رسانههاى خبرى و تبليغى جهان را در اختيار دارند، ناشى از آن است كه جمهورى اسلامى، بموقع تلاش لازم را براى كسب دوستان انجام نداده و يا در مسايل جهانى دچار تندروى شده است. اين گمان، حاكى از عدم تعمق در حوادث و جريانات داخلى و جهانى و عدم بصيرت در دشمن شناسى است. «1» 4/ 1- تخطئه استكبار ستيزى از روز اول انقلاب اين كارها به شكلهاى مختلف شده است. يكى از كارها اين است كه در ذهن مردم داخل كشور اين فكر را به وجود بياورند كه امريكا يك قدرت شكست ناپذير و واقعيت و عظمتى در جهان است و نمىشود با آن مبارزه كرد. به حافظهى خودتان مراجعه كنيد؛ از دوران امام و بخصوص بعد از رحلت ايشان تا امروز به وسايل گوناگون، در شكل مقاله و قصه و شعر و سياست بافى و تحليل سياسى و غيره كسانى- چه عناصر صريحاً وابستهى به امريكا چه حتى عناصرى كه داخل كشور هستند و صريحاً هم خيلى وابستهى به امريكا نيستند- اين فكر را ابراز مىكنند. اگر شما اهل مطالعه باشيد- كه هستيد- يقيناً در ذهنتان مواردى از اين قبيل را مىتوانيد پياده كنيد؛ يعنى به ملتى بگويند: بيخود زحمت مىكشيد؛ با چه كسى مىخواهيد در بيفتيد؟! اين فكر غلطى است. «2» يك عده به اصطلاح عقلا و مصلحتانديشها، هميشه مصلحتانديشانه و به اصطلاح عاقلانه، مردم و مسؤولان نظام و رهبر عظيمالشأن فقيدمان
را نصيحت مىكردند كه شما چرا بى خود با امريكا- كه در دنيا قدرتى است- رزمآورى و مبارزه مىكنيد؟! چرا خود را با غول وحشتناكى به جنگ مىاندازيد؟! اين هم از همان جاهايى است كه مردم ماهيت آن را فهميدهاند؛ اما بعضى از خواص نفهميدند! آنها خيال مىكردند كه جمهورى اسلامى بدون هيچ علت و دليلى، اقدام به ايجاد دشمنى با غول پرقدرتى در سطح جهان كردهاست؛ در حالى كه قضيه اين نبود. «1» 5/ 1- پرهيز از اسلام دشمن مىكوشد با جوسازى و حيلههاى تبليغاتى، شما را از نام حكومت اسلامى و نظام اسلامى بر حذر دارد، و شايد برخى از سادهدلان به اين فكر بيفتند كه براى حساس نشدن امريكا و دولتهاى غربى، بهتر است كه در اظهارات علنى، از نام حكومت اسلامى اجتناب شود. توصيهى اينجانب اجتناب جدى از اين مصلحتانديشى خلاف مصلحت است. «2» 2- فعاليتهاى طرفداران آمريكا 1/ 2- تشويق به مذاكره با آمريكا ... حالا يك عده سادهلوحانه بنشينند اين گوشه، آن گوشه، يك حرفى و نقى بزنند و يك قلمى روى كاغذ بياورند كه آقا! چرا با امريكاييها
مخالفيد و تا كى و چه جور؟ اينها نمىفهمند دنيا چه خبر است؛ نمىفهمند كه توقع اين دشمن افزون خواه مغرور كمخرد و بىحكمت چيست؟ تصور مىكنند همين قدر كه ما روابطمان و مذاكراتمان را با امريكا شروع كرديم، همهى مشكلات تمام خواهد شد؛ نه آقا! قضيه اين نيست. «1» 2/ 2- شكستن قبح مذاكره كسانى كه مرتب اسم مذاكره با اسرائيل را آوردند كسى تشر نزد و اعتراض نكرد تا اينكه عيب و قبح مذاكره با اسرائيل در نظرها از بين رفت و آخر به اين روز تلخ و سياه رسيدند. نكند كسانى كه مرتب اسم مذاكره با امريكا را اينجا و آنجا در بين مردم ايران مطرح مىكنند، قصدشان اين باشد! «2» 3/ 2- بهرهگيرى از مطبوعات عزيزان من در داخل مرزهاى ملت ما كسانى هستند كه متأسفانه همان حرفى را مىزنند كه سازمان سياى امريكا بوسيلهى قلم بمزدهاى خود در مجلات و مطبوعات دنيا پخش مىكند! يعنى مىخواهند بگويند كه ارتباط با امريكا، كليد حل است؛ تا ارتباط با امريكا پيدا نكنيد، نمىشود هيچ كارى كرد! عدهيى هم در داخل كشور ما، اين پيام دشمن را در روزنامههاى خود ما، با استفاده از فضاى آزاى كه خوشبختانه نظام جمهورى اسلامى به وجود آورده است و همه مىتوانند نظرات خودشان
را بگويند، دارند پخش مىكنند! «1» 4/ 2- سوء استفاده از آزادى بعضى از اين نويسندگان و گويندگان كه عمر باطل خود را غرقه در فساد و آلودگيهاى اخلاقى و سياسى و انواع هرزگيها گذرانيدهاند، با حكومت اسلامى كه راه را بر اين تباهيها و هرزگيها بسته است و اربابان خارجى آنها را بيرون رانده، مخالفند و آن گاه اين مخالفت و عناد را كه مخالفت با اسلام و استقلال و آزادگى ملى و طهارت اخلاقى است، به حساب خرده گيرى و انتقاد از اوضاع سياسى و اقتصادى مىگذارند و در حالى كه آزادانه هر چه خواستهاند، گفتهاند، با وقاحت و بىشرمى، مطالبهى آزادى مىكنند! خواست حقيقى اينها، باز شدن پاى امريكا و فروختن كشور به دشمنان است و خصم آنان، ملت رشيد و آگاه است. ملت ما، حسرت بازگشت به دوران بردگى امريكا را بر دل آنان خواهد گذاشت. «2» 3- لزوم پيشگيرى از نفوذ طرفداران آمريكا در اركان حكومت آن كسانى كه نگاهشان به دروازههاى غرب و به خصوص امريكاست، تا ببيند آنها چه اشاره مىكنند و اينها همان را بگويند، چه فكر مىكنند؟ مگر مىشود به كسانى كه تقريباً همهى اين بيست سال را در مقابل انقلاب و امام و مردم ايستادند اجازه داد كه حالا بيايند ميداندار صحنه بشوند. «3»
فصل نهم: آمريكا و جنگ تحميلى 1- تحريك عراق يكى از توطئههاى امريكا كمك به عراق در اغلب قضاياى جنگ بود كه حتى با حضور افسران امريكايى در مرحلهيى از مسايل در كشور عراق انجام مىشد. اينها به تدريج دارد آشكار مىشود، در اسنادى كه منتشر مىشود، در خاطراتى كه مىنويسند. اينها يواش يواش رو مىشود. «1» اين جنگ تحميلى را كه هشت سال رژيم عراق و صدام حسين خبيث با ملت ما جنگيد در حقيقت انگشت دشمنان به راه انداخت براى اينكه همه را مشغول خودشان بكنند. «2» 2- حمايت نظامى و اطلاعاتى قضيهى ضربات امريكايى و خنجر زدنها و خيانتها و كودتا درست كردنها و قضيهى كودتاى پايگاه نوژه و قضاياى ديگر، پشت سر هم عليه جمهورى اسلامى انجام گرفت و ادامه يافت، تا جنگ تحميلى شروع شد.
در جنگ، به دشمن ملت ايران سلاح دادند. يكى از چيزهايى كه در عرف همهى ملتها و دولتهاى دنيا ورود در جنگ محسوب مىشود، همين است كه دو كشور كه در حال جنگند، يكى بيايد به آن طرفى كه با اين كشور
دارد مىجنگد، سلاح بدهد، يا امكانات نظامى بدهد، يا مشورت نظامى بدهد؛ اين ورود در جنگ است. اينها را نبايد بكلى نديده گرفت. ملت ايران در مقابل اين حركتها و اين ظلمهاست كه اين طور در مقابل امريكا ايستاده است. «1» يكى از مسؤولان بلند پايهى امنيتى امريكا اعتراف كرده است كه اين كشور، در دوران جنگ تحميلى، با دستگاههاى جاسوسى و استراق سمع خود، اطلاعات مربوط به تحركات نيروهاى ايران را به دست آورده و آنها را در اختيار عراق قرار مىداد؛ ولى در مسألهى فاو، دستگاههاى امريكا دچار اشتباه شدند و نتوانستند عراقيها را از قصد ايران آگاه كنند، و براى جبران اشتباه خود به عراق كمك كردند كه هر چه بخواهد، بر روى نيروهاى ايرانىسلاح شيميايى بريزد. «2» از صدور قطعنامه تا قبول رسمى آن از سوى جمهورى اسلامى، دنيا شاهد سنگينترين ضربات نيروهاى اسلام بر دشمن و فتوحات بزرگ رزمندگان ما بر دشمن در جبهههاى جنگ از سويى و فشارهاى همه جانبه از سوى حاميان رژيم عراق عليه ايران اسلامى از سوى ديگر بود. حصر اقتصادى، حمله به تأسيسات ما در خليج فارس و تمركز بى سابقهى نيروهاى نظامى امريكا و ناتو در اطراف مرزهاى آبى و هوايى و حتى تجاوز به آنها، بخشى از اين فشارها بود؛ به طورى كه تقريباً هيچ فشار ممكن باقى نماند، مگر آن كه بر ملت ايران وارد شد و رژيم امريكا تقريباً به طور مستقيم وارد صحنه شد. تهديدها، بمبارانهاى وسيع شيميايى و
جنايت حمله به شهرها و هواپيماى مسافربرى و كشتى غير نظامى و اثبات اين كه استكبار در حمايت از عراق آمادگى براى دست يازيدن به هر جنايتى دارد، بخشى از حوادث اين دوران است و جا دارد در موقع مقتضى، اين حقايق هشدار دهنده براى ملت ايران شكافته و بر ملا گردد. «1» 3- اهداف آمريكا از تحميل جنگ 1/ 3- شكست نظام اسلامى امريكا و صهيونيستها و عوامل و همپيمانها و تجار وابسته و پشتيبانان مالى آنها هر چه توانستند، به كار بردند. براى اين كه شايد بتوانند جمهورى اسلامى را در اين نبرد هشت ساله شكست بدهند؛ ضربهاى وارد كنند يا به نظام لطمه بزنند يا نظام را سر افكنده كنند يا قطعهاى از كشور را ببرند. ملت ايران محكم ايستاد و بسيج نيروها، جوهر و حقيقت خود را در آن ماجراى عظيم نشان داد. «2» 2/ 3- پيشگيرى از توسعه سياسى اقتصادى ... امريكا و غرب خواستند بگويند ايران نمىتواند خودش را اداره كند. اين جنگ را هم كه بر ما تحميل كردند، يكى از هدفهاى عمدهاش همين ب آمريكا از ديدگاه رهبرى 143 8 - نتيجه سازش و رابطه ص : 142 ود كه نگذارند كشور ما ساخته بشود؛ نگذارند اين نيروهاى كار، مانند چشمهيى بجوشند؛ نگذارند پول بيتالمال كه در اختيار دولت
است، خرج رفع محروميت بشود؛ خواستند ما را دايم به جنگ و به حملهى خارجى سرگرم نگهدارند. «1» اگر اين جنگ نبود پول ملت و دولت كجا خرج مىشد؟ مسلم خرج آبادانى مىشد هر چه كه در اين ده سال خرج آبادانى نشده است گناهش به گردن امريكا و استكبار و قدرتهاى شرق و غرب و صدام و امثال آنهاست آنها نگذاشتند جمهورى اسلامى آن كارى را كه آرزو دارد و مىخواهد انجام بدهد. «2» 3/ 3- تحميل سلطه و رابطه اگر ايران در مقابل امريكا تسليم مىشد، جنگ زود تمام مىشد؛ البته مصيبت سلطهى امريكا صد برابر از مصيبت جنگ سختتر است. «3» 4- بى اعتنايى به اجراى مفاد قطعنامه 598 دنياى استكبار و همين امريكا- دولتهايى كه دم از صلح مىزنند- اين جاست كه دشمنى و خباثت خود را نسبت به انقلاب و اسلام و ملت ايران نشان مىدهند. همهى ملت ايران يادشان است كه همان كسانى كه دادِ قطعنامهى 598 را داشتند و در هر مذاكره و نشست و برخاستى، از قطعنامه دم مىزدند- مثل رؤساى جمهور و سلاطين و بعضى از مرتجعان منطقه- فريادشان ديگر تمام شد! گويى كه همهى مشكل اين بود كه رژيم