ملت فقير شد»! مىگفت كه عامل آن هم همين سرمايهدارهاى صهيونيست و امريكايى هستند! آن كشور، با امريكا هم روابط صميمانه، يا رابطهاى دوستانه دارد. مگر رابطه مىتواند مشكلى را از كار يك ملت حل كند؟ مگر استكبار و ايادى دولت امريكا و ديگران آن وقتى كه منافعشان ايجاب كند، به ملتى هم رحم مىكنند؟! «1» 2/ 9- مجازات سياسى ... شما ملاحظه كنيد: دولتهايى كه امروز امريكا- به اصطلاح وزارت خارجهى خودشان- آنها را مجازات مىكند- مثل چين، روسيه، تركيهى زمان حكومت حزب رفاه- مگر اينها با امريكا رابطه ندارند؟! مگر مذاكره نمىكنند؟ همهى كسانى كه امريكا با آنها برخورد خشن مىكند، در زمينههاى سياسى و اقتصادى با امريكا رابطه دارند. اين طور نيست كه رابطه با امريكا يا مذاكره با امريكا مانع از دشمنى امريكا بشود. الان كشورهايى هستند كه سفارتهايشان در امريكاست، سفارتهاى امريكا نيز در پايتختهاى آنها باز است و فعاليت مىكند، از لحاظ سياسى و كنسولى و غيره هم با يكديگر رابطه و ارتباط دارند؛ اما امريكا آنها را جزو ليست تروريستهاى دنيا معرفى مىكند! من حالا نمىخواهم اسم آن كشورها را بياورم. خوب است كه برادران ما در وزارت خارجه و جاهاى ديگر، اينها را به مردم بگويند و تبيين كنند. «2»
3/ 9- ايجاد بحران سياسى اقتصادى در تبليغات خودشان شايع مىكنند كه قطع رابطهى ايران و دولت امريكا به ضرر ملت ايران است! نه آقا، صد در صد به نفع ملت ايران است. اين يك حربهى از اثر افتاده است كه بخواهند در ميان ملتها اينطور وانمود كنند كه اگر ملتى با امريكا رابطه داشته باشد، از لحاظ مشكلات اقتصادى و مشكلات مادى، همهى مشكلاتش برطرف مىشود؛ نه، يك روزى بعضى از دولتهاى سادهلوح اينگونه خيال مىكردند؛ در كشور ما هم در اول انقلاب، عدهاى كه قدرتى پيدا كرده بودند و در رأس كارها بودند، آنها هم اينگونه خيال مىكردند، ليكن تجربهها در نقاط مختلف دنيا عكس اين را ثابت كرد. در كشور الجزاير، مردم مشكلات اقتصادى داشتند- كه داستانهاى مفصلى دارد- اينطور وانمود كردند كه رابطهى با امريكا، بازكنندهى اين گرههاست؛ در نتيجه به اين سمت رفتند؛ اما نتيجهى كار آنها را شما امروز داريد مىبينيد كه در الجزاير چه خبر است؛ ... امام در نامهيى كه به رهبر شوروى سابق نوشتند، فرمودند: شما كه داريد بساط جديدى را در كشورتان راه مىاندازيد، مواظب باشيد كه به غرب و به امريكا آنچنان گرايش پيدا نكنيد كه آنها بر امور شما مسلط بشوند. اين توصيه مورد توجه قرار نگرفت و امروز شما وضعشان را مىبينيد. رابطهى با امريكا، از لحاظ اقتصادى، نتيجهاش همان چيزى است كه امروز شما در روسيه مىبينيد. بسيارى از كشورهايى كه من نمىخواهم اسم بياورم كه رابطههاى بسيار خوب و عالى با امريكا دارند، از لحاظ اقتصادى، وضعشان زير صفر و بسيار بد است و پول ملىشان
بسيار بىارزش است. اينها براى ملت ايران تجربه است. «1» 10- سرنوشت انقلابها بعد از ايجاد رابطه ... اين سرنوشت آن انقلابها بود. عامل اين برگشتنها چه بود؟
مهمترين عامل، اين بود كه آن پيوند تحميلى ميان قدرت فائقه حكومت متجاوز و مستبد امريكا با اين كشورها منقطع نشده بود. وجود رابطهى بين آن دو موجب مىشد تا طرف قوىتر از آن رابطه استفاده كند و به طرف ضعيفتر فشار بياورد. امريكاييها در مجالس، در مذاكره در پشت ميزها و در معاملات گوناگون آن قدر فشار مىآوردند تا بالاخره طرف مقابل را وادار كنند كه ميدان را به نفع امريكاييها خالى كنند و آنها هم مىكردند. «2» 11- شرايط ايجاد مناسبات 1/ 11- تحقق شرايط پيشنهادى امام (ره)
امريكا از مصاديق و مواردى است كه ما ارتباط با او را قبول نداريم و رد مىكنيم. سؤال مىشود تا كى؟ پاسخ اين پرسش را، هم امام رحمه الله و هم همهى كسانى كه در اين باره صحبت كردهاند، گفته اند: تا وقتى كه سياستهاى مبنى بر زور و ظلم و فشار و خصومت با جمهورى اسلامى و
حمايت از دشمنان جمهورى اسلامى و پشتيبانى بىقيد و شرط از دولت صهيونيستى خاتمه پيدا كند. امام فرمودند: «تا وقتى كه آدم بشود». يعنى اين روشهاى غلط را اصلاح بكند. «1» 2/ 11- تغيير سياستهاى خصمانه تا وقتى كه نظام جمهورى اسلامى در خط صحيح حركت مىكند، تا وقتى كه آرمانها و اهداف قرآنى و الهى و اسلامى بر ما و بر اين نظام حاكم است، اين نفرت و مقابله با سردمداران استكبار جهانى- و در رأس همه امريكا- به قوت خود باقى است. اگر آنها رفتارشان را عوض بكنند، اين عوض خواهد شد، كه البته ما چنين گمانى را نداريم و بعيد مىدانيم. «2» تا وقتى كه امريكا در چنين مواضعى قرار دارد، ما رابطه با او را رد مىكنيم. تا وقتى كه سياست امريكا بر دروغ و فريب و جنايت و حمايت از دولت پليدى مثل اسرائيل و ظلم به ملتهاى مستضعف استوار است و تا وقتى كه خاطرهى جنايتهايى كه از طرف سردمداران امريكايى نسبت به ملت ايران انجام گرفته، در ذهن ملت ماست و جبران نشده- مثل خاطرهى سقوط هواپيما، مثل مسدود كردن داراييها و اموال ملت ايران در امريكا- امكان ندارد ما با دولت امريكا مذاكره كنيم يا با او رابطهيى برقرار نماييم. «3» (ملت ايران) امريكا را كه شيطان بزرگ و رأس فتنهى استكبار است، تا وقتى به روشهاى كنونى خود پاىبند است، دشمن خود به حساب خواهد
آورد و دست دوستى به سوى او دراز نخواهد كرد. «1» 3/ 11- حذف خوى سلطهطلبى جمهورى اسلامى، رابطه با رژيم امريكا را كه رمز و نشانهى قلدرى و سلطهى ناحق و مظهر ستم به ملتهاى ضعيف عالم است، مردود مىداند و تا وقتى آن رژيم، مستكبرانه به ملتها ظلم مىكند، در دولتها و كشورها دخالت مىكند، از رژيمهاى نامشروعى چون رژيم منفور صهيونيستى حمايت مىكند، با نهضتهاى آزاديخواهانه و بيدارى ملتها ستيزه مىكند و بخصوص با ملت مسلمان پيشگام ايران و ملتهاى به پا خواستهى مسلمان دشمنى مىورزد، هرگز با آن رژيم رابطه برقرار نخواهد كرد. «2» تا وقتى كه مسلمانان در هر نقطهيى از عالم، در هر منطقهى ما، در خليج فارس در كشور عراق و در نقاط مختلف مستقيم و غير مستقيم، از قِبل سياستهاى امريكا فشار و محنت مىبينند، مگر ممكن است كه يك لحظه نسبت به آن رژيم زورگوى قدّار انسانكشِ نسلكش، حسن ظن پيدا كنيم؟ مگر چنين چيزى مىشود؟ «3» 4/ 11- احترام متقابل در ايران، هيچ كس طرفدار و متمايل به مذاكره و ارتباط با امريكا نيست. اين حرفهايى كه گفته مىشود، حرفهاى ديگرى است كه اصلًا
ربطى به رابطه و مذاكره ندارد. ما از امريكا طلبكاريم كه بايد آن را به ما پس بدهد. شكى نيست كه اموال ما در آن جا مسدود است و بايستى آنها را باز كند و حق را به حقدار بدهد. طلب ما از امريكا و مسدود بودن اموالمان در آنجا، ربطى به ارتباط سياسى ندارد. بايد حق را به صاحبش بدهند. غير از اين استثناها، ما در ايجاد ارتباط باز عمل مىكنيم و هيچ شرطى جز ارتباط سالم مبتنى بر منافع طرفين و عدم ابتنا بر زورگويى و سلطهگرى نداريم. «1» 5/ 11- عدم حمايت از مخالفان نظام امريكا بايد به خاطر حمايت خود از ضد انقلابيون و منافقان و قاتلان مردم، توبه كند. مادامى كه اين توبههاى سياسى انجام نگيرد؛ دشمنى و خشم ملت ايران نسبت به ابرقدرتها- خصوصاً شيطان بزرگ؛ امريكا- به هيچ وجه كم نخواهد شد. «2»
اين صفحه در کتاب اصلي بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
فصل يازدهم: امام خمينى و آمريكا 1- رهبرى مبارزه در بحبوحهى تلاشهاى استعمار- امريكا و غير امريكا- و در اوج پيروزى استكبار، ناگهان در يك نقطهى بسيار حساس، يك انقلاب عظيم همراه با رهبرى فوق العاده و بى نظير، در ميان احساسات و عواطف و آگاهيها و نيروهاى مخلصانه و صادقانهى يك ملت قهرمان- كه اسلام بكلى آنها را منقلب كرده و ترس را از وجودشان ريخته- سر مىكشد. تمام نقشههايشان به هم ريخت. «1» در هنگامهى پر شور پيروزى، آن گاه كه كشتى انقلاب، با حكمت و توكل كشتيبان، بر روى امواج متلاطم حوادث، با صلابت و قدرت پيش رفته و به ساحل نجات رسيده بود، دست نيرومند انقلاب گريبان استكبار را گرفت و