بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 100

4- اهداف آمريكا از جنگ نفت (خليج فارس)
1/ 4- حفظ منافع‌ ... به عنوان دفاع از منافع دنياى آزاد و مقابله‌ى با ديكتاتورى صدام وارد ميدان جنگ شده- يعنى امريكا- او هم از دروغگو، دروغگوتر است؛ او هم متجاوز است و براى منافع خود، كار و تلاش مى‌كند. كارى كه صدام حسين در كويت كرد، عيناً همان كارى است كه امريكا در حدود يك سال قبل از اين در پاناما كرد و چند سال قبل از اين در گرانادا انجام داد؛ نوع عربى آن است! آن، نوع امريكاييش بود. «1» 2/ 4- ناامنى در منطقه‌ هم اكنون حضور ناوهاى بيگانه و بيش از همه، عِدّه و عُدّه‌ى امريكايى در خليج فارس- كه يك درياى اسلامى و مركز مهم انرژى براى همه‌ى جهان است- موجب ناامنى است. «2» 3/ 4- تحكيم حضور نظامى‌ حضور تفنگداران و ناوهاى هواپيمابر امريكا در خليج فارس، جنجال غرب در مقابل تحرك عراق و حتى تحرك نظامى عراق، از نظر ما بشدت مشكوك و مورد سوءظن است و ما بر اين باوريم كه استكبار جهانى در


صفحه 101

انديشه‌ى آن است كه به هر نحو ممكن پاى خود را در اين منطقه محكم كند. «1» ... نكته‌ى دوم در اين قضيه و محكوميت حمله به عراق، اين است كه امريكا با اين حمله دارد دخالت و حضور خشن و زورمدارانه‌ى خود در كشورها و در مسايل جهانى را به صورت يك قاعده و رويه در مى‌آورد. «2» 4/ 4- توسعه‌طلبى‌ امروز، در همين منطقه‌ى خليج فارس و خاورميانه، استكبار جهانى و امريكا، در فكر توسعه‌ى قدرت و در فكر طرحهاى توسعه طلبانه‌ى خودشان هستند. اينها به فكر رفع تجاوز نيستند. خود اينها متجاوزند و تجاوزشان را در بسيارى از نقاط عالم، نشان داده‌اند. وجود اينها، براى ملتهاى اسلامى خطر است. اينها نمى‌توانند ايجاد امنيت بكنند. ملت مسلمان ما، بايد به فكر باشد. «3» 5/ 4- تقويت اسرائيل‌ حضور امريكا در خليج فارس و حمله‌ى امريكا به عراق يا به هر نقطه‌ى ديگر در اين منطقه اولًا موجب ناامنى و موجب فتنه است؛ ثانياً موجب به هم انداختن دولتهاى منطقه است؛ ثالثاً براى تقويت صهيونيستها و رژيم صهيونيستى، اين طور چيزها سازماندهى مى‌شود،


صفحه 102

براى اينكه جاى پاى عامل خودشان، نظام صهيونيستى را در منطقه محكم كنند. «1» 5- نتيجه جنگ خليج فارس‌ 1/ 5- كشتار وتخريب‌ مبارزه‌ى امريكاييها با رژيم عراق يك مسأله‌ى ديگرى بود؛ ولى مردم عراق را نابود كردند وعده زيادى از مردم را كشتند، زندگى مردم را، كارخانه‌هاى مردم را خراب كردند و چيزهايى هم بود كه نظامى نبود و خيلى از آن غير نظامى بود و امريكاييها آنها را نابود كردند. «2» امريكا و همدستانش عليه عراق مرتكب جنايت شده‌اند و دست مسؤولين اين كشورها آغشته به خون مردم عراق شده است. «3» 2/ 5- تنفر ملتها از آمريكا امريكا در اين قضيه (عراق) چكاره است؟ دولت امريكا به چه مناسبت به خود حق مى‌دهد در قضيه‌يى كه متعلق به اين ملت و اين منطقه است، به صورت يك متولى، يك صاحب اختيار و يك قلدر وارد بشود و به اين و آن ديكته بكند كه چه كار بايد بكنيد؟! به شما چه؟ شما در قاره‌ى امريكا دست اندازى و تجاوز كرديد، بى‌اجازه وارد شديد و آدم‌


صفحه 103

كشتيد؛ آيا بَسِتان نيست؟ در اين منطقه‌ى خاورميانه، دل يكايك آحاد مردم هوشيار و آگاه اين ملتها، پر از بغض و عداوت نسبت به شماست. «1» ... تمام توده‌هاى مسلمان، سر تا پا از امريكا متنفر و نسبت به او خشمگينند. رئيس جمهور امريكا بداند كه امروز در ميان كشورهاى اسلامى، بخصوص در كشورهاى مسلمان منطقه‌ى خليج فارس و خاورميانه، هيچ انسانى از رئيس جمهور امريكا منفورتر نيست. امروز تمام ملتها، از اينها متنفرند. آيا اين، پيروزى است؟ اين بى‌عقلها، با هزاران تبليغ دروغ، ميلياردها دلار خرج كردند كه خودشان را در دل ملتها جا كنند؛ اما خودشان را از چشم ملتها- نه فقط ملت عراق؛ بلكه ملتهاى‌ خاورميانه، ملتهاى مسلمان و ملتهاى عرب- انداختند. امروز، همه از اينها بشدت نفرت دارند و نسبت به آنها خشمگينند. «2» 6- شكل اساسى برخى از دولتهاى منطقه‌ 1/ 6- عدم تكيه بر جهاد اسلامى‌ جهان اسلام از خنثى كردن توطئه‌ى امريكا و غرب در دفاع از دولت غاصب، ناتوان بوده است. علت اصلى ناكاميها، اولًا از ياد بردن هويت اسلامى ملت فلسطين و عدم تكيه بر اسلام و جهاد اسلامى در طول دهها سال گذشته و ثانياً خيانت سران كشورهايى از اعراب و حتى خيانت سران‌


صفحه 104

و چهره‌هايى از فلسطينيان بوده است. «1» 2/ 6- ضعف ايمان‌ همين كشورهايى كه امروز شما ملاحظه مى‌كنيد و مى‌بينيد كه در رأس بعضى از آنها فاسدترين آدمها هستند، يك روز كشورهاى انقلابى بودند؛ اما امريكا و استعمار و ايادى‌شان در منطقه و حكومتهايى كه كيفهاى پر از دلارهاى نفتى را اين طرف و آن طرف مى‌بردند و به اين و آن طرف مى‌دادند، توانستند آنها را بخرند. چرا؟ چون آنچه كه آنها در دل و جانشان داشتند، يك ايمان سطحى آسيب‌پذير بود. البته ايمان انقلابى نه؛ ايمان به خدا داشتند، ولى سطحى و آسيب‌پذير بود. هر انديشه و اقدام و راهى كه به ارزشهاى معنوى و اسلامى متكى نباشد، همين آسيب‌پذيرى را دارد. «2» 3/ 6- بى اعتمادى به ملتهاى مسلمان‌ افسوس كه غالب سياستمداران كشورهاى اسلامى، قدر ناشناسى نسبت به نيروهاى عظيم ملتهاى خود را با خود باختگى در برابر قدرتهاى بيگانه توأم ساخته و به جاى بهره‌گيرى از فرصت بزرگى كه پيروزى انقلاب اسلامى براى آنان فراهم ساخته بود و تجديد نظر در روابط ناسالم و حقارت‌آميز با امريكا و اروپا، ناشيانه در برابر انقلابِ نجاتبخش‌


صفحه 105

و پر بركت كه ملتهايشان شيفته‌ى آن بودند، موضع خصمانه گرفتند و در نتيجه، بيش از پيش در منجلاب ضديت با ملتهاى خود و اسارت در دام تحميل و زورگويى قدرتهاى شيطانى گرفتار شدند. آنان برخلاف گفته‌ى قرآن كه مى‌فرمايد: «فانّ العزّة للَّه‌جميعا»، عزت را نزد امريكا طلب كردند.
سزاى اين كج فهمى و بدكردارى، جز اين نيست كه ذليلانه نگران سرنوشت خود و حكومتهايشان- كه به هيچ نقطه‌ى اطمينان بخشى متكى نيست- بمانند و به تجربه و عيان حس كنند كه در هنگام خطر، امريكا و ديگر سردمداران قدرت استكبارى، قادر به نجات آنان نيستند و دروغ بودن اين پندار را كه امريكا بر هر چه اراده كند، قادر است، با همه‌ى وجود دريابند. «1» اين كشورهاى حول و حوش قضيه، كشورهاى عربى، حتى كشورهايى كه قدرى فاصله هم دارند، چه طور به خودشان مى‌لرزند و مجبور مى‌شوند از امريكا كمك بخواهند و نامه‌ى فدايت شوم به دشمن بنويسند و بگويند داخل خانه‌ى ما بيا و از ما دفاع كن! امريكا دشمن است ديگر. چرا اين دولتها در چنين وضعى قرار مى‌گيرند؟ چرا خودشان نمى‌توانند از خودشان دفاع كنند؟! چون ريشه ندارند، چون متكى به مردم نيستند. «2» 4/ 6- ضعف اراده‌ بهتر است بگويم: دولتهاى ضعيف‌النفس؛ چرا كه ملتها حكم ديگرى‌


صفحه 106

دارند؛ در بسيارى از جاها زير بار تحميل دولت امريكا رفتند. امروز سياست امريكايى به دوستان و دستياران خود ديكته مى‌كند كه هر مقاومتى در مقابل تسلط مطلق استكبار را بايد از بين ببرند. «1» نگرانى ما اين است كه مبادا دولتهاى عرب منطقه فريب امريكا را بخورند و با عمل به وسوسه‌هاى شيطانى امريكا فاصله خود را با ملتهايشان باز هم بيشتر كنند؛ زيرا ملتها مسلمان هستند «2» 5/ 6- ترس از آمريكا مرعوب شدن از تواناييها و اقتدارات امريكا، چيز بسيار غلطى است.
خيلى از كشورها هستند كه وابسته‌ى به امريكا و مراود با او هستند؛ سران آنها، دوستان امريكا هستند و در آن كشورها، اجازه‌ى كمترين اهانتى به امريكا داده نمى‌شود. امريكا، براى آن كشورها چه كار كرد؟ كدام مشكل آنها را بر طرف كرد؟ كدام نقطه‌ى كور زندگى آنها را باز نمود؟ كدام ثروت را روى سرشان ريخت؟ كدام خير را به طرف آنها سرازير كرد؟ چرا نسبت به اقتدارات امريكا مرعوب مى‌شويد؟ «3» رئيس جمهور يكى از كشورها- دوران رياست جمهورى در كنفرانس غير متعهدها- پيش من آمد و گفت: شما بدانيد، اين جماعتى كه اين جا نشسته‌اند، همه از امريكا مى‌ترسند. فقط شما هستيد كه از امريكا


صفحه 107

نمى‌ترسيد. بعد سرش را نزديك آورد و گفت: من هم از امريكا مى‌ترسم. «1» ... در زمان جنگ، كشورى رابطه‌اش با ما هم خوب بود، به ما هم احتياج داشت. اين كشور، براى ما ابزارى ساخته بود كه در آن، امريكاييها شريك بودند؛ ولى از ترس امريكاييها، در تمام طول جنگ جرأت نكرد كه آن ابزار را به ما بدهد! در حالى كه به اين كار احتياج داشت و برايش هم خيلى خوب و مفيد بود. «2» 6/ 6- وابستگى سياسى‌ بعضى از پادشاهان و رؤساى كشورهاى عرب، به خاطر جلب نظر معبودشان امريكا، حتى انگيزه‌هاى عربى و عرق قوميت را كه دايماً از آن دم مى‌زنند، در برابر اسرائيل به فراموشى مى‌سپارند. ... در نظر اين زمامداران خائن، قوميت و وحدت عربى، فقط هنگامى بايد مورد استفاده قرار گيرد كه امريكا بخواهد از آن در برابر ايران اسلامى و اسلام ناب محمدى صلى الله عليه و آله بهره بردارى كند. اف بر وجدانهاى خفته و دلهاى ناپاكى كه لطف و عنايت امريكا را به قيمت از دست دادن همه چيز، هم ثروتهاى خداداد طبيعى، هم شأن و كرامت انسانى و ايمان اسلامى و آبرو و اعتبار و تشخص ملت خود طلب كردند. «3» حكومتهاى بريده از ملتها، چون موقعيت خودشان را متزلزل و