريس در حوزه و دانشگاه پرداخت. وى فعاليت‌هاى پژوهشى خود را همزمان با تأسيس دار الحديث سامان داد و تاكنون بيش از 55 كتاب و مقاله تأليف، ترجمه و يا تصحيح كرده است كه برخى از آنها، به عنوان كتاب سال و فصل جمهورى اسلامى ايران، كتاب سال حوزه و يا كتاب سال ولايت، جايزه گرفته‌اند.

حجة الاسلام والمسلمين مسعودى راهنمايى و مشاوره پايان‌نامه‌هاى متعددى را عهده‌دار بوده است. ايشان هم‌اكنون عضو هيئت علمى، مدير گروه حديث و معاون پژوهشى دانشكده علوم حديث هستند.


صفحه 20

مسلمانان، مجذوب رفتار پيامبر (ص) هم بودند و بدين‌سان، كارها و رفتارها و حتّى سكوت‌ها و لبخندهاى حاكى از رضايت پيامبر (ص) هم برايشان تازگى داشت و آن را براى يكديگر، گزارش مى‌كردند و اين حكايت را نيز حديث مى‌گفتند.

پيامبرخدا (ص) بيست و سه سال در جامه پيامبرى با مردم، زندگى كرد و اندك اندك، با گفتار و رفتار و سكوت و امضاى خود، مجموعه بزرگِ نانوشته، امّا پيدا و پديدارى را پديد آورد و در هر نقطه از دو راهى‌هاى زندگى، نشانى از هدايت نهاد و در هر دلى، نهالى كاشت تا بارورى آن را در دنياى آينده مسلمانان، به تماشا بنشيند.

پيامبر (ص) در اين سال‌ها، مانند هر انسان عادى ديگرى مى‌زيست، با همسران و فرزندان و دوستان و همسايگان و درخواست كنندگان و حتّى مخالفان و دشمنان خود، به سادگى سخن مى‌گفت و مانند ديگر آدميان مى‌خورد و مى‌نشست و راه مى‌رفت و مى‌خوابيد. اصل اين گفتارها و رفتارها، براى كسى تازگى نداشت و از اين رو، آنها را حديث نمى‌خواندند، هر چند شكل زيبا، مؤدّبانه و جذّاب همين رفتار و گفتار عادى، نقلِ مجالس همگان بود و هر گاه مراقبت، مواظبت و مداومت پيامبر (ص) را بر كارى مى‌ديدند، آن را نيز به نام سنّت و سيره، گزارش مى‌كردند.

پس از پيامبر نيز، افرادى از خاندانش، بنا به تعيين خداوند، عهده‌دار ادامه همين مسير شدند. آنان، علم به قرآن و آگاهى از گفتار و رفتار پيامبر را، پشتوانه سخنان و كارها و همراهى‌ها و موافقت و مخالفت‌هاى خود قرار دادند. اينان نيز راهبر جامعه بودند و پيشواى مؤمنان و در كنار زندگى عادى و حرف‌هاى معمولى خود، هر جا كه نياز پيش مى‌آمد، پيام‌هاى قرآن را براى معاصران خود، ترجمه مى‌كردند و يا از دلِ احاديث پيامبر، سخنى به‌جا و مناسب را بيرون مى‌كشيدند و آن را همچون ستاره‌هاى درخشان، بر دلِ آسمان مى‌نشاندند. آنان، چنان با قرآن و سنّت پيامبر، خو گرفته بودند كه خود نيز قرآنى ناطق و گفتارشان، حديثى قابل عمل بود و بدين سان، حديث، استمرار يافت و تمدّن اسلامى را براى قرن‌ها، تازه و باطراوات نگاه داشت و اكنون نيز در پى اين است تا

دوباره جانى تازه به كالبد امّت اسلامى بدمد. گفتنى است كه مسلمانان، از آغاز تا كنون، پيوسته و همه جا، احاديث را براى يكديگر، حكايت كرده و اين حكايت‌ها را «روايت» و «خبر» ناميده و به شخص گوينده حديث، «محدّث» و «راوى» گفته‌اند.