بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 3

نام كتاب: آئين بلاغت: شرح مختصر المعانى‌پديدآور: امين شيرازى، احمد
نويسنده: تفتازانى، مسعود بن عمر- تاريخ وفات: 792 ه. ق‌
نويسنده: خطيب قزوينى، محمد بن عبد الرحمن- تاريخ وفات: 739 ه. ق‌
نويسنده: سكاكى، يوسف بن ابى بكر- تاريخ وفات: 626 ه. ق‌
موضوع: معانى بيان بديع‌
زبان: فارسى‌
تعداد جلد: 2
ناشر:[ بى نا]
سال چاپ: 1371 ه. ش‌
نوبت چاپ: 2


صفحه 4

جلد دوم‌

[فهرست‌]

مقدمه 7

باب متعلقات فعل 11

فعل متعدى نازل منزله لازم 15

ترك مفعول 19

نكات حذف مفعول 20

نكات تقديم مفعول 28

بحث تخصيص 31

باب قصر 37

انواع قصر 38

حصر صفت بر موصوف 38

حصر حقيقى و اضافى 42

حصر قلب، افراد و تعيين 43

عبارات و طرق قصر 49

تفاوت طرق قصر 57

موارد استعمال انّما 68

بحث تقديم مقصور عليه 69

باب انشاء 71

معانى اخبار و انشاء 73

انشاء طلبى و غير آن 75

انواع طلب 77

بحث تصديق و تصور 79

بحث هل و همزه 81

موارد استعمال هل 86

ادوات ديگر استفهام 90

معانى استفهام مجازى 95

امر و معانى آن 102

بحث فور و تراخى 110

نهى و معانى آن 113

نداء و موارد استعمال آن 116

موارد استعمال خبر بجاى انشاء 119

باب فصل و وصل 123

تعريف وصل و فصل 125

موارد فصل 133

مباحث تاكيد و بدل 138

بحث استيناف 143

انواع استيناف 146

موارد وصل 152

بحث جامع 156

جامع بنظر سكاكى 157

انواع جامع 164

تذنيب 175

مباحث جمله حاليّه 175

واو و ضمير و موارد استعمال آن 177

باب ايجاز، اطناب و مساوات 195

تعريف سكاكى 196

تعريف مصنف 199

تطويل و حشو 200

مساوات 205

ايجاز 207

انواع ايجاز 210

ادّله حذف 215

اطناب 217

ايضاح بعد الابهام 217

توشيع 219

ذكر خاص بعد العام 221

تكرير 222

ايغال 223

تذييل 224

تكميل 226

اعتراض و نكات آن 229

ايجاز و اطناب نسبى 234

نام کتاب :آئين بلاغت: شرح مختصر المعانىنویسنده :شیرازی، احمد امینجلد :1صفحه :4««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»فرمت PDFشناسنامهفهرست


صفحه 5

[مقدمه‌]

بسم اللّه الرحمن الرحيم‌

الحمد للّه رب العالمين و صلّى اللّه على محمد و آله.

مطالب علم معانى كه در هشت باب منظم گرديده، همچون زنجير بهم پيوسته است بطوريكه اگر كسى بعضى از بابها را نيآموزد بهره‌اى از اين علم نبرده است.

بعنوان مثال و نمونه اگر كسى بابهاى اسناد، مسنداليه و مسند را تحصيل كرده باشد و سپس از او بپرسند معنى در آيه‌«هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ»[1]چيست؟ و چرا مفعول «يعلمون و لا يعلمون» حذف شده. و اگر بطور عموم يا خصوص ذكر مى‌شد با الآن كه حذف گرديده چه فرق داشت؟ يقينا نمى‌تواند جواب بدهد.

اگر سئوال نمايند: در صورت «نسيا منسيا» شدن مفعول با «نويا منويا» شدن آن از جهت معنى چه فرق است؟ نيز جواب او منفى است. زيرا فهم اين مطالب مربوط به بحث «متعلقات فعل» است كه باب چهارم علم معانى است.

[1]. سوره زمر آيه 9.

نام کتاب :آئين بلاغت: شرح مختصر المعانىنویسنده :شیرازی، احمد امینجلد :1صفحه :5««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»فرمت PDFشناسنامهفهرست


صفحه 6

و نيز بحث‌هاى اخبار، انشاء و تعريف هريك و اقسام و انواع انشاء صرفنظر از جنبه‌هاى ادبى در علم فقه بسيار مورد نياز است. و آن‌گونه كه در علم معانى بطور ريشه‌ئى بحث شده در علوم ديگر بجز نام و اصطلاح آن نيامده. مهم‌تر از همه آنكه در قرآن مجيد و اشعار و كلمات عرب و غير عرب از زبانهاى ديگر مى‌بينيم در بعضى موارد، چندين جمله بدون حرف عطف پشت‌سرهم آمده مانند آيه شريفه‌«إِذا خَلَوْا إِلى‌ شَياطِينِهِمْ قالُوا إِنَّا مَعَكُمْ. إِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُنَ اللَّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ».[1]و نيز آيات‌«وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ لا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ قالُوا إِنَّما نَحْنُ مُصْلِحُونَ. أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ».[2]

و نيز آيات‌«وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ آمِنُوا كَما آمَنَ النَّاسُ. قالُوا أَ نُؤْمِنُ كَما آمَنَ السُّفَهاءُ أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهاءُ».[3]

و در بعضى موارد چندين جمله پشت سرهم با حرف عطف آمده‌اند مانند«كُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا»[4]و نيز آيات‌«وَ إِذْ أَخَذْنا مِيثاقَ بَنِي إِسْرائِيلَ لا تَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً وَ ذِي الْقُرْبى‌ وَ الْيَتامى‌ وَ الْمَساكِينِ وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً».[5].

علت چيست كه جمله‌هاى‌«أَمَدَّكُمْ بِما تَعْلَمُونَ. أَمَدَّكُمْ بِأَنْعامٍ وَ بَنِينَ وَ جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ»[6]بعضى با واو و بعضى بدون واو آمده است. و نيز آيه‌«فَوَسْوَسَ إِلَيْهِ الشَّيْطانُ قالَ يا آدَمُ هَلْ أَدُلُّكَ عَلى‌ شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَ مُلْكٍ لا يَبْلى‌».[7]

[1]- سوره بقره آيه 14.

[2]- سوره بقره آيه 11.

[3]- سوره بقره آيه 13.

[4]- سوره اعراف آيه 31.

[5]- سوره بقره آيه 83.

[6]- سوره شعراء آيه 133.

[7]- سوره طه آيه 120.

نام کتاب :آئين بلاغت: شرح مختصر المعانىنویسنده :شیرازی، احمد امینجلد :1صفحه :6««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»فرمت PDFشناسنامهفهرست


صفحه 7

كه فقط جمله آخر با واو و بقيه بدون واو. مجموع اين مباحث را بابى بنام فصل و وصل تشكيل مى‌دهد كه از مهمترين بابها و مباحث علم معانى است.

در اهميّت اين باب همين بس كه علماء فنّ بيان گفته‌اند اگر كسى همه مباحث اين علم را بياموزد و اين باب را نخواند بهره‌ى از اين علم نبرده است.

دومين جلد كتاب آئين بلاغت كه از باب چهارم «متعلقات فعل» شروع و به اتمام علم معانى ختم مى‌شود مشتمل همين بحث‌ها است.

ترتيب اين كتاب از نظر شرح عبارت و مطالب همچون جلد اول است. توفيق و نگارش بقيّه كتاب را كه در دو فن بيان و بديع‌اند از خداوند متعال خواستارم.

احمد امين شيرازى‌

22/ 12/ 63

نام کتاب :آئين بلاغت: شرح مختصر المعانىنویسنده :شیرازی، احمد امینجلد :1صفحه :7««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»فرمت PDFشناسنامهفهرست


صفحه 8

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 9

باب چهارم: متعلقات فعل‌

چهارمين باب علم معانى احوال متعلقات فعل است.

قد اشير في التنبيه:در بحث تنبيه كه مصنف آخر باب مسند آورده بود، باين نكته اشاره نمود كه بسيارى از مباحث قبل در متعلقات فعل نيز جارى مى‌شود. ولى بعضى از آنها چون بحث بيشترى داشته‌اند در اين باب ذكر شده و براى توضيح بيشتر مقدمه‌اى آورده كه از عبارت «الفعل مع المفعول ...» «تاثمّ الحذف للبيان بعد الابهام» ادامه دارد.

الفعل مع المفعول:فاعل و مفعول هردو معمول فعل‌اند با اين فرق كه فاعل نسبت بفعل جنبه صدورى و مفعول جنبه وقوعى دارد. مانند «ضرب زيد عمرا» يعنى ضرب از زيد صادر شده و بر عمرو واقع گرديده.

لا افادة وقوعه مطلقا:گاهى منظور اينست كه فقط انجام فعل را بفهمانند و نظرى به جنبه‌هاى وقوعى يا صدورى آن ندارند در اين صورت يكى از افعال عموم را بفعل موردنظر اضافه مى‌نمايند و در

نام کتاب :آئين بلاغت: شرح مختصر المعانىنویسنده :شیرازی، احمد امینجلد :1صفحه :9««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»فرمت PDFشناسنامهفهرست


صفحه 10

همان مثال مى‌گويند «وقع الضّرب» يا «ثبت الضّرب» بنابراين آوردن فاعل و مفعول عبث خواهد بود.

فإذا لم يذكر المفعول:بعد از آنكه معلوم شد فعل نسبت بفاعل و مفعول چگونه است اينك مصنّف مى‌گويد: در فعلهاى متعدّى گاهى نظر بمفعول نيست بلكه منظور فقط اثبات فعل براى فاعل يا نفى فعل از فاعل است. بدون آنكه عموم يا خصوص در افراد فعل ملاحظه شود. و نيز در مفعول جنبه عموم يا خصوص آن ملاحظه نمى‌شود. در اين صورت فعل متعدّى را بوسيله حذف مفعول آن نازل منزله لازم قرار مى‌دهند. معنى نازل منزله لازم، آن است كه براى آن مفعولى در تقدير نمى‌گيرند زيرا اگر اينطور باشد با هنگامى كه ذكر نمايند فرقى ندارد چنانكه در مثال «فلان يعطي الدنانير» كه مفعول ذكر شده، هدف فقط اثبات فعل براى فاعل نبوده زيرا اگر چنين بود مى‌گفتيم «فلان يعطي». در صورت اول طرف سخن ما كسى است كه مى‌گويد: فلان شخص عطا كرده. ولى عطايش از جنس دنانير نبوده. ما مفعول را مى‌آوريم تا او را ردّ نمائيم و در صورت دوّم طرف سخن ما كسى است كه مى‌گفته فلان شخص ابدا داراى اعطاء نيست. چون اصل فعل را منكر بوده ما هم در جواب او فعل و فاعل را مى‌آوريم.

و هو اى هذا القسم:فعل متعدى را كه نازل منزله لازم قرار مى‌دهيم بدو قسمت تصور مى‌شود. اول آنكه كنايه از فعلى باشد كه تعلق به مفعول مخصوصى است كه آن مفعول مخصوص با قرينه فهميده شده.

دوّم آن است كه فعل كنايه از اينطور مفعول مخصوصى نباشد.

نام کتاب :آئين بلاغت: شرح مختصر المعانىنویسنده :شیرازی، احمد امینجلد :1صفحه :10««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»فرمت PDFشناسنامهفهرست