جنايت حمله به شهرها و هواپيماى مسافربرى و كشتى غير نظامى و اثبات اين كه استكبار در حمايت از عراق آمادگى براى دست يازيدن به هر جنايتى دارد، بخشى از حوادث اين دوران است و جا دارد در موقع مقتضى، اين حقايق هشدار دهنده براى ملت ايران شكافته و بر ملا گردد. «1» 3- اهداف آمريكا از تحميل جنگ 1/ 3- شكست نظام اسلامى امريكا و صهيونيستها و عوامل و همپيمانها و تجار وابسته و پشتيبانان مالى آنها هر چه توانستند، به كار بردند. براى اين كه شايد بتوانند جمهورى اسلامى را در اين نبرد هشت ساله شكست بدهند؛ ضربهاى وارد كنند يا به نظام لطمه بزنند يا نظام را سر افكنده كنند يا قطعهاى از كشور را ببرند. ملت ايران محكم ايستاد و بسيج نيروها، جوهر و حقيقت خود را در آن ماجراى عظيم نشان داد. «2» 2/ 3- پيشگيرى از توسعه سياسى اقتصادى ... امريكا و غرب خواستند بگويند ايران نمىتواند خودش را اداره كند. اين جنگ را هم كه بر ما تحميل كردند، يكى از هدفهاى عمدهاش همين ب آمريكا از ديدگاه رهبرى 143 8 - نتيجه سازش و رابطه ص : 142 ود كه نگذارند كشور ما ساخته بشود؛ نگذارند اين نيروهاى كار، مانند چشمهيى بجوشند؛ نگذارند پول بيتالمال كه در اختيار دولت
است، خرج رفع محروميت بشود؛ خواستند ما را دايم به جنگ و به حملهى خارجى سرگرم نگهدارند. «1» اگر اين جنگ نبود پول ملت و دولت كجا خرج مىشد؟ مسلم خرج آبادانى مىشد هر چه كه در اين ده سال خرج آبادانى نشده است گناهش به گردن امريكا و استكبار و قدرتهاى شرق و غرب و صدام و امثال آنهاست آنها نگذاشتند جمهورى اسلامى آن كارى را كه آرزو دارد و مىخواهد انجام بدهد. «2» 3/ 3- تحميل سلطه و رابطه اگر ايران در مقابل امريكا تسليم مىشد، جنگ زود تمام مىشد؛ البته مصيبت سلطهى امريكا صد برابر از مصيبت جنگ سختتر است. «3» 4- بى اعتنايى به اجراى مفاد قطعنامه 598 دنياى استكبار و همين امريكا- دولتهايى كه دم از صلح مىزنند- اين جاست كه دشمنى و خباثت خود را نسبت به انقلاب و اسلام و ملت ايران نشان مىدهند. همهى ملت ايران يادشان است كه همان كسانى كه دادِ قطعنامهى 598 را داشتند و در هر مذاكره و نشست و برخاستى، از قطعنامه دم مىزدند- مثل رؤساى جمهور و سلاطين و بعضى از مرتجعان منطقه- فريادشان ديگر تمام شد! گويى كه همهى مشكل اين بود كه رژيم
عراق به وسيلهى رزمندگان اسلام تهديد نشود. حالا كه آتشبس شد و آن تهديد تمام گرديد، ديگر هيچ چيز برايشان مطرح نيست! در همهى قضايا، امريكا همين طور است. «1»
اين صفحه در کتاب اصلي بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
فصل دهم: نظام اسلامى و رابطه باآمريكا 1- علت قطع رابطه 1/ 1- خوى استكبارى آمريكايى وضع كنونى- يعنى قطع رابطهى ما با امريكا- اول اين را بيان مىكند كه اين وضع، نتيجهى رفتار و وضع طبيعى استكبار امريكايى است؛ در واقع، نتيجهى مظلوميت ملت ايران است. حرف دوم اين است كه مذاكره با امريكا، هيچ فايدهاى براى ملت ايران ندارد. حرف سوم اين است كه مذاكره و رابطهى با امريكا، براى ملت ايران ضرر دارد. «1» 2/ 1- اسلاميت نظام حالا يك كشورى در همهى زمينهها- در زمينهى اقتصادى، صادرات، واردات، در زمينهى سياستهاى فرهنگى، در زمينهى رابطه با كشورهاى دنيا- حرف امريكا و دستور امريكا و امر و نهى امريكا را به حساب نياورد، اين خيلى براى استكبار سخت است. با ايران دشمنىشان بر سر
اين است و همهى حرفهاى ديگر بهانه است. حالا ما چرا زير بار امريكا و هيچ ابرقدرت ديگرى نمىرويم؟ چون مسلمانيم. «1» 2- استقبال از قطع رابطه از روزى كه اين مردك ساده دل بىتجربهى خام بازىخورده با افتخار اعلام كرده است كه مىخواهد روابط اقتصادى امريكا را با ايران ممنوع كند، بنده از ته دل خوشحال شدم؛ از چند جهت: اولًا اينها تا حالا مرتب با سالوس و ريا، كار مىكردند كه بعضى گوشه و كنار مىگفتند: اينها اينقدر هم با ما دشمن نيستند. آخر، وقتى شما مىگوييد «مرگ بر امريكا» اين شعار بد است، عيب است و زشت است. مىخواستند اين فرياد «مرگ بر امريكا» را كه مردم ما از ته دلشان بيان مىشود- آن را- در گلوها خفه كنند.
حالا ديگر مردم وقتى كه در مقابل يك چنين صراحتى قرار گرفتند، در هر جاى كشور هستند، راحت فرياد دلشان را مىكشند و فرياد مىزنند:
«مرگ بر امريكا». «2» 3- ضرر رابطه با آمريكا رابطه و مذاكره، براى ملت ايران و براى نهضت جهانى مضر است.
اولين ضرر اين است كه امريكاييها با ورود در اين ميدان، اين طور تفهيم خواهند كرد كه جمهورى اسلامى از همهى حرفهاى دوران امام و دوران
جنگ و دفاع مقدس و دوران انقلاب صرف نظر كرده و گذشته است.
اولين چيزى كه امريكاييها ادعا مىكنند، اين است. اولين مطلبى كه در دنيا شايع مىكنند، اين است كه انقلاب اسلامى تمام شد و پايان گرفت؛ با اينكه الان، هيچ چيز نشده، همين حرفها را زمزمه مىكنند! «1» 4- مزاياى قطع رابطه به بركت رهبريهاى امام خمينى، جمهورى اسلامى ايران در مدت 15 سال قطع رابطه با امريكا رشد بسيار كرده و موفّقيتهاى بزرگى داشته است كه قطعاً اگر با امريكا رابطه داشتيم، نمىتوانستيم اينگونه موفّق عمل كنيم. «2» اينجا مملكتى بود كه هواپيماى امريكايى، داخل ايران خلبان داشت، پرواز مىكرد، همافر و افسر فنى تعميرش مىكردند؛ اما هيچكدام جرأت نداشتند ابزار اين هواپيما را باز كنند و ببينند چه شكلى است- اسمش هم تعميركار بود. وقتى ابزارش خراب مىشد، بايد به امريكا مىبردند و آن جا تعمير مىكردند و بر مىگرداندند. اجازهى تعمير ابزار هواپيماى امريكايى به تعميركار ما- كه با آن هواپيما سر و كار داشت- داده نمىشد.
در اين كشور همين نيروهاى مسلح، همين مردم توانستند به بركت همان تحريمها و به بركت همان جلوگيريها اين پيشرفت عظيم را در اين زمينه
پيدا كنند. «1» 5- نفى قيموميت آمريكا امريكا برقرارى رابطه با ايران را مشروط به دست برداشتن ملت ايران از مواضع اصولى خود كرده است، كه يكى از اين اصول، عدم دخالت قدرتهاى استكبارى در امور ملت ايران است. آنها بايد بدانند كه ملت بزرگ ايران داراى فرهنگى كهن و سوابقى درخشان و تاريخى است و با عبور از مشكلات بزرگ، همچون پولاد آبديدهاى شده است كه هرگز قيموميّت امريكا و قدرتهاى استكبارى را نخواهد پذيرفت. «2» 6- ضرر مذاكره مذاكره با سلطهگرى مانند امريكا از رابطه بدتر است؛ ضرر رابطه سياسى در مجموع به اندازه ضرر مذاكره نيست، و اگر در رابطه اندك فايدهاى نيز وجود داشته باشد، به قدر مذاكره نيست؛ اما مضار رابطه در مذاكره هست. مذاكره سياسى با امريكا براى سياست، فرهنگ، روحيه مردم و عمق استراتژيك نظام در خارج از كشور مضر است و براى تداوم اين راه ضرر دارد؛ بنابر اين ما مذاكره را از آغاز نفى كرده و اكنون نيز آنرا نفى مىكنيم. «3»