اين صفحه در کتاب اصلي بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
فصل دهم: نظام اسلامى و رابطه باآمريكا 1- علت قطع رابطه 1/ 1- خوى استكبارى آمريكايى وضع كنونى- يعنى قطع رابطهى ما با امريكا- اول اين را بيان مىكند كه اين وضع، نتيجهى رفتار و وضع طبيعى استكبار امريكايى است؛ در واقع، نتيجهى مظلوميت ملت ايران است. حرف دوم اين است كه مذاكره با امريكا، هيچ فايدهاى براى ملت ايران ندارد. حرف سوم اين است كه مذاكره و رابطهى با امريكا، براى ملت ايران ضرر دارد. «1» 2/ 1- اسلاميت نظام حالا يك كشورى در همهى زمينهها- در زمينهى اقتصادى، صادرات، واردات، در زمينهى سياستهاى فرهنگى، در زمينهى رابطه با كشورهاى دنيا- حرف امريكا و دستور امريكا و امر و نهى امريكا را به حساب نياورد، اين خيلى براى استكبار سخت است. با ايران دشمنىشان بر سر
اين است و همهى حرفهاى ديگر بهانه است. حالا ما چرا زير بار امريكا و هيچ ابرقدرت ديگرى نمىرويم؟ چون مسلمانيم. «1» 2- استقبال از قطع رابطه از روزى كه اين مردك ساده دل بىتجربهى خام بازىخورده با افتخار اعلام كرده است كه مىخواهد روابط اقتصادى امريكا را با ايران ممنوع كند، بنده از ته دل خوشحال شدم؛ از چند جهت: اولًا اينها تا حالا مرتب با سالوس و ريا، كار مىكردند كه بعضى گوشه و كنار مىگفتند: اينها اينقدر هم با ما دشمن نيستند. آخر، وقتى شما مىگوييد «مرگ بر امريكا» اين شعار بد است، عيب است و زشت است. مىخواستند اين فرياد «مرگ بر امريكا» را كه مردم ما از ته دلشان بيان مىشود- آن را- در گلوها خفه كنند.
حالا ديگر مردم وقتى كه در مقابل يك چنين صراحتى قرار گرفتند، در هر جاى كشور هستند، راحت فرياد دلشان را مىكشند و فرياد مىزنند:
«مرگ بر امريكا». «2» 3- ضرر رابطه با آمريكا رابطه و مذاكره، براى ملت ايران و براى نهضت جهانى مضر است.
اولين ضرر اين است كه امريكاييها با ورود در اين ميدان، اين طور تفهيم خواهند كرد كه جمهورى اسلامى از همهى حرفهاى دوران امام و دوران
جنگ و دفاع مقدس و دوران انقلاب صرف نظر كرده و گذشته است.
اولين چيزى كه امريكاييها ادعا مىكنند، اين است. اولين مطلبى كه در دنيا شايع مىكنند، اين است كه انقلاب اسلامى تمام شد و پايان گرفت؛ با اينكه الان، هيچ چيز نشده، همين حرفها را زمزمه مىكنند! «1» 4- مزاياى قطع رابطه به بركت رهبريهاى امام خمينى، جمهورى اسلامى ايران در مدت 15 سال قطع رابطه با امريكا رشد بسيار كرده و موفّقيتهاى بزرگى داشته است كه قطعاً اگر با امريكا رابطه داشتيم، نمىتوانستيم اينگونه موفّق عمل كنيم. «2» اينجا مملكتى بود كه هواپيماى امريكايى، داخل ايران خلبان داشت، پرواز مىكرد، همافر و افسر فنى تعميرش مىكردند؛ اما هيچكدام جرأت نداشتند ابزار اين هواپيما را باز كنند و ببينند چه شكلى است- اسمش هم تعميركار بود. وقتى ابزارش خراب مىشد، بايد به امريكا مىبردند و آن جا تعمير مىكردند و بر مىگرداندند. اجازهى تعمير ابزار هواپيماى امريكايى به تعميركار ما- كه با آن هواپيما سر و كار داشت- داده نمىشد.
در اين كشور همين نيروهاى مسلح، همين مردم توانستند به بركت همان تحريمها و به بركت همان جلوگيريها اين پيشرفت عظيم را در اين زمينه
پيدا كنند. «1» 5- نفى قيموميت آمريكا امريكا برقرارى رابطه با ايران را مشروط به دست برداشتن ملت ايران از مواضع اصولى خود كرده است، كه يكى از اين اصول، عدم دخالت قدرتهاى استكبارى در امور ملت ايران است. آنها بايد بدانند كه ملت بزرگ ايران داراى فرهنگى كهن و سوابقى درخشان و تاريخى است و با عبور از مشكلات بزرگ، همچون پولاد آبديدهاى شده است كه هرگز قيموميّت امريكا و قدرتهاى استكبارى را نخواهد پذيرفت. «2» 6- ضرر مذاكره مذاكره با سلطهگرى مانند امريكا از رابطه بدتر است؛ ضرر رابطه سياسى در مجموع به اندازه ضرر مذاكره نيست، و اگر در رابطه اندك فايدهاى نيز وجود داشته باشد، به قدر مذاكره نيست؛ اما مضار رابطه در مذاكره هست. مذاكره سياسى با امريكا براى سياست، فرهنگ، روحيه مردم و عمق استراتژيك نظام در خارج از كشور مضر است و براى تداوم اين راه ضرر دارد؛ بنابر اين ما مذاكره را از آغاز نفى كرده و اكنون نيز آنرا نفى مىكنيم. «3»
7- اهداف آمريكا از گرايش به مذاكره 1/ 7- نيرنگ اظهارات رياكارانه امريكا در ابراز تمايل به برقرارى رابطه با ايران، به معناى پذيرفتن اشتباهات گذشته و يا تعهد نسبت به اصلاح رفتار خود در آينده نيست؛ بلكه يك اقدام فريبكارانه و شيطانى است. «1» بله، به زبان مىگويند كه ما مىخواهيم روابط خود با جمهورىاسلامى را حسنه كنيم؛ اما آنها در اين حرف صادق نيستند. مرتب از رئيس جمهور امريكا سئوال مىكنند كه نظر شما راجع به روابط با جمهورى اسلامى چيست؛ او هم مىگويد ما جداً اصرار داريم كه روابطمان را با ايران حسنه كنيم! اين حرف، يك حرف غير صادقانه است. «2» 2/ 7- تحميل سلطه هدف آنها تسلط است، نه رابطه؛ هدفشان چپاول است، نه مبادله؛ هدفشان برگرداندن آن وضعيتى است كه قريب سى سال- از 28 مرداد سال 32 به بعد- به صورت واضح امريكاييها در اين كشور از آن برخوردار بودند. مىخواهند همه كارهى اين مملكت باشند. مسألهى ما با امريكا، مسألهى ديگرى است؛ مسألهى روابط نيست. براى آنها، روابط به معناى مقدمه براى اين تسلط است؛ به كمتر از آن هم راضى نيستند! اسم روابط
را به عنوان شعار مىآورند. معلوم است مقدمهى هر يك از اين كارهايى كه مىخواهند بكنند، روابط است ... مسأله، مسألهى برگرداندن همان قدرت سياسى و اقتصادى و امنيتى است كه سى سال امريكاييها در اين كشور داشتند. «1» ... اين (مذاكره) اول همان راهى است كه- همانطور كه عرض- كشورها و انقلابهاى ديگر دنيا طى كردهاند كه در واقع، اول بدبختى هايشان بود؛ يعنى اول تسلط و نفوذ آمريكا بر آنهاست. «2» 3/ 7- تثبيت ابرقدرتى ... هدف سوم اين است كه اصل مذاكره با ايران، براى امريكا به عنوان ابرقدرت، بسيار مهم است. ممكن است بعضى تعجب كنند و بگويند:
مگر ايران چيست كه براى امريكاى ابرقدرت مهم است كه با ايران پشت ميز مذاكره بنشيند؟ بله، بسيار مهم است! اتفاقاً چون ابرقدرت است، برايش خيلى مهم است. «3» ... براى امريكا مهم است كه ايران اسلامى- كه از روز اول، به دلايل روشنى، در مقابل امريكا ايستاد و تسليم امريكا نشد و گفت كه با امريكا مذاكره نمىكنم- حالا بگويد كه بسيار خوب، چشم، ما هم مذاكره مىكنيم! مىگويند: بفرما، ابرقدرتى كامل شد! اين منطقهاى هم كه زير بار نمىرفت، زير بار آمد؛ اينجا هم عتبه را بوسيدند! بنابر اين، صرف مذاكره
برايشان خيلى مهم است. «1» 4/ 7- مخدوش كردن سياستهاى امام (ره)
هدف عمدهى امريكا و استكبار اين است كه انقلاب و جمهورى اسلامى و ملت ايران را وادار كند كه اعلان نمايد از حرف خود و حرف امام برگشته است. «2» آنها مىخواهند به مردم دنيا بگويند كه ديديد جمهورى اسلامى هم توبه كرد. حالا چه اينكه بگويند «چون امام رحلت فرموده، جمهورى اسلامى از حرفش توبه كرد»- كه اگر يادتان باشد، بعد از رحلت امام (ره) يكى از شاه بيتهاى تبليغاتى دشمن همين بود كه بله، امام (ره) رفت و اينها ديگر راه امام (ره) را رها كردهاند- و چه بالاتر از اين را بگويند كه «امام (ره) چه وقت گفته بود ما با امريكا مذاكره نكنيم؟ چه موقع امام (ره) چنين حرفى زده بود؟ امام (ره) همان چند روز و چند وقت زمان خودش را گفته بود. امام (ره) چه وقت براى هميشه نهى كرد!»؛ يعنى حتى در نص نظرات امام (ره) كه در صدها سخنرانى و نوشته قاطع و صريح بيان شده، تصرف و ترديد كنند. «3» 5/ 7- شكستن قبح سياسى رابطه و مذاكره ... مىخواهند با تكرار اين قضيه (مذاكره و رابطه با امريكا) قضيهاى را كه در چشم ملت ايران، به دلايلى منطقى، يكى از زشتترين