كاملًا روشن است.
در اين نوشتار، در دليل ششم جواز اجراى حدود در زمان غيبت آورديم كه امير المؤمنين عليه السلام فرمودند: «لقد وعدتكم بما أملكه وهذا شيء للَّهلستُ أملكه»؛ يعنى حدود الهى مربوط به خداوند متعال است و من نمىتوانم آن را تعطيل و يا تغيير دهم.
7- در خلاصه مطلب آوردهاند كه هر دو نظريه (موافقين و مخالفين اجراى حدود در زمان غيبت) به استدلالهاى فقهى مستند است؛ و روشن نيست كدام در اكثريت و كدام در اقليّت است. در حالى كه ما در اين نوشتار اثبات نموديم انديشه بسيارى از متقدّمين و متأخرين بر لزوم اجراى حدود است. حتّى مرحوم صاحب جواهر تصريح نموده است:
اين مسأله اجماعى است.
8- ايشان ذكر مىكنند: نظريه تعطيل، واجد توجيه اجتماعى است. در اين رابطه بايد گفت:
اوّلًا: ما ملزم به توجيه اجتماعى نيستيم. در فقه احكامى وجود دارد كه برحسب ظاهر توجيه روشن اجتماعى ندارد؛ مانند: نجاست كافر و مشرك.
ثانياً: از كجا تشخيص داديد تعطيل شدن حدود در تمام زمانها و در تمام مكانها، واجد توجيه صحيح اجتماعى است؟!
نوشتهاند: در فرض عدم اجراى حدود، تعزيرات شرعيّه جايگزين آن خواهد شد كه كمّ و كيف آن به تصميم حاكم بستگى دارد.
به نظر مىرسد بسيارى از اشكالاتى كه در ذهن نويسنده محترم در مورد حدود مطرح است، نسبت به تعزيرات هم مطرح است؛ و گويا همّ نويسنده بر اين بوده است كه حدودى از قبيل اعدام و رجم را منتفى سازد؛ در حالى كه امروزه در برخى از مراكز غربى به اين نتيجه رسيدهاند كه در برخى موارد اعدام امرى ضرورى در جامعه است.
بنا بر اشكالاتى كه ذكر شد، نمىتوان مطالب ايشان را پذيرفت. آرى، بايد اين نكته را مورد توجّه قرار داد كه بعد از اينكه اصل مشروعيّت اجراى حدود در زمان غيبت ثابت باشد، چنانچه برخى از آنها با مشكلاتى مواجه شود و شرايط به گونهاى شود كه بر اجراى آن مفاسد مهمترى جارى شود، در اين صورت لازم است كه فقيه بر طبق قاعده «الأهمّ فالأهمّ» و يا دفع افسد به فاسد عمل نمايد؛ همانطور كه در ساير موارد تزاحم به
اين قواعد عمل مىشود. امّا اين به معناى عدم مشروعيّت در زمان غيبت به نحو مطلق نيست؛ و به عبارت ديگر، مسأله مشروعيّت اجراى حدود در زمان غيبت به عنوان يك حكم اوّلى مطرح است، امّا با توجّه به عناوين ثانويّه مىتوان و بلكه لازم است آن را تغيير داد و بر طبق آنها عمل كرد.
در اين بحث به همين مقدار اكتفا مىنماييم. البته در مسائل حدود اسلامى اخيراً شبههها و سؤالاتى مطرح شده است كه از سوى بخش شبههشناسى مركز فقهى ائمّه اطهار عليهم السلام جمعآورى گرديده و در آينده نزديك و در رسالهاى مفصلتر به آنها پاسخ خواهيم داد؛ ان شاء اللَّه.
كتاب حاضر
كتابى كه پيشِ رو داريد، مباحث مربوط به حدود اسلامى و آيين كيفرى اسلام است كه مرجع بزرگوار، حضرت آيتاللَّه العظمى حاج شيخ محمّد فاضل لنكرانى- رضوان اللَّه عليه- در سالهاى اوليه انقلاب شكوهمند اسلامى به جهت ضرورت تبيين هرچه بيشتر مسائل قضايى در بحثهاى خارج فقه خود بر طبق متن كتاب تحرير الوسيله امام خمينى قدس سره در جمع كثيرى از فضلا و شاگردان خود در حوزه علميه قم تدريس فرمودهاند. معظمله آن را به صورت عربى نگارش نمودهاند، و اكنون به جهت استفاده بيشتر به قلم فارسى با همّت استاد ارجمند حوزه، حجةالاسلام والمسلمين آقاى ترابى- دامت افاضاته- تحرير و با سعى و تلاش پژوهشگران مركز فقهى ائمّه اطهار عليهم السلام و اشراف حضرت مستطاب حجةالاسلام والمسلمين فاضل كاشانى- دامت افاضاته- به پايان رسيده است. ضمن تقدير و تشكر از همه تلاشگران اين عرصه، اميد است اين كتاب هرچه بيشتر مورد استفاده جامعه علمى، حوزويان و دانشگاهيان قرار گيرد.
نيمه رجب المرجب 1432- 28 خرداد 1390 ش
مركز فقهى ائمّه اطهار عليهم السلام
محمّدجواد فاضل لنكرانى
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
پيش گفتار:
بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم
والحمدللَّه ربّ العالمين وصلّى اللَّه على سيّدنا محمّد وآله الطاهرين
انسان موجودى است كه سعادت و كمال خود را در آزادى مطلق مىبيند؛ و وجود غريزه افزونطلبى در او، سبب شده كه به هيچ حدّى محدود نباشد؛ بهگونهاى كه اگر شهوت مال بر او غلبه كند، گنجينههاى زمين او را قانع نمىكند؛ و اگر شهوت مقام بر او چيره شود، حكومتِ بر زمين را كافى ندانسته و در پى آن است كه پرچم قدرت خود را بر كرات آسمانى به اهتزاز درآورد. هواى سركش انسان براى قانع كردن هوس پايانناپذير او هيچ مرزى نمىشناسد و از پايمال كردن و تجاوز به حقوق ديگران باكى ندارد.
از سوى ديگر، خداوند متعال، سازمان وجودى انسان را بهصورت موجودى اجتماعى آفريده كه بهتنهايى قدرت رفع نيازهاى بىشمار خود را ندارد. بهناچار، بايد تن به بعضى از محدوديتها داده، از افزونطلبى خود دست بردارد و به حدّ و حدودى از آن اكتفا كند.
در اين راستا، خداوند براى هدايت بشر به سعادت و كمال حقيقى، پيامبرانى فرستاد تا انسان را به سعادت و كمالى راهنمايى كنند كه به حقّ و حقوق ديگران تجاوز نكرده و همگان از آن بهرهمند گردند. بههمين جهت، تمام اديان الهى و بهويژه دين مبين اسلام، داراى قوانينى اجتماعى است كه هر دو جنبه مادى و معنوى بشر را تأمين مىكند؛ و براى هر يك از مواد آن، كيفر و پاداشى مناسب با آن مقرّر كرده است.
حدود و تعزيرات، قصاص و ديات كيفرهايى هستند كه براى تنبيه مجرم و گناهكار وضع شدهاند، تا جامعه در اثر اجراى آن، در آرامش و اطمينان خاطر، راهِ تكامل را بپيمايد.
قرآن مجيد در آيات زيادى به حدود الهى اشاره كرده، پاىبندى به آن را سبب ورود به بهشت و رستگارى، و تعدّى و تجاوز از آن را سبب هلاكت و نابودى انسان دانسته است.
«تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ وَمَن يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُو يُدْخِلْهُ جَنتٍ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا الْأَنْهرُ خلِدِينَ فِيهَا وَذَ لِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ\* وَمَن يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُو وَيَتَعَدَّ حُدُودَهُو يُدْخِلْهُ نَارًا خلِدًا فِيهَا وَلَهُو عَذَابٌ مُّهِينٌ[1]حدود الهى در زمان رسولخدا صلى الله عليه و آله و پس از آن، در خلافت ظاهرى اميرمؤمنان عليه السلام اجرا مىشد؛ ولى با چيره شدن بنىاميّه، بنىعبّاس و حكومتهاى طاغوتى اجراى آنها دستخوش تغيير و تحريف شد. در قرون اخير نيز كه كشورهاى اسلامى تحت سيطره استعمار و روشنفكران قرار گرفتند، بهجاى قانون الهى، قوانينى كه ساخته و پرداخته ذهن انسانهاى ناقص است را اجرا كردند؛ و بشريّت را از مزاياى بىشمار قوانين الهى محروم ساختند.
امامان معصوم عليهم السلام اقامه كردن حدّى از حدود الهى را براى اجتماع و مردم سودمندتر از چهل روز بارندگى دانستهاند:
قال موسى بن جعفر عليه السلام: إقامة الحدّ للَّهأنفع في الأرض من القطر أربعين صباحاً. وقال أبو عبداللَّه عليه السلام: قال رسولاللَّه صلى الله عليه و آله: إقامة حدّ خير من مطر أربعين صباحاً.[2]با پيروزى شكوهمند انقلاب اسلامى ايران و برقرارى نظام جمهورى اسلامى به رهبرى قائد عظيم الشأن جهان اسلام، حضرت آيتاللَّه العظمى امام خمينى قدس سره، بار ديگر احكام و حدود اسلامى از لابلاى كتابها به ميدان عمل آمده، حاكمان شرع به اجراى آن
[1]. سورهى نساء، 13 و 14.
[2]. المهذّب البارع، ج 5، ص 12.
پرداختند. ليكن بهجهت روشنتر شدن مباحث، جمعى از فقيهان و مجتهدان احساس نياز كرده و تدريس خارج كتاب حدود و قصاص و ديات را شروع كردند؛ ثمرهى اين درسها كتابهاى زيادى شد كه بهصورت تأليف و تقرير به جامعه اسلامى عرضه گرديد و يكى از بهترين كتابها، كتاب «تفصيل الشريعه في شرح تحرير الوسيله» است كه به قلم حضرت آيتاللَّه العظمى شيخ محمّد فاضل لنكرانى قدس سره و به زبان عربى، نوشته شده است.
امّا از آنجا كه بيشتر دانشجويان و دانشپژوهان مراكز دانشگاهى در رشته حقوق و جزاى اسلامى نمىتوانند از كتابهاى عربى استفاده كنند، در مركز فقهى ائمّه اطهار عليهم السلام، براى برطرف كردن نياز مراكز دانشگاهى و كسانى كه به دنبال آگاهى از نظرات اين فقيه والا مقاماند، درسهاى خارج حدود ايشان، كه طبق كتاب شريف تحرير الوسيله است، از نوار پياده شد تا در اختيار علاقمندان قرار گيرد؛ از اينجانب نيز خواسته شد تا آن نوشتهها را تنظيم و بهصورت نوشتارى درآورم.
در عين حال، سعى و كوشش ما بر اين بوده كه تا حدّ امكان، در سخنان استاد بزرگوار دخل و تصرّف نشود، و احاديث و روايات، با سند آن درج، و به نوع آن از صحيح، ضعيف و ... اشاره شود؛ ترجمهى متون روايات نيز با عنوان «فقه الحديث» ذكر گردد، و مطالب تكرارى حذف و صغرا و كبراى دليل مشخص گردد.
در خاتمه، از تمامى افرادى كه در تأليف اين مجموعهى گرانسنگ نقش داشتند، بهويژه سرور گرانقدر حضرت آيتاللَّه حاج آقا جواد فاضل لنكرانى (دامت بركاته) كه با پيگيرىهاى مداوم بر آمادهسازى آن تأكيد داشتند، و برادر عزيز حجّت الاسلام والمسلمين حاج شيخ محمّدرضا فاضل كاشانى كه به بررسى و نمونهخوانى آن اقدام كردهاند، و نيز برادر عزيز حجتالاسلام آقاى سيّد جواد حسينىخواه كه ويرايش نهايى اين نوشتار را بر عهده داشتند و كليه عزيزانى كه در مركز جهانى فقه ائمه اطهار عليهم السلام نسبت به امور فنى و چاپ اين اثر ما را يارى دادند، تشكّر مىنمايم.
اكبر ترابى شهرضايى
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
كتاب حدود: ودر آن چند فصل است