دارند؛ در بسيارى از جاها زير بار تحميل دولت امريكا رفتند. امروز سياست امريكايى به دوستان و دستياران خود ديكته مىكند كه هر مقاومتى در مقابل تسلط مطلق استكبار را بايد از بين ببرند. «1» نگرانى ما اين است كه مبادا دولتهاى عرب منطقه فريب امريكا را بخورند و با عمل به وسوسههاى شيطانى امريكا فاصله خود را با ملتهايشان باز هم بيشتر كنند؛ زيرا ملتها مسلمان هستند «2» 5/ 6- ترس از آمريكا مرعوب شدن از تواناييها و اقتدارات امريكا، چيز بسيار غلطى است.
خيلى از كشورها هستند كه وابستهى به امريكا و مراود با او هستند؛ سران آنها، دوستان امريكا هستند و در آن كشورها، اجازهى كمترين اهانتى به امريكا داده نمىشود. امريكا، براى آن كشورها چه كار كرد؟ كدام مشكل آنها را بر طرف كرد؟ كدام نقطهى كور زندگى آنها را باز نمود؟ كدام ثروت را روى سرشان ريخت؟ كدام خير را به طرف آنها سرازير كرد؟ چرا نسبت به اقتدارات امريكا مرعوب مىشويد؟ «3» رئيس جمهور يكى از كشورها- دوران رياست جمهورى در كنفرانس غير متعهدها- پيش من آمد و گفت: شما بدانيد، اين جماعتى كه اين جا نشستهاند، همه از امريكا مىترسند. فقط شما هستيد كه از امريكا
نمىترسيد. بعد سرش را نزديك آورد و گفت: من هم از امريكا مىترسم. «1» ... در زمان جنگ، كشورى رابطهاش با ما هم خوب بود، به ما هم احتياج داشت. اين كشور، براى ما ابزارى ساخته بود كه در آن، امريكاييها شريك بودند؛ ولى از ترس امريكاييها، در تمام طول جنگ جرأت نكرد كه آن ابزار را به ما بدهد! در حالى كه به اين كار احتياج داشت و برايش هم خيلى خوب و مفيد بود. «2» 6/ 6- وابستگى سياسى بعضى از پادشاهان و رؤساى كشورهاى عرب، به خاطر جلب نظر معبودشان امريكا، حتى انگيزههاى عربى و عرق قوميت را كه دايماً از آن دم مىزنند، در برابر اسرائيل به فراموشى مىسپارند. ... در نظر اين زمامداران خائن، قوميت و وحدت عربى، فقط هنگامى بايد مورد استفاده قرار گيرد كه امريكا بخواهد از آن در برابر ايران اسلامى و اسلام ناب محمدى صلى الله عليه و آله بهره بردارى كند. اف بر وجدانهاى خفته و دلهاى ناپاكى كه لطف و عنايت امريكا را به قيمت از دست دادن همه چيز، هم ثروتهاى خداداد طبيعى، هم شأن و كرامت انسانى و ايمان اسلامى و آبرو و اعتبار و تشخص ملت خود طلب كردند. «3» حكومتهاى بريده از ملتها، چون موقعيت خودشان را متزلزل و
پشتشان را خالى مىبينند، به دامن قدرتها پناه مىبرند؛ يعنى يا به دامن امريكا مىچسبند و يا ديروز كه شوروى بود، به سراغ آن كشور مىرفتند.
... متأسفانه اغلب دولتهاى اسلامى با مردم خودشان رابطه ندارند و نتيجتاً به آغوش قدرتها پناه مىبرند. اگر امريكا دستورى داد و فرمانى صادر كرد، فوراً اطاعت مىكنند و دست به سينه در مقابل او مىايستند. «1» ... اين دولتهاى اين قدر مختنق و مرتجع، اين قدر دور از پيشرفتهاى سياسى عالم و بى اعتنا به حقوق انسان، نورچشميهاى امريكايند و امريكا بزرگترين مدافع اين كشورهاست! «2» 7- نصيحت و هشدار به دولتهاى اسلامى ... من به رؤساى سياسى دولتهاى اسلامى مىگويم كه خيال نكنند در يك چنين قضيهى بزرگى (صلح) اسرائيل غاصب و پشت سر او امريكا تجاوزات و تعديات خود را متوقف خواهد كرد. يك قدم جلو آمدند، تسليم شديد، يك قدم ديگر جلو مىآيند. «3» چرا بعضى از دولتهاى سادهلوح با اين شعارها از مواضع خود عقبنشينى مىكنند؟ چون تبليغات امريكايى اين جور مىگويد. غلط مىكند اين جور مىگويد! اينها خودشان بزرگترين مجرمهاى دنيا و
روسياهترين سردمداران سياسى عالم هستند. «1» 8- هشدار به ملتهاى منطقه خاورميانه واى بر آن ملتى كه به اميد امريكا و امثال امريكا بخواهد كشورش را بسازد! واى بر آن ملت و كشور و دولتى كه براى ادامهى حيات انسانى خود بخواهد به چنين قدرتهايى تكيه بكند. جز شر و فساد نمىتوانند چيزى در دنيا به وجود بياورند. «2» خاك بر سر ملتها و دولتهايى كه اجازه بدهند امريكاى متجاوز بيايد، طبق منافع خودش نقشه بكشد و در منطقهى خليج فارس، سيستم امنيتى درست كند! مسلمانان نخواهند گذاشت، ملتهاى اسلامى اجازه نخواهند داد. هر كس در مقابل تجاوز و طمعكارى و نقشهها و سياستهاى امريكا براى دست اندازى به منطقهى خليج فارس بايستد و مبارزه كند، جهاد فىسبيلاللَّه كرده، و هر كس در اين راه شهيد بشود، شهيد است. «3»
اين صفحه در کتاب اصلي بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
فصل هفتم: عوامل آمريكا 1- فعاليتهاى عوامل آمريكا 1/ 1- رويايى با انديشههاى امام متأسفانه در دنياى اسلامى، كسانى از سران سردمداران و جيرهخواران و عالمنمايان و قلم فروشان نيز بودند كه قدر امام را كه دُرّةالتاج عزتى بر تارك امت اسلامى بود؛ نشناختند و با او جفا كردند و براى دلخوشى امريكا و اسرائيل و ديگر دشمنان اسلام با درافتادند و براى خاموشى نور وجود او، خفاشگون تلاش كردند. «1» كسانى كه با امام در افتادند، خودشان را رو سياه كردند. بدبخت آن كسانى هستند كه به خاطر شاد كردن دل صهيونيستها و خوشحال كردن امريكا و پر كردن كيسهى خود از پولهاى نفت ارتجاع، حقيقت را پوشاندند و با امام ما در افتادند. روسياه آن كسانى هستند كه مىتوانستند زير بالهاى مهربان اين پدر و استاد و معلم قرار بگيرند و از او منتفع شوند؛ ولى به بخت خودشان لگد زدند و به آغوش دشمنان او پناه بردند و الان
در اروپا و امريكا و امريكاى لاتين و عراق و بعضى كشورهاى ديگر، سرگردانند. «1» 2/ 1- اخلال در توسعه و توليد در ابتداى پيروزى انقلاب، وقتى همه سرگرم كارهاى حاد انقلاب بودند و مثل پروانه دور شمع وجود امام عزيز مىگشتند؛ در گوشه و كنار كشور، عدهاى ضد انقلاب و ضد اسلام، درصدد اخلال در كارخانهها و تشكل منسجم كارگران برآمده بودند. اين شبكههاى جاسوسى، ماركسيستهاى امريكايى نام داشتند- كه براى شناخت آنها، هيچ اسمى بهتر از اين اصطلاح نبود. اين گروه، هر چند ظاهراً چپ عمل مىكردند؛ اما باطناً وابسته به استكبار امريكا بودند. ... كارگرها در جامعه، يك قشر آگاه محسوب مىشوند. من، اين قشر را جزو گروههاى روشنفكر- به معناى عام آن- مىدانم. در ابتداى پيروزى انقلاب، ماركسيستهاى امريكايى سرمايهگذارى روى اين قشر را شروع كردند. قصد آنها اين بود كه اين دست كارآمد و بازوى قوى را، از انقلاب بگيرند و اگر بتوانند آن را عليه نظام، به كار ببندند. «2» 3/ 1- توطئه تحت لواى طرفدارى از قوميتها ... كسانى كه پرچمهاى قوميت و طرفدارى از خلق كُرد را در دست داشتند؛ به گونهيى ديگر، مزدور شيطان بزرگ و آلت دست امريكا بودند.
بحمداللَّه همهى اينها به وسيلهى ايمان و هوشيارى و توجه شما به كيد دشمن، خفه شدند و كارشان بىنتيجه ماند. «1» 2- شيوههاى تبليغى عوامل آمريكا 1/ 2- بهرهگيرى از مجلات و مطبوعات در حال حاضر مجلاتى در ايران به چاپ مىرسد كه كسى اگر مختصر آشنايى با عناصر فرهنگى كشور در زمان گذشته و دوران طاغوت داشته باشد و بداند كه هنرمندان، قلم زنان، مخلصين و چاكران دستگاههاى شاهنشاهى چه كسانى هستند، مرعوبين دشمنان چه كسانى هستند، دوستان امريكا چه كسانى هستند، مىداند كه پول اين مجلات از كجاها دارد مىآيد. ... كسى كه سلطهى امريكا را براى ايران بپسندد و تشويق كند، ميهندوست هم نيست. اينكه كسانى اجازه بدهند امريكاييها بيايند در انتخاباتشان دخالت بكنند و از ايران و تهران براى خانمى كه در نيكاراگوئه با انتخابات امريكاييها آمد آمريكا از ديدگاه رهبرى 127 3 - اهداف آمريكا از تحميل جنگ ص : 127 سركار كف زدند، چه معنايى دارد؟
اينها از اينجا به كسانى كه در نيكاراگوئه تسليم تحميل امريكاييها شدند، مرحبا گفتند. آيا اينها دل در گرو امريكا ندارند؟ خوب، آيا اين آقا با آن قلم زهرآگينش در مقابل تهاجم دشمن، از فرهنگ ملى و اسلامى و ايرانى دفاع مىكند؟ معلوم است كه نمىكند! معلوم است كه او ستون پنجم دشمن است و اصلًا براى دشمن كار مىكند. او از خدا مىخواهد كه