بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 137

برايشان خيلى مهم است. «1» 4/ 7- مخدوش كردن سياستهاى امام (ره)
هدف عمده‌ى امريكا و استكبار اين است كه انقلاب و جمهورى اسلامى و ملت ايران را وادار كند كه اعلان نمايد از حرف خود و حرف امام برگشته است. «2» آنها مى‌خواهند به مردم دنيا بگويند كه ديديد جمهورى اسلامى هم توبه كرد. حالا چه اينكه بگويند «چون امام رحلت فرموده، جمهورى اسلامى از حرفش توبه كرد»- كه اگر يادتان باشد، بعد از رحلت امام (ره) يكى از شاه بيتهاى تبليغاتى دشمن همين بود كه بله، امام (ره) رفت و اينها ديگر راه امام (ره) را رها كرده‌اند- و چه بالاتر از اين را بگويند كه «امام (ره) چه وقت گفته بود ما با امريكا مذاكره نكنيم؟ چه موقع امام (ره) چنين حرفى زده بود؟ امام (ره) همان چند روز و چند وقت زمان خودش را گفته بود. امام (ره) چه وقت براى هميشه نهى كرد!»؛ يعنى حتى در نص نظرات امام (ره) كه در صدها سخنرانى و نوشته قاطع و صريح بيان شده، تصرف و ترديد كنند. «3» 5/ 7- شكستن قبح سياسى رابطه و مذاكره‌ ... مى‌خواهند با تكرار اين قضيه (مذاكره و رابطه با امريكا) قضيه‌اى را كه در چشم ملت ايران، به دلايلى منطقى، يكى از زشت‌ترين‌


صفحه 138

چيزهاست، قبحش را از بين ببرند. «1» 6/ 7- ايجاد اختلافات داخلى‌ ... هدف حكومت امريكا و دستگاه امپراطورى خبرى امريكايى از اين حرفها چيست كه مرتب مى‌گويند: «ايران مى‌خواهد مذاكره كند»؟
هدف، چند چيز است، يكى اينكه اينها مى‌خواهند آن چيزى را كه تا امروز وسيله‌ى وحدت ملت ايران بوده است، به وسيله‌ى اختلاف ملت ايران تبديل كنند. تا حالا ملت ايران به خاطر اينكه مى‌دانستند دولت امريكا دشمن آنهاست، در مقابل دشمنى امريكا، اگر يك وقت اختلافات جزئى هم داشتند، كنار مى‌گذاشتند و متحد مى‌شدند. مقابله‌ى با امريكا يكى از وسايل وحدت اين ملت بوده است. اينها مى‌خواهند با اين جنجالها، همين وسيله‌ى وحدت را به وسيله‌ى اختلاف تبديل كنند. «2» 7/ 7- لطمه به حيثيت انقلاب اسلامى‌ آنها مى‌خواهند به عنوان اولين ضربه، جمهورى اسلامى را از آبرو، حيثيت، صلابت، قدرت و قامت استوارى كه در چهره‌ها و خاطره‌هاى ملتهاى مسلمان دنيا پيدا كرده است، ساقط كنند. وقتى ملتها ديدند كه جمهورى اسلامى- با آنهمه سوابق- و ملت ايران، با آن سابقه درخشان- ملت ايران مگر ملت كوچكى است؟ ملت ايران مثل فلان ملت از زير بوته در آمده‌ى اروپايى يا آفريقايى كه نيست؛ يك ملت كهن و ريشه‌دار است‌


صفحه 139

كه هزارها سال سابقه دارد. ملت ايران هزار و چهارصد سال بعد از اسلام همواره در اوج ملتهاى مسلمان قرار داشته است و انقلاب اسلامى- با آن صلابت- همه‌ى حرفها و داعيه‌ها را كنار گذاشت و توبه كرد و با امريكا مذاكره نمود، اين اولين ضربه است. صرف اينكه جمهورى اسلامى بگويد ما مذاكره را قبول داريم يا به نحوى آن را بفهماند يا جورى مشى كند كه معلوم بشود حالا حرفى هم ندارد كه با امريكا مذاكره كند، اين اولين ضربه‌اى است كه به ما وارد كرده‌اند. «1» 8/ 7- حذف محوريت انقلاب اسلامى در جهان‌ ... اگر جمهورى اسلامى با امريكا پشت ميز مذاكره بنشيند، امريكاييها خيالشان از اين جهت راحت مى‌شود؛ به هر جايى در دنيا مى‌گويند: شما براى چه داريد تلاش مى‌كنيد؟ شما كه ملت ايران نخواهيد شد؛ به پاى ايران كه نخواهيد رسيد؛ هر چه بشويد، يك ملت و يك نظام و آن شكوه و شجاعت را كه پيدا نخواهيد كرد؛ انها هم بالاخره مجبور شدند و اينجا پاى ميز مذاكره آمدند؛ شما ديگر چه مى‌گوييد؟! يعنى با تسليم ملت ايران و نظام جمهورى اسلامى ايران به نشستن پاى ميز مذاكره با امريكا، خيال امريكا از بسيارى از اين مبارزات دنياى اسلام آسوده خواهد شد. «2» يك نكته‌ى ديگر هم هست كه موجب مى‌شود حقيقتاً مذاكره براى امريكاييها به عنوان يك ابرقدرت مهم باشد و آن، اين است كه در مصاف دو قطب مبارز كه الان نوزده سال يا بيست سال است كه در صحنه‌ى‌


صفحه 140

سياسى عالم، دارند مبارزه مى‌كنند؛ قطب استكبار از يك طرف و قطب اسلام از يك طرف ديگر- قطب استكبار به رهبرى امريكا، و قطب اسلام به محوريت نظام جمهورى اسلامى- كه تا حالا هم گسترش و پيشرفت، متعلق به قطب اسلام بوده است. ... اما قطب استكبار پيشرفتى نداشته است. اينها مى‌خواهند با شايعه‌ى مذاكره‌ى جمهورى اسلامى- كه بگويند جمهورى اسلامى تسليم شد، طرف ما آمد و مجبور شد كنار بيايد و با ما مذاكره كند- اين طور وانمود بكنند كه در اين مصاف، بالاخره قطب اسلامى شكست خورد و مجبور به عقب نشينى شد و قطب استكبار در اين مصاف پيروز گرديد. ... بالاخره امريكا از اين كه شايع بشود كه جمهورى اسلامى تسليم شده است كه با امريكا مذاكره بكند و پشت ميز مذاكره بنشيند- يعنى از حرفها و ادعاهاى خود نسبت به استكبار دست بردارد- بيشترين استفاده را مى‌كند. اين جنجال تبليغاتى براى اين است؛ «1» 9/ 7- ايجاد يأس در ملتهاى مستضعف‌ امريكا مى‌گويد بياييد مذاكره كنيم؛ نمى‌گويد بياييد رابطه برقرار كنيم.
مذاكره يعنى چه؟ يعنى آن پيوندى را كه جمهورى اسلامى قطع كرد و بريد- و همين هم موجب شد كه عواطف صادقانه‌ى همه‌ى ملتهاى مظلوم دنيا به اين نظام جلب بشود- دوباره برقرار كنند. آنها مى‌خواهند با برقرارى اين پيوند، در درجه‌ى اول يك ضربه نمايانى را به جمهورى اسلامى بزنند و در دنيا منعكس كنند كه جمهورى اسلامى از حرفهايش برگشت و حرف اولش را پس گرفت. تبليغات دنيا هم كه در دست آنهاست. دليل آنها هم اين است كه جمهورى اسلامى با امريكا مذاكره‌


صفحه 141

مى‌كند. اين يعنى ايجاد يك يأس عمومى در تمام ملتها- اعم از مسلمان و غير مسلمان- كه در آسيا، آفريقا، كشورهاى گوناگون و حتى در خود اروپا و امريكا به جمهورى اسلامى اميد پيدا كرده‌اند. اين يعنى مخدوش كردن چهره‌ى با صلابت امام بزرگوارمان كه جلوه و نماى جمهورى اسلامى است. «1» 10/ 7- تقويت روحى دولتهاى وابسته‌ ... براى دستگاه امريكا موجب زحمت جدى شده است؛ خارج شدن از حالت تبعيت و تسليم، به خاطر وجود جمهورى اسلامى، كه جمهورى اسلامى هست، هيچ اعتنايى هم به امريكا نمى‌كند و امريكا نمى‌تواند هيچ كار مهمى با او انجام بدهد. ... براى امريكا خيلى خطرناك است كه اين فكر دوستان و در تبعه‌ى دولتهاى تابع و پيرو او رسوخ پيدا كند. امريكا در پى يك جواب است، بايد كارى كند كه به آنها اين طور تفهيم بشود كه:
«ديديد اين محاصره‌ى اقتصادى و همين فشارهايى كه ما عليه جمهورى اسلامى به خرج داديم، بالاخره جمهورى اسلامى را هم خسته كرد و مجبور نمود كه او هم بيايد و زانو بزند و از آن پايگاه و از آن گردن برافراشته‌اى كه داشت، بناچار پايين بيايد؟» «2»


صفحه 142

8- نتيجه سازش و رابطه‌ 1/ 8- اختناق‌ ببينيد دولتهايى كه مورد قبول و اعتراف سلطه‌گران امريكايى هستند، از لحاظ فكرى و رشد سياسى و حقوق بشر و دموكراسى چگونه‌اند؟
اصلًا معناى دموكراسى را مى‌فهمند يعنى چه؟ اصلًا مردمشان مى‌دانند انتخابات يعنى چه؟ اصلًا فضاى نفس كشيدن در اين كشورها فرض مى‌شود؟ ابداً براى مسؤولان كشور سلطه‌گر؛ يعنى كشور امريكا فرقى نمى‌كند؛ مهم اين است كه اين كشورها تسليم او هستند. همين بس است. «1» 2/ 8- انحطاط فرهنگى و اقتصادى‌ ملتهايى كه تسليم امريكا شده‌اند، حال و روزشان به مراتب بدتر از آنهايى است كه به قدر آنها تسليم نشده‌اند. هر كسى بيشتر تسليم شد، حال و روزش بدتر است. امروز شما به كشورهاى منطقه، آنهايى كه بيشتر تسليم زور و قدرت‌طلبى امريكا هستند، نگاه كنيد: حال و روزشان از ديگران بدتر است. اقتصادشان بدتر است. وضع اجتماعى‌شان عقبتر است. وضع فرهنگى‌شان منحطتر است. فشار در ميان آنها بيشتر است. «2» آمريكا از ديدگاه رهبرى 158 6 - سياست امام در برابر آمريكا ص : 157


صفحه 143

3/ 8- اسارت نظام اسلامى‌ اسارت جمهورى اسلامى در اين است كه با امريكا بسازد. اسارت جمهورى اسلامى و ملت ايران در اين است كه غرب احساس تسليم و طوع در جمهورى اسلامى بكند. محال است كه جمهورى اسلامى در مقابل دشمنان خدا، چنين حالت طوع و تسليمى پيدا كند؛ آن گاه ديگر جمهورى اسلامى نخواهد بود. «1» 9- وضعيت‌رابطه سياسى‌اقتصادى كشورهابا آمريكا 1/ 9- ضربه اقتصادى‌ ... خيال نكنيد كه حالا اگر با امريكا رابطه برقرار شد، يا مذاكره شد، ديگر از سوى امريكا، اندكى حرف نازكتر از گل به جمهورى اسلامى گفته نخواهد شد! نه، بسيارى از كشورها كه با امريكا رابطه هم دارند، خيلى هم روابطشان- على‌الظاهر- در سطح جهانى، خوب و صميمى و مؤدبانه است؛ در عين حال امريكا هر جايى كه لازم باشد، ضربه‌ى خودش را مى‌زند، محاصره‌ى اقتصادى مى‌كند، تحريم مى‌كند! «2» يكى از رؤساى معروف همين چند كشور آسيايى كه در قضاياى بحران اقتصادى چند ماه قبل دچار ضرر شدند، در قضيه‌ى كنفرانس اسلامى كه به تهران آمده بود، به من گفت: «ملت ما يك شبه تبديل به يك‌


صفحه 144

ملت فقير شد»! مى‌گفت كه عامل آن هم همين سرمايه‌دارهاى صهيونيست و امريكايى هستند! آن كشور، با امريكا هم روابط صميمانه، يا رابطه‌اى دوستانه دارد. مگر رابطه مى‌تواند مشكلى را از كار يك ملت حل كند؟ مگر استكبار و ايادى دولت امريكا و ديگران آن وقتى كه منافعشان ايجاب كند، به ملتى هم رحم مى‌كنند؟! «1» 2/ 9- مجازات سياسى‌ ... شما ملاحظه كنيد: دولتهايى كه امروز امريكا- به اصطلاح وزارت خارجه‌ى خودشان- آنها را مجازات مى‌كند- مثل چين، روسيه، تركيه‌ى زمان حكومت حزب رفاه- مگر اينها با امريكا رابطه ندارند؟! مگر مذاكره نمى‌كنند؟ همه‌ى كسانى كه امريكا با آنها برخورد خشن مى‌كند، در زمينه‌هاى سياسى و اقتصادى با امريكا رابطه دارند. اين طور نيست كه رابطه با امريكا يا مذاكره با امريكا مانع از دشمنى امريكا بشود. الان كشورهايى هستند كه سفارتهايشان در امريكاست، سفارتهاى امريكا نيز در پايتختهاى آنها باز است و فعاليت مى‌كند، از لحاظ سياسى و كنسولى و غيره هم با يكديگر رابطه و ارتباط دارند؛ اما امريكا آنها را جزو ليست تروريستهاى دنيا معرفى مى‌كند! من حالا نمى‌خواهم اسم آن كشورها را بياورم. خوب است كه برادران ما در وزارت خارجه و جاهاى ديگر، اينها را به مردم بگويند و تبيين كنند. «2»